نقد و بررسی
نقد رابین هود (Robin Hood) | 1973
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای آشنا در جامهای تازه «Robin Hood» محصول سال ۱۹۷۳، افسانهی مشهور یاغیِ جنگلنشین را در قالبی عرضه میکند که از همان آغاز، بیش از بازگویی دقیق یک روایت حماسی، به دنبال ساختن جهانی سرزنده و خوشطبع است. در انگلستانی خیالی که ساکنانش جانورانی انسانوارند، شاه ریچارد غایب است و شاهزاده جان با کمک سِر هیس و کلانتر ناتینگهام، مردم را زیر فشار مالیات میگذارد.
رابین هود و یارانش در برابر این بیعدالتی میایستند؛ اما فیلم مبارزهی آنان را با لحنی سبک، شوخ و موسیقایی دنبال میکند، نه با جدیتی سنگین و تاریخی. این انتخاب، هم مهمترین سرچشمهی جذابیت فیلم است و هم بخشی از محدودیت آن. اثر قصد ندارد اسطورهی رابین هود را از نو و با پیچیدگیهای تازه تعریف کند؛ بیشتر میخواهد از آشنایی مخاطب با قهرمان و جهان او بهره ببرد و مجموعهای از لحظههای خوشتماشا، آوازها و برخوردهای کمیک بسازد.
بنابراین، ارزش آن را باید بیش از آنکه در استحکام یک طرح داستانی پیچیده جستوجو کنیم، در شخصیتپردازی، حالوهوا و شیوهی بازیگوشانهی روایت دید. قهرمانی با خونسردی و شیطنت رابین هود این نسخه، قهرمانی پرهیاهو یا عبوس نیست. او با آرامش، زیرکی و نوعی اعتمادبهنفس بازیگوشانه از دل موقعیتهای خطرناک بیرون میآید.
این خونسردی، شخصیتش را دوستداشتنی میکند، اما در عین حال سبب میشود گاه بیش از آنکه نیرویی نمایشی و پرتنش باشد، حضوری دلپذیر در مرکز ماجرا به نظر برسد. فیلم ترجیح میدهد جذابیت او را از رفتار و شوخیهایش بسازد، نه از شرح مفصل انگیزهها یا کشمکشهای درونیاش. در برابر او، پرنس جان یکی از خوشساختترین سرچشمههای طنز فیلم است.
« این انتخاب، هم مهمترین سرچشمهی جذابیت فیلم است و هم بخشی از محدودیت آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خودخواهی، زودرنجی و ناتوانیاش در پنهانکردن ضعفهای شخصیتی، او را مضحک میکند؛ بااینحال، فیلم او را فقط به دلقکی بیآزار فرو نمیکاهد. پشت رفتار کودکانهاش، میل واقعی به قدرت و آمادگی برای ستم دیده میشود. همین دوگانگی به ضدقهرمان جان میدهد: مخاطب میتواند به او بخندد، اما همزمان میفهمد چرا مردم ناتینگهام از فرمانرواییاش آسوده نیستند.
سِر هیس نیز با حضور چاپلوسانه و واکنشهایش، به این مجموعهی کمدی انرژی میبخشد. رابطهی او و شاهزاده جان از آن تعاملهایی است که هر دو شخصیت را همزمان آشکار میکند: یکی تشنهی تأیید و فرمانروایی، دیگری ماهر در نزدیکشدن به قدرت و بهرهبردن از آن. صداپیشگی بازیگران در این بخشها نقش مهمی دارد؛ لحن، مکث و تأکیدهای صوتی، بسیاری از شوخیها را مؤثرتر از خودِ دیالوگ میکنند.
جمع یاران و گرمای جمعی یکی از دلایل ماندگاری فیلم، آن است که رابین هود را در انزوای قهرمانانه رها نمیکند. یارانش فقط همراهانی برای پرکردن قاب نیستند؛ هرکدام با خلقوخو و واکنشهای خاص خود، فضایی جمعی میسازند که فیلم در آن احساس صمیمیت میکند. رابطهی رابین و لیتل جان بهخصوص از جنس رفاقتی است که نیازی به توضیح فراوان ندارد.
تفاوت شخصیت این دو، فرصت شوخی میآفریند و در عین حال حس اعتماد و همراهی میانشان را پررنگ میکند. حضور شخصیتهایی چون ماریان، راهب تاک و آلن اَ دیل، جهان فیلم را از یک تقابل ساده میان قهرمان و حاکم ستمگر گستردهتر میکند. بااینهمه، همهی این شخصیتها به یک اندازه پرداخت نمیشوند.
« پشت رفتار کودکانهاش، میل واقعی به قدرت و آمادگی برای ستم دیده میشود. »
شخصیتها و اجرا
برخی بیشتر کارکردی مشخص در روایت دارند تا مسیری مستقل؛ اما همین شخصیتهای کمپرداخت نیز به بافت گرم و آشنای فیلم کمک میکنند. موفقیت گروه در نهایت از آنجا میآید که تماشاگر احساس میکند با جمعی آشنا و سرزنده روبهروست، نه با مهرههایی که صرفاً برای پیشبرد پیرنگ کنار هم چیده شدهاند.
موسیقی؛ صدای جهان فیلم موسیقی در «Robin Hood» بخشی فرعی یا تزئینی نیست؛ یکی از راههای اصلی بیان لحن اثر است. ترانهها به فیلم حس حرکت، شوخطبعی و صمیمیت میدهند و گاه بیش از خودِ کنش داستانی در ذهن میمانند. پیوند میان روایت و موسیقی، بهویژه در لحظههایی که آلن اَ دیل نقش راوی و نوازنده را به عهده میگیرد، باعث میشود فیلم حالتی قصهگو و مردمی پیدا کند؛ گویی داستان را در جمعی دوستانه میشنویم، نه در قالب روایتی رسمی و پرابهت.
این ترانهها فقط برای افزودن شادی نیستند. در کنار قطعات سرزنده، لحظههایی هم وجود دارند که موسیقی از فضای کمدی فاصله میگیرد و اندوه یا محرومیت مردم را نمایان میکند. همین تغییر لحن، به تصویر جامعهی تحت فشار عمق عاطفی میبخشد. با وجود این، موسیقی گاهی جای پیوندهای روایی محکمتر را میگیرد: هر قطعه میتواند بهتنهایی دلنشین باشد، اما همهی آنها لزوماً به ساختن مسیری یکپارچه و فزاینده منجر نمیشوند.
بااینحال، گوشهگیری آهنگها از داستان به حدی نیست که جهان فیلم را از هم بگسلد؛ بیشتر نشان میدهد که اثر به تجربهی حسی و خاطرهانگیز اهمیت ویژهای میدهد. انیمیشن و زبان بصری انیمیشن فیلم در بهترین لحظههایش، بهجای نمایش جزئیات پرزرقوبرق، بر حرکت، رنگ و بیان چهره تکیه میکند. طراحی جانوران به شخصیتها هویت فوری میدهد و کمک میکند ویژگیهای رفتاریشان در همان نگاه نخست خوانا باشد.
« موسیقی؛ صدای جهان فیلم موسیقی در «Robin Hood» بخشی فرعی یا تزئینی نیست؛ یکی از راههای اصلی بیان لحن اثر است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جنگل نیز صرفاً پسزمینهای برای تعقیبوگریز نیست؛ فضای آن به فیلم حس پناه، آزادی و زندگی جمعی میبخشد. این تفاوت میان جنگل و شهر، تقابل میان زیستن در کنار یکدیگر و فرمانبرداری از قدرت را به شکلی ساده اما مؤثر قابلدرک میکند. بااینحال، کیفیت اجرا در سراسر فیلم یکدست نیست. گاهی حرکتها و تصویرها چنان روان و خوشبیاناند که توجه را به خود جلب میکنند؛ در بخشهایی دیگر، انیمیشن خشنتر یا ناهماهنگتر به نظر میرسد.
بعضی صحنهها نیز حس میدهند که فیلم بیش از آنکه در پی نوآوری بصری باشد، از راهحلهای آشنا و اقتصادی بهره میگیرد. این نوسان ممکن است برای تماشاگرانی که از انیمیشن انتظار پرداخت پیوسته و دقیق دارند، آشکار باشد؛ اما برای مخاطبی که با هدف غرقشدن در فضا و شوخیها فیلم را میبیند، لزوماً مانعی جدی نیست.
روایتی خوشتماشا، اما نابرابر ساختار داستانی فیلم به اندازهی شخصیتها و ترانههایش استوار نیست. روایت گاه از یک ماجرای کوچک به ماجرایی دیگر میرود و حس میشود بخشهایی بیشتر برای فراهمکردن موقعیتهای کمدی یا نمایش ویژگیهای شخصیتها کنار هم آمدهاند تا برای ساختن زنجیرهای کاملاً پیوسته از علت و معلول.
چنین پراکندگیای باعث میشود تنش در همهی لحظهها یکسان بالا نرود و بعضی بخشها اثرگذاری بیشتری از بخشهای دیگر داشته باشند. بااینحال، این تکهتکهبودن را نباید صرفاً نقصی بیجبران دانست. فیلم از ابتدا حالتی قصهگو و اپیزودیک دارد و بخش زیادی از لذت آن در خودِ موقعیتهاست: شوخی میان شخصیتها، فرارها، تغییر چهرهها و لحظههای موسیقایی.
« جنگل نیز صرفاً پسزمینهای برای تعقیبوگریز نیست؛ فضای آن به فیلم حس پناه، آزادی و زندگی جمعی میبخشد. »
قوتها و کاستیها
مشکل زمانی پدیدار میشود که این لحظههای خوشایند، به جای آنکه همدیگر را تقویت کنند، اندکی جدا از هم احساس میشوند. همچنین بخش پایانی بیش از اندازه درنگ میکند و میتوانست با ایجاز بیشتری به نتیجه برسد. بااینهمه، این کشآمدن بهتنهایی نمیتواند گرمای کلی فیلم را از میان ببرد. جمعبندی «Robin Hood» فیلمی است که بیش از هر چیز با شخصیتهای خوشحضور، موسیقی ماندگار و فضای گرمش در حافظه میماند.
این اثر در روایت، همیشه منسجم و در انیمیشن، همیشه هموار نیست؛ اما آنقدر از شوخی، صمیمیت و سرزندگی بهره دارد که ضعفهایش را به بخشی از بافت کلی خود بدل میکند. رابین هودش قهرمانی دوستداشتنی است، هرچند جهان فیلم گاه بیش از آنکه داستانی فشرده بسازد، به لحظههای پراکنده و دلنشین تکیه میکند.
تماشای دوبارهی فیلم نیز بیش از آنکه به دنبال غافلگیری یا پیچیدگی روایی باشد، فرصتی برای بازگشت به فضایی آشناست: جایی که قهرمانی زیرک با دوستانش در برابر زورگویی میایستد، شوخی و موسیقی در کنار خطر جا میگیرند و ماجراجویی، با همهی سادگیاش، هنوز جذابیت دارد. این تعادلِ ناپیوسته اما صمیمی، «Robin Hood» را به اثری تبدیل میکند که شاید شاهکار بینقصی نباشد، ولی هویت و دلنشینی خاص خود را دارد.
« همچنین بخش پایانی بیش از اندازه درنگ میکند و میتوانست با ایجاز بیشتری به نتیجه برسد. »
ثبت دیدگاه