نقد و بررسی
نقد Edo Porn | 1981
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
چهرهٔ هنرمند در حاشیهٔ روزمرگی «Edo Porn» به کارگردانی کانتو شیندو، زندگی کاتسوشیکا هوکوسای را نه در قالب زندگینامهای خطی و باشکوه، بلکه همچون رشتهای از برشهای پراکنده و زمینی دنبال میکند. هوکوسای در آغاز فیلم هنرمندی سالخورده نیست که از جایگاه شهرت به گذشته بنگرد؛ او مردی گرفتار تنگدستی، سوگ و نیازهای عادی زندگی است.
پس از مرگ همسرش، همراه دخترش اوئی در خانهٔ دوستش، باکین، روزگار میگذراند و باید میان گذران معاش و پیگیری هنر تعادل برقرار کند. همین نقطهٔ شروع، فیلم را از تصویر آشنای نابغهای جدا میکند که گویی بیرون از جهان مادی زندگی میکند. شیندو بهجای آنکه هر مرحله از پیشرفت هوکوسای را بهصورت رخدادی بزرگ و تعیینکننده عرضه کند، بر لحظههای کوچک، برخوردهای روزمره و معاشرتهای بیتکلف تکیه دارد.
زندگی هنرمند در این روایت از دل خانه، کارگاه، بدهی، دوستی و میل بیرون میآید؛ اموری که نه حاشیهٔ آفرینش، بلکه بخشی از مادهٔ خام آناند. ساختار اپیزودیک و منطق تداعی روایت فیلم اپیزودیک است و بیش از آنکه بر پیرنگی پرشتاب بنا شود، با پیوندهای موضوعی پیش میرود. یک رابطه یا موقعیت، راه را برای صحنهای دیگر باز میکند؛ و در میان این جابهجاییها، تماشاگر بهتدریج با شبکهای از پیوندهای میان هنر، میل و زندگی روزمره روبهرو میشود.
« همین نقطهٔ شروع، فیلم را از تصویر آشنای نابغهای جدا میکند که گویی بیرون از جهان مادی زندگی میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شیوه با موضوع فیلم تناسب دارد: هوکوسای نه فقط در لحظههای الهام، که در برخورد با آدمها و تجربههای پراکندهٔ پیرامونش به مواد تصویری دست مییابد. بااینحال، همین ساختار گاه انسجام اثر را سست میکند. گذرهای زمانی ناگهانی ممکن است جایگاه هر شخصیت یا مرحلهٔ زندگی هنرمند را برای لحظهای مبهم سازد و برخی بخشها را بیشتر شبیه خاطرههایی کنار هم بنشاند تا اجزای یک مسیر دراماتیک واحد.
فیلم از مخاطب میخواهد بهجای انتظار برای زنجیرهای روشن از علت و معلول، با ریتم تداعیگر آن همراه شود؛ انتخابی که به اثر هویت میدهد، اما همیشه به روانی روایت کمک نمیکند. هنر، میل و بدن عنوان انگلیسی فیلم، «Edo Porn»، ممکن است انتظار اثری را برانگیزد که تماماً بر تحریک و نمایش تنانه متمرکز است.
اما فیلم در اساس دربارهٔ نسبت میان میل و آفرینش هنری است. تصاویر شهوانی هوکوسای در این جهان صرفاً موضوعی حاشیهای یا نشانهای برای رسوایی نیستند؛ آنها بخشی از فرهنگ تصویری و تجربهٔ زیستهایاند که هنرمند از آن اثر میپذیرد. شیندو از کنار هم قرار دادن بدن، شوخی، معاشرت و کار هنری، پرسشی ضمنی میسازد: آیا هنر میتواند از نیروهای خام زندگی جدا بماند؟
« بااینحال، همین ساختار گاه انسجام اثر را سست میکند. »
شخصیتها و اجرا
پاسخ فیلم بیشتر حسی است تا نظری. میل گاه به محرک نگاه هنرمند تبدیل میشود، گاه آشفتگی میآفریند و گاه به چیزی بدل میشود که در تصویر مهار و بازآفرینی شده است. بااینهمه، تمرکز بر مضامین شهوانی همیشه به کاوشی عمیق در روان شخصیتها نمیانجامد. در بعضی لحظات، بدن و موقعیتهای تحریکآمیز چنان برجسته میشوند که انگیزهها و لایههای عاطفی آدمها در حاشیه میمانند.
این محدودیت، فاصلهٔ میان جسارت موضوعی فیلم و عمق روانشناختی آن را آشکار میکند. بازیها و شخصیتپردازی بازیها از نقاط قوت اصلی فیلماند. کن اوگاتا هوکوسای را با ترکیبی از سرزندگی، سرسختی و بیاعتنایی به قواعد متعارف میسازد؛ مردی که نه قدیس هنر است و نه نابغهای بینقص، بلکه انسانی پرتناقض است که کارش را با سماجت دنبال میکند.
اوگاتا از تبدیل شخصیت به کاریکاتوری از هنرمند آشفته پرهیز میکند و در رفتار و حضورش نوعی پیوند طبیعی میان خستگی، شوخطبعی و تمرکز حرفهای پدید میآورد. یُوکو تاناکا نیز در نقش اوئی حضوری آرام اما مؤثر دارد. رابطهٔ او با پدر صرفاً همراهی فرزند با هنرمندی مشهور نیست؛ اوئی در کنار هوکوسای زندگی و کار میکند و همین نزدیکی، سهمی از استقلال و پیچیدگی به شخصیتش میبخشد.
« بااینهمه، تمرکز بر مضامین شهوانی همیشه به کاوشی عمیق در روان شخصیتها نمیانجامد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
توشییوکی نیشیدا در نقش باکین نیز فضای رابطهای دیگری به فیلم میافزاید: دوستیای که در آن هنر و روزگار مشترک، هم پیوند میسازند و هم فاصله. بااینحال، همهٔ شخصیتها به یک اندازه بسط نمییابند. برخی بیشتر کارکردی در مسیر مضمون دارند تا حضوری روانشناختی کامل. فضاسازی و حس دوره فضاسازی فیلم پرجزئیات است، اما ارزش آن تنها در بازسازی ظاهری گذشته خلاصه نمیشود.
خانهها، محلهای کار و فضاهای عمومی، جهانی ملموس میسازند که در آن هنر از زندگی جدا نیست. تنگدستی و بیسامانی روزگار هنرمند در کنار عادتها، معاشرتها و مناسبات اجتماعی دوره قرار میگیرد و فیلم را از تصویری تجملی از گذشته دور میکند. فضای تاریخی بیشتر از آنکه همچون پسزمینهای نمایشی عمل کند، در رفتار و روابط آدمها جریان دارد.
ریتم سنجیدهٔ فیلم نیز با این جهان هماهنگ است. صحنهها برای رسیدن به نقطهٔ اوج شتاب نمیگیرند و لحظههای معمولی فرصت مییابند تا حالوهوای خود را بسازند. این کندی میتواند به تماشاگر مجال مشاهده بدهد، اما در بخشهایی از فیلم به سکون نزدیک میشود. وقتی رخدادها اندکاند و روایت هم پرشهای زمانی دارد، صبر و توجه مخاطب بیش از پیش آزموده میشود.
« بااینحال، همهٔ شخصیتها به یک اندازه بسط نمییابند. »
قوتها و کاستیها
بنابراین همان ویژگیای که به فیلم لحن تأملی میدهد، گاه به مانعی برای درگیری عاطفی بدل میشود. طنز، صمیمیت و فاصلهٔ تاریخی طنز فیلم از جنس شوخیهای موقعیتی و برخوردهای روزمره است و در کنار مضمونهای شهوانی، از سنگینی بیش از حد روایت میکاهد. این شوخطبعی کمک میکند هوکوسای و اطرافیانش همچون مجسمههای تاریخی دیده نشوند؛ آنها آدمهاییاند که خطا میکنند، نیاز دارند، به هم نزدیک میشوند و گاه رفتارهایی نامنتظر از خود نشان میدهند.
صمیمیت این نگاه، فاصلهٔ میان تماشاگر امروز و جهان دورهٔ ادو را کمتر میکند. در عین حال، فیلم را نباید گزارشی دقیق و بیواسطه از زندگی تاریخی هوکوسای دانست. اثر بر پایهٔ اقتباسی نمایشی شکل گرفته و آزادی دراماتیک آن بخشی از رویکردش به شخصیت است. ارزش فیلم بیش از آنکه در ثبت موبهموی واقعیت زندگی هنرمند باشد، در ساختن تصویری سینمایی از رابطهٔ او با کار، اطرافیان و نیروهای برانگیزانندهٔ تخیلش قرار دارد.
این فاصله میان تاریخ و تفسیر، به فیلم امکان میدهد که شخصیتی افسانهشده را دوباره به زندگی عادی بازگرداند، هرچند گاهی به بهای کمرنگ شدن مرز میان مشاهدهٔ تاریخی و اغراق نمایشی. جمعبندی «Edo Porn» زندگینامهای نامتعارف و آگاهانه نابرابر است: اثری که بهجای حرکت بر مسیر صعود قهرمانانه، در میان صحنههای پراکندهٔ زندگی هنرمند مکث میکند و از پیوند میل، معاش و آفرینش تصویری سخن میگوید.
« بنابراین همان ویژگیای که به فیلم لحن تأملی میدهد، گاه به مانعی برای درگیری عاطفی بدل میشود. »
جمعبندی
بازیهای ظریف، فضاسازی پرمایه و نگاه زمینی به هنر، به فیلم شخصیت میبخشند؛ در مقابل، کندی ریتم، گذرهای زمانی ناگهانی و پرداخت نابرابر شخصیتها گاه آن را پراکنده و دشوارفهم میکنند. قدرت اصلی فیلم در این است که هوکوسای را نه صرفاً نامی بزرگ در تاریخ هنر، بلکه انسانی گرفتار در مناسبات روزمره نشان میدهد؛ کسی که زندگی پیرامونش را به مادهٔ خام نگاه و کار خود بدل میکند.
برای تماشاگرانی که انتظار روایت پرشتاب یا زندگینامهای کاملاً منظم دارند، این شیوه ممکن است خستهکننده باشد؛ اما برای کسانی که به سینمای شخصیتمحور و تصویرهای چندپهلو از آفرینش هنری علاقه دارند، فیلم تجربهای متمایز و قابل تأمل فراهم میآورد.
ثبت دیدگاه