نقد و بررسی
نقد ظهور امپراتوریها: عثمانی (Rise of Empires: Ottoman) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
درآمد: تاریخ بهمثابه نمایش «Rise of Empires: Ottoman» بازگویی تلویزیونی یکی از رخدادهای بزرگ تاریخ است: لشکرکشی محمد دوم برای تصرف قسطنطنیه و رویارویی عثمانیان با امپراتوری بیزانس. اثر، قالب مستند و درام تاریخی را درهم میآمیزد؛ از یک سو بازسازیهای نمایشی و نبردهای پرهیجان را پیش میبرد و از سوی دیگر با روایت راوی و گفتوگو با کارشناسان، میکوشد رخدادها را در زمینه تاریخیشان قرار دهد.
حاصل، نه مستندی صرفاً آموزشی است و نه داستانی کاملاً مستقل از واقعیت؛ بلکه اثری میانابینی است که جذابیت درام را به خدمت روایت تاریخ میگیرد. ساختار دوگانه و ریتم روایت مهمترین انتخاب فرمی سریال، رفتوآمد میان صحنههای بازسازیشده و توضیحهای کارشناسان است. این ساختار میتواند به فهم بهتر موقعیتها کمک کند: بازسازی، رخداد را ملموس میسازد و بخشهای مستند، مخاطب را از غرقشدن کامل در خیال داستانی بازمیدارند.
در بهترین لحظهها، این دو لایه یکدیگر را تکمیل میکنند؛ نقشهها و توضیحها منطق نبرد را روشن میسازند و نمایش، به اطلاعات تاریخی وزن عاطفی میدهد. با این حال، این رفتوبرگشت همیشه روان نیست. گاهی گفتوگوهای کارشناسان جریان درام را متوقف میکند و گاهی صحنههای نمایشی آنقدر بر هیجان تکیه دارند که پیچیدگی تاریخی به پسزمینه میرود.
سریال در نتیجه میان دو خواسته در نوسان است: آموزش دادن و سرگرم کردن. این نوسان نقصی ذاتی در قالب اثر نیست، اما کیفیت آن به چگونگی ایجاد تعادل وابسته است؛ تعادلی که در برخی بخشها موفقتر از بخشهای دیگر شکل میگیرد. محمد دوم؛ شخصیت و نیروی پیشبرنده محمد دوم نیروی مرکزی روایت است؛ شخصیتی که جاهطلبی، اراده و میل به دگرگونکردن نظم موجود، به داستان حرکت میبخشد.
« با این حال، این رفتوبرگشت همیشه روان نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سریال او را نه صرفاً فرماندهای در رأس سپاه، بلکه مردی مصمم در آستانه تصمیمی بزرگ تصویر میکند. جذابیت شخصیت از همین تضاد میآید: هدف او عظیم است، اما تحقق آن به محاسبه، صبر، سیاست و توانایی متقاعدکردن اطرافیان نیاز دارد. بازی Cem Yiğit Üzümoğlu نیز بر همین وجه استوار است و کوششی برای نمایش اقتدار و بیقراری درونی شخصیت دارد.
با این همه، محمد دوم گاه بیش از اندازه در قالب قهرمان حماسی قرار میگیرد. وقتی روایت پیوسته بر نبوغ و عزم او تأکید میکند، فضای کمتری برای ابهام، خطا یا بررسی انتقادی انگیزههایش باقی میماند. درام از این راه نیرویی روشن و متمرکز پیدا میکند، اما شخصیت تاریخی ممکن است سادهتر و یکسویهتر از آنچه سزاوار است به نظر برسد.
نبرد و طراحی فضای حماسی یکی از موفقیتهای آشکار مجموعه، ساختن حس مقیاس است. محاصره، حرکت سپاه، فشار بر دیوارهای شهر و انتظار سنگین پیش از برخورد نیروها، بهگونهای تصویر میشوند که تماشاگر بزرگی رخداد را احساس کند. بازسازیها، حتی وقتی در جزئیات کاملاً بینقص نیستند، به سریال انرژی و کشش بصری میدهند.
این همان وجهی است که مخاطب را به تماشای ادامه ترغیب میکند: مجموعه میداند چگونه از آمادگی برای نبرد، خودِ نبرد و پیامدهای روانی آن تعلیق بسازد. موسیقی متن نیز نقشی مهم در این فضا دارد. موسیقی، هیبت صحنهها را تشدید میکند و به روایت لحنی آیینی و پرتنش میبخشد؛ گاه چنان اثرگذار که بخشهایی از سریال در ذهن بیشتر با حالوهوای صوتیشان باقی میمانند تا با جزئیات گفتوگوها.
« سریال او را نه صرفاً فرماندهای در رأس سپاه، بلکه مردی مصمم در آستانه تصمیمی بزرگ تصویر میکند. »
شخصیتها و اجرا
البته این تأکید موسیقایی همیشه ظریف نیست. در لحظاتی، موسیقی بهجای آنکه احساس صحنه را همراهی کند، آن را از پیش تعیین میکند و به تماشاگر میگوید چه چیزی را حماسی یا اندوهبار بداند. سیاست روایت و مسئله بیطرفی روایت تاریخی هیچگاه کاملاً خنثی نیست؛ انتخاب اینکه کدام شخصیتها در مرکز قرار گیرند، چه رخدادهایی برجسته شوند و کدام انگیزهها توضیح داده شوند، خود نوعی موضعگیری است.
«Rise of Empires: Ottoman» از دیدگاهی عثمانیمحور به ماجرا نزدیک میشود و در نتیجه، فتح قسطنطنیه اغلب در مدار اراده و دستاوردهای محمد دوم معنا مییابد. این رویکرد برای اثری ساختهشده از منظر ترکیه قابلفهم است، اما گاهی پیچیدگی تجربه طرفهای دیگر را محدود میکند. بیزانسیها و مدافعان شهر در روایت حضور دارند و مقاومت آنان بخشی از تنش داستان است، اما سهمشان در شکلدادن به معنای واقعه همیشه همسنگ محور عثمانی نیست.
تماشاگر ممکن است احساس کند برخی شخصیتها بیش از آنکه حامل دیدگاهی مستقل باشند، در خدمت برجستهکردن مسیر قهرمان اصلی قرار گرفتهاند. از سوی دیگر، همین زاویه دید میتواند برای مخاطبی که غالباً روایتهای اروپامحور را دیده، تازگی داشته باشد. مسئله نه حضور یک منظر مشخص، بلکه میزان آگاهی اثر از محدودیتهای آن است؛ جایی که این آگاهی کمرنگ میشود، روایت از تاریخ چندصدایی فاصله میگیرد.
بازسازی تاریخی و مرز میان واقعیت و درام سریال برای تبدیل رخدادهای تاریخی به تجربهای دیدنی، ناگزیر از انتخاب، فشردهسازی و گاه تخیل نمایشی است. حتی هنگامی که خط کلی رویدادها بر پایه تاریخ پیش میرود، انگیزههای خصوصی شخصیتها و گفتوگوهای آنان همیشه با همان قطعیت قابل بازسازی نیستند.
« البته این تأکید موسیقایی همیشه ظریف نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی ارزیابیها نیز میان درستی کلی زمانبندی و رخدادهای اصلی، از یک سو، و آزادیهای نمایشی در انگیزهها و موقعیتهای خاص، از سوی دیگر تمایز میگذارند. از همین رو، لباسها، چهرهپردازی و جزئیات صحنه را بهتر است بخشی از بازسازی تلویزیونی دانست، نه سندی قطعی درباره گذشته. هر جا که نمایش از توضیح و زمینهسازی فاصله میگیرد، احتمال دارد تماشاگر برداشت دراماتیک را با واقعیت تاریخی یکی بگیرد.
اگر مخاطب اثر را نقطه شروعی برای کنجکاوی بداند، این کاستی کمتر آسیبزا خواهد بود؛ اما اگر آن را گزارشی بیواسطه و بیطرفانه تلقی کند، سادهسازیهایش میتواند تصویری ناقص بسازد. فصل دوم و گسترش میدان داستان فصل دوم موضوع را از محاصره قسطنطنیه به لشکرکشی محمد دوم علیه ولاد دراکولا در والاچیا منتقل میکند.
این جابهجایی به مجموعه امکان میدهد وجه دیگری از قدرتطلبی سلطان و منطق گسترش قلمرو را دنبال کند؛ بنابراین ادامه صرف فصل نخست نیست، بلکه میدان تاریخی تازهای پیش میکشد. فصل دوم نیز، مانند فصل نخست، در قالبی ششقسمتی عرضه شده است. با وجود این گسترش، روایت فصل دوم گاه فشردهتر از آن است که موضوعاتش مجال کافی برای رشد پیدا کنند.
شخصیتها و زمینههای سیاسی فراواناند، اما بعضی از آنها بیشتر معرفی میشوند تا آنکه بهتمامی پرورده شوند. نتیجه، ریتمی تند و کموبیش سرگرمکننده است که در عوض از مکثهای لازم برای فهم انگیزهها و مناسبات میکاهد. از این نظر، فصل دوم هم ادامهای جذاب برای جهان سریال است و هم نمونهای از محدودیت زمانی قالب آن.
« فصل دوم نیز، مانند فصل نخست، در قالبی ششقسمتی عرضه شده است. »
قوتها و کاستیها
اجرا، موسیقی و تجربه تماشا در مجموع، بازیها در خدمت لحن جدی و پرشکوه اثر قرار دارند. روایتگری Charles Dance نیز به مجموعه وقار میبخشد؛ صدایی که با لحن سنجیدهاش میان بازسازیها و توضیحهای تاریخی پیوند برقرار میکند. اما امتیاز اصلی سریال را باید در ترکیب این عناصر جستوجو کرد، نه در تکتک آنها: بازی، موسیقی، نقشهها و بازسازیها کنار هم تجربهای دیدنی میسازند، حتی اگر هر بخش بهتنهایی بینقص نباشد.
برای مخاطبی که به تاریخ عثمانی، جنگهای محاصرهای و روایتهای مربوط به دگرگونی امپراتوریها علاقه دارد، اثر کشش زیادی دارد. در مقابل، کسی که انتظار تحلیلی کاملاً بیطرفانه یا موشکافی عمیق همه طرفهای درگیری را داشته باشد، احتمالاً از محدودیت زاویه دید و شتاب برخی بخشها آگاه خواهد شد.
ارزش تماشا در این است که سریال میتواند علاقه به رخداد را برانگیزد، نه آنکه آخرین و کاملترین کلمه درباره آن باشد. جمعبندی «Rise of Empires: Ottoman» مجموعهای پرکشش و خوشساخت در مرز میان مستند و درام تاریخی است. فضای تاریخی، موسیقی گیرا، بازسازیهای سرگرمکننده و تصویر جاهطلبی محمد دوم از نقاط قوت آناند.
در برابر، روایت عثمانیمحور، بعضی جزئیات تاریخی نهچندان دقیق و فشردگی فصل دوم، از عمق و توازن اثر میکاهند. بهترین شیوه تماشای آن، پذیرفتنش بهعنوان روایتی نمایشی از تاریخ است: روایتی که قدرت تصویر و هیجان را بهخوبی به کار میگیرد، اما برای فهم کامل رخدادها بهتنهایی کفایت نمیکند.
« اجرا، موسیقی و تجربه تماشا در مجموع، بازیها در خدمت لحن جدی و پرشکوه اثر قرار دارند. »
ثبت دیدگاه