نقد و بررسی
نقد The Big Sick | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان خنده و اضطراب «The Big Sick» از آن فیلمهایی است که نیروی اصلیاش نه در حادثههای پرهیاهو، بلکه در جزئیات کوچک رابطهها شکل میگیرد: مکثی پیش از پاسخ، شوخیای برای پنهانکردن نگرانی، یا نگاه کسی که نمیداند باید به کدام سوی زندگیاش وفادار بماند. فیلم، در ظاهر، قصهٔ آشنایی و دلدادگی کومیل و امیلی است؛ اما بهتدریج روشن میکند که مسئله فقط شکلگیری یک رابطه نیست.
تفاوتهای فرهنگی، توقعات خانوادگی و ترس از انتخابی که پیامدهایش فراتر از دو نفر خواهد بود، در هر قدم بر این رابطه سایه میاندازند. این درهمتنیدگی به فیلم امکان میدهد که همزمان در قلمرو کمدی رمانتیک و درام خانوادگی حرکت کند، بیآنکه کاملاً به یکی از این دو قالب پناه ببرد. اثر از یکسو به شوخیهای روزمره و موقعیتهای آشنا تکیه دارد و از سوی دیگر، پرسشهایی دربارهٔ تعلق، صداقت و مسئولیت عاطفی پیش میکشد.
حاصل، فیلمی است گرم و انسانی که جذابیتش بیشتر از آنکه در غافلگیریهای پیدرپی باشد، از حس نزدیکیاش به تجربههای معمول زندگی میآید. شروع آرام و شکلگیری تدریجی قصه آغاز فیلم برای برخی تماشاگران ممکن است اندکی کمشتاب به نظر برسد. رابطهٔ کومیل و امیلی بیدرنگ به یک کشمکش بزرگ یا دلدادگی پرحرارت تبدیل نمیشود؛ فیلم فرصت میدهد که شخصیتها در موقعیتهای روزمره دیده شوند و لحن رابطهشان کمکم جا بیفتد.
« شروع آرام و شکلگیری تدریجی قصه آغاز فیلم برای برخی تماشاگران ممکن است اندکی کمشتاب به نظر برسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این صبر در روایت، از نظر شخصیتپردازی سودمند است، اما در همان حال میتواند ریتم ابتدایی را کند کند. تماشاگرانی که انتظار دارند فیلم زودتر به نقطهٔ عطفی روشن برسد، شاید در دقایق نخست هنوز با آن همراه نشده باشند. بااینحال، این شروع آرام هدفی دارد: فیلم میخواهد پیوند میان دو شخصیت را نه صرفاً با اعلام علاقه، بلکه از راه رفتارها و تفاوتهایشان بسازد.
به همین دلیل، همراهی مخاطب نیز تدریجی است. هرچه موقعیتها پیچیدهتر میشوند، جزئیات پیشتر دیدهشده معنای بیشتری مییابند و قصه از حالتی پراکنده به مسیری عاطفیتر میرسد. این همان کیفیتی است که در تجربهٔ بسیاری از مخاطبان برجسته میشود: فیلم شاید از همان ابتدا همه را جذب نکند، اما آرامآرام جهانش را باورپذیر میسازد.
فرهنگ، خانواده و دشواری انتخاب تعارض فرهنگی در «The Big Sick» صرفاً پسزمینهای برای چند شوخی یا سوءتفاهم نیست؛ بخشی از فشار واقعیای است که بر شخصیت اصلی وارد میشود. کومیل میان رابطهٔ شخصی خود و انتظارات خانوادهاش قرار گرفته و ناچار است نسبت خود را با هر دو روشن کند. فیلم از این موقعیت برای ترسیم کشمکشی بهره میگیرد که در آن هیچ انتخابی کاملاً بیهزینه نیست.
« این صبر در روایت، از نظر شخصیتپردازی سودمند است، اما در همان حال میتواند ریتم ابتدایی را کند کند. »
شخصیتها و اجرا
همین امر به داستان بُعدی فراتر از یک عاشقانهٔ معمولی میدهد. در عین حال، فیلم از تبدیل فرهنگها به برچسبهایی ساده پرهیز میکند. تفاوتها دیده میشوند، اما آدمها به نمایندهٔ یک عقیده یا سنت تقلیل نمییابند. شخصیتها همزمان میتوانند دوستداشتنی، سرسخت، آسیبپذیر یا خطاپذیر باشند.
چنین نگاهی کمک میکند کشمکش خانوادگی به جدالی میان «درست» و «نادرست» فروکاسته نشود؛ بلکه به مسئلهای پیچیدهتر بدل شود: چگونه میتوان به دیگران وفادار ماند، بیآنکه حقیقت خواستههای خود را پنهان کرد؟ بیماری و دگرگونی مرکز عاطفی ابتلای امیلی به بیماری مرموز، جهت عاطفی فیلم را تغییر میدهد.
قصه از روابط عاشقانه و فشارهای خانوادگی به سوی نگرانی، انتظار و مواجهه با آسیبپذیری میرود. این دگرگونی، رابطهٔ کومیل و امیلی را در موقعیتی تازه قرار میدهد و او را وادار میکند که با احساساتی روبهرو شود که شاید پیشتر میکوشیده از نامبردنشان بگریزد. اهمیت این بخش در آن نیست که بیماری را به وسیلهای برای ایجاد هیجان بدل کند؛ بلکه در آن است که بحران، رفتار شخصیتها را آشکارتر میسازد.
« همین امر به داستان بُعدی فراتر از یک عاشقانهٔ معمولی میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در پرداخت این تغییر، عاطفه را بهتدریج انباشته میکند. بهجای آنکه پیوسته بر شدت احساسات تأکید کند، از واکنشهای کوچک و موقعیتهای روزمره بهره میبرد. همین خویشتنداری سبب میشود لحظههای احساسی، اغلب طبیعیتر به نظر برسند. بااینهمه، همهٔ بخشها به یک اندازه فشرده نیستند. گاهی خطهای داستانی بیش از اندازه امتداد مییابند و تنش یا احساس تازهای به روایت نمیافزایند؛ در نتیجه، فیلم در میانهٔ مسیر ممکن است کمی از نیروی پیشبرندهاش را از دست بدهد.
کمدی ظریف و صدای شخصیتها طنز فیلم بیش از آنکه بر شوخیهای بزرگ و لحظههای نمایشی متکی باشد، از لحن، موقعیت و شناخت شخصیتها زاده میشود. خندهها معمولاً به زندگی روزمره نزدیکاند و از برخورد آدمهایی شکل میگیرند که نمیدانند در لحظهٔ دشوار چه بگویند یا چگونه نگرانی خود را پنهان کنند.
این شیوه به فیلم صدایی خودمانی میدهد و اجازه میدهد کمدی در کنار درام بنشیند، نه آنکه پیوسته آن را قطع کند. البته همین ملایمت ممکن است برای تماشاگرانی که خواهان کمدی پرشدت و پیدرپی هستند، کافی نباشد. فیلم بهندرت برای گرفتن خنده، شخصیتهایش را به ابزار شوخی تبدیل میکند؛ در عوض، طنزش را از تناقضهای انسانی و مکالمههای طبیعی میگیرد.
« فیلم در پرداخت این تغییر، عاطفه را بهتدریج انباشته میکند. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب با فضای کلی اثر سازگار است، اما گاهی نتیجه آن است که بخشهای کمدی بهجای آنکه پررنگ و بهیادماندنی باشند، تنها حالوهوای قصه را نرمتر میکنند. در مجموع، طنز فیلم بیشتر همراه و مکمل روایت است تا موتور اصلی آن. پدر و مادر امیلی؛ نیروی تازه در روایت یکی از جذابترین جنبههای فیلم، حضور پدر و مادر امیلی است.
این دو شخصیت بهواسطهٔ بازی و شیمی میانشان، به صحنههایی که در آن حضور دارند انرژی ویژهای میبخشند. واکنشها و تفاوت لحنشان، فضای خانوادگی داستان را از حالت پسزمینه بیرون میآورد و به آن وزن و زندگی میدهد. حتی وقتی ماجرا حول شخصیتهای دیگر میچرخد، حضور آنها میتواند توجه را به خود جلب کند؛ نه با جداشدن از قصه، بلکه با آشکارکردن شکل خاص خودشان از نگرانی و مراقبت.
اهمیت این زوج فقط در جنبهٔ سرگرمکنندهٔ نقشهایشان نیست. آنها کمک میکنند فیلم دربارهٔ خانواده سخن بگوید، بیآنکه خانواده را صرفاً منبع مانع یا فشار نشان دهد. محبت و اضطراب در رفتارشان به هم آمیخته است و گاهی همین آمیختگی، موقعیتهایی کمیک میآفریند. در نتیجه، پیوند میان اعضای خانواده نه ایدهآل و بینقص تصویر میشود و نه خصمانه؛ بلکه رابطهای واقعیتر به نظر میرسد که در آن آدمها ممکن است همزمان حمایتگر، سختگیر و دستوپاگیر باشند.
« در مجموع، طنز فیلم بیشتر همراه و مکمل روایت است تا موتور اصلی آن. »
جمعبندی
جمعبندی «The Big Sick» فیلمی دوستداشتنی و صمیمی است که از یک قصهٔ عاشقانه برای پرداختن به هویت، خانواده و دشواری تصمیمگیری استفاده میکند. نقطهٔ قوتش در صداقت عاطفی، طنز طبیعی و شخصیتهایی است که بهجای آنکه صرفاً در خدمت پیشبرد ماجرا باشند، حس زندگی روزمره را به روایت میآورند.
رابطهٔ کومیل و امیلی بهتدریج شکل میگیرد و بحران بیماری، لایهای جدیتر به این رابطه میافزاید؛ در همان حال، پدر و مادر امیلی با حضور پرانرژیشان از برجستهترین بخشهای فیلماند. کاستیهای اثر نیز روشناند: آغاز آرام، افتوخیز ریتم و کشآمدن بعضی خطهای داستانی ممکن است از تمرکز روایت بکاهد.
کمدی فیلم هم ظریف و کمادعاست و قرار نیست پیوسته خندهای پررنگ برانگیزد. بااینهمه، این محدودیتها از جذابیت انسانی فیلم کم نمیکنند. اثر بیش از آنکه بخواهد تماشاگر را با شوخی یا حادثه غافلگیر کند، میکوشد او را آرامآرام به جهان شخصیتهایش نزدیک سازد؛ تلاشی که برای بسیاری از مخاطبان به تجربهای گرم، تأملبرانگیز و عاطفی میانجامد.
« کمدی فیلم هم ظریف و کمادعاست و قرار نیست پیوسته خندهای پررنگ برانگیزد. »
ثبت دیدگاه