نقد و بررسی
نقد The Rocketeer | 1991
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میراث سریالهای ماجراجویانه «The Rocketeer» ساختهٔ جو جانستون، بیش از آنکه بخواهد ابرقهرمانی پیچیده و امروزی بسازد، با اشتیاق به قصههای ماجراجویانهٔ عامهپسندِ دهههای گذشته بازمیگردد. فیلم در سال ۱۹۳۸ میگذرد؛ زمانی که هوانوردی هنوز آمیزهای از خطر، رؤیا و نمایش بود و سینما میتوانست یک وسیلهٔ پرواز آزمایشی را به نشانهای از امکانهای بیکران بدل کند.
کلیف سکورد، خلبان بدلکار و مردی با آرزوهای بزرگ، به کولهپشتی پروازیِ نمونهای دست مییابد؛ اختراعی که او را ناخواسته میان رقابتهای شخصی، تهدیدهای سیاسی و ماجرایی قهرمانانه قرار میدهد. فیلم از همان ابتدا قراردادهای ژانر را پنهان نمیکند: قهرمانی جوان، اختراعی خطرناک، معشوقهای گرفتار، دشمنانی پرزرقوبرق و تعقیبوگریزی که سرانجام به صحنههای پرواز و رویارویی میانجامد.
ارزش اثر نه در غافلگیری روایی، بلکه در لذتی است که از بازآفرینی این الگوها میبرد. «The Rocketeer» میخواهد همچون یک ماجرای مصورِ زندهشده عمل کند؛ ساده، سرراست و پر از حس شگفتی. جهان بصری و نوستالژی یکی از ماندگارترین امتیازهای فیلم، جهان بصری آن است. طراحی صحنهها، لباسها، هواپیماها و ابزارها، حالوهوای هالیوود و لسآنجلسِ پیش از جنگ را با ظرافتی نمایشی بازمیآفریند.
« ارزش اثر نه در غافلگیری روایی، بلکه در لذتی است که از بازآفرینی این الگوها میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در پی بازسازی تاریخیِ خشک و موشکافانه نیست؛ گذشته را همچون صحنهای باشکوه برای خیالپردازی میچیند. معماری آرتدکو، نورهای گرم، آشیانههای هواپیما و فضای پرجنبوجوش محفلهای نمایشی، همگی به قصه هویتی قابلتشخیص میبخشند. کلاهخود خاص قهرمان و خودِ کولهپشتی پروازی نیز فقط ابزارهای داستان نیستند؛ به نمادهای دیداری فیلم تبدیل میشوند.
طراحی آنها یادآور جلدهای کمیک و قهرمانان ماجراجوییِ دوران طلایی است. در اینجا جلوههای ویژه بیش از آنکه بخواهند واقعگرایی بینقص عرضه کنند، به تخیل وفادارند. پروازها گاه حسی ملموس و پرشتاب دارند و گاه چنان آشکارا نمایشیاند که فیلم را به جهان قصههای مصور نزدیکتر میکنند. این ناهماهنگی ممکن است برای تماشاگر امروز که به جلوههای دیجیتال یکدست عادت دارد، قدیمی به نظر برسد؛ اما بخشی از جذابیت اثر نیز در همین کیفیت دستی و بیتکلف نهفته است.
قهرمان و آدمهای پیرامونش کلیف سکورد قهرمانی خوشنیت و پرشور است، اما شخصیتپردازی او به اندازهٔ ظاهر نمادینش برجسته نمیشود. فیلم او را بیشتر بر پایهٔ آرزوها و واکنشهایش پیش میبرد تا بر اساس کشمکشی درونی و پیچیده. او میخواهد خلبانی موفق باشد و زندگیاش را از رکود بیرون بکشد؛ بااینحال، تبدیلشدنش به قهرمان بیشتر نتیجهٔ موقعیتی است که در آن قرار میگیرد تا حاصل سفری شخصیتیِ عمیق.
« فیلم در پی بازسازی تاریخیِ خشک و موشکافانه نیست؛ گذشته را همچون صحنهای باشکوه برای خیالپردازی میچیند. »
شخصیتها و اجرا
بازی بیلی کمبل با همین سادگی هماهنگ است، ولی در مقایسه با بعضی بازیگران مکمل، کمفروغتر میماند. در سوی دیگر، جنی بلِیکِ جنیفر کانلی، حضوری دلنشین به فضای فیلم میدهد، هرچند نقش او نیز گاهی در محدودهٔ الگوی آشنای زنِ در معرض خطر باقی میماند. آلن آرکین در نقش پیوی، مکانیک و همراه وفادار کلیف، گرما و شوخطبعی آرامی وارد داستان میکند.
او به قصه نوعی صمیمیت میبخشد و رابطهاش با قهرمان، از معدود پیوندهایی است که فیلم با جزئیات روزمره پرورش میدهد. تری اوکوئین نیز در نقش هاوارد هیوز، حضوری مقتصد و مؤثر دارد؛ شخصیتی که با چند اشاره، هم به اعتبار اختراع میافزاید و هم به فضای ماجراجویانهٔ فیلم رنگی تاریخی میزند. درخشش تیموتی دالتون و بازیگران مکمل تیموتی دالتون در نقش نیویل سینکلر، یکی از جاذبههای اصلی فیلم است.
او شروری را بازی میکند که هم جذابیت ستارهای دارد و هم تهدیدی پنهان را زیر ظاهر آراستهاش نگه میدارد. دالتون با تسلطی آشکار، اغراق و وقار را در هم میآمیزد؛ گویی از ماهیت ملودراماتیک قصه آگاه است و بهجای مقاومت در برابر آن، با لذت وارد بازی میشود. همین حضور پرانرژی باعث میشود سینکلر گاه از قهرمان فیلم بهیادماندنیتر به نظر برسد.
« بازی بیلی کمبل با همین سادگی هماهنگ است، ولی در مقایسه با بعضی بازیگران مکمل، کمفروغتر میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پل سورینو نیز در نقش ادی ولنتاین، وجه دیگری از کمدی و خشونت کنترلشده را به فیلم اضافه میکند. تقابل گروههای خلافکار، مأموران و جاسوسان، فرصتهایی برای شوخی و تعلیق فراهم میآورد و بازیگران مکمل به جهان فیلم جان میدهند. بااینحال، تمرکز بخش بزرگی از جذابیت بر شخصیتهای فرعی، ضعف نسبی کلیف را آشکارتر میکند.
مسئله این نیست که قهرمان باید از همهٔ دیگران پرزرقوبرقتر باشد؛ بلکه فیلم به او لحظات کمتری میدهد تا از دل تصمیمها و انتخابهایش به شخصیتی مستقل بدل شود. ریتم، شوخی و سادگی روایت ریتم «The Rocketeer» یکنواخت نیست. بخشهایی از فیلم با کشف اختراع، تمرین پرواز و شکلگیری خطر پیش میروند، اما در میانهٔ راه، بعضی صحنهها بیش از اندازه مکث میکنند و حرکت داستان را کند میسازند.
فیلم ظاهراً میخواهد هم دنیای دورهای خود را بنا کند و هم بهسرعت وارد ماجراجویی شود؛ گاهی این دو هدف با یکدیگر اصطکاک پیدا میکنند. در نتیجه، تماشاگرانی که انتظار ماجرایی بیوقفه دارند، ممکن است در بخشهایی احساس کنند قصه از شتاب افتاده است. شوخیها نیز از همان جنس ساده و بازیگوشانهٔ فیلماند.
« پل سورینو نیز در نقش ادی ولنتاین، وجه دیگری از کمدی و خشونت کنترلشده را به فیلم اضافه میکند. »
قوتها و کاستیها
این طنز از کنایههای پیچیده یا خودآگاهی مدرن نمیآید؛ بیشتر بر موقعیتهای اغراقشده، تضاد شخصیتها و لحن قصههای قدیمی تکیه دارد. چنین رویکردی برای برخی تماشاگران بخشی از لطف اثر است و برای برخی دیگر ممکن است کودکانه یا کماثر جلوه کند. فیلم نه میکوشد این سادگی را پنهان کند و نه آن را با شوخیهای امروزی تعدیل میکند.
تماشای آن مستلزم پذیرفتن جهانی است که در آن شرارت آشکار، قهرمانی بیپیرایه و اختراعی ناممکن میتوانند بیدردسر کنار هم قرار گیرند. قهرمانی، اختراع و مضمون کولهپشتی پروازی در مرکز فیلم، هم موتور داستان است و هم استعارهای روشن از میل به رهایی. کلیف با آن از سطح زمین جدا میشود، اما پروازش آزادی مطلق نیست؛ هرچه بالاتر میرود، توجه قدرتهایی را جلب میکند که میخواهند اختراع را به سود خود به کار گیرند.
به این ترتیب، فیلم خیال کودکانهٔ پرواز را به مسئلهای دربارهٔ مسئولیت پیوند میزند: داشتن توانایی خارقالعاده، بهتنهایی کسی را قهرمان نمیکند؛ مهم آن است که این توانایی در خدمت چه هدفی قرار میگیرد. بااینحال، اثر این ایده را به بحثی فلسفی یا سیاسیِ پیچیده گسترش نمیدهد. تهدید نیروهای شرور عمدتاً کارکردی روایی دارد و زمینهٔ تعقیبوگریز و خطر را فراهم میکند.
« چنین رویکردی برای برخی تماشاگران بخشی از لطف اثر است و برای برخی دیگر ممکن است کودکانه یا کماثر جلوه کند. »
جمعبندی
همین امر برای لحن سبک فیلم مناسب است، اما ظرفیت بیشتری را نیز دستنخورده میگذارد. «The Rocketeer» در پی تحلیل عمیق قدرت یا جنگ نیست؛ ترجیح میدهد از تقابل روشن خیر و شر، نیروی محرک یک ماجرای سرگرمکننده بسازد. جمعبندی «The Rocketeer» فیلمی است که بیش از هر چیز با حالوهوا، طراحی چشمنواز و علاقهاش به ماجراجویی کلاسیک در خاطر میماند.
قصهٔ سادهاش گاهی کند میشود، شوخیهایش ممکن است با ذائقهٔ همه جور نباشد و قهرمان اصلی در برابر برخی بازیگران مکمل رنگ کمتری دارد. اما این کاستیها تمام تجربه را تعریف نمیکنند. پروازهای پرشور، جهان رترو و بازی درخشان تیموتی دالتون به فیلم شخصیتی میدهند که هنوز قابلتشخیص و دوستداشتنی است.
این اثر برای تماشاگرانی جذابتر خواهد بود که از قصههای قهرمانیِ بیتکلف و نوستالژی سینمای ماجراجویانه لذت میبرند؛ کسانی که لازم نمیدانند هر فیلم ابرقهرمانی جهانبینی پیچیده یا قهرمانی چندلایه عرضه کند. «The Rocketeer» در بهترین لحظاتش یادآور این است که سینما میتواند صرفاً با یک رؤیای ساده ــ پرواز بر فراز شهر ــ تماشاگر را به ماجرایی سرشار از شگفتی دعوت کند.
« همین امر برای لحن سبک فیلم مناسب است، اما ظرفیت بیشتری را نیز دستنخورده میگذارد. »



ثبت دیدگاه