نقد و بررسی
نقد Repeater | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی آشنا در جهانی بیرحم «Repeater» از دل الگویی شناختهشده در سینمای اکشن بیرون میآید: آدمکشی حرفهای که مأموریتی بهظاهر روشن میپذیرد، اما خیلی زود درمییابد خود نیز به هدف بدل شده است. جان اسمیت، مردی با نامی معمولی و حرفهای مرگبار، میان شبکهای از قاتلان رقیب، منافع پنهان و صاحبان قدرت گرفتار میشود.
در سوی دیگر ماجرا، هکری قرار دارد که تهدید کرده فساد جنایتبار رئیس یک هلدینگ بزرگ را افشا کند؛ تهدیدی که رقابت میان نیروهای مسلح را به بخشی از نبرد بر سر اطلاعات و نفوذ تبدیل میکند. این چارچوب ظرفیت ساختن تریلری پرشتاب و چندلایه را دارد. فیلم نیز میکوشد از تعقیب و گریز صرف فراتر برود و فضای زیرزمینیِ قراردادهای قتل و زدوبندهای اقتصادی را به تصویر بکشد.
بااینحال، آشنایی بیش از اندازه عناصر داستانی باعث میشود اثر در همان نخستین گامها خود را بهعنوان نمونهای دیگر از چرخهای تثبیتشده معرفی کند؛ چرخهای که در آن مأموریت، خیانت و بقا جای تأمل بیشتر را میگیرند. اتمسفر و جهان داستان یکی از امتیازهای فیلم، فضایی است که پیرامون آدمکشها و مناسبات کاریشان میسازد.
در این جهان، اعتماد کالایی نایاب است و هر رابطهای میتواند به قراردادی موقت یا تهدیدی ناگهانی بدل شود. همین بیثباتی به روایت نوعی تنش زمینهای میدهد: حتی هنگامی که شخصیتها در حال گفتوگو هستند، این تصور باقی میماند که خشونت ممکن است در هر لحظه سر برسد. بااینحال، «Repeater» این فضا را بیش از آنکه بهطور عمیق بسط دهد، بهعنوان پسزمینهای برای پیشبرد درگیریها به کار میگیرد.
« این چارچوب ظرفیت ساختن تریلری پرشتاب و چندلایه را دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جهان فیلم نشانههایی از گستردگی دارد، اما قواعد و مناسباتش چندان با جزئیات شکل نمیگیرند. نتیجه آن است که خطر در سطح موقعیتها محسوس است، ولی ابعاد واقعی شبکه جنایی و منطق قدرتی که شخصیتها در آن گرفتارند، کمتر به تجربهای ملموس تبدیل میشود. تماشاگر ایده یک دنیای بیرحم را دریافت میکند، اما فرصت چندانی برای شناختن سازوکارهای آن نمییابد.
فیلمنامه و معماری تعلیق ضعف اصلی فیلم را باید در فیلمنامه جستوجو کرد. طرح مرکزی، با مجموعهای از قاتلان رقیب و هکری که اطلاعاتی حساس در اختیار دارد، بالقوه امکان ایجاد تعلیقی چندسویه را فراهم میکند؛ اما روایت بهجای آنکه از این عناصر برای ساختن رابطهای پیچیده میان شخصیتها و انگیزههایشان بهره ببرد، اغلب به مسیرهای آشنا بازمیگردد.
مأموریتهایی که باید لایههای تازهای از داستان را آشکار کنند، گاه بیشتر نقش اتصال میان صحنههای اکشن را دارند. کمبود غافلگیریِ مؤثر نیز از قدرت پیرنگ میکاهد. مسئله فقط قابلپیشبینی بودن برخی موقعیتها نیست؛ مشکل این است که فیلم کمتر میتواند پیشبینیهای تماشاگر را به فرصتی برای بازنگری در شخصیتها یا معنای رخدادها تبدیل کند.
در نتیجه، تعلیق بیشتر بر انتظار برای برخورد بعدی استوار میشود تا بر پرسشی عمیق درباره اینکه چه کسی به چه چیزی باور دارد و چرا. ریتم؛ میان انتظار و فرسودگی «Repeater» برای ساختن حس خطر، از مکثها و فاصلهگذاری میان برخوردهای خشونتآمیز استفاده میکند، اما این انتخاب همیشه به نفع فیلم عمل نمیکند.
« جهان فیلم نشانههایی از گستردگی دارد، اما قواعد و مناسباتش چندان با جزئیات شکل نمیگیرند. »
شخصیتها و اجرا
بخشهایی از روایت کند و کشدار به نظر میرسند؛ نه از آن نوع کندیِ سنجیدهای که اضطراب را افزایش دهد، بلکه از مکثهایی که اطلاعات تازه یا عمق شخصیتی چندانی به داستان نمیافزایند. در چنین لحظاتی، فیلم بهجای انباشتن فشار، از نیروی پیشبرنده خود فاصله میگیرد. وجود صحنههای زائد نیز این مشکل را تشدید میکند.
بعضی بخشها به نظر میرسد برای طولانیتر کردن مسیر تا درگیری بعدی در فیلم ماندهاند، بیآنکه جایگاه روشنی در تحول پیرنگ داشته باشند. این پراکندگی باعث میشود لحظات پرانرژیتر، بهجای آنکه نقطه اوج روندی پیوسته باشند، همچون جزیرههایی جدا از هم جلوه کنند. تدوین و ریتم در نهایت نمیتوانند پیوندی قانعکننده میان انتظار، کشف و انفجار خشونت برقرار کنند.
اکشن و طراحی درگیریها صحنههای اکشن، مهمترین ابزار فیلم برای حفظ هیجاناند. برخوردهای مسلحانه و رویاروییهای مستقیم گاه انرژی لازم را به روایت بازمیگردانند، بهخصوص هنگامی که داستان به سمت تقابلهای بزرگتر حرکت میکند. رویارویی پایانی، بیآنکه نیاز باشد جزئیات آن آشکار شود، از بخشهایی است که بیش از همه میتواند مخاطبِ علاقهمند به اکشن را با خود همراه کند.
بااینحال، اکشن فیلم در مجموع به سطحی فراتر از کارکرد معمول خود نمیرسد. طراحی درگیریها عموماً آشناست و کمتر لحظهای خلق میشود که از نظر میزانسن، استفاده از فضا یا شدت عاطفی در ذهن بماند. خشونت گاه به هدفی نمایشی بدل میشود، بیآنکه پیامدهای آن بهقدر کافی در تجربه شخصیتها رسوب کند.
« در چنین لحظاتی، فیلم بهجای انباشتن فشار، از نیروی پیشبرنده خود فاصله میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ازاینرو، صحنهها ممکن است در لحظه سرگرمکننده باشند، اما اثر ماندگارشان محدود است. بازیها و جانِ شخصیتها جان اسمیت مرکز ثقل روایت است، اما اجرای نقش اصلی چندان توانمند نیست که بتواند کمبودهای فیلمنامه را جبران کند. این شخصیت قرار است حرفهای، خونسرد و زیر فشارِ تهدیدهای پیدرپی باشد؛ بااینحال، بازی نقش اصلی بهندرت لایههای متناقض یا آسیبپذیر او را آشکار میکند.
در نتیجه، جان بیشتر به نقطهای برای حرکت پیرنگ تبدیل میشود تا شخصیتی که تماشاگر بتواند بهطور جدی با او درگیر شود. در مقابل، برخی بازیگران مکمل حضور زندهتری دارند. نادیا و ژان از جمله شخصیتهاییاند که حضورشان به فیلم رنگوبویی تازه میدهد و در لحظاتی که روایت در خطر یکنواختی قرار میگیرد، توجه را دوباره جلب میکنند.
جذابیت این نقشها تا اندازهای از بازیها سرچشمه میگیرد، اما محدودیتهای متن مانع از آن میشود که ظرفیتشان کاملاً شکوفا شود. فیلم شخصیتهای فرعی را معرفی میکند، ولی همیشه فرصت کافی برای تبدیل آنها به نیروهایی مستقل و ماندگار فراهم نمیآورد. قدرت، اطلاعات و مضمونهای نیمهپرداخته حضور هکری که قصد افشای فساد رئیس یک هلدینگ را دارد، به داستان امکان میدهد از محدوده انتقام و بقا فراتر رود.
در اینجا، اطلاعات خود به سلاحی تبدیل میشود؛ سلاحی که میتواند نظم قدرت را به خطر اندازد و گروههای گوناگون را به واکنش وادارد. این خط داستانی بالقوه میتوانست زمینهای برای بررسی نسبت میان پول، خشونت و کنترل روایت عمومی باشد. اما فیلم این امکان را بیشتر در حد محرکی برای تعقیب حفظ میکند تا موضوعی که واقعاً کاویده شود.
« ازاینرو، صحنهها ممکن است در لحظه سرگرمکننده باشند، اما اثر ماندگارشان محدود است. »
قوتها و کاستیها
فساد اقتصادی و سازوکارهای پنهان قدرت، بیش از آنکه دراماتیک و ملموس شوند، بهانهای برای به حرکت انداختن قاتلاناند. بنابراین، «Repeater» میان تریلری جنایی و اکشنی مبتنی بر افشای فساد معلق میماند؛ نه آنقدر در سیاست و اخلاق پیش میرود که تصویری پیچیده بسازد، نه کاملاً از ادعای داشتن چنین لایهای دست میکشد.
جمعبندی «Repeater» فیلمی است با هستهای جذاب اما اجرایی نابرابر. جهان پرخطر آدمکشها و رقابت بر سر حذف هکری که تهدید به افشای فساد کرده، زمینهای مناسب برای یک تریلر پرتعلیق فراهم میکند. فضای تهدیدآمیز، حضور برخی بازیگران مکمل و چند درگیری پرانرژی از نقاط قوت اثرند؛ در سوی مقابل، فیلمنامه کلیشهای، ریتم کند، بخشهای کشدار و اجرای نهچندان اثرگذار نقش اصلی، مانع شکلگیری تجربهای منسجم و ماندگار میشوند.
فیلم گاه به هیجان مورد انتظار خود دست مییابد، اما کمتر میتواند از الگوهای آشنای ژانر فاصله بگیرد یا مواد داستانیاش را به معنایی عمیقتر پیوند دهد. برای تماشاگرانی که به تقابل قاتلان، تعقیبهای جنایی و اکشن مستقیم علاقه دارند، لحظاتی سرگرمکننده در انتظار است؛ اما کسانی که در همین قالب به دنبال شخصیتپردازی غنی، تعلیق دقیق و تازگی رواییاند، احتمالاً با اثری روبهرو میشوند که ظرفیتهایش را فقط تا اندازهای به کار میگیرد.
« جمعبندی «Repeater» فیلمی است با هستهای جذاب اما اجرایی نابرابر. »
ثبت دیدگاه