نقد و بررسی
نقد Entourage | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به هالیوودِ آشنا «Entourage» در مقام ادامهای سینمایی بر مجموعهٔ تلویزیونی همنامش، بیش از آنکه بخواهد جهانی تازه بنا کند، مخاطب را به قلمرویی بازمیگرداند که پیشتر با آن خو گرفته است: هالیوودی پرزرقوبرق، آشفته و بیاعتنا به مرز میان دوستی و منفعت. وینسنت چیس، اریک، ترتل و جانی دراما دوباره کنار هم قرار میگیرند و آری گلد، اینبار از جایگاه رئیس استودیو، آنان را با قواعد سختتر و رسمیتر صنعت سرگرمی روبهرو میکند.
محور داستان، تصمیم وینسنت برای بازی در فیلمی است که خودش کارگردانیاش را نیز بر عهده گرفته؛ تصمیمی که پروژه را به میدان کشمکش میان جاهطلبی هنری، هزینههای تولید و اقتدار استودیویی بدل میکند. اما این بازگشت، از همان ابتدا با پرسشی اساسی همراه است: آیا شخصیتها پس از سالها غیبت چیزی برای افزودن به تجربهٔ پیشین دارند؟
فیلم پاسخ روشنی نمیدهد. آشنایی با جهان اثر و رابطههای میان دوستان، ورود به داستان را آسان میکند؛ بااینحال، تکیهٔ زیاد بر همان مناسبات قدیمی باعث میشود فیلم کمتر شبیه روایتی مستقل و بیشتر شبیه دیداری دوباره با چهرههای محبوب به نظر برسد. داستانی که بار اصلی را بر دوش نمیکشد طرح داستانی بهسادگی قابلفهم است، اما سادگی آن همیشه به سود فیلم تمام نمیشود.
پروژهٔ سینمایی وینسنت، که از حد و مرزهای مالی خود فراتر میرود، زمینهای فراهم میکند تا شخصیتها دوباره درگیر مذاکرات، سوءتفاهمها و رقابتهای پشتپرده شوند. چنین موقعیتی ظرفیت دراماتیک دارد: میتوان از آن دربارهٔ غرور هنری، خطر شکست و فاصلهٔ میان خواستهٔ خالق و انتظار سرمایهگذار سخن گفت.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم، بااینحال، بیشتر از آنکه این ظرفیتها را بپروراند، از آنها برای پیشبردن رفتوآمدهای آشنا و ایجاد موقعیتهای کمیک استفاده میکند. مخاطب بهندرت حس میکند پیامدهای تصمیمها وزنی جدی دارند. تنشها پدیدار میشوند، اما معمولاً مجال نمییابند در شخصیتها رسوب کنند یا تصویر پیچیدهتری از مناسبات کاری بسازند.
در نتیجه، مسیر روایی به مجموعهای از ایستگاههای سرگرمکننده تبدیل میشود، نه سفری که هر مرحلهاش معنای تازهای به تجربهٔ شخصیتها بیفزاید. فیلم برای دنبالکردن قصه، آشنایی پیشین با مجموعه را سودمند میکند، اما در عوض برای تماشاگر تازهوارد کمتر میکوشد که پیوند عاطفی یا زمینهٔ لازم را از نو شکل دهد.
رفاقت؛ نقطهٔ اتکای فیلم با وجود کممایگی قصه، رابطهٔ میان شخصیتهای اصلی همچنان مهمترین سرمایهٔ اثر است. پیوند این جمع بر گفتوگوهای روزمره، اعتماد دیرپا و نوعی صمیمیت بیتکلف استوار است؛ صمیمیتی که در دل فضای رقابتی هالیوود نقش پناهگاه را پیدا میکند. فیلم بهخوبی میداند که بخش مهمی از کشش مجموعه نه در پیچیدگی ماجراها، بلکه در کنار هم دیدن این دوستان بوده است.
از همین رو، بازگشت آنان در چند لحظه حس نوستالژیک خوشایندی ایجاد میکند؛ گویی پس از مدتی، به جمعی آشنا پیوستهایم که هنوز زبان و شوخیهای خاص خود را دارد. بااینحال، نوستالژی بهتنهایی نمیتواند جای تحول را بگیرد. شخصیتها در بسیاری از لحظات همان نقشهای تثبیتشدهٔ گذشته را تکرار میکنند: وینسنت ستارهای آرام و برخوردار از اعتمادبهنفس، اریک صدای عقلانیتر جمع، ترتل همراهی وفادار، و جانی دراما شخصیتی پرهیاهو با عطشی دائمی برای جدی گرفتهشدن.
« مخاطب بهندرت حس میکند پیامدهای تصمیمها وزنی جدی دارند. »
شخصیتها و اجرا
این ثبات برای طرفداران آشنا دلپذیر است، اما برای فیلمی که قرار است بازگشتی بزرگ باشد، گاه به ایستایی میانجامد. دوستان کنار هم هستند، ولی کمتر روشن میشود که گذر زمان چگونه نگاهشان به دوستی، شهرت یا آینده را تغییر داده است. آری گلد و جانی دراما؛ موتورهای خنده در میان بازیگران، آری گلد و جانی دراما بیش از دیگران توانایی دارند که صحنهای را از رخوت بیرون بکشند.
آری همچنان شخصیتی است که انرژیاش از برخورد بیپروا با دیگران، شتاب کلامی و تغییر ناگهانی میان خشم و محاسبه نیرو میگیرد. قرارگرفتن او در جایگاه تازهٔ مدیریتی، زمینهای برای برخورد میان لحن تند و شخصیاش با اقتضائات رسمیتر فراهم میکند. جانی نیز با ترکیبی از اعتمادبهنفس اغراقآمیز و آسیبپذیری پنهان، منبعی قابلاتکا برای طنز است.
شوخیهای میان این دو، در بهترین لحظات، از تفاوت خلقوخو و رقابت بر سر جایگاه نیرو میگیرند و نه صرفاً از جملهای بامزه. بااینهمه، فیلم همیشه نمیتواند این کیفیت را حفظ کند. بخشی از شوخیها به عادتها و الگوهایی متکی است که بینندهٔ مجموعه قبلاً بارها دیده است؛ بعضی موقعیتها نیز چنان آشکار برای خنداندن طراحی شدهاند که طبیعیبودن خود را از دست میدهند.
حاصل، طنزی ناهموار است: گاه سرزنده و خوشضرب، گاه تکراری یا زورکی. جانی و آری از آن شخصیتهایی هستند که حتی در فیلمی کمرمق میتوانند لحظات موفق بیافرینند، اما حضور پررنگ آنان نیز قادر نیست تمام فاصلههای میان این لحظات را پر کند. ریتم، ظاهر و حضور چهرههای آشنا ظاهر پرزرقوبرق فیلم با تصویر هالیوودی که روایت میسازد هماهنگ است: فضاهای مجلل، رفتوآمد میان محافل سینمایی و نمایش مداوم موفقیت مادی، بخشی از هویت اثر را تشکیل میدهد.
« جانی نیز با ترکیبی از اعتمادبهنفس اغراقآمیز و آسیبپذیری پنهان، منبعی قابلاتکا برای طنز است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور چهرههای شناختهشده نیز به همین تصویر کمک میکند و گاهی برای طرفداران، جذابیتی مستقل میآفریند. بااینحال، این حضورها بیشتر نقش تزئینی دارند تا آنکه جهان داستان را گسترش دهند؛ عبور یک چهرهٔ آشنا میتواند لحظهای سرگرمکننده بسازد، اما بهندرت به عمق یا پیشرفت روایت میانجامد.
فیلم از همان آشناییِ تماشاگر با فرهنگ چهرهمحور هالیوود بهره میبرد، بیآنکه همیشه از آن معنایی فراتر استخراج کند. ریتم نیز زیر بار این پراکندگی آسیب میبیند. فیلم با مدتزمانی نزدیک به یک ساعت و چهلوچهار دقیقه، مجموعهای از موقعیتها و برخوردها را کنار هم میچیند، اما پیوند میان آنها همیشه به اندازهٔ کافی فشرده نیست.
برخی بخشها با شوخی یا کشمکش پیش میروند و برخی دیگر بیشتر حکم فاصلهای میان دو لحظهٔ برجسته را دارند. نبودِ تنش روایی پایدار، این وقفهها را محسوستر میکند؛ تماشاگر گاهی احساس میکند داستان منتظر شوخی بعدی یا حضور چهرهای تازه است تا دوباره جان بگیرد. فیلمی برای چه تماشاگری؟ «Entourage» بیش از همه برای کسانی ساخته شده که پیشتر با مجموعه رابطهای عاطفی برقرار کردهاند.
آنان از بازگشت گروه، لحن آشنا و شوخیهای شخصیتها لذت میبرند و احتمالاً از فیلم انتظار ندارند که مسیر تازهای در کمدی یا درام بگشاید. برای چنین مخاطبی، اثر میتواند تماشایی سبک باشد؛ دیداری دوباره که ارزشش در خودِ همراهی با شخصیتهاست، نه در پیچشهای داستانی یا غنای مضمونی. تماشاگر ناآشنا، اما، ممکن است با روایتی روبهرو شود که انگیزهٔ عاطفیاش برای بازگشت این دوستان را چندان توضیح نمیدهد.
« حضور چهرههای شناختهشده نیز به همین تصویر کمک میکند و گاهی برای طرفداران، جذابیتی مستقل میآفریند. »
قوتها و کاستیها
از سوی دیگر، کسی که از فیلم سینمایی انتظار بسط جهان، دگرگونی چشمگیر شخصیتها یا ساختاری منسجمتر دارد، احتمالاً با اثری کمجانتر مواجه خواهد شد. فیلم در همان قلمرویی کامیاب است که خودش بهتر میشناسد: سرگرمی سبک، شوخیهای گاهبهگاه مؤثر و لذتِ حضور دوبارهٔ یک گروه آشنا. مشکل از جایی آغاز میشود که همین لذت قرار است بهتنهایی بار یک روایت سینمایی کامل را به دوش بکشد.
جمعبندی «Entourage» بازگشتی خوشایند اما محدود است. فیلم از سرمایهٔ عاطفی دوستیهای قدیمی و از توانایی اجرایی آری گلد و جانی دراما بهره میبرد و در لحظاتی نیز همان حالوهوای سرگرمکنندهٔ مجموعه را زنده میکند. در مقابل، قصهاش نازک میماند، ریتمش گاهی کش میآید و حضور چهرههای فراوان نمیتواند جای خلاقیت روایی را بگیرد.
اثر بیش از آنکه فصلی تازه به جهان شخصیتهایش بیفزاید، خاطرهٔ آن جهان را دوباره به نمایش میگذارد. برای طرفداران، این یادآوری میتواند دلپذیر باشد؛ برای دیگران، احتمالاً فیلمی سبک و زودگذر خواهد بود که خندههای پراکندهاش از داستانش ماندگارترند.
« مشکل از جایی آغاز میشود که همین لذت قرار است بهتنهایی بار یک روایت سینمایی کامل را به دوش بکشد. »
ثبت دیدگاه