نقد و بررسی
نقد Nathan's Kingdom | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خیال بهمثابه پناهگاه «پادشاهی نیتن» در نقطهای نامتعارف میان درام خانوادگی و فانتزی تاریک حرکت میکند. فیلم از رابطهٔ نیتن، مردی جوان و اوتیستیک، با خواهر نوجوانش لورا آغاز میکند؛ خواهری که با وابستگی به داروهای تجویزی و فشار مسئولیت مراقبت از برادرش دستوپنجه نرم میکند. تهدید مداخلهٔ خدمات اجتماعی، آن دو را به تصمیمی پرمخاطره میرساند: ترک وضعیت موجود و جستوجوی پادشاهیای که ریشه در خیال مشترک دوران کودکیشان دارد.
این ایده، بیش از آنکه صرفاً بهانهای برای سفر باشد، محور اصلی جهانبینی فیلم است؛ جایی که تخیل نه تزئینی برای فرار از واقعیت، بلکه راهی برای تحمل آن به شمار میآید. فیلمساز، Olicer J. Muñoz، قصه را با لحنی آمیخته به تلخی و رؤیاپردازی پیش میبرد. سفر نیتن و لورا به دل بیابان، حرکت در جغرافیایی واقعی است، اما در عین حال سفری به قلمرو خاطره، ترس و امید نیز محسوب میشود.
همین دوگانگی، بهترین امکان فیلم را فراهم میکند: فانتزی میتواند تجربهٔ شخصیتها را ملموستر کند، بیآنکه ناچار باشد دشواریهای زندگی روزمره را از میان ببرد. با این همه، فیلم در پیوند دادن این دو قلمرو همیشه موفق نیست و گاه گذار میان واقعیت و خیال بیشتر شبیه تغییر صحنه است تا گسترش طبیعی تجربهٔ درونی شخصیتها.
دو خواهر و برادر در برابر جهان مرکز عاطفی فیلم رابطهٔ نیتن و لورا است؛ رابطهای که در آن محبت، وابستگی، دلخوری و خستگی همزمان حضور دارند. لورا در جایگاه خواهر و مراقب، بار مسئولیتی را حمل میکند که برای سن و موقعیتش سنگین است. نیتن نیز با شیوهٔ خاص خود جهان را درک میکند و برای پیروی از خواستههایش به حمایت دیگران وابسته است.
« خیال بهمثابه پناهگاه «پادشاهی نیتن» در نقطهای نامتعارف میان درام خانوادگی و فانتزی تاریک حرکت میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این موقعیت، تعارضی بالقوه پرقدرت میسازد: هر دو به دیگری نیاز دارند، اما نیازهایشان همیشه همسو نیست. مشکل آنجاست که رابطه در بخشهایی از روایت به چرخهای تکرارشونده فروکاسته میشود. تنش بالا میگیرد، دو شخصیت از یکدیگر میرنجند، سپس لحظهای آشتی یا نرمش فرا میرسد و همان الگو دوباره بازمیگردد.
این تکرار قرار است فرسودگی و آشفتگی رابطه را نشان دهد، اما چون تغییرات میان آن دو بهاندازهٔ کافی تدریجی و روشن نیست، برخی کشمکشها به جای آنکه رابطه را پیچیدهتر کنند، آن را طولانی و کماثر جلوه میدهند. در نتیجه، نزدیکی عاطفی فیلم به شخصیتها گاهی بیشتر ادعا میشود تا آنکه در جزئیات رفتاری و گفتوگوها شکل بگیرد.
بازنمایی اوتیسم و نگاه شخصیتمحور یکی از نکات معنادار فیلم، حضور Jacob Lince در نقش نیتن است؛ بازیگری اوتیستیک که در فیلم نقشی اوتیستیک را ایفا میکند. این انتخاب بهخودیخود اهمیت دارد، زیرا امکان میدهد تجربهٔ شخصیت از مسیر بازیگریای بازنمایی شود که با بخشی از واقعیت زیستهٔ او پیوند دارد.
فیلم همچنین میکوشد نیتن را صرفاً به تشخیص پزشکیاش تقلیل ندهد: او خواستهها، ترسها، خاطرهها و تصوری شخصی از امنیت دارد. پادشاهی خیالی او از همین منظر، بخشی از جهان درونیاش است، نه صرفاً نشانهای عجیب برای تعریف شخصیت. با این حال، نیتن گاهی بیش از آنکه فردی با ویژگیها و تناقضهای خاص خود باشد، حامل مضمون فیلم میشود؛ شخصیتی که قرار است مخاطب را به سوی تخیل، پذیرش و همدلی هدایت کند.
« فیلم از این موقعیت، تعارضی بالقوه پرقدرت میسازد: هر دو به دیگری نیاز دارند، اما نیازهایشان همیشه همسو نیست. »
شخصیتها و اجرا
همین رویکرد، امکان پرداخت ظریفتر به شیوهٔ ارتباط او با دیگران را محدود میکند. فیلم در بهترین لحظههایش به نیتن فرصت میدهد جهان را از زاویهٔ نگاه خودش تجربه کند؛ در لحظههای کمرمقتر، اطرافیان و موقعیتها بیشتر برای پیشبرد پیام داستان به کار میروند. بنابراین، اهمیت انتخاب بازیگر در نقش اصلی با پرسشی دربارهٔ کیفیت نگارش و عمق شخصیتپردازی همراه میشود.
تصویرهایی که از داستان پیشی میگیرند جذابترین دستاورد «پادشاهی نیتن» در ساختن تصویرهای خیالانگیز آن است. بخشهای فانتزی با جلوههای تصویری و حالوهوایی متفاوت از فضای روزمره، امکان میدهند خیال نیتن شکل دیداری پیدا کند. این صحنهها در میان خشکی سفر و فشارهای بیرونی، دریچهای به جهانی دیگر میگشایند؛ جهانی که هم پناهگاه است و هم بازتاب تاریکیهایی که شخصیتها از آن میگریزند.
تصویرهای فیلم گاه چنان بهیادماندنیاند که پس از پایان تماشایش نیز در ذهن باقی میمانند. در این صحنهها، تخیل فیلم از محدودیتهای تولید مستقل عبور میکند و به آن هویتی متمایز میبخشد. فانتزی نه کاملاً باشکوه و نه متکی به انبوه جلوههای پرهزینه است؛ بیشتر نیروی خود را از ایده و حالوهوا میگیرد.
تضاد میان محیطهای واقعی و تصاویر خیالپردازانه نیز میتواند مؤثر باشد، زیرا نشان میدهد واقعیت برای شخصیتها چقدر سخت و خیال تا چه اندازه ضروری است. با این حال، زیبایی بصری همیشه به معنای پیشرفت درام نیست. بعضی لحظههای خیالانگیز چنان مستقل و خودبسندهاند که گویی فیلم برای مدتی از قصهٔ اصلی فاصله میگیرد؛ تصویر جذاب میماند، اما اتصالش به تحول عاطفی شخصیتها کمرنگ میشود.
« همین رویکرد، امکان پرداخت ظریفتر به شیوهٔ ارتباط او با دیگران را محدود میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیها و زبانِ کمجانِ گفتوگو بازیهای فیلم یکدست نیستند و همین ناهمواری بر اثرگذاری روایت میگذارد. در بعضی لحظات، بازیگران موفق میشوند آسیبپذیری و تنش نهفته در رابطهٔ خواهر و برادر را منتقل کنند؛ اما در لحظههای دیگر، واکنشها و بیان دیالوگها تصنعی به نظر میرسند. این تصنع گاهی فاصلهای میان مخاطب و موقعیت میسازد، بهخصوص در صحنههایی که فیلم انتظار دارد وزن عاطفی تصمیمها یا اختلافها را مستقیماً احساس کنیم.
مسئله فقط به شیوهٔ اجرای بازیگران محدود نیست. دیالوگها نیز گاه بیش از حد آشکارا در خدمت توضیح مضمون یا روشنکردن تعارض قرار میگیرند و از گفتوگویی طبیعی فاصله میگیرند. وقتی شخصیتها احساسات خود را با جملههایی بیان میکنند که بیش از اندازه مرتب و توضیحیاند، پیچیدگی رابطه کاهش مییابد.
سکوت، مکث و رفتارهای کوچک میتوانستند بخشی از بار معنایی را بر دوش بکشند، اما فیلم همیشه به آنها اعتماد نمیکند. حاصل، لحظاتی است که نیت عاطفیشان روشن است، ولی نیروی لازم برای نشستن در ذهن را پیدا نمیکنند. ریتم و مسیر پرپیچوخم روایت ساختار سفر، در ظاهر، ظرفیت زیادی برای ایجاد حرکت و تحول دارد.
خروج از خانه، عبور از مسیرهای دشوار و تعقیب مقصدی افسانهای میتواند همزمان کشش ماجراجویانه و تغییر درونی شخصیتها را تقویت کند. «پادشاهی نیتن» از این ظرفیت در برخی لحظههای تصویری و موقعیتهای پرتنش بهره میبرد، اما ریتم آن در بخشهایی کند میشود. صحنههایی که باید شناخت تازهای از شخصیتها یا رابطهشان ایجاد کنند، گاه به تکرار اختلافها و آشتیهای پیشین میانجامند.
« بازیها و زبانِ کمجانِ گفتوگو بازیهای فیلم یکدست نیستند و همین ناهمواری بر اثرگذاری روایت میگذارد. »
قوتها و کاستیها
این کندی همیشه به معنای تأملبرانگیز بودن نیست. گاهی فیلم زمان بیشتری از آنچه لازم است برای تثبیت یک حالوهوا صرف میکند، بیآنکه در عوض لایهٔ تازهای به داستان بیفزاید. از سوی دیگر، تعدد عناصر درام خانوادگی، اعتیاد، اوتیسم، خطر جدایی و فانتزی تاریک، نیازمند توازن دقیقی است. فیلم در طراحی جهان خیالی گاهی مطمئنتر از پیشبرد کشمکشهای انسانی عمل میکند؛ به همین دلیل، چشمانداز بصری میتواند از روایت پیشی بگیرد و مخاطب را بیش از رابطهٔ شخصیتها، با تصاویر به یاد ماندنی پیوند دهد.
جمعبندی «پادشاهی نیتن» فیلمی نابرابر اما برخوردار از هویتی روشن است. نیروی اصلیاش در تخیل متفاوت، تصویرهای فانتزی چشمنواز و تلاش برای روایت رابطهای خانوادگی در دل شرایط دشوار نهفته است. حضور Jacob Lince در نقش نیتن نیز به اهمیت بازنمایی شخصیتهای اوتیستیک و امکان ایفای چنین نقشهایی توسط بازیگران اوتیستیک توجه میدهد.
در مقابل، بازیها و دیالوگهایی که گاه تصنعی میشوند، کشمکشهای تکراری خواهر و برادر و ریتمی که در بخشهایی از حرکت بازمیماند، مانع شکلگیری پیوندی پایدار با درام میشوند. این فیلم بیش از آنکه در همهٔ اجزایش به یک اندازه موفق باشد، با لحظههای پراکندهٔ خیالپردازی و صداقت عاطفیاش به یاد میماند.
برای مخاطبی که به فانتزیهای مستقل و روایتهایی دربارهٔ پیوند خانوادگی علاقه دارد، جهان بصری آن میتواند تجربهای دلنشین باشد؛ اما برای آنکه این جهان به اثری کاملاً گیرا بدل شود، قصه به پرداخت ظریفتر شخصیتها، گفتوگوهای طبیعیتر و ریتمی منسجمتر نیاز داشت.
« این کندی همیشه به معنای تأملبرانگیز بودن نیست. »
ثبت دیدگاه