نقد و بررسی
نقد Cosy Dens | 1999
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دو خانه، دو نسل و یک کریسمس ناآرام «Cosy Dens» که با نام اصلی «Pelíšky» شناخته میشود، از آن فیلمهایی است که ظاهرش به یک کمدی خانوادگی کریسمسی میماند، اما بهتدریج لایههای تاریخی و عاطفیاش را آشکار میکند. داستان میان دو خانوادهٔ همسایه، سبکووی و کراوسوی، میگذرد؛ خانوادههایی که تعطیلات را کنار هم میگذرانند، اما نه در آرامش و صمیمیتی که از مناسبت انتظار میرود.
نوجوانها پدرانشان را خودخواه و ازمدافتاده میبینند و پدرها نیز فرزندان را موجوداتی سرکش میپندارند که مخالفت را به عادت بدل کردهاند. این برخوردهای روزمره، نقطهٔ عزیمت فیلماند، نه تمام موضوع آن. در پس جر و بحثهای خانه، خاطرهها و اختلافهای سیاسی نیز حضور دارند؛ اختلافهایی که به زندگی خصوصی راه یافتهاند و بر رابطهٔ والدین و فرزندان سایه میاندازند.
فیلم بدون آنکه از ابتدا بر اهمیت تاریخی زمینهاش تأکید کند، فضای چکسلواکی اواخر دههٔ شصت را به خانهها، میزهای غذاخوری و گفتوگوهای خانوادگی میآورد. «Cosy Dens» قصهای دربارهٔ خانواده است که تاریخ، آرامآرام، در قاب آن جا باز میکند. شخصیتهایی که زیر ظاهر خندهدارشان پنهان میشوند یکی از امتیازهای اصلی فیلم آن است که شخصیتها را یکباره به تماشاگر تحمیل نمیکند.
« این برخوردهای روزمره، نقطهٔ عزیمت فیلماند، نه تمام موضوع آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در آغاز، ممکن است پدرها بیش از اندازه پرخاشگر یا خودرأی به نظر برسند و نوجوانها نیز عبوس و ناسازگار جلوه کنند. اما با گذشت زمان، تکرار رفتارها و جزئیات کوچک، آدمهایی آشناتر از دل این تیپهای آشنا بیرون میآیند. هرکس در خانهٔ خود به شیوهای پناه گرفته است؛ گویی آن «آشیانهٔ دنج» عنوان فیلم، هم جای آسایش است و هم حصاری در برابر دیگران.
این تدریج در پرداخت شخصیتها مهم است، زیرا فیلم از داوری سادهٔ یک نسل دربارهٔ نسل دیگر فاصله میگیرد. پدران فقط مانع آزادی فرزندان نیستند و نوجوانها نیز صرفاً شورشیانی بیدلیل نیستند. هر طرف، از موضع خودش حقایقی دارد و در عین حال از دیدن بخشهایی از حقیقت ناتوان است. بازیگران نیز این دوگانگی را بهخوبی نگه میدارند: اغراق کمیک وجود دارد، اما زیر آن میتوان خستگی، غرور زخمی و نیاز به محبت را دید.
کمدیِ غرور و جزئیات روزمره خنده در «Cosy Dens» اغلب از نبردهای کوچک برمیخیزد: پافشاری بر عقیدهای پیشپاافتاده، نمایش اقتدار در برابر اعضای خانواده، یا جدی گرفتن موضوعی که از بیرون مضحک به نظر میرسد. فیلم در این موقعیتها به جای آنکه شوخی را صرفاً در دیالوگهای هوشمندانه خلاصه کند، از رفتار و واکنش شخصیتها بهره میبرد.
« اما با گذشت زمان، تکرار رفتارها و جزئیات کوچک، آدمهایی آشناتر از دل این تیپهای آشنا بیرون میآیند. »
شخصیتها و اجرا
غرور مردانه، رقابت پدرها و حساسیت افراطی بر سر نظم و آداب، خود به مواد خام کمدی بدل میشوند. با این همه، شوخیها همیشه به یک اندازه برای همهٔ تماشاگران کار نمیکنند. بعضی طنزها به دانستن زمینهٔ فرهنگی، سیاسی یا تاریخی وابستهاند؛ بدون آن آگاهی، ممکن است صحنه همچنان سرگرمکننده باشد، اما تمام بار کنایهاش دریافت نشود.
بخشی از جذابیت فیلم در شناخت لحن و عادتهایی است که برای مخاطب چک آشنا هستند و برای بینندهٔ بیرونی نیاز به مکث و تفسیر دارند. این فاصله نقصی مطلق نیست، اما بر تجربهٔ تماشا اثر میگذارد: گاهی خندهٔ جمعیِ یک جامعه در ترجمه، به لبخندی محتاطانه تبدیل میشود. تاریخ درون خانهها زمینهٔ تاریخی فیلم صرفاً پسزمینهای تزئینی نیست.
دو پدر با موضعهای سیاسی متضاد، نشان میدهند که ایدئولوژی چگونه از فضای عمومی به زندگی خصوصی نفوذ میکند؛ حتی وقتی اعضای خانواده ترجیح میدهند به عشق، موسیقی، دوستی یا مشاجرههای روزمره فکر کنند. در سوی دیگر، نوجوانها لزوماً درگیر جدلهای بزرگسالان نیستند و دغدغههایشان بیشتر به هویت، استقلال و نخستین دلبستگیها مربوط میشود.
« غرور مردانه، رقابت پدرها و حساسیت افراطی بر سر نظم و آداب، خود به مواد خام کمدی بدل میشوند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین تفاوت، شکاف نسلی را از قالبی کلیشهای بیرون میآورد و به آن رنگوبوی زمان و مکان میدهد. فیلم با این حال بیش از آنکه درس تاریخ باشد، تجربهای زیسته از تاریخ را بازسازی میکند. نشانههای دوره در خانهها و روابط جا گرفتهاند و تضاد سیاسی در کنار دعواهای معمول خانوادگی قرار میگیرد.
این همنشینی، از یک سو به فیلم عمق میدهد و از سوی دیگر میتواند برای تماشاگر ناآشنا دشوار باشد: او ممکن است احساس کند بخشی از اهمیت صحنهها را میفهمد، اما همهٔ ارجاعها و اضطرابهای پنهان در آنها را نه. ریتم و ساختار روایی ریتم آغازین فیلم آرام و مبتنی بر معرفی آدمها و مناسباتشان است.
بهجای آنکه فوراً مخاطب را با رویدادی بزرگ درگیر کند، زمان میگذارد تا خانهها، تنشها و عادتهای هر خانواده شکل بگیرند. این انتخاب در نهایت به سود پیوند عاطفی با شخصیتهاست، اما بیهزینه نیست: تماشاگرانی که انتظار روایتی پرشتاب یا کمدیای متکی بر شوخیهای پیدرپی دارند، ممکن است در بخشهای نخست احساس کنند فیلم دیر به حرکت میافتد.
« همین تفاوت، شکاف نسلی را از قالبی کلیشهای بیرون میآورد و به آن رنگوبوی زمان و مکان میدهد. »
قوتها و کاستیها
از سوی دیگر، ساختار چندخانوادگی فیلم گاهی توجه را میان شخصیتها تقسیم میکند. برخی خطهای فرعی بهاندازهٔ کشمکشهای اصلی فرصت گسترش نمییابند و ممکن است برای بیننده پراکنده به نظر برسند. با این حال، همین پراکندگی بخشی از حس زندگی جمعی فیلم است؛ جهان آن تنها حول یک قهرمان نمیچرخد، بلکه از برخورد چند خلقوخو و چند نسل ساخته میشود.
هرچه تماشاگر بیشتر با این جمع آشنا شود، سکون ظاهری آغاز فیلم معنای بیشتری پیدا میکند. حالوهوای کریسمس و جهان دیداری فیلم فضای کریسمسی فیلم صرفاً پوششی گرم و تزئینی نیست. مناسبت، اعضای خانواده را به یک فضای مشترک میکشاند و در نتیجه، تفاوتها و دلخوریهایی که شاید در روزهای دیگر کمتر به چشم بیایند، ناگزیر در برابر هم قرار میگیرند.
انتظار شادی و صمیمیت، با آشفتگی واقعی روابط برخورد میکند و همین فاصله، هم سرچشمهٔ طنز است و هم زمینهٔ لحظههای تلختر. جزئیات خانه و دوره نیز به ساختهشدن این جهان کمک میکنند. اشیا، پوشش و عادتهای روزمره حس مکانی مشخص به فیلم میدهند؛ نه آنقدر که فضای تاریخی به نمایشگاهی سرد بدل شود، بلکه به شکلی که زندگی معمولی در یک زمان معین قابل لمس باشد.
« از سوی دیگر، ساختار چندخانوادگی فیلم گاهی توجه را میان شخصیتها تقسیم میکند. »
جمعبندی
موسیقی و نشانههای فرهنگی نیز به این بافت جان میبخشند. برای بینندهٔ آشنا، این جزئیات میتوانند حامل خاطره و دلالت باشند؛ برای مخاطب بیرونی، دستکم تصویری متمایز از زندگی مردم چکسلواکی عرضه میکنند. جمعبندی «Cosy Dens» کمدیای خانوادگی است که بهتدریج وجه تلختر و تاریخی خود را نمایان میکند.
قوتش در شخصیتهایی است که از تیپهای خندهدار آغاز میشوند و با گذشت زمان به آدمهایی قابل شناخت بدل میگردند؛ در شوخیهایی که از غرور و اصطکاک روزمره نیرو میگیرند؛ و در ترکیب فضای کریسمسی با تصویری از زندگی چکسلواکی در آستانهٔ دگرگونی. در مقابل، شروع نسبتاً کند و وابستگی بخشی از طنز به آشنایی فرهنگی میتواند فاصلهای میان فیلم و برخی تماشاگران ایجاد کند.
با وجود این محدودیتها، اثر در یادآوری یک نکته موفق است: خانوادهها نه با شباهت کامل، بلکه با تحمل تفاوتها و شناخت تدریجی یکدیگر کنار هم میمانند. فیلم از تماشاگر میخواهد برای ورود به دنیایش وقت بگذارد؛ پاداش این صبر، جمعی از شخصیتهای پرتناقض است که پس از پایان تماشا دیگر چندان غریبه به نظر نمیرسند.
« موسیقی و نشانههای فرهنگی نیز به این بافت جان میبخشند. »
ثبت دیدگاه