نقد و بررسی
نقد شکارچی شب (Night Hunter) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تریلری در قلمرو آشنا «Night Hunter» ساختهٔ David Raymond، تریلری جنایی است که از همان ابتدا خود را در فضایی سرد و تهدیدآمیز جای میدهد: شهری زمستانی، پروندههایی از آدمربایی و قتل، و گروهی از مأموران که میکوشند پیش از آنکه قربانی دیگری ناپدید شود، رد مجرم را پیدا کنند. محور روایت، کارآگاه والتر مارشال با بازی Henry Cavill است؛ افسری که در جریان تحقیق با مایکل کوپر، قاضی سابقی که به مقابلهٔ خودسرانه با مجرمان روی آورده، و ریچل چیس، تحلیلگر رفتار، روبهرو میشود.
فیلم تعمداً از همان ابتدا لحن تیرهای برمیگزیند و نوید روایتی میدهد که در آن مرز میان عدالت، انتقام و وسواس بهآسانی روشن نیست. این بستر بالقوه جذاب است، اما اثر بیش از آنکه آن را به پرسشی اخلاقی یا روانشناختی بدل کند، از آن بهعنوان سوختی برای تعقیبوگریز و غافلگیری استفاده میکند.
«Night Hunter» به ژانر جنایی روانشناختی علاقهمند است، اما کمتر میکوشد قواعد آشنای آن را دگرگون کند. در نتیجه، آشنایی با الگوهای این گونهٔ سینمایی میتواند مسیر روایت را زودتر از آنچه فیلم میخواهد آشکار سازد. فضای سرد، تهدیدی مؤثر مینهسوتای زمستانی در فیلم فقط پسزمینهای جغرافیایی نیست؛ سرمای آن به حالوهوای داستان راه مییابد و حس انزوا و خطر را تقویت میکند.
« Night Hunter» به ژانر جنایی روانشناختی علاقهمند است، اما کمتر میکوشد قواعد آشنای آن را دگرگون کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تصاویر تیره، محیطهای بسته و فضاهای کمنور، جهانی میسازند که در آن امنیت شکننده به نظر میرسد. این انتخاب بصری با موضوع تعقیب شکارچی و قربانیانش تناسب دارد و در بخشهایی به فیلم کمک میکند تعلیق خود را حفظ کند. بااینحال، فضای وهمآلود بهتنهایی جای پرداخت را نمیگیرد. فیلم گاه چنان بر تیرگی و خشونت تکیه میکند که این عناصر بیشتر به نشانههای قراردادی یک تریلر تبدیل میشوند تا اجزایی که معنای تازهای به روایت بدهند.
تاریکی در بهترین لحظات، انتظار و اضطراب میآفریند؛ اما در لحظات کماثرتر، بیشتر نقش پوششی را دارد که کمبود عمق در شخصیتپردازی و داستان را پنهان نمیکند. روایت پرحادثه و مسئلهٔ ریتم فیلم میکوشد با جابهجایی میان خطوط داستانی و آشکار کردن تدریجی اطلاعات، تماشاگر را درگیر نگه دارد.
پروندهٔ پلیس، شیوهٔ عمل کوپر و تلاش تیم تحقیق برای فهمیدن ذهن مظنون، هر یک ظرفیتی برای پیشبرد تعلیق دارند. بهویژه تقابل میان رویکرد قانونی مارشال و عدالتخواهی شخصی کوپر میتوانست به کشمکشی پرمعنا بدل شود: آیا هدف نجات قربانیان، هر وسیلهای را مجاز میکند؟ اما فیلمنامه این ظرفیت را به اندازهٔ کافی نمیپرورد.
« تصاویر تیره، محیطهای بسته و فضاهای کمنور، جهانی میسازند که در آن امنیت شکننده به نظر میرسد. »
شخصیتها و اجرا
وقایع گاه با شتاب به مرحلهٔ بعد میروند، بیآنکه پیامدهایشان مجال تهنشین شدن پیدا کند؛ در مقابل، بعضی بخشها نیز با مکثهای طولانی و تکرار اطلاعات، کش میآیند. به همین دلیل، تجربهٔ تماشای فیلم همزمان میتواند پرحادثه و کند به نظر برسد: رویدادها فراواناند، اما پیوند میان آنها همیشه روان و قانعکننده نیست.
تعلیق نیز، بهجای آنکه پیوسته از دل منطق شخصیتها رشد کند، بیشتر به چیدمان اتفاقها وابسته میماند. بازیها و ظرفیتهای بهکارنگرفته بازیگران شناختهشدهٔ فیلم از نقاط قوت بالقوهٔ آناند. Henry Cavill در نقش والتر مارشال حضوری جدی و فیزیکی دارد و میکوشد خستگی و فشار یک پروندهٔ سنگین را منتقل کند.
بااینحال، شخصیت او غالباً به اخم، سکوت و عزم راسخ محدود میشود؛ نشانههایی که بهتنهایی برای ساختن یک قهرمان پیچیده کافی نیستند. آنچه از زندگی شخصی او میدانیم نیز بهندرت در تصمیمهایش عمق تازهای ایجاد میکند. Ben Kingsley به مایکل کوپر وزن و تجربه میبخشد. حضورش میتواند میان خویشتنداری ظاهری و خشونتِ روشهای شخصیت تنشی جذاب بسازد، اما فیلمنامه کمتر از این دوگانگی بهره میگیرد.
« تعلیق نیز، بهجای آنکه پیوسته از دل منطق شخصیتها رشد کند، بیشتر به چیدمان اتفاقها وابسته میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Alexandra Daddario در نقش ریچل چیس نیز در موقعیتی قرار دارد که میتوانست تحلیلگری دقیق و مستقل را به مرکز درام بیاورد؛ بااینهمه، نقش او بارها به کارکردی کمکی تقلیل مییابد. در سوی دیگر، Brendan Fletcher با بازی پرانرژی و پرتنش خود توجه را جلب میکند، ولی شدت اجرا همیشه با ظرافت روانشناختی همراه نیست.
حاصل کار، گروهی از بازیگران تواناست که اغلب با نقشهایی روبهرو هستند که مجال کافی برای گسترش نمییابند. فیلمنامه، کلیشه و غافلگیری بزرگترین مانع فیلم، فیلمنامهٔ آن است. «Night Hunter» از الگوهای شناختهشدهٔ تریلرهای قاتل زنجیرهای استفاده میکند: مظنونی که دستگیریاش لزوماً پایان پرونده نیست، بازجوییهایی که قرار است اطلاعاتی تعیینکننده بیرون بکشند، و نشانههایی که معنای واقعی خود را دیرتر آشکار میکنند.
بهرهگیری از این قراردادها بهخودیخود ایرادی ندارد؛ مشکل زمانی آغاز میشود که فیلم به آنها بسنده میکند و برای ایجاد پیچیدگی، پیوندهای روایی را گاه تصنعی میسازد. در نتیجه، برخی چرخشهای داستانی بیش از آنکه حاصل شخصیتپردازی و منطق پیشین باشند، ابزارهایی برای تغییر ناگهانی مسیر ماجرا به نظر میرسند.
« حاصل کار، گروهی از بازیگران تواناست که اغلب با نقشهایی روبهرو هستند که مجال کافی برای گسترش نمییابند. »
قوتها و کاستیها
بدون ورود به جزئیات حساس داستان، میتوان گفت فیلم میان پنهانکاری و توضیحدادن تعادل پایداری پیدا نمیکند: گاهی اطلاعات را بیش از حد نگه میدارد و گاهی نتیجهای را با شتاب عرضه میکند که پشتوانهٔ عاطفی یا فکری کافی ندارد. تماشاگرِ آشنا با ژانر ممکن است پیش از فیلم به بعضی مسیرها برسد؛ و اگر هم غافلگیریای رخ دهد، الزاماً به معنای عمق بیشتر روایت نیست.
عدالت، خشونت و شخصیتپردازی تقابل میان پلیس و عدالتجوی خودسر، مهمترین امکان فکری فیلم است. این تقابل میتوانست مسئلهای جدی دربارهٔ محدودیتهای قانون، مسئولیت فردی و خطر تبدیل شدن عدالت به انتقام طرح کند. فیلم به این مضمون نزدیک میشود، اما بهندرت آن را تا پیامدهای اخلاقیاش دنبال میکند.
کوپر بیشتر با عمل تعریف میشود تا با تأمل؛ مارشال نیز در بسیاری از صحنهها واکنشی و وظیفهمحور باقی میماند. بنابراین، اختلاف آن دو بهجای آنکه به جدالی عمیق بر سر اصول بدل شود، عمدتاً نیروی محرک رخدادهاست. قربانیان نیز گاه بیش از آنکه شخصیتهایی مستقل با صدا و خواست خود باشند، در جایگاه موضوع جستوجوی دیگران قرار میگیرند.
« عدالت، خشونت و شخصیتپردازی تقابل میان پلیس و عدالتجوی خودسر، مهمترین امکان فکری فیلم است. »
جمعبندی
این محدودیت در اثری که دربارهٔ آدمربایی و خشونت علیه زنان است، اهمیت ویژه دارد: تمرکز بر خطر و تعقیب، اگر با توجه به تجربه و عاملیت قربانیان همراه نشود، میتواند جهان فیلم را از نظر عاطفی کمجان کند. اثر از شدت موضوعش آگاه است، اما همیشه نمیداند چگونه آن را به تجربهای انسانی و نه صرفاً هیجانانگیز تبدیل کند.
جمعبندی «Night Hunter» تریلری تیره و پرستاره است که در فضای زمستانی خود و در برخی صحنههای پرتنش، تعلیق قابلقبولی میسازد. بازیهای پرانرژی، بهخصوص در لحظات مواجهه و بازجویی، و حرکت مداوم داستان میتوانند برای تماشاگرانی که در پی سرگرمی جناییِ بیتکلفاند، جذاب باشند. بااینحال، همین فیلم در سطح فیلمنامه و شخصیتپردازی محدود میماند: ایدههایش را بهقدر کافی نمیکاود، از کلیشههای ژانر فاصله نمیگیرد و میان شتاب و کشآمدن روایت تعادل برقرار نمیکند.
در نهایت، اثر بیش از آنکه تصویری ماندگار از عدالت و خشونت ارائه دهد، مجموعهای از موقعیتهای آشنا و پرتنش است که به بازیگرانی توانمند سپرده شدهاند. تماشای آن میتواند لحظاتی درگیرکننده داشته باشد، اما ظرفیتهای داستانیاش از آنچه به نمایش میگذارد بیشتر است.
« تماشای آن میتواند لحظاتی درگیرکننده داشته باشد، اما ظرفیتهای داستانیاش از آنچه به نمایش میگذارد بیشتر است. »
ثبت دیدگاه