نقد و بررسی
نقد کالکشن فیلم رد (RED) | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازنشستگی بهمثابه نقطهٔ آغاز «RED» ساختهٔ Robert Schwentke، اکشنکمدیای است که از همان ابتدا با یک وارونگی جذاب کارش را پیش میبرد: بازنشستگی در این جهان نه پایان ماجرا، بلکه وقفهای موقت پیش از بازگشت به میدان است. فرانک موزس، مأمور پیشین عملیات مخفی، زندگی آرام و تکراریای دارد؛ اما حملهای مرگبار این آرامش را برهم میزند و او را وادار میکند دوباره به مهارتهایی تکیه کند که گمان میرفت پشت سر گذاشته است.
گردآوردن همرزمان قدیمی نیز داستان را از تعقیبوگریزی فردی به ماجرایی گروهی بدل میکند؛ گروهی که خاطرهٔ گذشته، عادتهای حرفهای و زخمهای پنهان خود را به صحنهٔ امروز میآورند. فیلم از این موقعیت برای ساختن دوگانهای سرگرمکننده بهره میگیرد: در یک سو، جهان پرسرعت عملیاتهای مخفی قرار دارد و در سوی دیگر، شخصیتهایی که ظاهراً باید از دوران اوجشان فاصله گرفته باشند.
همین فاصله سرچشمهٔ بخش مهمی از طنز فیلم است. «RED» بازنشستگانش را نه بهعنوان چهرههایی درمانده، بلکه بهمثابه کسانی تصویر میکند که تجربهشان هنوز میتواند از نیروی خام و اعتمادبهنفس مأموران جوان مؤثرتر باشد. بازی با تصویر مأمور بازنشسته عنوان فیلم به تعبیر «بازنشسته و بهشدت خطرناک» اشاره دارد و لحن اثر را بهروشنی معرفی میکند.
این عبارت هم هشداری دربارهٔ توانایی شخصیتهاست و هم شوخیای با کلیشهٔ مأمور کارکشتهای که هیچگاه واقعاً از بازی خارج نمیشود. فیلم از این تضاد برای تولید کمدی استفاده میکند، بیآنکه کاملاً به هجو ژانر بدل شود. شخصیتها هنوز خطرناکاند؛ اما سن، تنهایی، عادتهای روزمره و دشواری بازگشت به روابط قدیمی، آنها را از قهرمانان بینقص اکشنهای متعارف متمایز میکند.
« همین فاصله سرچشمهٔ بخش مهمی از طنز فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، اثر بیش از آنکه بازنشستگی را بهعنوان مسئلهای اجتماعی یا روانشناختی بررسی کند، آن را سکویی برای شوخی و هیجان قرار میدهد. پرسشهایی دربارهٔ فرسودگی، از دسترفتن هدف یا دشواری سازگارشدن با زندگی آرام فقط در حاشیه حضور دارند. فیلم اشارههایی به این مضامین دارد، اما ترجیح میدهد زودتر به تعقیب، رویارویی و شوخی بعدی برسد.
بنابراین ایدهٔ مرکزیاش ظرفیت بیشتری از آنچه در نهایت به کار میگیرد، در خود دارد. گروه بازیگران و شیمی جمعی یکی از مهمترین امتیازهای «RED» بازی گروهی آن است. Bruce Willis در نقش فرانک، همان خونسردی آشنای قهرمان اکشن را حفظ میکند، اما در کنار آن، نوعی سکون و انزوای شخصیت را نیز به نمایش میگذارد.
او مرکز ثقل فیلم است، ولی جذابیت اثر تنها به او وابسته نمیماند. Morgan Freeman حضوری آرام و سنجیده دارد و به گروه وزنی انسانیتر میبخشد؛ در مقابل، John Malkovich با اجرای پرانرژی و بیقرار خود بخش عمدهای از بار کمدی را بر دوش میکشد. Helen Mirren نیز از انتخابهای خوشفکرانهٔ فیلم است.
حضور او تصویری متفاوت از شخصیت زن در اکشنهای جاسوسی میسازد: مؤدب، دقیق و درعینحال کاملاً مسلط به خشونتی که جهان داستان از او طلب میکند. Mary-Louise Parker در نقش سارا، نیرویی بیرونی و تازه به این جمع وارد میکند. واکنشهای او به دنیای پرمخاطرهٔ فرانک، مخاطب را به تجربهای نزدیک میکند که برای شخصیتهای قدیمی گروه دیگر عادی شده است.
« پرسشهایی دربارهٔ فرسودگی، از دسترفتن هدف یا دشواری سازگارشدن با زندگی آرام فقط در حاشیه حضور دارند. »
شخصیتها و اجرا
در کنار این چهرهها، Karl Urban نمایندهٔ نسل جوانتر مأموران است و تقابلش با فرانک بُعدی نسلی به کشمکشها میدهد. نقطهٔ قوت گروه، تفاوت انرژی بازیگران است. هرکس طنزی مخصوص به خود دارد و فیلم با کنار هم گذاشتن این لحنها، از یکنواختشدن فضای کمدی جلوگیری میکند. اما همین پرشماری چهرهها گاهی به بهای کمپرداختشدن برخی شخصیتهای فرعی تمام میشود.
همهٔ اعضای گروه فرصت یکسانی برای شکلگیری عاطفی یا تحول شخصیتی ندارند و گاه حضورشان بیش از آنکه در خدمت گسترش داستان باشد، برای افزودن جذابیت لحظهای به کار میرود. اکشن، شوخی و تنظیم ریتم صحنههای اکشن فیلم عموماً روشن و قابلفهم طراحی شدهاند. دوربین میکوشد موقعیتها و جابهجاییها را بهسادگی منتقل کند و از آشفتگی بصریِ بیدلیل بپرهیزد.
در نتیجه، تعقیبها و درگیریها بهجای آنکه صرفاً رشتهای از انفجارها و برشهای سریع باشند، به شخصیتها و تفاوت شیوهٔ عملشان پیوند میخورند. تجربهٔ فرانک، بیپروایی ماروین و مهارت ویکتوریا هرکدام رنگ متفاوتی به کنشها میدهد. کمدی نیز اغلب از برخورد شخصیتها با وضعیتهای نامتعارف پدید میآید، نه فقط از گفتوگوهای شوخطبعانه.
طنز فیلم در بهترین لحظات، تضاد میان ظاهر آرام قهرمانان و تواناییهای مرگبارشان را به کار میگیرد. بااینحال، تعادل میان اکشن و کمدی همیشه یکدست نیست. گاهی شوخیها درست در لحظهای وارد میشوند که صحنه به تنش بیشتری نیاز دارد؛ گاهی هم بخشهای اکشن آنقدر پیدرپی میآیند که فرصت مکث و رشد رابطهها کاهش مییابد.
« نقطهٔ قوت گروه، تفاوت انرژی بازیگران است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم کلی پرتحرک است، اما این شتاب در میانهٔ فیلم میتواند کیفیتی ناهموار پیدا کند. روایت جاسوسی و آشناییهای ژانری طرح داستان بر سوءظن، پنهانکاری و توطئهای درون ساختار قدرت استوار است؛ عناصری دیرآشنا برای آثار جاسوسی. فیلم با حمله به فرانک، او را وارد مسیری میکند که در آن باید نهتنها از خود و نزدیکانش محافظت کند، بلکه بفهمد چرا مأموران قدیمی هدف قرار گرفتهاند.
حرکت از فرار فردی به گردهمآوردن گروه و سپس نزدیکشدن به قلب دستگاه اطلاعاتی، ساختاری آشنا اما کارآمد برای پیشبرد ماجرا فراهم میآورد. مشکل آن است که روایت گاه بیش از حد به همین الگوهای شناختهشده تکیه میکند. پنهانکاری سازمانی، مأموران دوگانه، تعقیبهای متوالی و کشف تدریجی اطلاعات، مصالحی هستند که فیلم کمتر میکوشد از نو تعریفشان کند.
ازاینرو، تازگی اصلی «RED» نه در پیچیدگی معما، بلکه در نحوهٔ اجرای آن و در حضور بازیگرانش قرار دارد. داستان برای رساندن شخصیتها از یک صحنهٔ پرتحرک به صحنهٔ بعدی بهاندازهٔ کافی پیش میرود، اما همیشه از نظر منطق یا ظرافت روایی به همان اندازه قانعکننده نیست. لحن و نگاه فیلم به خشونت «RED» لحن خود را جدیتر از آن نمیگیرد که بتواند با خشونت و خطر شوخی کند.
این انتخاب، وجه سرگرمکنندهٔ فیلم است و اجازه میدهد موقعیتهای نامحتمل، بهجای آنکه سنگین و تلخ شوند، حالوهوایی بازیگوشانه پیدا کنند. در عین حال، فیلم کاملاً از پیامد خشونت فاصله نمیگیرد؛ تهدیدها واقعیاند و شخصیتها ناچارند برای بقا تصمیم بگیرند. این رفتوآمد میان خطر واقعی و شوخی سبک، بخشی از هویت اثر است.
« ریتم کلی پرتحرک است، اما این شتاب در میانهٔ فیلم میتواند کیفیتی ناهموار پیدا کند. »
قوتها و کاستیها
اما لحن بازیگوشانه گاهی عمق عاطفی موقعیتها را کم میکند. وقتی فیلم به تنهایی یا گذشتهٔ شخصیتها نزدیک میشود، میتوان انتظار داشت مکث بیشتری کند؛ ولی اغلب این لحظهها کوتاه میمانند و دوباره جای خود را به حرکت میدهند. در نتیجه، «RED» بیش از آنکه درام شخصیتمحوری دربارهٔ سالخوردگی و خاطره باشد، یک سرگرمی گروهی است که از این مضامین برای غنیترکردن ماجراجویی خود استفاده میکند.
جمعبندی «RED» فیلمی خوشتماشا و پرانرژی است که برگ برندهاش را در کنار هم قرار دادن بازیگران باتجربه، طنز مبتنی بر شخصیت و اکشنی روشن و سرراست مییابد. ایدهٔ مأموران بازنشستهای که هنوز از میدان کنار نرفتهاند، بهخوبی با شیمی گروه بازیگران پیوند میخورد و لحظههای سرگرمکنندهای میسازد.
در مقابل، روایت جاسوسی به الگوهای آشنا وابسته میماند، برخی چهرههای فرعی کمفرصتاند و تغییر مداوم میان شوخی و تنش همیشه بهنرمی انجام نمیشود. ارزش فیلم در پیچیدگی داستانی یا ژرفای روانشناختی آن نیست، بلکه در سرزندگی اجرا و لذت تماشای گروهی از شخصیتهای متفاوت است که دوباره کنار هم قرار میگیرند.
«RED» میداند چه میخواهد باشد: اکشنکمدیای سبک، پرتحرک و متکی بر جذابیت بازیگران؛ اثری که ضعفهایش مانع از سرگرمکنندگیاش نمیشوند، هرچند اجازه نمیدهند ایدهٔ مرکزی به تمام ظرفیت خود برسد.
« اما لحن بازیگوشانه گاهی عمق عاطفی موقعیتها را کم میکند. »



ثبت دیدگاه