نقد و بررسی
نقد دفتر چیز های جادویی (The Bureau of Magical Things) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه سریال و وعدهی جهان جادویی «The Bureau of Magical Things» مجموعهای فانتزی نوجوانانه است که از یک آشنایی تصادفی با امر ناممکن آغاز میشود: کایرا، دختری بهظاهر عادی، با لمس کتابی اسرارآمیز دگرگونیای را تجربه میکند و درمییابد که میان جهان انسانها و قلمرو موجودات جادویی، مرزی نفوذپذیر وجود دارد.
او نه فقط با تواناییهای تازه، بلکه با هویتی چندوجهی روبهرو میشود؛ پیوندی میان انسان، پری و الف که او را در موقعیتی کمنظیر قرار میدهد. سریال از همین فرض ساده و پرکشش، مجموعهای از ماجراها، رازها و برخوردهای فرهنگی میسازد. هستهی جذاب این premise، صرفاً کشف قدرتهای جادویی نیست؛ پرسش مهمتر این است که چه کسانی حق دارند در جهان مشترک حضور داشته باشند و چه چیزی یک جامعه را از دیگری جدا میکند.
در پسِ ماجراهای نوجوانانه، ایدهی همزیستی و همکاری میان گروههایی با پیشینه و خواستههای متفاوت جریان دارد. با این حال، سریال این مضمون را در قالبی روشن و دسترسپذیر عرضه میکند، نه در هیئت فانتزیای تیره، پیچیده یا فلسفی. همین انتخاب، هم امتیاز آن است و هم مرز اصلیاش. ساخت جهان و فضاسازی جهان جادویی مجموعه با رنگ، حرکت و نشانههای دیداری ساده اما مؤثر شکل میگیرد.
جادو در اینجا نیرویی دور از دسترس یا وحشتناک نیست؛ بخشی از زندگی پنهان و روزمره است که کافی است شخصیتها راه ورود به آن را پیدا کنند. این حسِ همجواریِ امر شگفت با محیط آشنا، به سریال حالوهوایی گرم و خیالانگیز میدهد. تماشاگر نوجوان میتواند تصور کند که پشت خیابانها، مدرسهها و مکانهای معمول، نظمی نادیده و پرجنبوجوش جریان دارد.
« سریال از همین فرض ساده و پرکشش، مجموعهای از ماجراها، رازها و برخوردهای فرهنگی میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فضاسازی رنگارنگ، بهویژه در بخشهایی که قلمرو جادویی و قواعد آن معرفی میشوند، توانایی سریال در دعوتکردن مخاطب به بازی تخیل را نشان میدهد. جهانسازی البته بیشتر بر جذابیت فوری و وضوح تکیه دارد تا پیچیدگی جزئیات. قواعد جادو معمولاً به اندازهای روشناند که ماجرا پیش برود، اما کمتر به نظامی کاملاً منسجم و چندلایه تبدیل میشوند.
بنابراین، مخاطبی که از فانتزی انتظار تاریخچهی مفصل، سیاستورزی دقیق یا قانونمندی سختگیرانه دارد، ممکن است این جهان را سادهتر از حد انتظار بیابد. برای مخاطب هدف، همین سادگی میتواند کمک کند که تمرکز بر شخصیتها و ماجراها باقی بماند. روایت، راز و ریتم ماجرا روایت میان کشف تدریجی جهان پنهان و مسئلههای هر قسمت حرکت میکند.
از یک سو، کایرا و همراهانش باید تواناییها و قواعد تازه را بشناسند؛ از سوی دیگر، رازها و تهدیدهایی پیش میآیند که پیوند میان انسانها، الفها و پریان را تحت فشار میگذارند. این ترکیب به سریال امکان میدهد هم قصهای دنبالهدار داشته باشد و هم لحظههایی از ماجراجویی مستقل و سبکتر بسازد.
رازآلودگی از عناصر مؤثر مجموعه است، زیرا اطلاعات دربارهی جهان جادویی یکباره عرضه نمیشود. شخصیتها و بیننده هر دو در مسیر کشف قرار میگیرند و همین همزمانی، حس کنجکاوی ایجاد میکند. با این همه، پیشروی داستان گاهی به الگوهای آشنای فانتزی نوجوانانه نزدیک میشود: مسئلهای پدید میآید، گروهی از شخصیتها سرنخها را دنبال میکنند و راهحلی نسبتاً مستقیم پیدا میشود.
« جهانسازی البته بیشتر بر جذابیت فوری و وضوح تکیه دارد تا پیچیدگی جزئیات. »
شخصیتها و اجرا
این ساختار برای سرگرمی و حفظ ضرباهنگ کارآمد است، اما از شدت تعلیق میکاهد؛ خطرها معمولاً بهاندازهای نیستند که فضای داستان را واقعاً سنگین یا نگرانکننده کنند. در نتیجه، سریال بیش از آنکه بر پیچیدگی معماها یا غافلگیریهای بزرگ تکیه کند، از لذتِ همراهی با شخصیتها و گسترش جهان خود نیرو میگیرد.
این تفاوت در تعیین انتظار مخاطب اهمیت دارد: اثر برای بینندهای مناسبتر است که فانتزی ماجراجویانه و خوشقلب میخواهد، نه داستانی پرتنش و دشوار. شخصیتها و روابط گروهی کایرا مرکز عاطفی روایت است؛ شخصیتی که باید با تغییری ناگهانی در هویت و تواناییهای خود کنار بیاید و همزمان جایگاهش را در میان گروههای گوناگون پیدا کند.
جذابیت او در کاملبودنش نیست، بلکه در روند یادگیری و سازگارشدنش با موقعیتی است که انتخاب نکرده است. مجموعه با قراردادن او میان چند جهان، امکان پرداختن به احساس تعلق، تفاوت و پذیرش را فراهم میکند؛ مفاهیمی که برای داستان نوجوانانه مناسباند و به ماجراجوییها معنا میدهند. دوستان و همراهان کایرا نیز بخش مهمی از گرمای سریال را میسازند.
دوستی در اینجا صرفاً پیوندی تزئینی نیست؛ همکاری و اعتماد میان شخصیتها بارها راه عبور از دشواریها میشود. این تأکید بر کار گروهی، فضای مجموعه را از قهرمانمحوریِ مطلق دور میکند و به آن حالوهوایی جمعی میدهد. در عین حال، همهی شخصیتها به یک اندازه از عمق روانشناختی برخوردار نیستند.
« جذابیت او در کاملبودنش نیست، بلکه در روند یادگیری و سازگارشدنش با موقعیتی است که انتخاب نکرده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی بیشتر با ویژگیهای برجسته و قابلتشخیص معرفی میشوند تا با تضادهای درونی پیچیده. ایموجن نمونهی روشنی از این مسئله است. طعنهگویی و تندیِ مداوم او میتواند در ابتدا به رابطهها انرژی و اصطکاک بدهد، اما اگر این ویژگی بهندرت دگرگون شود، به تکرار بدل میشود. شخصیتهایی از این دست زمانی باورپذیرتر میشوند که رفتارشان در طول روایت پیامد داشته باشد و لایههای دیگری از انگیزه یا آسیبپذیری آشکار شود.
سریال گهگاه به این امکان نزدیک میشود، اما همیشه از ظرفیت آن بهرهی کامل نمیگیرد. مضمونها: هویت، همزیستی و مسئولیت ایدهی سهگانهبودن کایرا، فراتر از ویژگیای فانتزی، استعارهای مناسب برای تجربهی تعلق به بیش از یک گروه است. او در جایگاهی قرار میگیرد که نمیتوان بهسادگی او را در یک دسته گنجاند؛ همین وضعیت، پرسشهایی دربارهی هویت و پذیرش پیش میکشد.
مجموعه این موضوع را با زبانی ساده و بیتکلف پیش میبرد، بهگونهای که مخاطب کمسنوسال بتواند آن را دنبال کند، بیآنکه قصه از مسیر سرگرمی خارج شود. رابطهی جهان انسانها با موجودات جادویی نیز زمینهای برای اندیشیدن به ترس از تفاوت و پیامدهای انزوا فراهم میکند. وقتی گروهی از جامعه کنار زده یا نادیده گرفته شود، امکان سوءتفاهم و نزاع افزایش مییابد؛ و در مقابل، گفتوگو و همکاری میتوانند راهی برای حفظ تعادل باشند.
این مضمونها در ساختار داستان حضور دارند، اما معمولاً به نتیجههایی روشن و اخلاقی میرسند. سریال از ابهامهای اخلاقی طولانی یا منازعههای سیاسی پیچیده پرهیز میکند و ترجیح میدهد پیام خود را شفاف نگه دارد. این انتخاب برای قالب خانوادگی و نوجوانانه قابلفهم است، ولی گاهی اختلافهای بالقوهی جهان جادویی را کماثر میکند.
« برخی بیشتر با ویژگیهای برجسته و قابلتشخیص معرفی میشوند تا با تضادهای درونی پیچیده. »
قوتها و کاستیها
گروههای گوناگون میتوانند خواستهها و منافع متعارض داشته باشند؛ بااینحال، روایت همیشه فرصت کافی نمیدهد تا این تضادها به مسئلههایی دشوار و ماندگار تبدیل شوند. حاصل، اثری خوشنیت و قابلدسترس است که بیشتر بر امکان آشتی تأکید میکند تا بر دشواری واقعی رسیدن به آن. اجرا و لحن بازیها با لحن روشن و پرتحرک مجموعه تناسب دارند.
Kimie Tsukakoshi نقش کایرا را در مرکز قاب نگه میدارد و تلاش میکند هم شگفتیِ روبهروشدن با جادو و هم سردرگمیِ ناشی از دگرگونی را منتقل کند. بازی گروهی نیز برای حفظ حس رفاقت اهمیت دارد؛ رابطهها باید آنقدر باورپذیر باشند که بیننده از همراهی شخصیتها لذت ببرد، حتی هنگامی که طرح داستان قابلحدس میشود.
لحن سریال از ابتدا به سوی فانتزی خانوادگی و نوجوانانه متمایل است. شوخیها، خطرها و واکنشهای شخصیتها با همین قرارداد شکل میگیرند و انتظار خشونت یا اضطراب پایدار را ایجاد نمیکنند. این رویکرد برای برخی مخاطبان دلپذیر است، زیرا تماشای مجموعه را سبک و امن نگه میدارد؛ برای گروهی دیگر، بهویژه علاقهمندان به فانتزی جدیتر، ممکن است احساس کممخاطرهبودن ایجاد کند.
مسئله نه ضعف ذاتی این لحن، بلکه فاصلهی آن با انتظاری است که از داستانهای جادویی پیچیدهتر داریم. محدودیتها و مخاطب مناسب مهمترین محدودیت «The Bureau of Magical Things» آن است که ظرفیت جهانش گاه از عمق پرداخت داستان پیشی میگیرد. ایدهی همزیستی انسانها و موجودات جادویی، همراه با تفاوتهای فرهنگی و قدرتهای نامتوازن، میتوانست منبعی برای تعارضهای غنیتر باشد.
« حاصل، اثری خوشنیت و قابلدسترس است که بیشتر بر امکان آشتی تأکید میکند تا بر دشواری واقعی رسیدن به آن. »
جمعبندی
اما بعضی ماجراها به راهحلهایی ساده و نسبتاً سریع میرسند و پیامدهای تصمیمها کمتر از حد ممکن دنبال میشوند. تکرار الگوهای روایی نیز ممکن است برای تماشاگر بزرگسال، که به دنبال غافلگیری یا پیچیدگی روانی است، بهتدریج محسوس شود. بااینحال، همین ویژگیها برای مخاطب نوجوان یا خانوادههایی که سرگرمی خیالپردازانه و خوشلحن میخواهند، لزوماً عیب نیست.
سریال جهان قابلفهمی میسازد، شخصیتهایش را در مرکز توجه نگه میدارد و بر دوستی و همکاری تکیه میکند. اگر انتظار از آن با مقیاس و لحن خودش سنجیده شود، سادگیاش میتواند بخشی از جذابیتش باشد؛ اگر با فانتزیهای سنگین و پرتنش مقایسه شود، محدودیتهایش بیشتر به چشم میآید. جمعبندی «The Bureau of Magical Things» مجموعهای فانتزی و نوجوانانه است که با فضایی رنگارنگ، ایدهی هویتی متمایز و گروهی از شخصیتهای دوستداشتنی، تماشایی دلپذیر و کمتنش فراهم میکند.
بهترین لحظههای آن از حس کشف جهان پنهان و از پیوندی میآیند که میان کایرا و همراهانش شکل میگیرد. سریال در پرداخت جهانسازی و تعارضهای اجتماعی گاه سادهانگارانه عمل میکند و برخی شخصیتپردازیها یا حلوفصلها به تکرار نزدیک میشوند؛ اما در چارچوب فانتزی خانوادگی، هدفش را با وضوح دنبال میکند.
این اثر بیش از آنکه بخواهد جهانی تاریک و پیچیده بنا کند، دعوتی است به ماجراجویی، دوستی
« اما بعضی ماجراها به راهحلهایی ساده و نسبتاً سریع میرسند و پیامدهای تصمیمها کمتر از حد ممکن دنبال میشوند. »
ثبت دیدگاه