نقد و بررسی
نقد برنامه جوخه آهنین The Iron Squad با زیرنویس فارسی (For the Emperor) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در سینمای جنایی «For the Emperor» ساختهٔ پارک سانگجون، فیلمی جنایی و اکشن از کرهٔ جنوبی است که در سال ۲۰۱۴ ساخته شد. اثر از همان آغاز وعدهٔ قصهای دربارهٔ سقوط، جاهطلبی و قدرت میدهد: لی هوان، بازیکن حرفهای بیسبال، پس از رسوایی تبانی از دنیای ورزش رانده میشود و به مجموعهای تبهکار در بوسان میپیوندد.
او زیر سایهٔ جونگ سانگها، رئیس بانفوذ شبکه، پلههای قدرت را بالا میرود؛ اما این مسیر با ورود رابطهای عاطفی و ناپدیدشدن زنی که به او نزدیک شده، رنگی شخصی و خطرناک پیدا میکند. فیلم در قلمرو آشنای نوآر جنایی حرکت میکند، هرچند بیش از آنکه بخواهد این قالب را دگرگون کند، بر خشونت، بدن و هیجان مستقیم تکیه دارد.
صعودی سریع، شخصیتی کمعمق لی هوان شخصیتی است که سقوط ورزشیاش میتوانست نقطهٔ آغاز یک درام اخلاقی پرکشش باشد: مردی که پس از ازدستدادن آیندهٔ حرفهای، میان پشیمانی و میل به بازگشت دستوپا میزند. فیلم، اما، این کشمکش را چندان نمیکاود. هوان بیشتر بهسرعت در مسیر تازهاش پیش میرود؛ جاهطلبی، خشونت و میل به جایگاه بالاتر او را تعریف میکنند، بیآنکه گذشتهٔ ورزشیاش همواره در تصمیمها و رفتارهایش پژواک روشنی داشته باشد.
در نتیجه، پیشینهٔ بیسبال گاه بیشتر بهانهای برای ورود به جهان تبهکاری به نظر میرسد تا عنصری که شخصیت را از درون شکل داده باشد. این انتخاب میتوانست به خلق ضدقهرمانی سرد و حسابگر بینجامد، اما فیلم بهندرت فرصتی میدهد تا تماشاگر رابطهٔ میان زخمهای گذشته و رفتار کنونی هوان را درک کند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او ناگهان در مرکز میدان قدرت قرار میگیرد و موقعیتش تغییر میکند؛ بااینحال، تغییر درونیاش به همان اندازهٔ صعود بیرونی باورپذیر و مرحلهبهمرحله نیست. قدرت، وفاداری و سایهٔ مرشد رابطهٔ هوان و سانگها یکی از محورهای بالقوهٔ جذاب فیلم است. رئیس باند هم پشتیبان و آموزگار اوست و هم نمادی از جهانی که در آن وفاداری، تا هنگامی ارزش دارد که با منفعت و قدرت سازگار باشد.
میان این دو، کشش و تهدیدی دوگانه شکل میگیرد: هوان از یک سو به نفوذ و جایگاه سانگها نیاز دارد، و از سوی دیگر، همان ساختار سلسلهمراتبی او را به رقابت با مرشدش سوق میدهد. پارک سونگ-وونگ به سانگها حضوری سنگین و مسلط میدهد؛ شخصیتی که بیش از آنکه پرحرف باشد، با سکوت و اقتدارش فضا را تحت فشار میگذارد.
در برابر او، لی مینکی نقش هوان را با خویشتنداری و چهرهای کمحالت بازی میکند. این تضاد میتوانست تنش دراماتیک مؤثری بسازد، اما فیلمنامه به اندازهٔ کافی رابطهٔ استاد و شاگرد را نمیپرورد تا رقابت نهایی آنها از نظر عاطفی عمق پیدا کند. قدرت این رابطه بیشتر در تصور و طرح اولیه نهفته است تا در پرداخت پیوستهٔ آن.
روایت پراکنده و پیوندهای سست مهمترین مانع فیلم، ناپیوستگی روایت است. داستان از تباهی ورزشی به سازوکار وامدهی و قمار، از جاهطلبی گانگستری به رابطهٔ عاطفی، و از نزاعهای درون باند به تهدیدهای تازه حرکت میکند؛ اما این گذارها همیشه به هم پیوند نمیخورند. گویی فیلم مجموعهای از موقعیتهای پرتنش را پشت سر هم میچیند، بیآنکه میان آنها خطی روشن از علت و معلول یا تحول شخصیت برقرار کند.
« قدرت، وفاداری و سایهٔ مرشد رابطهٔ هوان و سانگها یکی از محورهای بالقوهٔ جذاب فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
این پراکندگی بر ضرباهنگ نیز اثر میگذارد. بعضی بخشها بهسرعت از کنار اطلاعات و رخدادهایی میگذرند که میتوانستند به جهان داستان وزن بدهند، درحالیکه بخشهای دیگر بر لحظاتی مکث میکنند که تأثیر چندانی بر مسیر اصلی ندارند. بنابراین، رویدادها فراواناند، اما انباشت رویدادها الزاماً به معنای شکلگیری درامی منسجم نیست.
تماشاگر ممکن است از حادثهای به حادثهٔ بعدی کشیده شود، بیآنکه پیوند عاطفی محکمی با سرنوشت شخصیتها پیدا کند. رابطهای که به اندازهٔ کافی شکل نمیگیرد پیوند هوان با چا یونسو قرار است لایهای انسانیتر به داستان اضافه کند و خطر ازدستدادن چیزی ارزشمند را در برابر او قرار دهد. بااینحال، فیلم برای شکلگیری این رابطه زمان و جزئیات کافی فراهم نمیکند.
نزدیکی میان دو شخصیت بیشتر از آنکه از گفتوگو، اعتماد و تجربههای مشترک برآید، به چند لحظهٔ محدود و صحنههای جسمانی وابسته میشود. در نتیجه، وقتی غیبت یونسو به محرکی برای تغییر مسیر هوان تبدیل میشود، وزن عاطفی این اتفاق به اندازهٔ اهمیتی که داستان برایش قائل است احساس نمیشود. مشکل فقط کمبود زمان نیست؛ شخصیت یونسو نیز فرصت چندانی برای استقلال و پیچیدگی پیدا نمیکند.
او بیشتر در نسبت با هوان و بحران او تعریف میشود تا بهعنوان فردی با خواستهها و تناقضهای روشن. این کاستی باعث میشود رابطهٔ مرکزی فیلم بهجای آنکه نیرویی قانعکننده در دل قصه باشد، گاه همچون قطعهای از پیشساخته به نظر برسد که برای پیشبردن درگیریها به کار افتاده است. خشونت بهمثابهٔ نیروی اصلی جایی که فیلم با اطمینان بیشتری عمل میکند، صحنههای اکشن است.
« این پراکندگی بر ضرباهنگ نیز اثر میگذارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
درگیریهای تنبهتن، حمله با چاقو و خشونت عریان، جهان فیلم را بیرحم و ناپایدار میسازند. در اینجا، خشونت صرفاً پیامد جنایت نیست؛ بخشی از زبان بصری فیلم است و به آن انرژی میدهد. صحنهها گاه با خونوخونریزی افراطی و اغراقآمیز پیش میروند، تا جایی که بعضی زدوخوردها در عین خشونت، حالتی نامتعارف و حتی اندکی مضحک پیدا میکنند.
همین افراط میتواند برای تماشاگرانی که از اکشن خشن لذت میبرند سرگرمکننده باشد. اما هیجان این صحنهها همیشه به معنای وضوح یا اثرگذاری دراماتیک نیست. گاهی خشونت چنان بر قاب غلبه میکند که توجه از وضعیت شخصیتها و پیامدهای کنششان منحرف میشود. فیلم در طراحی لحظههای درگیری گاه پرجنبوجوش و چشمگیر است، ولی وقتی نوبت به ساختن پیامدهای احساسی خشونت میرسد، کمتر مکث میکند.
نتیجه، اکشنی است که میتواند تماشاگر را در لحظه درگیر کند، اما لزوماً در ذهن او به تجربهای عمیقتر تبدیل نمیشود. اجراها و عناصر فرساینده بازیها بهطور کلی از همان خویشتنداریای پیروی میکنند که فضای سرد و تبهکارانهٔ اثر میطلبد، اما خویشتنداری با بیحالی فاصلهٔ اندکی دارد. لی مینکی در نقش هوان گاه برای القای خطر و بیرحمی به سکون و نگاههای خالی تکیه میکند؛ بااینحال، این شیوه همیشه به شخصیت کاریزمای لازم را نمیبخشد.
در لحظاتی که باید وزن عاطفی یا اقتدار او آشکار شود، اجرا میتواند خشک و کماثر به نظر برسد. بازیگران دیگر نیز با وجود حضور پررنگ در فضای جنایی فیلم، از مواد دراماتیک محدودی برخوردارند و کمتر فرصتی برای بیرونآمدن از الگوهای آشنا پیدا میکنند. صحنههای جنسی نیز سهم قابل توجهی از فیلم دارند، اما معمولاً به عمقبخشی رابطه یا روشنکردن شخصیتها کمک چندانی نمیکنند.
« درگیریهای تنبهتن، حمله با چاقو و خشونت عریان، جهان فیلم را بیرحم و ناپایدار میسازند. »
قوتها و کاستیها
از این رو، تکرار آنها ممکن است نه بر کشش عاطفی بیفزاید و نه به پیشرفت داستان یاری رساند؛ بلکه ضرباهنگ را فرسوده و تأکید فیلم بر جذابیت جسمانی را آشکارتر کند. اگر این لحظات قرار است نزدیکی یا آسیبپذیری میان دو شخصیت را نشان دهند، پیوندشان با دیگر بخشهای داستان بهاندازهای محکم نیست که چنین کارکردی را بهخوبی انجام دهند.
جمعبندی «For the Emperor» فیلمی است که انرژی خود را بیشتر از اکشن خشن و فضای تبهکارانه میگیرد تا از روایت و شخصیتپردازی. صحنههای درگیری پرهیجاناند و افراطشان گاه جذابیتی ناخواسته و سرگرمکننده پیدا میکند؛ بااینحال، قصه پراکنده میشود، رابطهٔ عاطفی باورپذیری کافی نمییابد و بازیها در لحظات دراماتیک چندان اثرگذار نیستند.
فیلم تصویری از جاهطلبی و قدرت در جهان گانگستری عرضه میکند، اما کمتر میکوشد نشان دهد این جهان چه تحول درونیای در شخصیتهایش پدید میآورد. حاصل، اثری ناهموار است: برای علاقهمندان به خشونت پرتصویر و اکشن بیپرده لحظاتی سرگرمکننده دارد، اما برای آنکه در مقام درامی جنایی ماندگار شود، به انسجام روایی و پیوند عاطفی بسیار بیشتری نیاز داشت.
ثبت دیدگاه