نقد و بررسی
نقد Elysium | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهان دوپاره و چشمانداز آینده «الیسیوم» ساختهٔ نیل بلومکمپ، علمیتخیلیای است که آینده را نه با شگفتیهای دوردست، بلکه با تشدید نابرابریهای آشنا تصویر میکند. در این جهان، ثروتمندان در سکونتگاهی فضایی و آراسته زندگی میکنند و اکثریت مردم روی زمینی فرسوده، آلوده و انباشته از جمعیت باقی ماندهاند.
فاصلهٔ میان این دو قلمرو تنها فاصلهای جغرافیایی نیست؛ مرزی سیاسی و طبقاتی است که دسترسی به امنیت، آسایش و درمان را به امتیازی انحصاری بدل میکند. این ایده، هستهٔ جذاب فیلم است. الیزیوم بهظاهر بهشتی است، اما بهشتی که آرامش آن بر محرومیت دیگران بنا شده است. زمین نیز صرفاً صحنهای پساآخرالزمانی برای تعقیبوگریز و انفجار نیست؛ صورت مادیِ نظمی است که گروهی را از منابع حیاتی محروم میکند تا گروهی دیگر بتوانند زندگی بیدغدغهای داشته باشند.
بلومکمپ آشکارا از این تقابل برای بازتاب مسئلههایی چون شکاف طبقاتی، مهاجرت و توزیع نابرابر امکانات بهره میگیرد. فیلم در بهترین لحظاتش اجازه میدهد خودِ تصویرها این معنا را منتقل کنند، بیآنکه نیاز باشد شخصیتها پیوسته آن را به زبان بیاورند. طراحی بصری و ساخت جهان بزرگترین امتیاز «الیسیوم» در ساختن دو محیطی است که بهسرعت و با جزئیات قابلتشخیص، دو شیوهٔ زندگی متفاوت را پیش چشم میگذارند.
زمین، پر از سازههای فشرده، خیابانهای آلوده، کارخانهها و سکونتگاههای متراکم است. نورها، رنگها و بافتهای این بخش، حس فرسودگی و ناامنی را به وجود میآورند؛ گویی فناوری پیشرفته همچنان حضور دارد، اما ثمرهاش به مردم عادی نمیرسد. در سوی دیگر، الیزیوم با فضای باز، باغها، خانههای مرتب و معماری پاکیزه، تصویری نزدیک به آرمانشهر عرضه میکند؛ تصویری که هرچه زیباتر میشود، پرسش اخلاقیِ پشت آن نیز تندتر به نظر میرسد.
« الیزیوم بهظاهر بهشتی است، اما بهشتی که آرامش آن بر محرومیت دیگران بنا شده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
طراحی رباتها، تجهیزات و سفینهها نیز به انسجام این جهان کمک میکند. فناوری فیلم نه کاملاً خیالپردازانه و بیریشه است و نه صرفاً نسخهای کمی تغییرشکلیافته از ابزارهای امروز؛ ترکیبی از ماشینهای نظامی، سامانههای نظارتی و وسایل روزمره است که حس آیندهای محتمل را میسازد. جلوههای بصری در خدمت نمایش همین تفاوتها قرار میگیرند و معمولاً به رخنمایی بیهدف بدل نمیشوند.
جهانسازی فیلم از این نظر چشمگیر است، هرچند گاهی چنین به نظر میرسد که ظرفیت محیطها و قواعد این جامعه از مدتی که فیلم برای روایت در اختیار دارد بیشتر است. داستان و پیوند ایده با درام داستان از موقعیتی ساده و فوری نیرو میگیرد: مکس در شرایطی گرفتار میشود که برای زندهماندن به امکاناتی نیاز دارد که تنها در دسترس ساکنان الیزیوم است.
مأموریتی دشوار پیش روی او قرار میگیرد و انتخابش بهتدریج از مسئلهای شخصی فراتر میرود. این چارچوب، به فیلم امکان میدهد همزمان یک ماجرای تعقیب و گریز و روایتی دربارهٔ نظامی ناعادلانه باشد. پیوند میان نیاز فردی مکس و بحران گستردهتر اجتماعی، بالقوه نقطهٔ قوتی اساسی است؛ زیرا کنش قهرمان را به وضعیتی ملموس و انسانی متصل میکند.
اما فیلم در گسترش این پیوند همیشه به یک اندازه موفق نیست. گاهی میکوشد بار سیاسی و اخلاقی قصه را با شتابی بیش از توان شخصیتها و موقعیتها پیش ببرد. موضوعهایی که میتوانستند بهآرامی در دل داستان شکل بگیرند، بعضاً با تأکید مستقیم یا چرخشهای پرشتاب به مخاطب عرضه میشوند. در نتیجه، پیام فیلم روشن است، اما همیشه از دل درام به شکلی طبیعی پدیدار نمیشود.
« طراحی رباتها، تجهیزات و سفینهها نیز به انسجام این جهان کمک میکند. »
شخصیتها و اجرا
برخی اتفاقها نیز مجال کافی برای جاافتادن پیدا نمیکنند؛ رویدادی رخ میدهد، پیامدش اهمیت مییابد و روایت پیش از آنکه اثر آن را بکاود، به موقعیتی تازه میپرد. همین ناهماهنگی، گاه منطق جهان را نیز تضعیف میکند. فیلم قواعد اجتماعی و فناورانهٔ خود را به اندازهای دقیق معرفی نمیکند که همهٔ تصمیمها و واکنشها کاملاً باورپذیر شوند.
تماشاگر میتواند مسیر کلی داستان را دنبال کند، اما ممکن است دربارهٔ چرایی بعضی اتفاقها یا نحوهٔ کارکرد برخی ترتیبات، پرسشهایی بیپاسخ در ذهنش باقی بماند. «الیسیوم» بیش از آنکه در ساختن نظامی کاملاً سنجیده کامیاب باشد، به نیروی تصویر و هیجان روایی تکیه میکند. شخصیتها و بازیها مت دیمون در نقش مکس، قهرمانی زمینی و کمابیش سرراست میسازد؛ مردی که از دل محیطی خشن میآید و انگیزهاش بیش از آنکه از آرمانگرایی نظری برآید، به ضرورت و عاطفه وابسته است.
این انتخاب برای فیلم سودمند است، چون مانع میشود شخصیت اصلی به سخنگوی صرفِ مضمونهای سیاسی تبدیل شود. دیمون با حضور فیزیکی و بازی کنترلشدهاش، مکس را در صحنههای پرتنش باورپذیر نگه میدارد. بااینحال، شخصیت او گاهی بیش از اندازه تابع حرکت قصه است و فرصت چندانی برای پیچیدگی درونی یا تغییر تدریجی پیدا نمیکند.
شارلتو کوپلی در نقش کروگر حضوری پرانرژی و ناآرام دارد. او با بازی پرتنش خود به بخشهایی از فیلم نیرویی تهدیدآمیز میبخشد و در صحنههای مشترک، تضادی مؤثر با خویشتنداری مکس ایجاد میکند. جودی فاستر نیز نقشی رسمی و سختگیرانه دارد، اما شخصیت او بهندرت از جایگاه کارکردیاش فراتر میرود؛ او بیشتر نمایندهٔ دستگاه قدرت است تا انسانی که لایههای شخصی و فکریاش بهخوبی گشوده شود.
« همین ناهماهنگی، گاه منطق جهان را نیز تضعیف میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آلیس براگا و واگنر مورا نیز به فضای انسانی فیلم گرما میدهند، اما برخی شخصیتهای فرعی با سرعتی بیش از اندازه وارد و خارج میشوند و ظرفیتشان به تمامی به کار گرفته نمیشود. اکشن، ریتم و صدا صحنههای اکشن، موتور سرگرمکنندهٔ فیلماند. درگیریها ضربآهنگی تند دارند و طراحی سلاحها، زرهها و ماشینها به آنها هویتی متمایز میبخشد.
خشونت این صحنهها نیز با جهان سخت فیلم تناسب دارد و بهجای آنکه همهچیز را به نمایشی براق و بیوزن تبدیل کند، بر آسیبپذیری بدنها و خشونت محیط تأکید میگذارد. تدوین سریع، بهویژه در لحظات نبرد، انرژی صحنهها را بالا میبرد؛ هرچند همین شتاب گاهی وضوح کنش را کاهش میدهد و اجازه نمیدهد تماشاگر رابطهٔ میان حرکتها و پیامدهایشان را با دقت دنبال کند.
ریتم فیلم یکدست نیست. بخشهایی با سرعت زیاد پیش میروند و اطلاعات داستانی را فشرده میکنند، در حالی که بعضی قسمتها بیش از اندازه در وضعیتهای آشنا مکث میکنند. این نوسان باعث میشود قصه گاهی شتابزده و گاهی کشدار احساس شود. موسیقی و صداگذاری به فضای تنشآلود و صنعتی فیلم کمک میکنند، اما آنقدر برجسته نیستند که ضعفهای روایی را بپوشانند.
حاصل، فیلمی است که در تماشای نخست، بهواسطهٔ تصویرهای پرقدرت و تحرک مداوم، سرگرمکننده میماند؛ اما بازبینی دوباره میتواند فاصلهٔ میان ایدههای بلندپروازانه و پرداخت نابرابرشان را آشکارتر کند. مضمون و محدودیتهای آن مضمون مرکزی فیلم روشن و بهلحاظ بصری مؤثر است: جامعهای که در آن فناوری پیشرفته وجود دارد، اما دسترسی به منافعش بر پایهٔ ثروت و موقعیت اجتماعی تقسیم شده است.
« اکشن، ریتم و صدا صحنههای اکشن، موتور سرگرمکنندهٔ فیلماند. »
قوتها و کاستیها
درمان در «الیسیوم» به نماد گویایی بدل میشود، زیرا برخورداری از آن به معنای برخورداری از حق بقاست. همین انتخاب، شکاف طبقاتی را از بحثی انتزاعی به تجربهای فوری و جسمانی تبدیل میکند. مسئلهٔ مرزها و مهاجرت نیز در قالب تلاش مردم برای رسیدن به فضایی امن مطرح میشود و فیلم با قرار دادن تماشاگر میان دو محیط، پرسشهایی دربارهٔ حق دسترسی و معنای عدالت برمیانگیزد.
بااینحال، بیان مضمون همیشه از پیچیدگی لازم برخوردار نیست. فیلم گاه آنقدر میخواهد جدی و قاطع به نظر برسد که شخصیتها و موقعیتها به نشانههایی برای رساندن پیام تبدیل میشوند. نتیجه، تناقضی است میان موضوع دشوار و روایت سادهسازیشده: مسئلهها گسترده و ساختاریاند، اما بخشی از پاسخهای دراماتیک بیش از حد مستقیم و آسان جلوه میکنند.
به همین دلیل، «الیسیوم» بیش از آنکه تحلیل کاملی از سازوکار نابرابری باشد، یک تمثیل پرتحرک و دیدنی دربارهٔ آن است. جمعبندی «الیسیوم» فیلمی پرفرازونشیب است که بهترین دستاوردش را در طراحی جهان آینده، تقابل بصری زمین و سکونتگاه فضایی، و صحنههای اکشن پرانرژی به دست میآورد. مت دیمون و شارلتو کوپلی به فیلم نیروی اجرایی میبخشند و ایدهٔ محوری آن—جهانی که در آن آسایش گروهی با محرومیت گروهی دیگر پیوند خورده—ظرفیتی درخور توجه دارد.
در مقابل، روایت گاهی شتابزده و ناهماهنگ میشود، دیالوگها همیشه توان حمل مضمون را ندارند و برخی شخصیتها و پرسشهای داستانی به اندازهٔ کافی پرورده نمیشوند. این اثر در مقام یک تجربهٔ علمیتخیلیِ پرتحرک و چشمنواز، لحظههای جذابی دارد؛ اما بهعنوان درامی اجتماعی، نمیتواند تمام ظرفیت ایدههایش را به عمق و انسجام بدل کند.
« درمان در «الیسیوم» به نماد گویایی بدل میشود، زیرا برخورداری از آن به معنای برخورداری از حق بقاست. »
جمعبندی
ارزش آن بیش از آنکه در پاسخهای سنجیده باشد، در پرسشهایی است که با تصویر دو جهان نابرابر پیش میکشد.
« ارزش آن بیش از آنکه در پاسخهای سنجیده باشد، در پرسشهایی است که با تصویر دو جهان نابرابر پیش میکشد. »
ثبت دیدگاه