نقد و بررسی
نقد دفترچههای انتقامجو (Vigilante Diaries) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان دفترچه و میدان نبرد «Vigilante Diaries» فیلمی است که از همان آغاز، بیش از آنکه بخواهد تماشاگر را با ظرافتی روایی همراه کند، او را به میانهٔ میدان میکشاند: شخصیتهایی مسلح، دشمنانی پرشمار، مأموریتهایی پیدرپی و جهانی که در آن خشونت به زبان اصلی ارتباط بدل شده است. داستان، گروهی از مأموران عملیات سیاه را دنبال میکند که در هیئت مبارزان خودخواندهٔ عدالت فعالیت میکنند.
رهبر مرموزشان، ویجیلانته، با برانگیختن خشم رئیس مافیای ارمنی، رشتهای از درگیریها را رقم میزند و ماجرا از نزاعی جنایی به توطئهای گستردهتر گره میخورد. همین طرح پرحجم، وعدهٔ یک تریلر بینالمللی و پرشتاب را میدهد؛ اما فیلم در عمل میان بلندپروازی داستانی و لذت لحظهای از صحنههای اکشن گرفتار میماند.
فیلم را Christian Sesma کارگردانی کرده و Paul Sloan در نقش محوری، همراه با بازیگرانی چون Jason Mewes، Michael Madsen، Michael Jai White و Quinton «Rampage» Jackson، ترکیب بازیگران متنوعی را شکل میدهند. حضور این چهرهها از همان ابتدا نوعی جذابیت آشنا میآفریند: تماشاگر با بازیگرانی روبهروست که برای سینمای اکشن و آثار عامهپسند حضوری متمایز دارند.
بااینحال، فراوانی شخصیتها و خردهماجراها گاهی مجال نمیدهد که این حضورها به شخصیتپردازی عمیق یا پیوندی عاطفی با مخاطب بدل شوند. روایتی پرشاخه و کمتمرکز مسئلهٔ اصلی فیلم کمبود حادثه نیست؛ اتفاقاً ماجرا با شتاب از یک بحران به بحران دیگر میرود. مشکل آن است که این رخدادها همیشه در خدمت یک خط دراماتیک روشن قرار نمیگیرند.
« داستان، گروهی از مأموران عملیات سیاه را دنبال میکند که در هیئت مبارزان خودخواندهٔ عدالت فعالیت میکنند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مسیر قصه میان انتقام، نجات، نبرد با گروههای تبهکار و توطئهای جاسوسی جابهجا میشود و گستردگی جغرافیایی آن نیز بر این پراکندگی میافزاید. حرکت از لسآنجلس به نقاط دوردست، از جمله عراق و ارمنستان، به فیلم حالوهوای ماجراجویی جهانی میدهد، اما بهتنهایی نمیتواند انسجامی را ایجاد کند که روایت به آن نیاز دارد.
گاه احساس میشود هر بخش میخواهد آغاز یک فیلم تازه باشد، بیآنکه پیوند میان بخشها بهقدر کافی محکم شود. نتیجه، روایتی است که در آن تماشاگر ممکن است در تشخیص هدف فوری شخصیتها یا نسبت یک رویداد با توطئهٔ بزرگتر دچار سردرگمی شود. این ابهام را نباید با پیچیدگی سنجیده اشتباه گرفت: پیچیدگی زمانی ثمربخش است که جزئیات بهتدریج معنایی روشنتر بسازند؛ اما در اینجا انباشت اتفاقها گاهی جای رشد و پرداخت داستان را میگیرد.
فیلم ایدههایی برای یک جهان داستانی بزرگتر دارد، ولی فرصت نمییابد هر ایده را به اندازهٔ کافی بپرورد. ضدقهرمانی میان عدالت و خشونت ویجیلانته در مرکز این جهان قرار دارد؛ قهرمانی که عدالت را نه از مسیر نهادهای رسمی، بلکه با نیروی قهرآمیز و داوری شخصی پی میگیرد. چنین شخصیتی میتواند زمینهٔ پرسشهایی اخلاقی فراهم کند: آیا مجازات فردی در برابر فساد ساختاری راهحل است؟
کجا مرز میان دفاع از بیگناهان و انتقامجویی محو میشود؟ فیلم این امکان را پیش چشم میگذارد، اما کمتر در آن مکث میکند. ویجیلانته بیش از آنکه به موضوع کاوشی اخلاقی بدل شود، موتور حرکت صحنههای پرتنش باقی میماند. این انتخاب با لحن اغراقآمیز فیلم سازگار است، ولی بهایی دارد. وقتی خشونت تقریباً همواره پاسخ آمادهٔ قهرمان به بحرانهاست، پیامدهای روانی و اخلاقی آن به حاشیه میروند.
« گاه احساس میشود هر بخش میخواهد آغاز یک فیلم تازه باشد، بیآنکه پیوند میان بخشها بهقدر کافی محکم شود. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، مفهوم عدالت در اثر بیشتر از خلال کنشهای نمایشی عرضه میشود تا از راه کشمکش درونی شخصیتها. فیلم از ظرفیت شخصیت محوریاش برای ساختن یک ضدقهرمان پیچیده بهرهٔ کامل نمیبرد؛ بااینحال، هویت رازآلود او و قاطعیتش به روایت نیروی پیشبرنده میدهد. اکشن، نقطهٔ قوت و دام تکرار صحنههای درگیری از مهمترین امتیازهای فیلماند.
اثر میکوشد درگیریهای مسلحانه، تعقیبوگریزها و نبردهای تنبهتن را با انرژی و نمایشی آشکار عرضه کند. در لحظات موفقتر، هماهنگی حرکتها و سرعت تدوین به صحنهها ضرباهنگی سرگرمکننده میدهد؛ بهویژه برای تماشاگرانی که از سینمای اکشن پرتحرک انتظار دارند پیدرپی با موقعیتهای خطرناک روبهرو شوند.
فیلم از این منظر کمرو نیست و مدام میکوشد مقیاس درگیریها را بالا ببرد. اما تکرار، کمکم نیروی این انتخاب را کاهش میدهد. تیراندازیهای پیاپی، بدون آنکه هر بار تغییری محسوس در وضعیت شخصیتها یا معنای صحنه ایجاد کنند، به الگویی آشنا بدل میشوند. در اکشن مؤثر، هر برخورد باید چیزی را تغییر دهد: رابطهای را آشکار کند، خطری را تشدید کند یا انتخابی دشوار پیش پای شخصیت بگذارد.
در این فیلم، بخشی از صحنهها بیشتر برای حفظ هیجان لحظهای طراحی شدهاند و کمتر به روایت خدمت میکنند. بنابراین، همان عنصری که در ابتدا فیلم را پرجنبوجوش نشان میدهد، در ادامه میتواند خستگی ایجاد کند. بازیگران و لحن خودآگاه گروه بازیگران به فیلم انرژی میبخشد. حضور چهرههایی با پیشینههای متفاوت در اکشن، رزمی و کمدی، به اثر ترکیبی ناهمگون اما تماشایی میدهد.
« در نتیجه، مفهوم عدالت در اثر بیشتر از خلال کنشهای نمایشی عرضه میشود تا از راه کشمکش درونی شخصیتها. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Paul Sloan در نقش ویجیلانته، جدیت و خشونت لازم برای مرکزیت داستان را فراهم میکند و بازیگران مکمل نیز در بخشهایی به صحنهها رنگ میزنند. Jason Mewes با لحنی سبکتر، در کنار فضای خشن فیلم، امکان شوخی و فاصلهگرفتن از جدیت مفرط را پدید میآورد. برخی شوخیها واقعاً کار میکنند و کمک میکنند اثر برای لحظاتی از انبوه تیراندازیها فاصله بگیرد.
بااینهمه، هماهنگی لحن همیشه برقرار نیست. فیلم گاهی میخواهد همزمان تریلری جدی دربارهٔ توطئه و انتقام باشد و هم اثری آگاهانه اغراقآمیز که با کلیشههای اکشن بازی میکند. این دو وجه میتوانند در کنار هم قرار گیرند، اما نیازمند ضرباهنگ و دقت در انتخاب لحظهاند. وقتی شوخی درست در دل تنش مینشیند، به فیلم سرزندگی میبخشد؛ وقتی بیمقدمه وارد میشود، از وزن موقعیت میکاهد.
تفاوت سلیقهٔ تماشاگران دربارهٔ همین لحن نیز طبیعی است: آنچه برای یک نفر شوخی بامزه و سرگرمکننده است، برای دیگری میتواند ناهماهنگ یا تصنعی جلوه کند. ریتم و تجربهٔ تماشاگر فیلم از نظر ریتم، پیوسته در حرکت است، اما حرکت مداوم لزوماً به معنای تندی و چالاکی نیست. گاهی حجم بالای ماجراها و تکرار برخوردها باعث میشود زمان بیش از آنچه باید کش بیاید.
روایت برای نگهداشتن توجه مخاطب، بهجای آنکه بر روابط و دگرگونی شخصیتها تکیه کند، بارها به صحنهٔ تازهای از آشوب رو میآورد. این راهبرد در بخشهایی هیجان میسازد، اما در بلندمدت توان غافلگیرکردن خود را از دست میدهد. از سوی دیگر، گسترهٔ اتفاقها و شخصیتها میتواند برای تماشاگرانی که با انتظار یک فیلم اکشن بیوقفه وارد اثر میشوند، جذاب باشد.
« Jason Mewes با لحنی سبکتر، در کنار فضای خشن فیلم، امکان شوخی و فاصلهگرفتن از جدیت مفرط را پدید میآورد. »
قوتها و کاستیها
فیلم بهندرت میخواهد آرام و تأملی پیش برود؛ بیشتر ترجیح میدهد در مقیاسی بزرگ، با بحرانهای متعدد و لحن پرهیاهو پیشروی کند. مسئله آن است که میان سرگرمی پرصدا و آشفتگی روایی فاصلهای باریک وجود دارد و اثر همیشه نمیتواند این مرز را حفظ کند. در لحظات موفق، شلوغی به بخشی از جاذبهٔ فیلم بدل میشود؛ در لحظات ضعیفتر، همان شلوغی مانع درک و پیگیری ماجراست.
جمعبندی «Vigilante Diaries» اثری نابرابر است که بهترین ویژگیهایش را در انرژی بازیگران، چند صحنهٔ درگیری سرگرمکننده و لحظاتی از شوخی و اغراق نشان میدهد. در مقابل، داستان پراکنده، اتکای بیش از اندازه به تیراندازی و نوسان لحن، مانع شکلگیری یک تریلر منسجم و ماندگار میشوند. فیلم برای تماشاگرانی که اکشن پرحجم و حالوهوای عامهپسند را بر انسجام روایی مقدم میدانند، میتواند تجربهای گاه مفرح باشد؛ اما کسانی که انتظار قصهای دقیق، شخصیتپردازی سنجیده و ریتمی حسابشده دارند، احتمالاً از پراکندگی آن دلزده خواهند شد.
حاصل، فیلمی است که گاه با شور و جسارت سرگرم میکند، اما کمتر میتواند هیجانش را به روایتی یکپارچه تبدیل کند.
« حاصل، فیلمی است که گاه با شور و جسارت سرگرم میکند، اما کمتر میتواند هیجانش را به روایتی یکپارچه تبدیل کند. »



ثبت دیدگاه