نقد و بررسی
نقد Cat Ballou | 1965
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی که افسانه را از جایگاهش پایین میآورد «Cat Ballou» از همان آغاز اعلام میکند که قرار نیست غرب وحشی را با همان جدیت و شکوه آشنای وسترن کلاسیک بازسازی کند. فیلم با ترانهخوانانی که سرگذشت قهرمانش را روایت میکنند، قصه را در قالب تصنیفی عامیانه میپیچد؛ گویی ماجرا نه تاریخ قطعی، بلکه افسانهای است که مردم شهر بارها شنیدهاند و هر بار با اندکی اغراق بازگو میکنند.
این انتخاب، لحن اثر را روشن میسازد: خشونت و عدالت و انتقام در جهان فیلم حضور دارند، اما در کنار آنها شوخی، هجو و بازی با قراردادهای ژانر نیز مدام خودنمایی میکند. کتی بالو، آموزگار جوانی که درگیر نزاع بر سر مزرعه پدرش میشود، بهتدریج از موقعیتی نسبتاً معمولی به چهرهای یاغی بدل میشود.
فیلم این دگرگونی را نه همچون سفر قهرمانی پرطمطراق، بلکه با نوعی سبکی و طنازی دنبال میکند. حاصل، وسترنی است که گاهی به قصهای حماسی شبیه میشود و گاهی همان حماسه را با یک لغزش، مکث یا اجرای اغراقآمیز از اعتبار میاندازد. هجوِ وسترن و بازی با انتظار تماشاگر یکی از جذابیتهای اصلی فیلم، وارونهکردن تصویر قهرمانان اسطورهای غرب است.
در وسترنهای متعارف، هفتتیرکش مشهور معمولاً با خونسردی، دقت و وقار وارد قاب میشود؛ اما «Cat Ballou» از همان تصور آشنا استفاده میکند تا آن را به شوخی بگیرد. شهرت و ظاهر قهرمانانه، در این جهان، تضمینی برای توانایی نیست. افسانه میتواند زیر فشار واقعیت روزمره فروبریزد و قهرمانی که از دور باشکوه به نظر میرسد، از نزدیک انسانی فرسوده و مضحک باشد.
« فیلم این دگرگونی را نه همچون سفر قهرمانی پرطمطراق، بلکه با نوعی سبکی و طنازی دنبال میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این هجو صرفاً به شخصیتها محدود نمیماند. فیلم با دوگانههای شناختهشدهٔ ژانر ــ قانون و بیقانونی، شجاعت و ترس، عدالت و انتقام ــ نیز بازی میکند. بااینحال، طنز اثر همیشه به معنای انکار جدیت موضوع نیست. مرگ، زورگویی و بیعدالتی همچنان پیامد دارند؛ تفاوت در آن است که فیلم اجازه نمیدهد این مفاهیم به قالبی کاملاً قهرمانانه و بیچونوچرا فروکاسته شوند.
گاهی همین فاصلهٔ میان امر تلخ و نحوهٔ سبکپردازی آن، سرچشمهٔ خنده است. جین فوندا و مسئلهٔ مرکزیت کتی جین فوندا در نقش کتی، آمیزهای از معصومیت، سرسختی و جسارت را به نمایش میگذارد. شخصیت او در آغاز، زنی جوان است که هنوز به قواعد زندگی پیرامونش خو نگرفته؛ اما موقعیت دشوار، او را وادار میکند از انتظارهای دیگران فاصله بگیرد و برای خود تصمیم بگیرد.
فوندا این گذار را با ظرافتی قابلباور پیش میبرد: کتی نه ناگهان به قهرمانی بینقص بدل میشود و نه تمام تردیدهایش را یکباره کنار میگذارد. مقاومت او بیشتر از دلِ ضرورت و درماندگی رشد میکند تا از اعتمادبهنفسی ازپیشآماده. بااینحال، فیلم در بهرهگیری از ظرفیت شخصیت اصلی کاملاً موفق نیست.
عنوان اثر وعده میدهد که کتی محور اصلی جهان داستان باشد، اما در بخشهایی از فیلم توجه به چهرههای فرعی و بهویژه حضور پررنگ لی ماروین، کانون توجه را از او میگیرد. کتی گاه به واکنشنشاندادن در برابر رفتار دیگران محدود میشود، درحالیکه مسیر شخصیتیاش میتوانست فضای بیشتری برای تصمیمگیری، ابتکار و تغییر درونی داشته باشد.
« این هجو صرفاً به شخصیتها محدود نمیماند. »
شخصیتها و اجرا
این نابرابری الزاماً بازی فوندا را کماثر نمیکند، اما باعث میشود شخصیت او کمتر از آنچه نام فیلم نوید میدهد بر روایت مسلط شود. لی ماروین؛ دو چهره در یک قاب لی ماروین موتور اصلی بسیاری از لحظههای کمدی فیلم است. بازی او در نقش هفتتیرکش ازکارافتاده، بر زمانبندی بدنی و دقت در جزئیات تکیه دارد: تلوتلوخوردنها، مکثهای نابجا، نگاههایی که گویی دیرتر از بدن به مقصد میرسند، و تلاش نافرجام برای حفظ شأنی که مدتهاست از دست رفته است.
ماروین نقش را صرفاً با مستی اغراقآمیز تعریف نمیکند؛ او در هر حرکت، نشانی از گذشتهٔ قهرمانانهٔ فروریختهٔ شخصیت را نیز باقی میگذارد. همین ترکیبِ مضحکه و اندوه، بازی را از یک نمایش صرفاً کاریکاتوری فراتر میبرد. حضور او در نقشی دوگانه، به فیلم امکان میدهد تصویر قهرمانانه و تصویر تهدیدآمیز را در برابر هم قرار دهد.
این تقابل، بیش از آنکه به پیچیدگی روانشناختی عمیقی برسد، کارکردی نمایشی و کمیک دارد؛ بااینحال، تفاوتهای ظاهری و رفتاری دو چهره بهخوبی در خدمت بازی با انتظار تماشاگر قرار میگیرد. گاهی کافی است ماروین وارد قاب شود تا توجه از دیگران ربوده شود. این توانایی، در عین آنکه از نقاط قوت فیلم است، همان مسئلهٔ کمرنگشدن نسبی کتی را نیز تشدید میکند.
آوازها، راویان و فضای نمایشی ترانههای میان روایت، عنصری حاشیهای یا تزئینی نیستند؛ آنها بخشی از زبان فیلماند. نَت کینگ کول و استابی کی، در جایگاه راویانی آوازخوان، قصه را به شیوهٔ یک تصنیف مردمی قاب میگیرند و میان مخاطب و رخدادها فاصلهای بازیگوشانه ایجاد میکنند. چنین شیوهای از تماشاگر میخواهد بهجای آنکه همهچیز را همچون بازنمایی واقعگرایانه بپذیرد، به ساختگیبودن افسانه و شکلگرفتن آن در حافظهٔ جمعی نیز توجه کند.
« لی ماروین؛ دو چهره در یک قاب لی ماروین موتور اصلی بسیاری از لحظههای کمدی فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
موسیقی، لحن سرزنده و نامتعارف اثر را تقویت میکند و بهویژه در آغاز، به فیلم هویتی متمایز میدهد. بااینهمه، تکرار بعضی قطعات میتواند اثر معکوس داشته باشد. وقتی ترانهای چند بار بیش از نیاز روایت بازمیگردد، از کارکردِ چارچوبساز خود فاصله میگیرد و به وقفهای در جریان قصه بدل میشود.
ازاینرو، موسیقی همزمان یکی از امضاهای بهیادماندنی فیلم و یکی از عوامل نوسان ریتم آن است. ریتم، پیوندهای روایی و نابرابری لحن ساختار روایی «Cat Ballou» بیش از آنکه بر پیوستگی دقیق و تدریجی استوار باشد، بر مجموعهای از موقعیتهای بامزه، ورود شخصیتها و تغییرهای ناگهانی تکیه میکند.
این ویژگی با فضای تصنیفی و افسانهوار فیلم تناسب دارد؛ قصه قرار نیست همیشه مانند درامی واقعگرا، هر تحول را با زنجیرهای از علتومعلولهای مفصل توضیح دهد. اما همین آزادی گاهی به شلختگی میانجامد. بعضی رخدادها چنان سریع پیش میروند که تغییر موقعیت شخصیتها فرصت کافی برای جاافتادن پیدا نمیکند.
ریتم فیلم نیز یکدست نیست. بخشهایی بهواسطهٔ اجرای پرانرژی و شوخیهای دیداری، زنده و پرتحرکاند؛ بخشهایی دیگر، بهویژه هنگام بازگشت مکرر موسیقی یا تکرار یک الگوی کمیک، کشدار میشوند. لحن اثر نیز میان هجو و درام حرکت میکند. این جابهجایی در بهترین لحظات، تناقضی دلپذیر میآفریند: خنده در کنار خطر قرار میگیرد و قهرمانی از دل ناکامی بیرون میآید.
« موسیقی، لحن سرزنده و نامتعارف اثر را تقویت میکند و بهویژه در آغاز، به فیلم هویتی متمایز میدهد. »
قوتها و کاستیها
اما هرگاه گذار میان این دو حالوهوا بیش از اندازه ناگهانی باشد، اثر بهجای ایجاد تضاد سنجیده، اندکی پراکنده به نظر میرسد. تصویری از قدرت، قانون و افسانه زیر لایهٔ سرگرمکنندهٔ فیلم، پرسشی اجتماعی نیز جریان دارد: وقتی قانون در خدمت صاحبان قدرت قرار میگیرد، عدالت از چه راهی ممکن است؟
کتی در جهانی زندگی میکند که زور و نفوذ اقتصادی میتوانند مسیر رسیدگی رسمی را منحرف کنند. فیلم این موقعیت را با زبانی سبک و هجوآمیز طرح میکند، اما اصل مسئله را کنار نمیگذارد. در این میان، یاغیشدن کتی هم نشانهٔ واکنش به بیعدالتی است و هم نشان میدهد که مرز میان دادخواهی و انتقام چندان ساده و روشن نیست.
بااینحال، فیلم بیش از آنکه این پرسشها را تا پایان بکاود، از آنها برای پیشبرد ماجرایی سرگرمکننده بهره میگیرد. شخصیتهای فرعی نیز گاه بیشتر به ابزار شوخی یا ساختن موقعیتی کمیک تبدیل میشوند تا انسانهایی با مسیر مستقل و پرداخت کامل. این محدودیت، بهویژه برای تماشاگرانی که انتظار درامی جدیتر دربارهٔ تحول کتی دارند، محسوس خواهد بود.
در عوض، اثر در بازآفرینیِ افسانهٔ غربی بهعنوان نمایشی جمعی و پر از اغراق، دستاوردی روشن دارد. جمعبندی «Cat Ballou» وسترنی کمدی و بازیگوش است که با افسانههای آشنای ژانر شوخی میکند، اما کاملاً از پیامدهای تلخ جهان خود فاصله نمیگیرد. اجرای درخشان لی ماروین، جذابیت جین فوندا و حضور آوازها به فیلم شخصیتی متمایز میبخشند؛ در مقابل، کمبود تمرکز بر کتی، تکرار برخی ترانهها و پیوندهای روایی ناپیوسته مانع از آن میشوند که همهٔ اجزای فیلم به یک اندازه اثرگذار باشند.
« کتی در جهانی زندگی میکند که زور و نفوذ اقتصادی میتوانند مسیر رسیدگی رسمی را منحرف کنند. »
جمعبندی
ارزش فیلم بیش از آنکه در انسجام بینقص داستان باشد، در لحن نامعمول و تواناییاش برای تبدیل وسترنِ قهرمانانه به قصهای خودآگاه، مضحک و در عین حال اندکی تلخ نهفته است.
ثبت دیدگاه