نقد و بررسی
نقد Blackie the Pirate | 1971
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجوییای با بادبانهای نیمهگشوده «Blackie the Pirate» یا «Il corsaro nero» فیلمی ماجراجویانه و کمدی از سال ۱۹۷۱ است که در مرکز آن رقابت چند دزد دریایی بر سر کشتی حامل طلای اسپانیایی قرار دارد. بلکی، ناخدایی زیرک و جسور، از طریق دون پدرو از محموله باخبر میشود و برای یافتن آن نقشه میکشد.
ورود زنی به نام ایزابل به ماجرا، همراه با شناخت دون پدرو از هویت او و رقابت ناخدایان دیگر، این جستوجو را از یک تعقیب سادهٔ گنج به رشتهای از معاملهها، بدگمانیها و توطئهها بدل میکند. فیلم آشکارا به سنت ماجراجوییهای دریایی و آثار شمشیربازیمحور تکیه دارد: بندرهای پرجنبوجوش، پناهگاه دزدان، کشتیهای جنگی و شخصیتهایی که بیش از آنکه به قانون وفادار باشند، به سود و بخت خویش چشم دوختهاند.
اما «Blackie the Pirate» نه کاملاً یک کمدی پرشتاب است و نه ماجرایی حماسی؛ میان این دو حالت معلق میماند و همین دوگانگی، هم بخشی از جذابیتش است و هم سرچشمهٔ برخی کاستیهایش. روایتی پُرپیچوخم، اما نه همیشه روشن طرح داستان ظرفیت سرگرمکنندهای دارد: اطلاعاتی دربارهٔ طلا، چند گروه رقیب، هویتی پنهان و پیمانهایی که هر لحظه ممکن است فروبپاشند.
چنین مصالحی میتوانستند به روایتی پرتنش و خوشساخت بینجامند، اما فیلم در پیوند دادن رویدادها و روشنکردن انگیزههای شخصیتها همیشه موفق نیست. گاهی تماشاگر میفهمد چه اتفاقی افتاده، اما دقیقاً روشن نیست چرا هر شخصیت در آن لحظه چنین تصمیمی گرفته است. این ابهام بهویژه از تعدد بازیگران و خطوط داستانی میآید.
« بلکی، ناخدایی زیرک و جسور، از طریق دون پدرو از محموله باخبر میشود و برای یافتن آن نقشه میکشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بلکی، دون پدرو، ایزابل و ناخدایان رقیب هر یک سهمی در حرکت روایت دارند، اما همه به یک اندازه پرداخت نمیشوند. گاهی داستان از یک شخصیت به دیگری میرود، بیآنکه فرصت کافی برای جاافتادن انگیزه یا پیامد تصمیمها فراهم کند. نتیجه، ماجرایی است که لحظات پراکشش را دارد، اما پیوستگی دراماتیک آن نوسان میکند.
پیچشهای داستانی هم بیشتر برای پیشبردن ماجرا به کار میروند تا آنکه از دل شخصیتپردازی و رابطههای شکلگرفته برآیند. بلکی و جاذبهٔ ستارهای ترنس هیل مهمترین نیروی فیلم، حضور ترنس هیل در نقش بلکی است. او با چهرهٔ آرام، لبخند آشنا و چابکی بدنیاش، تصویری از دزد دریایی میسازد که بیش از خشونت و هیبت، بر زیرکی و شوخطبعی تکیه دارد.
بلکی در ظاهر مردی قانونگریز و فرصتطلب است، اما بازی هیل نوعی نجابت و خونسردی به او میبخشد؛ همین تضاد کمک میکند شخصیت از کلیشهٔ ناخدای شرور فاصله بگیرد. هیل حضور پرجنبوجوشی دارد، ولی فیلم همیشه مواد کافی برای درخشش او فراهم نمیکند. شوخیها گاه بهجای آنکه از موقعیت یا شخصیت بجوشند، صرفاً میان صحنههای پرحادثه جا داده شدهاند.
از سوی دیگر، فیلم برخلاف بسیاری از آثار شناختهشدهٔ این زوج، هیل و باد اسپنسر را در جایگاه همراه و همقهرمان قرار نمیدهد. اسپنسر در نقش ناخدا اسکال بیشتر رقیب بلکی است و حضور مشترک این دو محدودتر از انتظاری است که نامشان ممکن است ایجاد کند. کشمکش میانشان جذابیت بالقوهای دارد، اما فرصت چندانی برای پرورش یک رابطهٔ پیچیده یا بازی متقابل فراهم نمیشود.
« بلکی، دون پدرو، ایزابل و ناخدایان رقیب هر یک سهمی در حرکت روایت دارند، اما همه به یک اندازه پرداخت نمیشوند. »
شخصیتها و اجرا
زنان و منطق معامله ایزابل یکی از گرههای اصلی ماجراست؛ حضور او بر رقابت ناخدایان اثر میگذارد و شخصیتهای مرد را به بازتعریف نقشههایشان وامیدارد. بااینحال، فیلم برای او به اندازهٔ اهمیتش در پیرنگ، عمق شخصیتی فراهم نمیکند. او بیشتر در مقام عاملی برای تغییر موازنهٔ قدرت و برانگیختن تصمیمهای دیگران عمل میکند تا شخصیتی که خواستهها و تناقضهایش بهروشنی بسط یافته باشد.
خودِ منطق خریدوفروش انسانها در پناهگاه دزدان نیز فرصتی برای نشاندادن مناسبات خشن و بیرحم این جهان فراهم میکند، اما فیلم برخوردی دوگانه با آن دارد: از یک سو، این رخداد را جزئی از فضای خطرناک و بیقانون داستان میسازد؛ از سوی دیگر، لحن سبک و ماجراجویانهاش مانع از آن میشود که پیامدهای اخلاقی این وضعیت جدیتر بررسی شوند.
در نتیجه، برخی لحظات که میتوانستند تنش یا معنای بیشتری پیدا کنند، در چارچوب سرگرمی سبک باقی میمانند. دزدان دریایی در قاب رنگارنگ از نظر بصری، فیلم به جاذبههای آشنای ژانر وفادار است. لباسها، کلاهها، سلاحها و فضای بندر، جهانی رنگارنگ و پرجزئیات میسازند که بهسرعت حالوهوای ماجراجویی را منتقل میکند.
طراحی صحنه و پوششها از عناصر دلنشین اثرند؛ حتی وقتی پیرنگ از انسجام فاصله میگیرد، ظاهر فیلم همچنان تماشاگر را در فضای دزدان دریایی نگه میدارد. بااینهمه، کیفیت بصری در صحنههای دریایی افت میکند. نبرد کشتیها با نماهایی اجرا شده که از نظر بافت و کیفیت با تصاویر اصلی هماهنگ نیستند.
« بااینحال، فیلم برای او به اندازهٔ اهمیتش در پیرنگ، عمق شخصیتی فراهم نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ناهماهنگی، توهم پیوستهٔ جهان فیلم را میشکند و گاه مقیاس نبرد را بیش از آنکه هیجانانگیز کند، مصنوعی جلوه میدهد. جلوههای ویژه و حقههای صحنه نیز به معیارهای امروز ساده و کمرمق به نظر میرسند؛ هرچند بخشی از این سادگی را میتوان با توجه به زمان ساخت فیلم و شیوهٔ تولید آثار ماجراجویانهٔ کمهزینهتر آن دوره درک کرد.
اکشن و کمدی: میان قصد و اجرا فیلم میکوشد شمشیربازی، زدوخورد و شوخی را در کنار هم نگه دارد، اما تعادل میان این عناصر همیشه برقرار نیست. نبردهای تنبهتن گاه انرژی دارند و حضور هیل به آنها سبکی میبخشد؛ بااینحال، طراحی حرکتها و اجرای بعضی لحظات چنان ناصاف است که خطر واقعی بهندرت احساس میشود.
صحنههای دریایی نیز بهدلیل اتکای آشکار به تصاویر ناهمگون، کشش لازم را پیدا نمیکنند. کمدی اثر هم بیشتر متکی به شخصیت و حالوهواست تا ساختار دقیق شوخی. بلکی خود بهتنهایی میتواند صحنه را زنده کند، اما بسیاری از موقعیتها به اندازهٔ کافی بسط نمییابند تا خندهای کامل یا غافلگیری مؤثری بسازند.
فیلم گاهی لحنی سبک و بازیگوش دارد و گاهی، بیآنکه این تغییر را بهخوبی مدیریت کند، وارد خشونت و جدیت میشود. این نوسان مانع از شکلگیری ضرباهنگی یکدست است. ریتم و جایگاه فیلم در کارنامهٔ زوج ریتم «Blackie the Pirate» کندتر از آن است که مصالح پرتحرکش وعده میدهند. گنج، خیانت، کشتیهای رقیب و نبرد میتوانند موتور روایتی پرسرعت باشند، اما میان نقاط عطف، فیلم بارها مکث میکند و انرژی داستان فروکش میکند.
« صحنههای دریایی نیز بهدلیل اتکای آشکار به تصاویر ناهمگون، کشش لازم را پیدا نمیکنند. »
قوتها و کاستیها
در برخی بخشها، تماشاگر منتظر است ماجرا با شتاب بیشتری به مرحلهٔ بعد برسد؛ در برخی دیگر، ابهامهای روایی باعث میشود تعلیق بهجای افزایش، پراکنده شود. اهمیت فیلم برای علاقهمندان به ترنس هیل و باد اسپنسر تا اندازهای در تفاوتش با همکاریهای مشهورتر آنهاست. اینجا زوج محبوب سینمای عامهپسند ایتالیایی، شریک یکدیگر نیستند و اسپنسر نقش رقیب را دارد.
همین جابهجاییِ نقشها برای تماشاگر آشنا با آثار بعدی یا شناختهشدهترشان جالب است، اما فیلم بهتنهایی از همان هماهنگی کمیک و ریتمی برخوردار نیست که در همکاریهای موفقترشان میتوان یافت. جمعبندی «Blackie the Pirate» ماجراجویی دریایی رنگارنگی است که در مرکز آن بازی پرجاذبهٔ ترنس هیل و جستوجوی طلای اسپانیایی قرار دارد.
طراحی لباس و فضای بندری، حالوهوای ژانر را خوشایند میسازند و تقابل بلکی با ناخدایان رقیب، پایهای مناسب برای سرگرمی فراهم میکند. بااینحال، روایت پراکنده، انگیزههای کمپرداختشده، ریتم کند و صحنههای دریایی ناهماهنگ، مانع از آن میشوند که فیلم به ماجرایی واقعاً پرهیجان و منسجم بدل شود.
ارزش تماشای آن بیشتر در فضای کلاسیک و رنگوبوی سینمای ماجراجویانهٔ دههٔ هفتاد، و نیز در دیدن ترنس هیل و باد اسپنسر در آرایشی متفاوت از همکاریهای معمولشان است. فیلم لحظات دلنشینی دارد، اما جاذبهٔ اجزای پراکندهاش از قدرت کلی روایت بیشتر است.
« اهمیت فیلم برای علاقهمندان به ترنس هیل و باد اسپنسر تا اندازهای در تفاوتش با همکاریهای مشهورتر آنهاست. »
ثبت دیدگاه