نقد و بررسی
نقد نوشتن سرنوشت تو (Scripting Your Destiny) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای میان تقدیر و اختیار «Scripting Your Destiny» از فرضی ساده اما پربار آغاز میکند: ایزدی که سرنوشت آدمیان را مینویسد، برای آفرینش داستانی عاشقانه به زندگی و تخیل یک فیلمنامهنویس نزدیک میشود. همین برخورد میان جهانِ فراطبیعی و حرفهای که خود با ساختن روایت سروکار دارد، هستهٔ جذاب مجموعه را شکل میدهد.
در اینجا سرنوشت تنها نیرویی بیرونی نیست که بر شخصیتها فرود میآید؛ چیزی شبیه متن و قصه است که میتوان دربارهٔ شیوهٔ نگارشش پرسید: چه کسی آن را مینویسد، قهرمانانش تا چه اندازه در شکلدادن به آن سهم دارند و آیا احساس واقعی میتواند از چهارچوبهای ازپیشتعیینشده فراتر رود؟ مجموعه پاسخ فلسفی مفصل یا پیچیدهای برای این پرسشها تدارک نمیبیند؛ آنها را در قالب یک عاشقانهٔ فانتزی سبک و خوشتماشا پیش میبرد.
بااینحال، همین کشمکش میان نوشتن و زیستن به داستان امکان میدهد که از الگوی آشنای برخورد دو شخصیت متفاوت فراتر برود. رابطهٔ میان خالقِ سرنوشت و انسانی که قرار است در دل آن سرنوشت زندگی کند، از همان ابتدا ظرفیت عاطفی و اخلاقی ویژهای دارد: یکی میپندارد بر مسیر دیگری مسلط است، اما حضور آن دیگری کمکم تصورش را از اختیار و احساس دگرگون میکند.
مجموعه در مجموع ده قسمت کوتاه دارد و این قالب، هم به ریتم تند روایت کمک میکند و هم فرصت گسترش ایدههایش را محدود میسازد. جهان فانتزی و قواعد سرنوشت جهان خدایان در این اثر بیش از آنکه سامانهای اسطورهای با جزئیات فراوان باشد، چارچوبی روایی برای آزمودن مفهوم تقدیر است. خدایان مسئول نوشتن سرنوشت انسانها هستند و کارشان، دستکم در ظاهر، بر پایهٔ قواعدی مشخص پیش میرود.
« همین برخورد میان جهانِ فراطبیعی و حرفهای که خود با ساختن روایت سروکار دارد، هستهٔ جذاب مجموعه را شکل میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما اهمیت اصلی این قواعد نه در جزئیات اجرایی، بلکه در تضادی است که میسازند: اگر سرنوشت نوشته شده باشد، سهم انتخاب انسان چیست؟ اگر انسانی ارادهای نیرومند داشته باشد، آیا میتواند از مسیری که برایش تعیین کردهاند بیرون برود؟ و اگر نویسندهٔ سرنوشت خود درگیر احساس شود، آیا هنوز میتواند بیطرف بماند؟
این پرسشها جذاباند، اما مجموعه همیشه با دقتی یکسان به آنها وفادار نمیماند. بعضی از قوانین جهان فراطبیعی به اندازهای روشن طرح نمیشوند که تماشاگر بتواند پیامدهایشان را پیشاپیش بسنجد. گاه نیز به نظر میرسد قاعدهای که پیشتر محدودکننده بوده، برای پیشبرد رویدادها انعطاف بیشتری پیدا میکند.
این ابهام در یک داستان فانتزی لزوماً عیب مرگبار نیست؛ بخشی از لذت چنین آثاری به خیالپردازی و غافلگیری وابسته است. بااینهمه، وقتی سرنوشت و قواعد آن موتور اصلی تعارضاند، استحکام این قواعد اهمیت زیادی دارد. اگر مرزهای جهان داستان مدام تغییر کنند، وزن انتخاب شخصیتها نیز اندکی کاهش مییابد.
شخصیتها و نیروی رابطه شین هو یون، ایزدی که برای نوشتن سرنوشت انسانها به الهام نیاز دارد، در برخورد با گو چهکیونگ، فیلمنامهنویسی با تخیلی پرشور، با وضعیتی روبهرو میشود که برنامهریزی ساده برایش کافی نیست. تضاد میان نگاه سرد و حسابگرانهٔ او و ذهن داستانساز چهکیونگ، زمینهٔ بسیاری از موقعیتهای طنزآمیز را فراهم میکند.
« اگر انسانی ارادهای نیرومند داشته باشد، آیا میتواند از مسیری که برایش تعیین کردهاند بیرون برود؟ »
شخصیتها و اجرا
چهکیونگ نیز صرفاً موضوعِ تصمیمهای یک نیروی برتر نیست؛ حرفه و تخیلش او را به شخصیتی بدل میکند که میتواند دربارهٔ روایت، عشق و ساختن پایانهای ممکن پرسش داشته باشد. رابطهٔ این دو بر پایهٔ کنجکاوی، برخوردهای پیدرپی و فاصلهٔ میان آنچه هر کدام میداند و آنچه دیگری پنهان میکند پیش میرود.
جذابیت عاشقانهٔ مجموعه بیش از آنکه از پیچیدگی روانشناختی عمیق برخیزد، به تغییر تدریجی فاصلهٔ میان شخصیتها وابسته است: دو نفر که در آغاز جهان را از دو جایگاه متفاوت میبینند، آرامآرام ناچار میشوند آن را از منظر دیگری نیز تجربه کنند. این مسیر برای دوستداران عاشقانههای سبک دلنشین است، هرچند بخشهایی از تحول عاطفی شخصیتها میتوانست با مکث و پرداخت بیشتری همراه باشد.
حضور جونگ با رئوم، تهیهکنندهای مهربان که در مسیر عاطفی چهکیونگ جایگاهی پیدا میکند، به داستان امکان میدهد تا رابطهٔ اصلی را در خلأ پیش نبرد. تضاد شخصیتها و تفاوت در شیوهٔ نزدیکشدنشان به عشق، داستان را از یکنواختی دور میکند، اما شخصیتهای فرعی نیز زیر فشار زمان محدود، کمتر از آنچه ظرفیتشان نوید میدهد، بسط مییابند.
بازیگران، از جمله Jeon So-nee، Ki Do-hoon و Kim Woo-seok، به حفظ لحن سبک و قابلدسترس مجموعه کمک میکنند؛ بااینحال، در برخی لحظات، خود متن فرصت کافی برای عمیقتر کردن انگیزهها و واکنشهای آنان فراهم نمیآورد. عاشقانه و کمدی؛ سبکی سنجیده یکی از امتیازهای مجموعه، آگاهی از لحن مطلوب خود است.
« عاشقانه و کمدی؛ سبکی سنجیده یکی از امتیازهای مجموعه، آگاهی از لحن مطلوب خود است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
«Scripting Your Destiny» در بخش بزرگی از روایت، قصد ندارد به اثری سنگین و اندوهبار تبدیل شود. شوخیها، ناسازگاری میان شخصیتها و موقعیتهایی که از تفاوت میان جهان انسانی و جهان خدایان پدید میآیند، فضایی شیرین و سبک میسازند. این لحن برای قصهای که دربارهٔ سرنوشت و محدودیت اختیار است، کارکرد مهمی دارد: اجازه میدهد مضمونهای جدی بدون آنکه داستان پیوسته در حال توضیحدادن خود باشد، در دل روابط و موقعیتها حضور پیدا کنند.
بااینحال، کمدی همیشه به عمق عاطفی پیوند نمیخورد. در بعضی بخشها، شوخی و مشاجرهٔ دلنشین جای پرداختن به پیامدهای جدیتر موقعیت را میگیرد. این مسئله بهویژه هنگامی محسوس میشود که داستان از مخاطب انتظار دارد محدودیتهای زندگی یک انسان و مسئولیتهای یک ایزد را همزمان در نظر بگیرد.
تعادل میان سبکی و جدیت در تمام قسمتها یکدست نیست؛ اما این نوسان بخشی از شخصیت اثر است، نه نشانهٔ آنکه مجموعه میکوشد خود را چیزی بیش از یک عاشقانهٔ فانتزی جمعوجور نشان دهد. ریتم و ساختار روایی کوتاهی قسمتها از مهمترین ویژگیهای ساختاری این مجموعه است. روایت معمولاً با سرعت از موقعیتی به موقعیت دیگر میرود و کمتر در صحنههای گذار یا شرحوتفصیل طولانی مکث میکند.
نتیجه، تجربهای آسان و کمتعهد است که برای تماشاگر علاقهمند به داستانهای عاشقانهٔ فانتزی، کشش خود را زود آشکار میکند. حتی اطلاعاتی که برای فهمیدن رابطهها و وضعیت شخصیتها لازم است، در مسیری نسبتاً فشرده عرضه میشوند و داستان کمتر گرفتار حاشیههای طولانی میشود. اما همین اقتصاد روایی بهایی دارد.
« Scripting Your Destiny» در بخش بزرگی از روایت، قصد ندارد به اثری سنگین و اندوهبار تبدیل شود. »
قوتها و کاستیها
شخصیتها گاه پیش از آنکه فرصت کافی برای شکلگیری کامل پیدا کنند، به نقطهٔ عطف بعدی میرسند. جهان خدایان نیز بیشتر به اندازهای معرفی میشود که داستان بتواند حرکت کند، نه آنکه بهعنوان جهانی مستقل و پیچیده در ذهن مخاطب جا بیفتد. این فشردگی در پایان روایت پررنگتر میشود؛ بخشهای پایانی میکوشند وزن عاطفی بیشتری به داستان بدهند، اما مسیر رسیدن به آن احساسات میتوانست با زمینهچینی گستردهتر و ضرباهنگ آرامتری همراه باشد.
کوتاهی اثر هم نقطهٔ قوت آن است و هم محدودیتی که اجازه نمیدهد ایدههایش به تمامی شکوفا شوند. موسیقی، فضا و تأثیر عاطفی موسیقی در ایجاد پیوند میان لحن لطیف اثر و لحظههای احساسی نقش دارد. هرگاه داستان از شوخیهای روزمره فاصله میگیرد و به آسیبپذیری شخصیتها نزدیک میشود، موسیقی میتواند شدت عاطفی صحنه را افزایش دهد و به آن فرصتی برای ماندن در ذهن ببخشد.
این کارکرد بهویژه در نیمهٔ پایانی مهمتر میشود، زیرا روایت در آن بخش میکوشد از موقعیتهای بامزه و کشمکش عاشقانه فراتر رود و بر بهای انتخابها تمرکز کند. فضای بصری و اجرایی مجموعه نیز بیشتر در خدمت صمیمیت و دسترسپذیری است تا شکوه جهان فانتزی. این انتخاب با ساختار کوتاه اثر تناسب دارد، اما گاهی باعث میشود جهان فراطبیعی کمتر از ایدهٔ مرکزی خود وسعت و رمزآلودگی داشته باشد.
در نتیجه، تماشاگر بیشتر به رابطهٔ شخصیتها و پرسشهای آنها دربارهٔ عشق و اختیار توجه میکند تا به جزئیات دنیایی که خدایان در آن زندگی میکنند. موسیقی و فضای کلی در تقویت وجه احساسی موفقاند، اما نمیتوانند جای خالی پرداخت دقیقتر به جهان داستان را بهتنهایی پر کنند. مضمونها و محدودیتهای اثر در مرکز مجموعه، پرسشی آشنا اما همیشه زنده قرار دارد: آیا انسانها سرنوشت خود را زندگی میکنند یا صرفاً در متنی حرکت میکنند که دیگری برایشان نوشته است؟
« شخصیتها گاه پیش از آنکه فرصت کافی برای شکلگیری کامل پیدا کنند، به نقطهٔ عطف بعدی میرسند. »
جمعبندی
اثر این ایده را از راه رابطهای عاشقانه ملموس میکند. نوشتن سرنوشت، بهجای آنکه بحثی انتزاعی باقی بماند، به مسئلهای عاطفی بدل میشود؛ زیرا تصمیمی که بر صفحه ثبت شده، میتواند برای انسانی واقعی شادی، رنج یا امید به همراه آورد. از این منظر، مجموعه دربارهٔ مسئولیتِ قدرت نیز هست: دانستن آینده یا توانایی دستکاری آن، لزوماً به معنای فهمیدن نیازهای کسانی نیست که باید با پیامدهایش زندگی کنند.
اثر در طرح این مضمونها موفقتر از بسط کامل آنهاست. اگرچه گفتوگوی میان تقدیر و اراده در تمام داستان حضور دارد، فرصت اندکی برای بررسی دقیق تفاوت میان تغییر سرنوشت، پذیرفتن آن و نوشتن انتخابهای شخصی باقی میماند. برخی رخدادها نیز بهجای آنکه نتیجهٔ روشن یک قاعدهٔ تثبیتشده باشند، بیشتر به اقتضای حرکت داستان پیش میروند.
این امر میتواند از قدرت پرسش فلسفی مجموعه بکاهد: هنگامی که قواعد مبهم باشند، دشوارتر میتوان فهمید شخصیتها واقعاً در برابر چه محدودیتی ایستادهاند. جمعبندی «Scripting Your Destiny» عاشقانهای فانتزی و کوتاه است که ایدهای دوستداشتنی را با طنز، برخورد شخصیتهای ناهمگون و پرسشی دربارهٔ اختیار انسان پیوند میدهد.
مجموعه در ساختن فضایی شیرین و تماشاپذیر موفق است و در بخشهای پایانی میکوشد
« اثر این ایده را از راه رابطهای عاشقانه ملموس میکند. »



ثبت دیدگاه