نقد و بررسی
نقد Hostiles | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وسترنی در جستوجوی آشتی «Hostiles» ساختهٔ Scott Cooper، وسترنی است که بهجای آنکه مرز را صرفاً صحنهای برای قهرمانی و فتح نشان دهد، آن را سرزمینی زخمی تصویر میکند؛ جایی که خشونت از گذشته به اکنون رسیده و نفرت، میان انسانهایی با تاریخها و تجربههای متفاوت، دستبهدست میشود. داستان در سال ۱۸۹۲ میگذرد و مأموریت سروان جوزف بلاکر، همراهی با رئیس شاین، یلو هاوک، و خانوادهاش در راه بازگشت به سرزمین مادری است.
فیلم از همان آغاز، با موقعیتی آکنده از ستیز و بیاعتمادی، پرسشی محوری پیش میکشد: آیا کسانی که سالها در دو سوی یک دشمنی ایستادهاند، میتوانند در سفری مشترک چیزی جز خصومت در یکدیگر ببینند؟ «Hostiles» به این پرسش پاسخ سادهای نمیدهد؛ و همین، هم نقطهٔ قوت آن است و هم گاه سرچشمهٔ کندی و سنگینی روایتش.
Scott Cooper نویسندگی و کارگردانی فیلم را بر عهده داشته و Christian Bale، Rosamund Pike و Wes Studi از بازیگران اصلی آن هستند. سفری بیرونی، زخمی درونی سفر در «Hostiles» فقط جابهجایی از نقطهای به نقطهٔ دیگر نیست. مسیر، فضایی میسازد که در آن شخصیتها ناگزیرند با ترسها، سوگها و باورهای ریشهدارشان روبهرو شوند.
هر توقف و هر خطر، تصویری تازه از جهانی ارائه میکند که در آن خشونت امری استثنایی نیست؛ گویی به قاعدهای بدل شده که زندگی روزمره را شکل میدهد. فیلم از این راه، ساختار یک وسترن جادهای را به بستری برای آزمودن اخلاق و همدلی تبدیل میکند. با این حال، حرکت فیزیکی گروه همیشه با حرکت دراماتیک داستان همپایگی ندارد.
« سفری بیرونی، زخمی درونی سفر در «Hostiles» فقط جابهجایی از نقطهای به نقطهٔ دیگر نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بخشهایی از سفر عمداً مکث میکنند تا فشار روانی و فرسودگی شخصیتها مجال ظهور بیابد، اما این مکثها گاه طولانیتر از ظرفیت صحنهاند. ریتم آرام فیلم میتواند با جهان خشن و پراضطرابش تناسب داشته باشد، ولی هرجا حادثه یا کشمکش تازهای به تحول معناداری نمیانجامد، روایت احساس ایستایی پیدا میکند.
بنابراین کندی فیلم صرفاً انتخابی سبکی نیست؛ در لحظاتی به مسئلهای دراماتیک تبدیل میشود. بلاکر؛ چهرهٔ متناقض اقتدار جوزف بلاکر، با بازی Christian Bale، در آغاز بیش از آنکه قهرمانی مرسوم باشد، تجسم عادتی دیرپا و خشونتبار است. او سربازی است که نظم نظامی و تجربهٔ جنگی، نگاهش به جهان را سخت و بسته کردهاند.
نفرت او از بومیان، در فیلم بهعنوان ویژگی شخصیِ جداافتاده از تاریخ عرضه نمیشود؛ بلکه درون ساختار قدرت و مناسباتی شکل گرفته که سالها تقابل و کشتار را عادی کرده است. از این منظر، بلاکر تنها یک فرد بدبین نیست؛ او محصول جهانی است که به او آموخته برای بقا، احساسات را کنار بگذارد و دیگری را تهدید ببیند.
بازی Bale در انتقال این خشکی و فرسودگی، دقیق و مهارشده است. او برای نشاندادن آشفتگی درونی، به واکنشهای بزرگ و نمایشی متوسل نمیشود؛ سکوت، نگاه و تغییرهای کوچک در رفتار، بار اصلی را به دوش میکشند. این انتخاب با شخصیت بلاکر سازگار است، اما تحول او یکی از دشوارترین نقاط فیلم باقی میماند.
« بنابراین کندی فیلم صرفاً انتخابی سبکی نیست؛ در لحظاتی به مسئلهای دراماتیک تبدیل میشود. »
شخصیتها و اجرا
فیلم مسیر تغییر را در نظر دارد، ولی گاه از نشانههایی محدود به نتیجههایی عاطفی و اخلاقی میرسد که شتابزده به نظر میآیند. در نتیجه، میتوان دگرگونی او را پذیرفت، بیآنکه همهٔ مراحلش بهاندازهٔ کافی قانعکننده شده باشند. Rosalee و بازیِ سوگ Rosalee Quaid، با بازی Rosamund Pike، شخصیتی است که سوگ را نه در قالب توضیحهای پیدرپی، بلکه در حضور خاموش و واکنشهای آسیبدیدهاش حمل میکند.
او در پی تجربهای ویرانگر به گروه میپیوندد و مسیر پیش رو برایش هم سفر در پهنهای خطرناک است و هم مواجهه با جهانی که امنیت و اطمینان را از او گرفته است. Pike این وضعیت را با بازیای عاطفی اما کنترلشده به تصویر میکشد؛ بازیای که از فروغلتیدن در سانتیمانتالیسم میپرهیزد و اندوه را به بخشی از رفتار روزمرهٔ شخصیت بدل میکند.
حضور Rosalee در کنار بلاکر، امکان مقایسهٔ دو شکل متفاوت از زخمخوردگی را فراهم میسازد: یکی در پی سالها زیستن در نظام جنگی سخت شده و دیگری زیر ضربهٔ فقدانی تازه از هم گسیخته است. رابطهٔ آنها در بهترین لحظهها نه بر پایهٔ گفتوگوهای توضیحی، بلکه از طریق سکوتها و تغییر تدریجی رفتار شکل میگیرد.
این رابطه به فیلم نیروی عاطفی میدهد، هرچند در بخشهایی ممکن است کارکردی بیش از اندازه ابزاری پیدا کند؛ گویی تجربهٔ Rosalee قرار است مسیر اخلاقی بلاکر را روشن کند، در حالی که خود او شایستهٔ فضایی مستقلتر برای نمایانشدن پیچیدگیهایش است. شخصیتهای بومی و محدودیت نگاه فیلم فیلم در طرح پرسش دربارهٔ نژادپرستی و خشونت تاریخی، گامی فراتر از وسترنهایی برمیدارد که بومیان آمریکا را صرفاً تهدیدی بیرونی مینمایاندند.
« در نتیجه، میتوان دگرگونی او را پذیرفت، بیآنکه همهٔ مراحلش بهاندازهٔ کافی قانعکننده شده باشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، نیت انتقادی بهتنهایی برای ساختن شخصیتهایی کامل کفایت نمیکند. یلو هاوک، بلک هاوک و دیگر اعضای خانواده در محور مأموریت قرار دارند، اما فرصت روایی آنان برای آشکارکردن جهان درونی، خاطره، خواسته و اختلافهایشان محدودتر از شخصیتهای سفیدپوست است. گاهی آنان بیشتر به آینهای برای سنجش وجدان سربازان بدل میشوند تا شخصیتهایی که روایت بهطور مستقل به زندگیشان نزدیک شده باشد.
Wes Studi حضوری باوقار و تأثیرگذار دارد و میتواند حتی در لحظههای کمگفتوگو نیز شأن و سنگینی شخصیت را منتقل کند. با وجود این، فیلم همهٔ ظرفیتهای چنین شخصیتی را به کار نمیگیرد. این محدودیت، تناقضی مهم پدید میآورد: «Hostiles» میخواهد خشونت و تبعیض را به پرسش بکشد، اما گاه همان نگاه مسلطی را حفظ میکند که تجربهٔ بومیان را از حاشیه و از دریچهٔ بحران اخلاقی سفیدپوستان میبیند.
فیلم در طرح مسئله جسورتر از پاسخگویی به آن است. تصویر، سکوت و موسیقی قدرت بصری فیلم از برجستهترین امتیازهای آن است. قابهای گسترده، افقهای دور و چشماندازهای طبیعی، هم شکوه غرب آمریکا را آشکار میکنند و هم کوچکی انسان را در برابر سرزمینی بیاعتنا به رنج او. طبیعت در اینجا پسزمینهای زیبا برای ماجرا نیست؛ بخشی از تجربهٔ شخصیتهاست: گاه پناهگاهی کوتاه، گاه فضایی بیرحم که تهدید را بزرگتر و تنهایی را عمیقتر میکند.
میزانسنهای سنجیده و ترکیببندیهای باز، حس حضور در دل غرب وحشی را بهخوبی میسازند. این زیبایی اما با تصویری رمانتیک از مرز همراه نیست. منظرهها اغلب آراماند، ولی آرامششان آسودگی نمیآورد؛ زیرا در جهانی که فیلم ترسیم میکند، چشمانداز زیبا نمیتواند آثار خشونت را پاک کند. سکوت نیز گاه بهاندازهٔ دیالوگ اهمیت مییابد و به فیلم امکان میدهد فرسودگی و بیاعتمادی را بدون شرح مستقیم منتقل کند.
« بااینحال، نیت انتقادی بهتنهایی برای ساختن شخصیتهایی کامل کفایت نمیکند. »
قوتها و کاستیها
در برابر، تأکید مداوم بر خشونت و تلخی ممکن است برای بخشی از مخاطبان فرساینده باشد. اگرچه این خشونت با جهان داستان پیوند دارد، تکرار آن همیشه به لایهای تازه از معنا نمیانجامد و گاه اثرگذاریاش را کاهش میدهد. جمعبندی «Hostiles» وسترنی جدی و تلخ است که زیبایی بصری، بازیهای قدرتمند و فضاسازی سنگینش را در خدمت داستانی دربارهٔ نفرت، سوگ و امکان دگرگونی قرار میدهد.
بازی Christian Bale در نقش مردی سختشده و اجرای Rosamund Pike در مقام زنی سوگوار، به فیلم نیرویی انسانی میبخشند؛ قاببندیها نیز چناناند که پهناوری سرزمین را با تنهایی شخصیتها پیوند میزنند. با این همه، کندی روایت، خشونت سنگین و تحول نهچندان متقاعدکنندهٔ بلاکر از کاستیهای جدی اثرند.
مهمتر آنکه شخصیتهای بومی، با وجود جایگاه مرکزیشان در مأموریت، همیشه از عمق و استقلال روایی همسنگ شخصیتهای دیگر برخوردار نمیشوند. حاصل، فیلمی است دیدنی و تأملبرانگیز، اما نه کاملاً بینقص؛ اثری که بیش از آنکه مخاطب را با پاسخهای روشن راضی کند، با پرسشهای اخلاقی و تلخیِ جهانش درگیر میسازد.
« در برابر، تأکید مداوم بر خشونت و تلخی ممکن است برای بخشی از مخاطبان فرساینده باشد. »



ثبت دیدگاه