نقد و بررسی
نقد Antony and Cleopatra | 1972
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان تاریخ و صحنه «Antony and Cleopatra» برداشتی حماسی از تراژدی شکسپیر است؛ اثری که بیش از آنکه بخواهد تاریخ را با دقتی مستند بازسازی کند، در پی آفرینش جهانی شاعرانه و نمایشی است. محور داستان، کشاکش میان میل شخصی و اقتدار سیاسی است: مارک آنتونی میکوشد جایگاه خود را در روم حفظ کند، اما پیوند عاطفیاش با کلئوپاترا او را به قلمرو دیگری میکشاند؛ قلمرویی که در آن شکوه، وسوسه و سیاست از یکدیگر جداییپذیر نیستند.
ازدواجی که آنتونی برای استوار کردن پیمانی سیاسی میپذیرد، این تعارض را پیچیدهتر میکند و راه را برای تنشهای بزرگتر میگشاید. فیلم در برخورد با این مصالح، بیش از آنکه بر ضرباهنگ پرشتاب یک روایت سینمایی تکیه کند، به ساختار نمایشنامه وفادار میماند. حاصل، اثری است که گاه به صحنهای وسیع و پرآرایه شباهت دارد؛ صحنهای که بازیگران در آن با کلام و حرکت، نیروهای تاریخی را مجسم میکنند.
همین انتخاب به فیلم هویتی متمایز میدهد، اما از همان آغاز روشن میکند که تماشاگر باید با اثری آرام، گفتوگومحور و گاه سنگین روبهرو شود. شکوهی که از کلام برمیخیزد جذابیت اصلی فیلم در کوشش آن برای تبدیل شکوه تاریخی به کیفیتی نمایشی نهفته است. عظمت در اینجا الزاماً از حرکتهای گسترده دوربین یا رخدادهای پیدرپی حاصل نمیشود؛ گاه از وزن یک جمله، مکثی در میان گفتوگو یا حضور شخصیتها در قاب پدید میآید.
این رویکرد به اثر نوعی وقار میبخشد و فضای آن را از بازسازیهای تاریخی متعارف جدا میکند. تماشاگر با جهانی مواجه است که در آن، سیاست همواره صورتی نمایشی دارد و شخصیتها انگار پیوسته در برابر دیگران نقش خود را اجرا میکنند. با این حال، تئاتریبودن فیلم تنها امتیاز آن نیست؛ عنصری دوگانه است که هم به آن شخصیت میدهد و هم محدودیتش را آشکار میکند.
« شکوهی که از کلام برمیخیزد جذابیت اصلی فیلم در کوشش آن برای تبدیل شکوه تاریخی به کیفیتی نمایشی نهفته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در لحظههایی که زبان و بازی به هم میرسند، صحنهها اقتدار و گیرایی مییابند. اما هرگاه گفتوگوها طولانی شوند یا حرکت دراماتیک از جای خود بازبماند، همین کیفیت صحنهای میتواند به ایستایی بدل شود. فیلم برای تأثیرگذاری، بیش از هر چیز به آمادگی مخاطب برای شنیدن و دنبالکردن کلام متکی است.
سیاست، عشق و هویت آنتونی آنتونی در این روایت شخصیتی گرفتار میان دو تعریف از خویشتن است. از یک سو، او چهرهای سیاسی است که باید در مناسبات قدرت جایگاه خود را نگه دارد؛ از سوی دیگر، پیوندش با کلئوپاترا او را به سوی تجربهای شخصیتر و احساسیتر میکشاند. فیلم این دوگانگی را صرفاً تقابل میان وظیفه و عشق نمیبیند، بلکه آن را مسئلهای درباره هویت میسازد: آنتونی در هر انتخاب، نهفقط سرنوشت رابطهاش، بلکه تصویری را که از خود به دیگران عرضه میکند نیز به خطر میاندازد.
این کشمکش وقتی پرمعناتر میشود که تصمیمهای خصوصی شخصیتها پیامدهایی عمومی پیدا میکند. ازدواج آنتونی با خواهر همپیمان رومیاش، نمونهای روشن از پیوند سیاست و زندگی شخصی است؛ تصمیمی که ظاهراً برای حفظ پیمان گرفته میشود، اما عاطفه و وفاداری را به میدان دیگری از رقابت میکشاند. فیلم در اینجا بهخوبی نشان میدهد که در جهان قدرت، روابط انسانی بهآسانی از محاسبات سیاسی جدا نمیشوند.
با این همه، برخی از لایههای این کشمکش ممکن است زیر بار گفتوگوهای متراکم و شیوه بیان رسمی اثر، از وضوح عاطفی لازم دور بمانند. کلئوپاترا؛ حضور و فاصله کلئوپاترا باید هم شخصیتی سیاسی باشد و هم نیرویی عاطفی؛ کسی که حضورش بر تصمیمهای آنتونی اثر میگذارد، اما به تعریف سادهای از وسوسه یا قدرت فروکاستنی نیست.
« در لحظههایی که زبان و بازی به هم میرسند، صحنهها اقتدار و گیرایی مییابند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم میکوشد او را در متن جهانی نشان دهد که در آن، تصویر و نمایش بخشی از سیاستاند. جایگاه او بهعنوان ملکه، رابطهاش با آنتونی را از یک پیوند خصوصی فراتر میبرد و آن را به موضوعی مربوط به فرمانروایی و رقابت بدل میکند. با این حال، شخصیتپردازی کلئوپاترا همیشه به اندازه ظرفیت تاریخی و دراماتیکش پیچیده از کار درنمیآید.
در بعضی لحظهها، رفتار او میتواند بیش از آنکه از درون شخصیت و موقعیت سیاسیاش سرچشمه بگیرد، رنگی کودکانه یا سطحی پیدا کند. این ناهمواری، فاصلهای میان انتظار تماشاگر از شخصیتی چنین پرنفوذ و آنچه فیلم عملاً عرضه میکند ایجاد میکند. نتیجه نه بیاعتباری کامل شخصیت، بلکه نوسانی در پرداخت اوست: گاه حضوری مؤثر و صاحب اقتدار دارد و گاه از پیچیدگی مورد انتظارش دور میشود.
بازیها و نیروی حضور بازیگران باید با زبانی روبهرو شوند که هم شاعرانه است و هم دشوار؛ زبانی که اگر بیاعتنا به وزن و آهنگش ادا شود، ممکن است تصنعی به نظر برسد، و اگر بیش از اندازه بر شکوه آن تأکید شود، ارتباط عاطفی را کمرنگ کند. در این میان، بازی جان کسل بهویژه چشمگیر است. حضور او از آن نوع است که حتی در میان گفتوگوهای سنگین نیز توجه را به خود جلب میکند.
او به صحنهها کیفیتی متمرکز میبخشد و نشان میدهد که در فیلمی متکی بر کلام، قدرت بازیگر میتواند جای حرکت بیرونی را تا حدی پر کند. بازی چارلتون هستون نیز به فیلم وجهی آگاهانه و پرصلابت میدهد. او در مقام آنتونی، با هیبتی متناسب با فضای حماسی اثر ظاهر میشود؛ هرچند شیوه کارگردانی و انتخاب قابها گاه چنان نامتعارف است که پیوند میان بازی و تصویر به نرمی شکل نمیگیرد.
« فیلم میکوشد او را در متن جهانی نشان دهد که در آن، تصویر و نمایش بخشی از سیاستاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از همین رو، کیفیت اجراها همیشه در خدمت جریانی یکدست قرار نمیگیرد. بازیهای قابلتوجه فیلم میتوانند صحنههایی را نجات دهند، اما نمیتوانند در همهجا از سنگینی ساختار و افتوخیزهای آن بکاهند. جنگ و فرسودگی روایت یکی از دشواریهای جدی فیلم، مدتزمان طولانی آن و نحوه توزیع انرژی در بخشهای مختلف است.
کشمکشهای سیاسی و عاطفی ظرفیت گسترش دارند، اما گسترش همیشه به معنای تعمیق نیست. در شماری از صحنهها، روایت به جای آنکه با هر گفتوگو یا رخداد به مرحلهای تازه برسد، در همان وضعیت باقی میماند. در نتیجه، بعضی بخشها کشدار میشوند و فاصله میان لحظههای اثرگذار را افزایش میدهند. صحنههای جنگ بیش از همه از این مشکل آسیب میبینند.
انتظار میرود نبردها شدت درگیریهای سیاسی و شخصی را به تجربهای تصویری تبدیل کنند؛ اما طولانیشدن برخی از آنها، بهجای افزایش تنش، میتواند حس فرسودگی ایجاد کند. تکرار تصاویر در نبرد پایانی نیز از قدرت صحنهها میکاهد و مانع میشود که هر نما تأثیری مستقل و تازه داشته باشد. این کاستیها بهخصوص هنگامی محسوساند که فیلم پس از گفتوگوهای طولانی، فرصت چندانی برای بازیابی ریتم خود پیدا نمیکند.
زبان و تدوین؛ دو مانع ارتباط زبان شکسپیری بخشی جداییناپذیر از هویت اثر است، اما برای تماشاگر امروز همیشه آسان و بیواسطه نیست. تراکم استعارهها، لحن رسمی و رفتوآمد میان سیاست و عاطفه، دنبالکردن بعضی گفتوگوها را دشوار میکند. این دشواری بهخودیخود ضعف محسوب نمیشود؛ زبان ادبی میتواند لذت و عمق ویژهای فراهم آورد.
« از همین رو، کیفیت اجراها همیشه در خدمت جریانی یکدست قرار نمیگیرد. »
قوتها و کاستیها
مشکل زمانی پدید میآید که فیلم نتواند با میزانسن، بازی یا ریتم مناسب، راهی برای ورود به این زبان پیش پای مخاطب بگذارد. در چنین لحظاتی، کلام بهجای آنکه نیروی درام را افزایش دهد، میان اثر و تماشاگر فاصله میاندازد. تدوین نیز به این ناهمواری دامن میزند. پیوند صحنهها همیشه روان نیست و تغییر مسیر تصویر گاه ناگهانی به نظر میرسد.
بعضی قابها و انتخابهای بصری تأثیرگذارند، اما کنار هم قرارگرفتن آنها لزوماً جریانی منسجم نمیسازد. از این رو، فیلم میان لحظههایی که به شکلی پرقدرت در ذهن میمانند و بخشهایی که تماشاگر را از فضای داستان بیرون میبرند، در نوسان است. این ناپیوستگی، بهویژه در بخشهای پرتحرک، مانع شکلگیری حسی یگانه از شکوه و تراژدی میشود.
جمعبندی «Antony and Cleopatra» اثری است که ارزش آن بیش از هر چیز در هویت تئاتری، فضای تاریخی و تلاشش برای پیوند دادن سیاست با تجربه عاطفی شخصیتها نهفته است. فیلم گاه به صحنههایی پرشکوه و تأثیرگذار دست مییابد و بازی جان کسل در میان نقاط قوت برجستهاش قرار میگیرد. در مقابل، طولانیبودن، گفتوگوهای سنگین، پرداخت نابرابر کلئوپاترا و تدوین نامنسجم، مانع میشوند که این حماسه در سراسر مسیر نیرویی یکدست داشته باشد.
این فیلم برای تماشاگرانی جذابتر خواهد بود که از اقتباسهای ادبیِ متکی بر کلام و اجرا استقبال میکنند و انتظار ندارند تاریخ در قالب سرگرمی پرشتاب بازسازی شود. تماشاگرانی که به دنبال روایت موجز، نبردهای فشرده یا پیوندی کاملاً روان میان صحنهها هستند، احتمالاً با بخشهایی از آن فاصله خواهند گرفت.
« در چنین لحظاتی، کلام بهجای آنکه نیروی درام را افزایش دهد، میان اثر و تماشاگر فاصله میاندازد. »
جمعبندی
با این همه، اثر در لحظههای موفقش تصویری متمایز از جهان آنتونی و کلئوپاترا میسازد: جهانی که در آن عشق، قدرت و نمایش چنان درهم تنیدهاند که هیچیک را نمیتوان بیاعتنا به دیگری فهمید.
ثبت دیدگاه