نقد و بررسی
نقد The Delinquents | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سرقتی علیه ساعتِ کار «The Delinquents» یا «Los delincuentes» ساختهٔ رودریگو مورنو، از یک سرقت بانکی آغاز میکند، اما علاقهٔ اصلیاش نه به مهارت اجرای نقشه و نه به تعقیبوگریزهای مرسوم این ژانر است. موران، کارمند کمحرف بانکی در بوئنوسآیرس، پولی میدزدد که بهزعم خودش برابر با دستمزد سالهای باقیمانده تا بازنشستگی اوست.
سپس از رومان، همکارش، میخواهد پول را نگه دارد و سهمش را پس از آزادی دریافت کند؛ خود نیز قصد دارد با تسلیمشدن، دوران محکومیت را از پیش بخرد. این معاملهٔ عجیب، پرسشی ساده اما ناآرامکننده پیش میکشد: اگر زندگی به چرخهای از کار، حقوق و انتظار بدل شده باشد، رهایی از آن چه بهایی دارد؟
فیلم از همان ابتدا نشان میدهد که سرقت در اینجا بیش از آنکه کنشی قهرمانانه یا هیجانانگیز باشد، واکنشی است به فرسودگی. موران نمیخواهد ثروتمند شود؛ میخواهد دیگر مجبور نباشد هر روز همان زندگی را تکرار کند. در این جابهجاییِ انگیزه، فیلم از الگوی آشنای فیلمهای سرقت فاصله میگیرد و به تأملی دربارهٔ زمان، کار و آزادی نزدیک میشود.
دو مرد، دو صورتِ نارضایتی موران و رومان دو شخصیت مکملاند، بیآنکه فیلم آنها را به دوگانهای ساده از «جسور» و «ترسو» فروبکاهد. موران، با بازی دانیل الیاس، تصمیم گرفته است از مدار زندگی معمول بیرون بزند و پیامدهای انتخابش را نیز بپذیرد. رومان، با بازی استبان بیگلیاردی، در موقعیتی دشوارتر قرار میگیرد: نه طرح از او بوده و نه میتواند بهآسانی از آن فاصله بگیرد.
« موران نمیخواهد ثروتمند شود؛ میخواهد دیگر مجبور نباشد هر روز همان زندگی را تکرار کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او باید پولی را پنهان کند که وجودش، امنیت روزمره و روابطش را زیر سایهٔ سوءظن میبرد. بازی هر دو بازیگر بر پایهٔ خویشتنداری شکل میگیرد. بهجای آنکه اضطراب را با واکنشهای بزرگ و آشکار نمایش دهند، آن را در مکث، سکوت و رفتارهای روزمره مینشانند. همین طبیعیبودن، تناقض موقعیت را باورپذیر میکند: دو مرد عادی درگیر نقشهای نامعمولاند، اما جهان اطرافشان همچنان با روال اداری، گفتوگوهای پراکنده و نگرانیهای کوچک پیش میرود.
فشار داستان از دل همین فاصله میان امر خارقالعاده و زندگی عادی پدید میآید. روایتِ سرقت که راهش را عوض میکند مورنو روایت را به یک مسیر خطی و پرشتاب محدود نمیکند. بخش نخست بیش از همه به پیامدهای سرقت، تحقیقات در بانک و دشواری پنهانکردن پول نزدیک است؛ در ادامه، فیلم به فضای بازتر و سیالتری میرود و زندگی رومان را در برخورد با محیط روستایی و آدمهایی تازه دنبال میکند.
این تغییر لحن میتواند برای تماشاگرانی که انتظار دارند فیلم پیوسته بر معمای سرقت و خطر افشا تمرکز کند، غافلگیرکننده باشد. اما پراکندگیِ ظاهری بخشی از منطق اثر است. فیلم همزمان با شخصیتهایش از مسیرهای ازپیشتعیینشده فاصله میگیرد. روایت گاه به جای آنکه هر صحنه را در خدمت پیشبرد نقشهای روشن قرار دهد، مجال میدهد تا لحظهها، دیدارها و حاشیهها وزن پیدا کنند.
این انتخاب در بهترین لحظات، حس رهایی از قواعد قراردادی داستانگویی را ایجاد میکند؛ در لحظاتی دیگر، به ابهام و بیتمرکزی میانجامد. بعضی خطهای روایی به نتیجهای قاطع نمیرسند و همین ممکن است برای مخاطبی که انتظار گرهگشایی منظم دارد، ناکامکننده باشد. آزادی؛ وعدهای که پاسخ نهایی ندارد هستهٔ فکری فیلم، فاصلهٔ میان تصور آزادی و تجربهٔ واقعی آن است.
« او باید پولی را پنهان کند که وجودش، امنیت روزمره و روابطش را زیر سایهٔ سوءظن میبرد. »
شخصیتها و اجرا
موران میپندارد میتوان آزادی را با حسابوکتاب به دست آورد: مبلغی معین، مدت مشخصی در زندان، و سپس زندگیای بیرون از نظام کار. اما رومان نشان میدهد که پول، حتی وقتی قرار است راه فرار باشد، خود به قید تازهای تبدیل میشود. نگهداری آن آرامش نمیآورد؛ بلکه هراس از دیدهشدن و گرفتارشدن را به زندگی روزانه اضافه میکند.
فیلم در برابر خیال رهایی از شهر و کار، تصویری از طبیعت و زندگی سادهتر میگذارد؛ با این حال، آن را به بهشتی بیدردسر بدل نمیکند. آشنایی رومان با زنی در روستا و ورودش به فضایی متفاوت، راهی تازه برای دیدن زندگی پیش پای او میگذارد، اما این تجربه نیز پاسخی قطعی دربارهٔ خوشبختی یا آزادی عرضه نمیکند.
اثر با هوشمندی از ستایش سادهدلانهٔ «زندگی بیرون از شهر» پرهیز میکند: تغییر مکان شاید افق تازهای بگشاید، اما لزوماً پرسشهای بنیادی را حل نمیکند. قابها و سکوتهای سرشار فضاسازی آرام و قاببندیهای سنجیده از مهمترین عناصر فیلماند. بوئنوسآیرسِ اداری، با فضاهای بسته و ریتم تکراریاش، در برابر گستردگی محیط روستایی قرار میگیرد.
این تقابل فقط تفاوت دو جغرافیا نیست؛ صورت دیداریِ دو امکان برای زیستن است. در شهر، آدمها در ساختارهایی منظم و فشرده قرار گرفتهاند؛ در روستا، قابها فرصت بیشتری برای نفسکشیدن و مکث پیدا میکنند. فیلم به تصویر مجال میدهد تا بهتنهایی معنا بسازد. سکوتها و فاصلههای میان گفتوگوها صرفاً خلأ نیستند؛ تماشاگر را وامیدارند تا در رفتار و انتخاب شخصیتها مکث کند.
« اما رومان نشان میدهد که پول، حتی وقتی قرار است راه فرار باشد، خود به قید تازهای تبدیل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شیوه با خلق حالوهوایی تأملبرانگیز، با مضمون فیلم همخوان است: زندگیای که در آن هیچ رویدادی الزاماً به اوج نمایشی نمیرسد، اما اندیشهٔ تغییر میتواند آرامآرام در ذهن جا باز کند. بااینهمه، ریتم کند و زمان طولانی فیلم، که حدود سه ساعت است، برای همهٔ مخاطبان آسان نخواهد بود.
طنز خشک و سرپیچی از کارآمدی در کنار جدیت موضوع، فیلم از طنزی خشک و کمصدا بهره میبرد. موقعیتها گاهی به سبب ناسازگاری میان بزرگیِ تصمیم و معمولیبودنِ آدمهای درگیر، خندهای تلخ ایجاد میکنند. موران و رومان نه نابغههای جهان جنایتاند و نه شخصیتهایی پرزرقوبرق؛ آنان کارمندانیاند که میکوشند راهی برای بیرونرفتن از مسیری تکراری پیدا کنند.
همین عادیبودن، وجه انسانی و گاه مضحک ماجرا را برجسته میکند. فیلم همچنین در برابر منطقِ کارآمدی و بهرهوری موضعی کنجکاو دارد. در جهان بانک، هر چیز باید قابل محاسبه و در خدمت نظم باشد؛ در برابر آن، لحظههای بیهدف، گفتوگوهای بیشتاب و تجربههایی که ظاهراً نقشی در پیشبرد نقشه ندارند، ارزش دیگری پیدا میکنند.
با این حال، نمادپردازیِ اثر همیشه به یک اندازه ظریف نیست. بازی با شباهت نامها و قرینهسازی شخصیتها میتواند ایدهٔ دوگانگی را پربار کند، اما گاهی نیز بیش از حد طراحیشده به نظر میرسد؛ گویی فیلم میخواهد معنایی را که پیشتر از دل شخصیتها شکل گرفته، دوباره با نشانهای آشکار توضیح دهد.
« بااینهمه، ریتم کند و زمان طولانی فیلم، که حدود سه ساعت است، برای همهٔ مخاطبان آسان نخواهد بود. »
قوتها و کاستیها
طولانیبودن؛ هم فرصت، هم آزمون زمان سهساعتهٔ فیلم نه صرفاً عیب است و نه امتیازی بیقیدوشرط. این طول به مورنو اجازه میدهد تغییرات کوچک را جدی بگیرد و رابطهٔ شخصیتها با زمان را به تجربهای ملموس بدل کند. تصمیم موران در یک لحظه اتخاذ میشود، اما پیامدهایش در دورهای طولانی از انتظار و اضطراب گسترش مییابد.
تماشاگر نیز ناچار است بخشی از این کشآمدن را با شخصیتها تجربه کند؛ از همین رو، کندی میتواند بهجای مانع، ابزار روایت باشد. با وجود این، فیلم همیشه به اندازهٔ زمانی که طلب میکند پاداش نمیدهد. برخی صحنهها بیش از آنکه لایهای تازه به شخصیتها بیفزایند، بر حالوهوایی که از قبل ساخته شده است تکیه میکنند.
در این لحظات، تأمل به کشدارشدن نزدیک میشود و پراکندگی روایت، بهجای گشودن افق، تمرکز را کاهش میدهد. این نوسان میان آزادی فرمی و فقدان انسجام، هم از ویژگیهای شخصی فیلم است و هم مهمترین نقطهٔ اختلافبرانگیز آن. جمعبندی «The Delinquents» فیلمی دربارهٔ یک سرقت است که بهتدریج از هیجانِ نقشه فاصله میگیرد و به پرسشی دشوارتر میرسد: آیا میتوان از زندگیای که خود را در آن گرفتار میبینیم، با یک تصمیم ناگهانی بیرون رفت؟
پاسخ فیلم ساده نیست و همین امتناع از نسخهدادن، به آن عمق میبخشد. بازیهای کنترلشدهٔ دانیل الیاس و استبان بیگلیاردی، قابهای چشمنواز و طنز کمادعا، جهانی میسازند که در آن حتی انتخابی مجرمانه میتواند بهانهای برای بازاندیشی در کار، پول و میل به آزادی باشد. در مقابل، ریتم کند، طول قابلتوجه و برخی مسیرهای رواییِ پراکنده ممکن است صبر تماشاگر را بیازمایند.
« طولانیبودن؛ هم فرصت، هم آزمون زمان سهساعتهٔ فیلم نه صرفاً عیب است و نه امتیازی بیقیدوشرط. »
جمعبندی
فیلم گاه در نمادپردازی بیش از اندازه به چشم میآید و همیشه میان ابهامِ ثمربخش و ابهامِ بیحاصل تعادل برقرار نمیکند. بااینحال، برای مخاطبی که از سینمای آرام و نامتعارف استقبال میکند، اثر تجربهای اندیشمندانه و ماندگار فراهم میآورد: نه داستانی دربارهٔ فرارِ بیدردسر، بلکه مکثی طولانی بر این احتمال که آزادی شاید نه مقصدی روشن، بلکه شیوهای تازه برای تصور زندگی باشد.



ثبت دیدگاه