نقد و بررسی
نقد Will & Grace | 1998
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دوستی در مرکز صحنه «Will & Grace» که نخستینبار در سال ۱۹۹۸ پخش شد، بر رابطهای بنا شده که از همان ابتدا ظرفیت فراوانی برای کمدی و تعارض دارد: ویل ترومن، وکیلی همجنسگرا، و گریس آدلر، طراح دکوراسیون دگرجنسگرا، دوستانی دیرپا هستند که زندگی روزمرهشان در نیویورک بههم گره خورده است.
پس از آنکه نامزدی گریس بههم میخورد، او به خانهٔ ویل نقلمکان میکند و دوستیشان بار دیگر در دل فضای مشترک خانه، کار و روابط عاطفی آزموده میشود. پیرامون این دو نیز جک و کارن حضور دارند؛ دو شخصیتی که با خلقوخو و رفتارهای نمایشی خود، تعادل خانه را پیوسته برهم میزنند و موتور بسیاری از موقعیتهای کمیک میشوند.
سریال برای پیشبردن داستان به بحرانهای بزرگ و پیدرپی متکی نیست. بخش مهمی از جذابیتش از برخورد شخصیتها در موقعیتهای آشنا میآید: اختلاف سلیقه، سوءتفاهم، حسادت، نگرانی دربارهٔ کار یا رابطه، و گفتوگوهایی که از موضوعی معمولی به مشاجرهای خندهدار بدل میشوند. این انتخاب، به مجموعه حسی روزمره و صمیمی میدهد؛ گویی تماشاگر نه با ماجرایی دور از دسترس، بلکه با گروهی از دوستان روبهرو است که بارها به عادتها و ضعفهای یکدیگر میخندند و در وقت نیاز کنار هم میمانند.
معماری طنز و ریتم کمدی مهمترین امتیاز «Will & Grace» در تواناییاش برای ساختن طنز از تضاد است. ویل معمولاً حسابگرتر و خویشتندارتر از جک است؛ گریس میتواند میان اعتمادبهنفس و نگرانی در نوسان باشد؛ و کارن با بیپروایی و نگاه منفعتجویانهاش قواعد موقعیت را بههم میریزد. این تفاوتها فقط ویژگیهایی برای معرفی شخصیتها نیستند؛ هرکدام به ابزاری برای تولید شوخی و شکلدادن به درگیریهای کوچک تبدیل میشوند.
« سریال برای پیشبردن داستان به بحرانهای بزرگ و پیدرپی متکی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
یک تصمیم ساده یا اظهار نظری گذرا، کافی است تا واکنشهای متفاوت آنها زنجیرهای از سوءبرداشتها و پاسخهای بامزه بسازد. دیالوگها نقش مهمی در این سازوکار دارند. شوخیها غالباً بر سرعت پاسخ، مکث بهموقع و تغییر ناگهانی مسیر گفتوگو استوارند. کمدی سریال صرفاً به جملههای کنایهآمیز محدود نمیماند؛ بازیگران با چهره، لحن و حرکات بدنی، لایهای دیگر به شوخی میافزایند.
گاهی خنده نه از خود جمله، بلکه از اطمینان اغراقآمیز گوینده یا واکنش سرد و بیاعتنای طرف مقابل پدید میآید. بااینحال، این ضرباهنگ پرشتاب همیشه به یک اندازه تازه نمیماند. در قسمتهایی که شوخیها بر الگوهای آشنا تکیه میکنند، تماشاگر ممکن است مسیر رسیدن به نتیجه را زودتر حدس بزند.
گروه بازیگران و شیمی جمعی یکی از دلایل ماندگاری مجموعه، هماهنگی بازیگران اصلی است. اریک مککورمک به ویل نوعی خونسردی و نظم میبخشد که در برابر آشفتگی اطرافیانش بهخوبی کار میکند. دبرا مسینگ نیز گریس را با آمیزهای از جسارت، خودتردیدی و حساسیت میسازد؛ شخصیتی که میتواند هم در مرکز شوخی باشد و هم واکنشی باورپذیر به آن نشان دهد.
رابطهٔ این دو بازیگر، ستون عاطفی سریال را شکل میدهد: صمیمیتشان از آن جنس رابطههایی است که در آن محبت و دلخوری اغلب همزمان حضور دارند. شان هیز و مگان مولالی نیز با بازیهایی پرتحرک و اغراقآمیز، فضای کمدی را گسترش میدهند. جک با میل شدیدش به دیدهشدن و واکنشهای نمایشی، و کارن با بیاعتنایی ظاهری و حاضرجوابی تیزش، بهسرعت به چهرههایی متمایز بدل میشوند.
« دیالوگها نقش مهمی در این سازوکار دارند. »
شخصیتها و اجرا
خطر چنین بازیهایی آن است که شخصیت به مجموعهای از اداها و تکیهکلامها تقلیل یابد؛ اما هماهنگی گروهی و حضور مؤثر بازیگران، غالباً مانع میشود که صحنهها فقط نمایش منفرد تواناییهای کمدی باشند. چهار بازیگر اصلی یکدیگر را به حرکت درمیآورند و شوخی معمولاً از برخوردشان جان میگیرد، نه از اجرای جداگانهٔ هرکدام.
گرمای عاطفی و پناهگاه دوستی در زیر لایهٔ پرجنبوجوش شوخیها، سریال دربارهٔ نوعی خانوادهٔ انتخابی نیز هست. شخصیتها همیشه رفتار سنجیدهای ندارند؛ گاه خودخواهاند، گاه حرفی میزنند که رنجش بهجا میگذارد و گاه از درک نیازهای یکدیگر بازمیمانند. بااینحال، رابطهٔ مرکزی آنها بر این تصور استوار است که دوستی میتواند از اختلافهای روزمره جان سالم به در ببرد.
این نکته به مجموعه گرمایی میدهد که آن را از کمدیِ صرفاً متکی بر شوخی جدا میکند. البته «Will & Grace» معمولاً به تحلیل روانشناختی عمیق یا دگرگونیهای آرام و پیچیدهٔ شخصیتها علاقهمند نیست. احساسات بیشتر در قالب موقعیتهای کوتاه و روشن عرضه میشوند: یک دلخوری، اعترافی گذرا، یا لحظهای حمایت که بهسرعت دوباره جای خود را به شوخی میدهد.
برای برخی تماشاگران، این سبک بخشی از دلنشینی اثر است؛ عاطفه در آن سبک و بیتکلف میماند. برای برخی دیگر، همین شتاب ممکن است مانع شود که بحرانها و آسیبهای شخصیتها به اندازهٔ کافی مجال اثرگذاری پیدا کنند. توازن میان خنده و احساس، در بهترین لحظهها روان است، اما همیشه یکسان از کار درنمیآید.
« گرمای عاطفی و پناهگاه دوستی در زیر لایهٔ پرجنبوجوش شوخیها، سریال دربارهٔ نوعی خانوادهٔ انتخابی نیز هست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازنمایی و محدودیتهای فرهنگی اهمیت تاریخی سریال را نمیتوان جدا از زمان پخش آن بررسی کرد. «Will & Grace» از نخستین مجموعههای پربینندهٔ تلویزیونی آمریکا بود که شخصیتهای اصلی آشکارا همجنسگرا داشتند؛ از همین رو، حضور آنان در فضای کمدی جریان اصلی برای بسیاری از مخاطبان تجربهای تازه بود.
اثر در گسترش دیدهشدن شخصیتهای الجیبیتیکیو نقش فرهنگی برجستهای پیدا کرد و مسیر را برای حضور پررنگتر این گروه در تلویزیون هموارتر ساخت. بااینحال، دیدهشدن بهتنهایی به معنای بازنمایی کامل و متنوع نیست. «Will & Grace» در زمینهٔ فرهنگی زمان خود پیشرو بود، اما تصویرش از جامعهٔ الجیبیتیکیو محدود به شمار اندکی از تیپهای شخصیتی باقی میماند.
همین دوگانگی در طنز مجموعه نیز دیده میشود. شوخیها گاه با کلیشههای جنسیتی یا تصورهای قالبی دربارهٔ مردان همجنسگرا کار میکنند. این انتخاب در بستر کمدیِ پراغراق سریال ممکن است بخشی از بازی با هنجارهای اجتماعی به نظر برسد، اما همیشه از مرز بازتولید همان کلیشهها عبور نمیکند. بنابراین بهتر است اثر را نه بیقیدوشرط ستایش کرد و نه صرفاً با معیارهای امروز محکوم ساخت؛ ارزش تاریخی آن واقعی است، همانطور که محدودیتهای بازنماییاش نیز قابلچشمپوشی نیست.
فاصلهگرفتن میان این دو داوری، نگاه منصفانهتری به دستاورد و کاستی سریال میدهد. فرسودگی شوخیها و دوام اثر چون بخش بزرگی از جاذبهٔ مجموعه بر دیالوگهای تند، ارجاعهای فرهنگی و شخصیتهای پررنگ استوار است، گذر زمان میتواند بر تجربهٔ تماشای آن اثر بگذارد. بعضی شوخیها به چهرهها، مدها و موضوعاتی وابستهاند که برای تماشاگر زمان پخش معنای فوریتری داشتهاند؛ ازاینرو ممکن است امروز کماثرتر یا نامأنوستر جلوه کنند.
« بازنمایی و محدودیتهای فرهنگی اهمیت تاریخی سریال را نمیتوان جدا از زمان پخش آن بررسی کرد. »
قوتها و کاستیها
تکرار بعضی الگوها نیز بهتدریج قابلیت پیشبینی آنها را افزایش میدهد: مخاطب با شناخت بهتر شخصیتها گاهی پیش از پایان صحنه میداند چه نوع واکنشی در راه است. بااینهمه، سازوکار اصلی کمدی کاملاً به ارجاعات روز وابسته نیست. نیاز به دوستی، دشواری رابطههای عاطفی، رقابتهای کوچک و توانایی خندیدن به ضعفهای خود، موضوعاتیاند که هنوز قابلدرک و زندهاند.
علاوه بر این، گروه بازیگران به شخصیتها چنان هویتی میدهد که حتی شوخی کمتازه نیز ممکن است با لحن و اجرای آنان سرگرمکننده شود. دوام سریال نه از بینقصبودن همهٔ قسمتها، بلکه از کیفیت رابطهٔ میان شخصیتها و انرژی جمعی بازیگران سرچشمه میگیرد. جمعبندی «Will & Grace» کمدی موقعیتیای است که نیروی اصلی خود را از چهار شخصیت متمایز، گفتوگوهای سریع و رابطهای گرم میان دوستان میگیرد.
بازیهای پرانرژی و هماهنگی گروه بازیگران، فضای صمیمی اثر را تقویت میکنند و تضاد میان خلقوخوها به آن امکان میدهد از موقعیتهای کوچک، لحظههای کمیک بسازد. در کنار سرگرمی، جایگاه فرهنگی سریال نیز اهمیت دارد: حضور شخصیتهای همجنسگرا در مرکز یک کمدی پرمخاطب، در زمان خود گامی معنادار بود.
در مقابل، تکیه بر برخی کلیشهها، محدودیت در تنوع بازنمایی و تکرار شوخیها از کاستیهای مهم اثر بهشمار میآیند؛ نکاتی که ممکن است برای تماشاگر امروز بیش از مخاطب زمان پخش به چشم بیایند. با وجود این نارساییها، مجموعه بهواسطهٔ شیمی بازیگران و باورپذیری پیوند میان دوستانش همچنان تماشایی است.
« بااینهمه، سازوکار اصلی کمدی کاملاً به ارجاعات روز وابسته نیست. »
جمعبندی
این اثری است که هم میتواند خندهای سبک و دلنشین فراهم کند و هم زمینهای برای تأمل دربارهٔ تغییر معیارهای بازنمایی در تلویزیون باشد.
ثبت دیدگاه