نقد و بررسی
نقد Justice League vs. Teen Titans | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عنوانی بزرگتر از داستان «Justice League vs. Teen Titans» از همان ابتدا وعدهی برخورد دو نیروی مشهور دنیای دیسی را پیش میکشد؛ عنوانی که ذهن را به نبردی طولانی و سرنوشتساز میان لیگ عدالت و تایتانهای نوجوان میبرد. اما فیلم خیلی زود روشن میکند که مرکز ثقلش جای دیگری است: نه رقابت این دو گروه، بلکه ورود رابینِ جوان به جمع تایتانها و پیوند او با رِیون.
همین جابهجاییِ انتظار، هم مسیر واقعی فیلم را شکل میدهد و هم نخستین فاصلهاش را با تصویری که نامش در ذهن میسازد. رویارویی با لیگ عدالت در داستان حضور دارد، اما سهم آن از آنچه عنوان القا میکند کمتر است. رابین؛ از سرکشی تا تعلق رابینِ این فیلم، دیمین وین، با رفتاری تند و خودمحور وارد قصه میشود.
او به قواعد گروهی بیاعتناست و توانایی فردی را بر همکاری ترجیح میدهد؛ ویژگیای که در آغاز بیش از آنکه جذاب باشد، میتواند مخاطب را از او دور کند. اعزام او به جمع تایتانها، در ظاهر تنبیهی برای رفتار بیپرواست، اما در عمل فرصتی میشود تا با شیوهای متفاوت از قهرمانی روبهرو شود: شیوهای که اعتماد، صبر و رابطه را بخشی از قدرت میداند.
دگرگونی دیمین تدریجی است و از جنس تحول ناگهانی و بیدردسر نیست. او همچنان همان شخصیت مغرور و دشوار باقی میماند، اما در کنار دیگران مجال پیدا میکند تا محدودیتهای تربیت و جهانبینی خود را ببیند. این مسیر، بهویژه در برخوردش با رِیون، از بخشهای سرگرمکنندهی فیلم است. بااینحال، آشنایی مخاطب با این الگوی شخصیتی ممکن است باعث شود بعضی از گامهای رشد او قابل پیشبینی به نظر برسند.
« عنوانی بزرگتر از داستان «Justice League vs. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از تکرارپذیری این قوس کاملاً نمیگریزد، اما حضور گروهی که با او تفاوت دارد، به آن تازگی نسبی میبخشد. رِیون؛ مرکز عاطفی و رازآلود در میان شخصیتها، رِیون بیش از همه نیروی دراماتیک فیلم را در خود جمع میکند. گذشتهی رازآلود و پیوند او با تهدید اصلی، داستانی شخصی را به بحران بزرگتر گره میزند؛ و همین ترکیب، او را از یک قهرمان فرعی به قلب عاطفی روایت بدل میکند.
فیلم از رازهای مربوط به او برای ایجاد تعلیق بهره میبرد، بیآنکه همهچیز را در آغاز آشکار کند. کشمکش رِیون میان آنچه از گذشته با خود حمل میکند و آنچه میخواهد برای خود بسازد، از معدود خطوطی است که به قصه عمق و اندوه میبخشد. اهمیت رِیون فقط به تواناییهای فراطبیعی او محدود نیست.
حضورش امکان میدهد فیلم دربارهی آسیبپذیری، ترس از پذیرفتهنشدن و دشواری اعتماد حرف بزند؛ موضوعهایی که با فضای نوجوانانهی اثر سازگارند، اما در برابر تهدیدی فراطبیعی نیز وزن پیدا میکنند. رابطهی او با دیمین هم از همینجا معنا میگیرد: دو شخصیتی که به دلایل متفاوت پشت دیواری از فاصله و بدگمانی پنهان شدهاند، در دیگری چیزی آشنا مییابند.
رِیون در نتیجه فقط راز قصه نیست؛ معیاری است برای سنجیدن ظرفیت همدلی شخصیتهای دیگر. تایتانها و گرمای جمعی آنچه به فیلم جان میدهد، بیش از هر چیز شیمی میان اعضای تایتانهاست. شوخیها، کلکلها و عادتهای روزمرهی گروه، فضایی صمیمی میسازند که در تضاد با مأموریتهای پرخطر، به قصه ضرباهنگ و گرما میبخشد.
« فیلم از تکرارپذیری این قوس کاملاً نمیگریزد، اما حضور گروهی که با او تفاوت دارد، به آن تازگی نسبی میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
این جمع بهجای آنکه صرفاً تیمی از قدرتهای متفاوت باشد، تصویری از خانوادهای انتخابی است؛ گروهی که اعضایش با تفاوتهایشان کنار هم میمانند و برای تازهوارد جا باز میکنند. حضور سایبورگ در کنار اعضای جوانتر نیز به ترکیب گروه تنوع میدهد و از یکنواختشدن فضای آن جلوگیری میکند. هرچند همهی شخصیتها فرصت یکسانی برای پرداخت پیدا نمیکنند، جمع تایتانها بهطور کلی خوشحضور و دوستداشتنی است.
همین کیفیت توضیح میدهد چرا بخشهای مربوط به زندگی گروهی گاهی از خط اصلی تهدید جذابتر میشوند: مخاطب به رابطهها علاقهمند میشود و میخواهد ببیند این شخصیتها چگونه با یکدیگر کنار میآیند، نه فقط چگونه با دشمن میجنگند. لحن؛ میان شوخی و تاریکی فیلم میان ماجراجویی ابرقهرمانی، شوخیهای نوجوانانه و عناصر تاریکترِ داستان حرکت میکند.
این امتزاج در بهترین لحظهها به اثر هویتی دوگانه اما زنده میدهد: شوخیها رابطهی تایتانها را ملموس میکنند و فضای فراطبیعی، به گذشتهی رِیون و خطر پیشرو وزن میبخشد. بااینحال، گذار میان این دو لحن همیشه نرم نیست. بعضی شوخیها در مجاورت لحظههای جدی، ناهمگون به نظر میرسند و ممکن است از شدت عاطفی صحنه بکاهند.
صحنهی بازی رقص نمونهی روشن این نابرابری در کنترل لحن است. ایدهی آن با فضای سبک و بازیگوش گروه سازگار است، اما مدتزمانش بیش از اندازه به نظر میرسد و روایت را از حرکت بازمیدارد. اگر این بخش کوتاهتر بود، احتمالاً همان کارکردِ نمایش صمیمیت و شوخطبعی را حفظ میکرد، بیآنکه حس وقفهای طولانی در قصه بسازد.
« حضور سایبورگ در کنار اعضای جوانتر نیز به ترکیب گروه تنوع میدهد و از یکنواختشدن فضای آن جلوگیری میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، مسئله نه وجود لحظههای سبک، بلکه میزان و جایگذاری آنهاست. ریتم و وعدهی نبرد ریتم فیلم در بخشهایی روان و سرگرمکننده است، اما در بخشهایی دیگر کند میشود. رابطهسازی و معرفی فضای تایتانها به داستان بافت میدهد، ولی رخدادهای مهم گاه دیرتر از انتظار به جریان میافتند.
هنگامی که روایت سرانجام به تهدید مرکزی نزدیک میشود، احساس میشود بخشی از زمان صرف لحظههایی شده که بهاندازهی کافی به پیشبرد قصه کمک نمیکنند. این نوسان، بهخصوص برای اثری که عنوانی پرهیجان دارد، محسوس است. نکتهی مهمتر، فاصلهی میان وعدهی عنوان و شکل واقعی روایت است. تقابل لیگ عدالت و تایتانها جذابیت بالقوهی زیادی دارد، اما فیلم آن را به اندازهای که انتظار میرود گسترش نمیدهد.
حضور اعضای لیگ بیشتر به بالا بردن سطح خطر و ایجاد موقعیتهای پرتنش کمک میکند تا ساختن نبردی متقابل و مفصل میان دو گروه. بنابراین عنوان، تصویری از یک رویارویی گستردهتر میسازد، حال آنکه داستان عمدتاً دربارهی تایتانها و بحران رِیون باقی میماند. این انتخاب فینفسه نادرست نیست، اما فاصلهی میان انتظار و اجرا را نمیتوان نادیده گرفت.
تصویر و اجرای اکشن از نظر بصری، فیلم در چارچوب انیمیشن ابرقهرمانی دیسی، فضایی آشنا و قابلقبول دارد. طراحی شخصیتها و تضاد میان محیطهای معمولی و عناصر فراطبیعی، بهویژه در بخشهای مرتبط با رِیون، به ساختن حالوهوایی مناسب کمک میکند. فیلم در پی تجربهای تصویری نامتعارف نیست؛ بیشتر به زبان شناختهشدهی آثار پویانمایی ابرقهرمانی تکیه میکند و آن را در خدمت روایت قرار میدهد.
« در نتیجه، مسئله نه وجود لحظههای سبک، بلکه میزان و جایگذاری آنهاست. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، اکشن همیشه به اندازهی ظرفیت شخصیتها و موقعیتها هیجانانگیز نیست. رویاروییهای گروهی میتوانستند از تنوع بیشتری در میزانسن و تاکتیک بهره ببرند؛ بهخصوص وقتی قهرمانانی با تواناییهای بسیار متفاوت در یک قاب قرار میگیرند. گاهی نبردها بیشتر نقش پل ارتباطی میان بخشهای داستان را دارند تا نقطهی اوجهایی که واقعاً در حافظه بمانند.
از این رو، فیلم برای مخاطبی که در درجهی نخست به دنبال نبردی عظیم میان دو گروه است، احتمالاً کمفروغتر از انتظار خواهد بود. جمعبندی «Justice League vs. Teen Titans» در مقام داستانی دربارهی خودِ تایتانها موفقتر از چیزی است که عنوانش وعده میدهد. رِیون به قصه عمق و راز میبخشد، فضای صمیمی گروه به آن گرما میدهد و مسیر دیمین از انزوا به همکاری، هستهای سرگرمکننده برای روایت فراهم میکند.
در سوی دیگر، ریتم نامتوازن، صحنهی رقصِ بیش از حد کشآمده و محدودبودن تقابل لیگ عدالت و تایتانها مانع از آن میشوند که فیلم به اثری یکدست و کاملاً رضایتبخش تبدیل شود. حاصل، ماجرایی جذاب برای دوستداران تایتانها و دنیای دیسی است؛ اثری که بهترین لحظههایش را نه در نبردی که عنوانش نوید میدهد، بلکه در رابطههایی مییابد که میان اعضای گروه شکل میگیرند.
« بااینحال، اکشن همیشه به اندازهی ظرفیت شخصیتها و موقعیتها هیجانانگیز نیست. »
ثبت دیدگاه