نقد و بررسی
نقد Christmas Waltz | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به ریتم زندگی «Christmas Waltz» از موقعیتی آشنا آغاز میکند: آیندهای که با دقت و خیالپردازی ساخته شده، ناگهان فرو میریزد. اِیوِری خود را برای عروسیای آماده کرده که قرار بوده با حالوهوای کریسمس و رقصی آموختهشده بهیادماندنی شود؛ اما لغو ناگهانی آن، نهفقط برنامهای عاشقانه، بلکه تصویری را که او از مسیر زندگیاش در ذهن داشته، مختل میکند.
نقطهٔ عزیمت فیلم، در نتیجه، بیش از آنکه صرفاً شکست یک رابطه باشد، مواجههٔ زنی است با فاصلهٔ میان آنچه برایش برنامهریزی کرده و آنچه اکنون پیش روی او قرار دارد. تصمیم اِیوِری برای ادامهدادن درسهای رقص، حرکتی کوچک اما معنادار است. او نمیخواهد تجربهٔ تلخ گذشته را با پاککردن همهٔ نشانههایش پشت سر بگذارد؛ میکوشد بخشی از آن را به فرصتی برای شناخت دوبارهٔ خویش بدل کند.
رقص، که در ابتدا به مراسمی ازدسترفته تعلق داشته، کمکم معنایی مستقل پیدا میکند: تمرینی برای حضور در لحظه، پذیرفتن ناتمامی و حرکتکردن، حتی وقتی مقصد هنوز روشن نیست. فیلم از همین تغییر جهت، هستهٔ عاطفی خود را میسازد. قصهای آشنا با مسیری آرام ساختار داستان به الگوی شناختهشدهٔ قصههای عاشقانهٔ کریسمسی نزدیک است: آغاز با ناکامی، شکلگیری پیوندی تازه و حرکت بهسوی امکانهای متفاوت.
مخاطبی که با این گونهٔ سینمایی آشناست، احتمالاً از همان ابتدا میتواند مسیر کلی روایت را حدس بزند. اثر چندان در پی برهمزدن انتظارها یا ساختن معماهای روایی نیست؛ نیروی آن بیشتر از فضای گرم، رابطهٔ مرکزی و حس دلپذیر تغییر تدریجی میآید. این آشنایی گاهی به سود فیلم عمل میکند. تماشاگر میتواند بیدغدغه در فضای سبک و خوشنیت داستان جا بگیرد و از تنشهای سنگین یا پیچیدگیهای بیمورد دور بماند.
« تصمیم اِیوِری برای ادامهدادن درسهای رقص، حرکتی کوچک اما معنادار است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما همین اتکا به الگوهای آشنا، در بخشهایی از روایت، مانع شکلگیری غافلگیری میشود. موقعیتها بهجای آنکه همواره از دل ویژگیهای خاص شخصیتها بیرون بیایند، گاه به انتظاراتی پاسخ میدهند که این نوع قصه از پیش در ذهن مخاطب ساخته است. بنابراین، جذابیت فیلم کمتر بر تازگی طرح داستانی و بیشتر بر کیفیت اجرای لحظههای عاطفی آن تکیه دارد.
رقص؛ زبان بیواسطهٔ احساس یکی از روشنترین امتیازهای فیلم، جایگاهی است که به رقص میدهد. رقص در اینجا تزئینی برای رنگولعاب کریسمسی نیست؛ در بهترین لحظهها، به زبانی بدل میشود که شخصیتها پیش از آنکه بتوانند احساسشان را بهروشنی بیان کنند، با آن سخن میگویند. حرکت، مکث، هماهنگی و حتی دشواریِ یافتن تعادل، میتوانند آنچه را در رابطهٔ میان دو نفر میگذرد، بیواسطه و قابلدیدن کنند.
صحنههای رقص انرژی و طراوت فیلم را بالا میبرند و به آن هویتی فراتر از یک عاشقانهٔ فصلی میبخشند. این صحنهها از آن رو دلنشیناند که با روند درونی اِیوِری پیوند دارند: هر گام، صرفاً بخشی از یک تمرین نیست، بلکه نشانهای از اعتمادکردن، خطرپذیرفتن و کنارآمدن با احتمال اشتباهکردن است.
در نتیجه، تمرین رقص هم کارکرد نمایشی دارد و هم به تحول شخصیت خدمت میکند. حضور آن، ریتم بصری و عاطفی فیلم را زنده نگه میدارد؛ هرچند کیفیت این انرژی همیشه به یک اندازه در سراسر روایت حفظ نمیشود. رابطهٔ اِیوِری و رومن پیوند اِیوِری و رومن، مرکز ثقل عاطفی فیلم است. رومن در جایگاه مربی رقص، بهانهای طبیعی برای همراهی با اِیوِری دارد؛ اما رابطهٔ آنها به آموزش حرکتها محدود نمیماند.
« اما همین اتکا به الگوهای آشنا، در بخشهایی از روایت، مانع شکلگیری غافلگیری میشود. »
شخصیتها و اجرا
درسها فرصتی فراهم میکنند تا هر دو شخصیت در کنار یکدیگر قرار بگیرند، واکنشهای هم را بشناسند و بهتدریج از احتیاط اولیه فاصله بگیرند. جذابیت این رابطه در تغییر آرام لحن میان آنهاست: نزدیکیای که نه یکباره، بلکه در دل تکرار و همکاری شکل میگیرد. شیمی میان بازیگران اصلی، بخش مهمی از باورپذیری این مسیر است.
حتی هنگامی که داستان از مسیرهای آشنا استفاده میکند، همراهی و کشش میان این دو میتواند صحنهها را گرمتر و دیدنیتر کند. رابطه، حس بازیگوشی و صمیمیتی دارد که با فضای سبک فیلم سازگار است، اما از لطافت عاطفی نیز خالی نیست. با این حال، پیوند میان شخصیتها بیش از آنکه از کشمکشهای پیچیده و تصمیمهای دشوار نیرو بگیرد، بر جذابیت حضور مشترکشان استوار است.
همین ویژگی برای یک عاشقانهٔ آرام کافی است، اما بهتنهایی نمیتواند همهٔ بخشهای کمتحرک روایت را جبران کند. کریسمس بهمثابهٔ فضای عاطفی فضای کریسمسی فیلم فقط پسزمینهای آراسته نیست؛ با موضوع اصلی آن، یعنی بازسازی امید و تصور آینده، همخوانی دارد. فصل تعطیلات در قصههای عاشقانه معمولاً زمانی برای گردهمآمدن، مرور آرزوها و آغاز دوباره است.
«Christmas Waltz» نیز از همین تداعیها بهره میگیرد تا تجربهٔ دشوار اِیوِری را در بستری نرمتر و دلگرمکنندهتر قرار دهد. فضای فیلم از مخاطب نمیخواهد اندوه یا ناامیدی شخصیت را نادیده بگیرد؛ بیشتر میکوشد آن را در کنار امکان لذت، معاشرت و حرکت قرار دهد. این ترکیب، فیلم را برای تماشایی سبک و مناسب یک شب تعطیل آماده میکند.
« شیمی میان بازیگران اصلی، بخش مهمی از باورپذیری این مسیر است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گرمای فصلی و لحظههای رقص، حس شیرینی به اثر میدهند و کمک میکنند روایت، با وجود مضمون شکست و تغییر، تلخ و سنگین نشود. در عین حال، فیلم گاهی چنان به شیرینی فضای خود تکیه میکند که بعضی موقعیتها بیش از اندازه نرم و بیخطر به نظر میرسند. حالوهوای دلپذیرش از یک سو امتیاز اصلی آن است و از سوی دیگر، میتواند از عمقگرفتن تنشها جلوگیری کند.
کشمکشهایی که فرصت گسترش نمییابند نقطهضعف مهم روایت، کمرمقماندن کشمکش مرکزی است. لغو عروسی میتوانست سرچشمهٔ پرسشهای پیچیدهتری دربارهٔ رابطهٔ گذشته، امیدهای شخصی اِیوِری یا دشواری رهاکردن تصویری تثبیتشده از آینده باشد. اما نامزد سابق حضور محدودی در مسیر داستان دارد و در نتیجه، پیامدهای آن جدایی چندان دراماتیک نمیشوند.
گویی روایت از ضربهٔ آغازین برای بهحرکتدرآوردن شخصیت استفاده میکند، اما پس از آن کمتر به پیامدهای گستردهتر آن بازمیگردد. این محدودیت بر رابطهٔ تازه نیز اثر میگذارد. وقتی گذشتهٔ اِیوِری نیروی چندانی برای ایجاد تنش ندارد، پیوند او با رومن هم کمتر در معرض آزمون قرار میگیرد. داستان همچنان دلنشین پیش میرود، اما لحظههایی که باید انتخابها را دشوارتر یا احساسات را پیچیدهتر کنند، گاه از وزن کافی برخوردار نیستند.
افزون بر این، برخی بخشها در میانهٔ روایت کشدار یا کمتحرک میشوند؛ صحنههایی که بیشتر حالوهوا میسازند تا داستان را به سوی مرحلهای تازه ببرند. پایان نیز بهسرعت جمع میشود و فرصت چندانی برای مکث و هضم عاطفی مسیر طیشده باقی نمیگذارد، بیآنکه لازم باشد جزئیات آن را آشکار کرد.
« حالوهوای دلپذیرش از یک سو امتیاز اصلی آن است و از سوی دیگر، میتواند از عمقگرفتن تنشها جلوگیری کند. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Christmas Waltz» اثری استوار بر جذابیتهای صمیمی و قابلپیشبینیِ یک عاشقانهٔ کریسمسی است. داستانش پیچیده یا غافلگیرکننده نیست، اما رقصهای پرانرژی، فضای گرم و همراهی دلنشین اِیوِری و رومن به آن جاذبهای روشن میبخشند. فیلم در نشاندادن این نکته موفق است که گاهی ادامهدادن کاری که به گذشتهای دردناک پیوند خورده، میتواند راهی برای بازپسگرفتن آن تجربه و ساختن معنایی تازه باشد.
در مقابل، حضور کمرنگ نامزد سابق، محدودیت کشمکشها، افتوخیز ریتم و جمعشدن سریع پایان، مانع میشوند که روایت به عمق عاطفی بیشتری برسد. بااینهمه، این کاستیها الزاماً لذت تماشا را از میان نمیبرند؛ زیرا فیلم بیش از آنکه بر تعلیق یا پیچیدگی تکیه کند، از نشاط رقص و شیرینی فضای خود نیرو میگیرد.
حاصل، قصهای سبک و گرم است که با انتظارات آشنای ژانر حرکت میکند و برای تماشاگرانی که در شبهای تعطیل بهدنبال رمانسی خوشحالوهوا هستند، تجربهای دلپذیر فراهم میآورد.
« جمعبندی «Christmas Waltz» اثری استوار بر جذابیتهای صمیمی و قابلپیشبینیِ یک عاشقانهٔ کریسمسی است. »



ثبت دیدگاه