نقد و بررسی
نقد Holy Cow | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نگاه کلی «Holy Cow» ساختهٔ سای کبیر، کمدی سیاهی است که ماجرایی بهظاهر ساده را به دریچهای برای تماشای اضطراب اجتماعی بدل میکند: رخسار، گاو سلیم، ناپدید شده و او در پی یافتن حیوانی است که برای خانوادهاش ارزشی عاطفی و اقتصادی دارد. اما جستوجوی شبانهٔ سلیم و همسرش صفیه خیلی زود از یک مسئلهٔ شخصی فراتر میرود.
در فضایی که گاو میتواند موضوعی سیاسی و هویتی شود، گمشدن آن نه فقط نگرانی دربارهٔ دارایی، بلکه ترس از اتهام، سوءظن و خشونت را نیز به همراه میآورد. فیلم با همین جابهجایی، از حادثهای روزمره به تصویری از زندگی زیر سایهٔ تهدید میرسد. روایت؛ یک شب، چندین مانع ساختار فیلم بر حرکت در طول یک شب استوار است.
این محدودیت زمانی، به روایت شتاب و فوریت میدهد: هر برخورد تازه میتواند راهی برای یافتن رخسار باز کند یا سلیم و صفیه را گرفتار سوءتفاهمی تازه سازد. آنها در مسیر جستوجو با آدمهایی روبهرو میشوند که گاه کمککنندهاند و گاه بر سردرگمیشان میافزایند. حاصل، زنجیرهای از برخوردهاست که طنز و اضطراب را در کنار هم قرار میدهد.
« اما جستوجوی شبانهٔ سلیم و همسرش صفیه خیلی زود از یک مسئلهٔ شخصی فراتر میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب روایی برای کمدی موقعیت مناسب است؛ زیرا هر ایستگاه فرصتی برای آشکارشدن تناقضها و واکنشهای اجتماعی فراهم میکند. بااینحال، فیلم همیشه نمیتواند این اپیزودها را به یک مسیر دراماتیک کاملاً منسجم پیوند بزند. برخی خردهروایتها پیش از آنکه به معنای روشنی برسند، رها میشوند و بعضی برخوردها بیش از آنکه شخصیتها را دگرگون کنند، صرفاً بهانهای برای پیشبرد ماجرا هستند.
در نتیجه، «Holy Cow» گاهی به جای انباشتن تدریجی تنش، از صحنهای به صحنهٔ دیگر میجهد. طنز سیاه و زمینهٔ سیاسی مهمترین ظرفیت فیلم در پیوند میان طنز و هراس نهفته است. سلیم مردی معمولی است که ناگهان در موقعیتی قرار میگیرد که حتی مراجعه به نهادهای رسمی نیز لزوماً امنیت یا آرامش برایش به همراه ندارد.
طنز از همین فاصله برمیخیزد: شخصیتها میکوشند وضعیتی عجیب را عادی جلوه دهند، حال آنکه تماشاگر خطر واقعی پشت آن را میبیند. فیلم از این راه نشان میدهد چگونه یک اتفاق کوچک میتواند در فضای پر از بدگمانی، به بحرانی بزرگ تبدیل شود. اثر در پرداخت زمینهٔ سیاسی، بهویژه از این جهت قابل توجه است که تجربهٔ یک مرد مسلمان را در مرکز روایت قرار میدهد و ترس او را به حاشیه نمیراند.
« بااینحال، فیلم همیشه نمیتواند این اپیزودها را به یک مسیر دراماتیک کاملاً منسجم پیوند بزند. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، فیلم اغلب به اشاره و موقعیت متکی است و کمتر به تحلیل مستقیم میپردازد. این خویشتنداری گاه به سود اثر تمام میشود؛ زیرا تماشاگر را به خواندن زیرمتن دعوت میکند. اما در لحظاتی نیز طنز بیش از اندازه توضیح داده میشود و فیلم به جای اعتماد به موقعیت، معنای آن را دوباره برجسته میسازد.
در چنین جاهایی، ظرافتی که از برخورد امر روزمره و خطر سیاسی پدید میآید، اندکی کمرنگ میشود. سلیم و صفیه؛ اضطراب در چهرههای انسانی سلیم فقط قهرمان یک جستوجو نیست؛ او نمایندهٔ انسانی است که در برابر موقعیتی نامطمئن، ناچار است همزمان به دنبال پاسخ و راهی برای حفظ خود باشد. سانجای میشرا با بازی کماغراق و کنترلشده، این دوگانگی را بهخوبی منتقل میکند.
ترس شخصیتش بیشتر در مکثها، نگاهها و واکنشهای مهارشده دیده میشود تا در فورانهای نمایشی. همین خویشتنداری به نقش باورپذیری میبخشد و اجازه میدهد سلیم به فردی انسانی بدل شود، نه صرفاً نمادی برای بیان یک ایده. صفیه نیز در دل ماجرا حضوری مؤثر دارد. نگرانی مشترک زن و شوهر، جستوجو را از کنشی فردی به تجربهای خانوادگی تبدیل میکند؛ آنها در کنار هم با موقعیتی روبهرو میشوند که کنترلش از دستشان خارج است.
« بااینحال، فیلم اغلب به اشاره و موقعیت متکی است و کمتر به تحلیل مستقیم میپردازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، سهم صفیه در برخی بخشها میتوانست پررنگتر باشد. فیلم ظرفیت رابطهٔ این دو را برای نمایش تفاوت واکنشهایشان در برابر تهدید در اختیار دارد، اما همیشه آن را بهطور کامل به کار نمیگیرد. حضور بازیگران شناختهشده در نقشهای فرعی نیز به فضای نامتعارف و گاه طنزآمیز فیلم کمک میکند، هرچند بعضی از این شخصیتها بیش از آنکه بهعنوان آدمهایی مستقل شکل بگیرند، بخشی از زنجیرهٔ موقعیتها باقی میمانند.
ریتم و ساختار؛ میان فوریت و گسست زمان محدود داستان به فیلم انرژی میبخشد، اما ریتم تند همیشه به معنای انسجام نیست. تدوین و بخشبندی ماجرا، حرکت سریع را حفظ میکند، ولی در بعضی گذارها فاصلهٔ میان صحنهها محسوس است. گویی فیلم چند موقعیت جذاب را کنار هم گذاشته، بیآنکه در هر مورد فرصت کافی برای تثبیت اثر عاطفی یا روایی آنها فراهم کند.
این گسست بهخصوص هنگامی آشکار میشود که یک خردهروایت ناگهان کنار گذاشته میشود و فیلم بیدرنگ به برخورد بعدی میرود. این شیوه با حالوهوای آشفته و شبانهٔ داستان هماهنگی دارد؛ سلیم و صفیه نیز فرصت چندانی برای مکث یا جمعبندی ندارند. بااینحال، از نظر سینمایی میتوانست تعادل دقیقتری میان شتاب و پرداخت ایجاد شود.
« بااینحال، سهم صفیه در برخی بخشها میتوانست پررنگتر باشد. »
قوتها و کاستیها
اگر برخی لحظهها مجال بیشتری برای سکوت، واکنش و پیامد مییافتند، پیوند میان طنز، نگرانی و نقد اجتماعی محکمتر میشد. فیلم در بهترین لحظاتش از همین تنش زنده نیرو میگیرد، اما گاهی آن را پیش از آنکه به اوج برسد قطع میکند. لحن و واقعگرایی «Holy Cow» میکوشد میان کمدی و درام تلخ تعادل برقرار کند.
لحن گرم و برخوردهای کمابیش روزمره، تماشاگر را به جهان فیلم نزدیک میکند؛ درعینحال، زیر این سطح صمیمی، ترسی جدی جریان دارد. همین تضاد باعث میشود خنده همیشه آسوده نباشد. موقعیتی ممکن است در ظاهر مضحک باشد، اما پیامدهای احتمالی آن برای سلیم و صفیه، کمدی را به تجربهای ناراحتکننده بدل میکند.
با وجود این، فیلم گاهی در تنظیم مرز میان طنز و توضیح دچار نوسان میشود. بعضی لحظات با ظرافت اجازه میدهند معنای اجتماعی از دل رفتار شخصیتها بیرون بیاید، اما برخی دیگر شوخی یا نکتهٔ مورد نظر را بیش از اندازه آشکار میکنند. همچنین کمپرداختماندن شماری از خطوط فرعی، از حس واقعگرایی داستان میکاهد؛ زیرا جهانی که در آغاز سرشار از آدمها و امکانهای روایی به نظر میرسد، در ادامه به همهٔ آنها فرصت رشد نمیدهد.
« فیلم در بهترین لحظاتش از همین تنش زنده نیرو میگیرد، اما گاهی آن را پیش از آنکه به اوج برسد قطع میکند. »
جمعبندی
جمعبندی «Holy Cow» اثری گرم و نابرابر است که نقطهٔ قوتش را در انتخاب موقعیتی ساده برای طرح پرسشی بزرگتر مییابد: چگونه ترس اجتماعی میتواند زندگی عادی را مختل کند؟ بازی سنجیدهٔ سانجای میشرا، رابطهٔ صمیمی سلیم و صفیه و آمیزش طنز با اضطراب، به فیلم شخصیت میبخشند. در مقابل، پراکندگی برخی خردهروایتها، گذارهای شتابزده و لحظاتی که طنز را بیش از حد توضیح میدهند، مانع از آن میشوند که روایت به انسجام کامل برسد.
بااینهمه، فیلم در مرکز خود تصویری ماندگار دارد: مردی که برای یافتن گاوش راه میافتد، اما در هر گام با ترسی روبهرو میشود که از گمشدن یک حیوان فراتر میرود. «Holy Cow» بیش از آنکه معمایی دربارهٔ رخسار باشد، روایتی دربارهٔ آسیبپذیری انسان در برابر سوءظن و داوری جمعی است؛ و ارزش اصلیاش در همین تغییر آرامِ معنای یک جستوجوی ساده نهفته است.
« بازی سنجیدهٔ سانجای میشرا، رابطهٔ صمیمی سلیم و صفیه و آمیزش طنز با اضطراب، به فیلم شخصیت میبخشند. »


ثبت دیدگاه