نقد و بررسی
نقد Thumper | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تریلری در محاصرهٔ واقعیت «Thumper» ساختهٔ Jordan Ross، در ظاهر تریلری جنایی دربارهٔ نوجوانانی است که در محلهای فقیر به دام شبکهای محلی از مواد مخدر میافتند؛ اما نیروی اصلی فیلم نه در پیچیدگی سازوکار جنایی، بلکه در فضایی نهفته است که برای شخصیتهایش میسازد: جهانی کوچک، فرسوده و بیپناه که در آن خشونت بخشی از زندگی روزمره شده است.
ورود دختری تازهوارد، Kat، تعادل شکنندهٔ جمع را به هم میزند و رابطههای میان نوجوانان را در معرض آزمونی خطرناک قرار میدهد. فیلم اطلاعات داستانیاش را قطرهچکانی عرضه میکند؛ بنابراین، بهتر است پیش از تماشا از جزئیات بیشتر داستان پرهیز شود تا غافلگیری نخستین بخش اثر از بین نرود.
«Thumper» در سال ۲۰۱۷ به نویسندگی و کارگردانی Ross ساخته شد و بازیگرانی چون Eliza Taylor، Pablo Schreiber و Daniel Webber در آن حضور دارند. محلهای که مجال نفسکشیدن نمیدهد مهمترین دستاورد فیلم، خلق حسی از فشار دائمی است. محله در «Thumper» صرفاً پسزمینهای برای ماجراهای خلافکارانه نیست؛ محیطی است که فرصت انتخاب را محدود میکند و آینده را پیشاپیش تیره نشان میدهد.
خانوادههای ازهمگسیخته، کمبود امکانات و حضور عادیشدهٔ مواد و خشونت، فضایی میسازند که در آن نوجوانان بیش از آنکه آزادانه مسیر خود را برگزینند، در حال واکنش نشاندادن به شرایط پیراموناند. فیلم برای انتقال این حس، به نمایشهای پرزرقوبرق یا خشونت اغراقآمیز تکیه نمیکند. لحن خام و کموبیش خشن آن، مخاطب را به محیطی نزدیک میکند که در آن تهدید همیشه حاضر است، حتی هنگامی که درگیری آشکاری رخ نمیدهد.
« محلهای که مجال نفسکشیدن نمیدهد مهمترین دستاورد فیلم، خلق حسی از فشار دائمی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سکوتها، نگاههای مراقب و گفتوگوهای نیمهتمام نیز به این تنش کمک میکنند. بااینهمه، فضای اثر گاهی چنان بر آن سایه میاندازد که سویهٔ اجتماعی داستان به جای گسترشیافتن، تنها به نشانههایی پراکنده محدود میماند. نوجوانان میان وابستگی و انتخاب فیلم در پرداخت نوجوانانش ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد.
آنان نه صرفاً قربانیانی بیارادهاند و نه مجرمانی که بتوان بهسادگی محکومشان کرد. وابستگی به پول، نیاز به پذیرفتهشدن و پیوندهای دوستانه، هرکدام در تصمیمهایشان سهم دارند. همین ترکیب، موقعیت اخلاقی آنان را پیچیده میکند: مخاطب میتواند خطر رفتارهایشان را ببیند، اما همزمان دریابد که چرا راههای دیگر برایشان دسترسپذیر یا باورپذیر به نظر نمیرسد.
بااینحال، فیلمنامه همیشه به اندازهٔ کافی درنگ نمیکند تا این انگیزهها را به شخصیتهایی کامل و متمایز تبدیل کند. برخی نوجوانان بیشتر در خدمت پیشبرد ماجرا هستند تا اینکه مسیر درونی مستقلی پیدا کنند. نتیجه آن است که رابطههایشان گاه بهسرعت از صمیمیت به بیاعتمادی یا از وفاداری به ترس جابهجا میشود.
این جابهجاییها برای تریلر کارکرد دارند، اما فرصت شناخت عمیقتر آدمها را از مخاطب میگیرند. Kat و رازِ سنجیدهشده شخصیت Kat مرکز ثقل داستان است، اما جذابیتش را نباید فقط به رازی نسبت داد که با خود به شهر میآورد. او در آغاز همزمان آسیبپذیر و خویشتندار به نظر میرسد؛ حضوری که کنجکاوی دیگران را برمیانگیزد، بیآنکه همهٔ پاسخها را در اختیار تماشاگر بگذارد.
« سکوتها، نگاههای مراقب و گفتوگوهای نیمهتمام نیز به این تنش کمک میکنند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم با کنترل اطلاعات، تعلیقی مؤثر میسازد و پرسشهایی دربارهٔ هویت، اعتماد و نیت او پیش میکشد. Eliza Taylor در ایجاد این دوگانگی موفق است. بازی او میان آرامش ظاهری و تنش پنهان حرکت میکند و به Kat حضوری قابلپیگیری میبخشد. بااینحال، باورپذیری برخی جنبههای موقعیت او به اندازهٔ جذابیت معماییاش نیست.
فیلم گاهی بیش از آنکه شرایط شخصیت را با جزئیات دراماتیک جا بیندازد، از مخاطب میخواهد به قواعد تریلر اعتماد کند. در نتیجه، غافلگیری آغازین کار خود را انجام میدهد، اما همهٔ پیامدهای آن به یک اندازه طبیعی و قانعکننده احساس نمیشوند. Wyatt؛ خشونت در هیئتِ جذابیت Pablo Schreiber در نقش Wyatt حضوری نیرومند و تهدیدآمیز دارد.
او شخصیت را به هیولایی یکبعدی فرو نمیکاهد؛ در عوض، نوعی آرامش حسابشده را با خشونتی آمادهٔ انفجار ترکیب میکند. همین تضاد باعث میشود خطر او فقط در لحظههای آشکار خشونت حس نشود. گاهی شیوهٔ نگاهکردن یا سکوتش بیش از یک تهدید مستقیم اثر میگذارد. اما فیلم بیش از اندازه به جاذبهٔ اجرایی Schreiber متکی میشود.
Wyatt آنقدر حضور پررنگی دارد که میتواند ابعاد اجتماعی و جمعی داستان را به حاشیه براند. تماشاگر خطر را بهخوبی حس میکند، ولی کمتر فرصت مییابد سازوکار قدرت او را در متن جامعهای که از آن نیرو میگیرد، دقیقتر بشناسد. Lena Headey نیز در نقش Ellen حضوری قابلتوجه دارد، هرچند سهم او محدودتر از آن است که ظرفیت بازیگر را بهتمامی به کار گیرد.
« فیلم با کنترل اطلاعات، تعلیقی مؤثر میسازد و پرسشهایی دربارهٔ هویت، اعتماد و نیت او پیش میکشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پلیس مخفی و گسستِ واقعنمایی یکی از دشوارترین بخشهای فیلم، باورپذیرکردن جایگاه پلیس مخفی در دل فضای نوجوانان است. این نوع شخصیت میتواند راهی برای بررسی مرز میان قانون، فریب و همدلی باشد؛ اما «Thumper» در بعضی لحظات بیش از حد به موقعیتهای داستانی خود متکی است و کمتر زمینهٔ لازم را برای طبیعی جلوهدادن حضور او فراهم میکند.
مسئله صرفاً آن نیست که مخاطب از شیوهٔ عمل شخصیت قانع نمیشود؛ مهمتر این است که تردیدهای اخلاقی و هزینههای روانی چنین نقشی بهروشنی بسط نمییابند. این کاستی به تعلیق هم آسیب میزند. هرگاه رفتار شخصیت با منطق محیط یا واکنش دیگران جور درنیاید، تماشاگر بهجای غرقشدن در خطر داستان، شروع به سنجیدن تمهیدهای فیلمنامه میکند.
در تریلری که بخش مهمی از اثرگذاریاش بر تنش و باور به موقعیت بنا شده، چنین فاصلهای محسوس است. روایت آشنا، اجراهای نجاتبخش ساختار کلی «Thumper» به قلمرو آشنای تریلرهای جنایی قدم میگذارد: ورود شخصیتی رازآلود، نزدیکشدن به حلقهای خطرناک و آشکارشدن تدریجی واقعیتهایی که مناسبات جمع را متزلزل میکنند.
فیلم در این چارچوب، بهاندازهای تعلیق دارد که داستان را پیش ببرد، اما بارها مسیرهایی را انتخاب میکند که تماشاگر ژانر احتمالاً پیشتر دیده است. بنابراین، غافلگیری آغازین جذاب است، ولی بهتنهایی نمیتواند تمام مسیر روایت را تازه کند. اجرای بازیگران تا حد زیادی این آشنایی را جبران میکند.
« در تریلری که بخش مهمی از اثرگذاریاش بر تنش و باور به موقعیت بنا شده، چنین فاصلهای محسوس است. »
قوتها و کاستیها
Taylor و Schreiber به مرکز تقابل داستان وزن میدهند و Daniel Webber نیز در نقش Beaver به فضای نوجوانانهٔ فیلم بُعدی انسانیتر میافزاید. بازی گروهی در بسیاری از صحنهها از خود طرح داستان زندهتر است: جزئیات رفتاری و واکنشهای کوچک، گاه بیش از اطلاعات فیلمنامه شخصیتها را باورپذیر میکنند.
در مقابل، حضور محدود بعضی چهرههای شناختهشده، از جمله Headey، این حس را برمیانگیزد که میشد از ظرفیت گروه بازیگران بهرهٔ بیشتری گرفت. ریتم و دامنهٔ نگاه «Thumper» تریلری جمعوجور است و معمولاً نمیگذارد فشار ماجرا برای مدتی طولانی از میان برود. بااینحال، ریتم یکدست نیست. بخشهایی از میانهٔ فیلم از حرکت اصلی فاصله میگیرند، بیآنکه در عوض به شناختی ژرفتر از روابط یا ریشههای بحران برسند.
این گسست، بهویژه چون فیلم بنای خود را بر تنش پیوسته گذاشته، از نیروی پیشبرندهٔ روایت میکاهد. دامنهٔ نگاه اثر نیز محدودتر از موضوعی است که انتخاب کرده است. فقر، خشونت و گرفتارشدن نوجوانان در اقتصاد مواد، زمینههایی گستردهاند؛ اما فیلم بیشتر به پیامدهای فردی و لحظهای آنها میپردازد تا به ساختارهای اجتماعی پشت این چرخه.
این انتخاب الزاماً نادرست نیست، اما گاهی فاصلهای میان سنگینی موضوع و عمق بررسی آن به وجود میآورد. «Thumper» بهوضوح میخواهد مخاطب را درگیر زندگی آدمهایش کند، ولی همیشه فرصت نمیدهد این درگیری به تأملی ماندگار دربارهٔ جامعهٔ پیرامونشان تبدیل شود. جمعبندی «Thumper» فیلمی بینقص یا روایینوآور نیست، اما فضای خام و سنگینش، بازیهای مؤثر و حضور ترسناک Pablo Schreiber آن را به تریلری دیدنی تبدیل میکنند.
« ریتم و دامنهٔ نگاه «Thumper» تریلری جمعوجور است و معمولاً نمیگذارد فشار ماجرا برای مدتی طولانی از میان برود. »
جمعبندی
فیلم در آغاز با طرح راز و ایجاد بیاعتمادی، کنجکاوی مخاطب را برمیانگیزد؛ سپس بیشتر بر تنش و اجراها تکیه میکند تا بر پیچیدگی فیلمنامه. کلیشههای ژانر، پرداخت نابرابر شخصیتها و ضعف در باورپذیرکردن خط پلیس مخفی، مانع از آن میشوند که اثر به تصویری کاملاً تازه و منسجم از جهانش برسد.
بااینحال، «Thumper» در ساخت حس خطر و نشاندادن شکنندگی پیوندهای نوجوانان موفق است. بهترین لحظاتش زمانی شکل میگیرند که فیلم بهجای توضیحدادن، اجازه میدهد نگاهها، سکوتها و رفتارهای محتاطانه بار عاطفی صحنه را حمل کنند. پایانبندی نیز ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار جمعبندی روشنتری دارند، کممایه یا ناتمام جلوه کند؛ انتخابی که با حالوهوای تلخ فیلم سازگار است، اما لزوماً رضایتبخش نیست.
در نهایت، اثر بیش از آنکه با تازگی قصه به یاد بماند، با اتمسفر تیره و اجراهایی به خاطر میآید که به روایتی آشنا جان میبخشند.
« بااینحال، «Thumper» در ساخت حس خطر و نشاندادن شکنندگی پیوندهای نوجوانان موفق است. »



ثبت دیدگاه