نقد و بررسی
نقد Contract Killer | 1998
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در سینمای اکشن هنگکنگ «Contract Killer» محصول سال ۱۹۹۸، با بازی جت لی و کارگردانی تونگ وای، از آن دسته فیلمهایی است که هویت خود را نه در یک ژانر، بلکه در برخورد چند لحن و سنت روایی جستوجو میکند. اثر همزمان فیلمی جنایی، کمدیای دربارهٔ فریبکاری و بقا، و نمایشگاهی برای هنرهای رزمی است.
همین ترکیب، آن را به نمونهای قابلتوجه از سینمای عامهپسند هنگکنگ در دههٔ نود بدل میکند؛ سینمایی که معمولاً از مرز میان هیجان، شوخی، احساسات و ملودرام عبور میکرد، بیآنکه همیشه نگران هماهنگی کامل این عناصر باشد. فیلم در نسخهٔ اصلی با عنوان «Hitman» شناخته میشود و «Contract Killer» عنوانی است که در برخی انتشارهای بینالمللی برای آن به کار رفته است.
این تفاوت صرفاً ظاهری نیست: عنوان دوم انتظار اثری جدی و خشن دربارهٔ مزدوران حرفهای را پدید میآورد، حال آنکه فیلم در عمل از این فضای تیره برای ساختن ماجرایی آمیخته با طنز و اغراق استفاده میکند. تماشاگر بهتر است از همان ابتدا بداند که با تریلری واقعگرا روبهرو نیست، بلکه با اثری سرگرمکننده و ناهموار طرف است که از قواعد ژانرهای مختلف بهره میگیرد.
طرح داستان و موتور تعلیق داستان با قتل یک سرمایهدار ژاپنی به دست آدمکشی ناشناس آغاز میشود؛ مردی که به «پادشاه قاتلان» شهرت دارد. جایزهای چشمگیر برای یافتن و کشتن او تعیین میشود و همین تصمیم، گروهی از آدمکشان، فرصتطلبان و افراد مشکوک را وارد رقابتی خطرناک میکند. فو، آدمکشی تازهکار و کمتجربه، نیز در این ماجرا حضور مییابد؛ اما توانایی رزمی او با مهارتش در حرفهای که انتخاب کرده همخوانی ندارد.
« اثر همزمان فیلمی جنایی، کمدیای دربارهٔ فریبکاری و بقا، و نمایشگاهی برای هنرهای رزمی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در سوی دیگر، نگوک لو، خلافکاری زبانباز و بداقبال، خود را در جایگاه نماینده و راهنمای فو قرار میدهد. این دو، در پی یافتن هویت قاتلی هستند که افسانهاش از خودِ او پیشی گرفته است. این چارچوب، موتور مناسبی برای تعلیق فراهم میآورد: هر شخصیت ممکن است چیزی را پنهان کند و هر برخورد، امکان تغییر مسیر رقابت را در خود دارد.
فیلم از راز هویت آدمکش و انگیزهٔ کسانی که برای جایزه میجنگند، برای پیشبرد روایت استفاده میکند؛ بیآنکه تمام جذابیتش را به معما محدود سازد. با این حال، فراوانی شخصیتها و جابهجاییهای پیاپی میان تعقیب، شوخی و زدوخورد، گاه پیگیری داستان را دشوار میکند. فیلمنامه در بخشهایی به جای آنکه موقعیتها را با دقت بپروراند، به سرعت از یک اتفاق به اتفاق بعدی میپرد.
دوگانهٔ فو و نگوک لو مهمترین نیروی انسانی فیلم در رابطهٔ میان فو و نگوک لو شکل میگیرد. فو در ظاهر مردی است که میخواهد در دنیای آدمکشان جایگاهی پیدا کند، اما منش او با منطق بیرحمانهٔ این حرفه سازگار نیست. سادهدلی و ملاحظهٔ اخلاقیاش او را از همکارانش متمایز میکند و به فیلم امکان میدهد میان تصویر قهرمان رزمی و تصور متعارف از قاتل قراردادی فاصله بیندازد.
جت لی در این نقش، بیش از آنکه به پیچیدگی روانشناختی تکیه کند، بر تضاد میان توانایی جسمانی و خوی نرم شخصیت بنا میکند؛ تضادی که گاه مؤثر و گاه بیش از اندازه آشکار است. نگوک لو، با بازی اریک تسانگ، مکملی مناسب برای این سادگی است: مردی که با حرفزدن، پنهانکاری و فرصتطلبی از موقعیتهای دشوار جان به در میبرد.
« در سوی دیگر، نگوک لو، خلافکاری زبانباز و بداقبال، خود را در جایگاه نماینده و راهنمای فو قرار میدهد. »
شخصیتها و اجرا
حضور او وجه کمدی فیلم را تقویت میکند و در بسیاری از صحنهها تعادل درام را بر هم میزند، اما همین انرژی پرجنبوجوش به اثر رنگی متمایز میبخشد. رابطهٔ این دو از تفاوت اخلاق و منش آنها تغذیه میکند، هرچند تحولشان همیشه به اندازهٔ ظرفیت اولیهٔ این تضاد عمیق نمیشود. فیلم نشانههایی از رفاقت و اعتماد متقابل میسازد، اما گاه پیش از آنکه این پیوند به تجربهای عاطفی و باورپذیر تبدیل شود، به شوخی یا حادثهٔ بعدی میرسد.
لحن میان طنز، احساس و خشونت ناهماهنگی لحنی، هم سرچشمهٔ جذابیت فیلم است و هم مهمترین محدودیتش. «Contract Killer» در یک لحظه از فضای تهدیدآمیز قتل و تعقیب بهره میگیرد و در لحظهای دیگر به کمدی موقعیت یا شوخیهای اغراقشده روی میآورد. این جابهجایی، از یک سو مانع یکنواختی میشود و به فیلم حالوهوای پرتحرک سینمای هنگکنگ میبخشد؛ از سوی دیگر، تأثیر عاطفی برخی صحنهها را کاهش میدهد.
وقتی یک موقعیت جدی بیدرنگ به شوخی تبدیل میشود، فرصت مکث و انباشت تنش از دست میرود. وجه احساسی داستان نیز با همین مشکل روبهروست. پیوند خانوادگی، وفاداری و میل به رهایی از زندگی خلافکارانه در روایت حضور دارند، اما اغلب بهصورت اشارههایی کوتاه باقی میمانند. رابطهٔ عاشقانه نیز بیش از آنکه از شناخت تدریجی دو شخصیت و تغییرات درونی آنها نیرو بگیرد، به کارکردی فرعی در مسیر داستان نزدیک میشود.
در نتیجه، تماشاگر میتواند جهت عاطفی فیلم را دریابد، اما شاید کمتر فرصت یابد که آن را عمیقاً احساس کند. اکشن و طراحی صحنهها شهرت جت لی، انتظار صحنههای رزمی پرقدرت و چشمگیر را بالا میبرد؛ فیلم نیز در لحظاتی این انتظار را برآورده میکند. توانایی بدنی او و تسلطش بر حرکت، به فو حضوری متقاعدکننده در زدوخوردها میدهد.
« لحن میان طنز، احساس و خشونت ناهماهنگی لحنی، هم سرچشمهٔ جذابیت فیلم است و هم مهمترین محدودیتش. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تفاوت میان مهارت رزمی او و ناشیگریاش در آدمکشی، زمینهای برای شوخی فراهم میکند و هویت شخصیت را با کنشهایش پیوند میزند. درگیریها، بیش از آنکه بر خشونت واقعگرایانه تکیه کنند، به نمایش قابلیتهای قهرمان و بازی با اغراق سینمایی گرایش دارند. با این همه، اکشن فیلم یکدست نیست. برخی صحنهها از نظر ضرباهنگ و طراحی حرکات، پویایی لازم را دارند؛ اما برخی دیگر طولانی یا کمرمق به نظر میرسند و به اوجی که موقعیت داستانی وعده میدهد نمیرسند.
تدوین و میزانسن همیشه تنش را تصاعدی نمیسازند و گاه میان ضربهها، واکنشها و شوخیها مکثهایی پدید میآید که انرژی صحنه را میکاهد. از همین رو، فیلم برای مخاطبی که انتظار نمایش پیوستهٔ هنرهای رزمی دارد، ممکن است کمتر از انتظار باشد؛ اما همچنان لحظاتی دارد که حضور فیزیکی جت لی را به نقطهٔ قوت خود بدل میکند.
بازیگری و شخصیتهای پیرامونی جت لی در نقش فو با خویشتنداری بازی میکند و همین انتخاب با معصومیت و کمتجربگی شخصیت تناسب دارد. او در بیان احساسات ظریف، گاه محدود به نظر میرسد، اما زبان بدن و توانایی رزمیاش بخشی از بار شخصیتپردازی را بر دوش میگیرد. اریک تسانگ در سوی مقابل، با بازی پرتحرک و اغلب نمایشی خود فضای کمدی را هدایت میکند.
تقابل این دو، بیش از هر شخصیت فرعی دیگری به فیلم انسجام میدهد. سایمون یام در نقش افسر پلیس، حضوری خونسرد و جدی دارد و با فضای جنایی اثر هماهنگ است؛ با این حال، شخصیت او همیشه مجال کافی برای رشد پیدا نمیکند. شخصیتهای زن و برخی چهرههای فرعی نیز بیشتر در خدمت پیشبرد ماجرا یا ایجاد انگیزه برای قهرمانان قرار میگیرند تا آنکه زندگی مستقل و چندلایهای داشته باشند.
« اریک تسانگ در سوی مقابل، با بازی پرتحرک و اغلب نمایشی خود فضای کمدی را هدایت میکند. »
قوتها و کاستیها
این کمبود، بهویژه در بخشهای عاطفی، محسوس است و باعث میشود بعضی بازیها کمجانتر از آنچه ظرفیت بازیگر یا موقعیت اقتضا میکند، جلوه کنند. مضمون اخلاقی زیر نقاب سرگرمی در زیر ظاهر پرحادثهٔ فیلم، پرسشی ساده اما مؤثر جریان دارد: آیا میتوان در حرفهای خشونتبار، میان مهارت و اخلاق مرزی قائل شد؟
فو برای پذیرفتهشدن در جایگاهی تلاش میکند که با ارزشهای شخصیاش ناسازگار است. تضاد او با آدمکشان دیگر، امکان نقد این حرفه را فراهم میآورد، هرچند فیلم کمتر آن را به بحثی جدی و منسجم تبدیل میکند. لحن کمدی و ساختار ماجراجویانه، مضمون اخلاقی را سبک میکند؛ با این حال، همین فاصله میان ظاهر خطرناک و باطن مهربان قهرمان، یکی از ایدههای ماندگار اثر است.
فیلم همچنین به تصویرسازی از شهرت و افسانه علاقه دارد. «پادشاه قاتلان» نه فقط یک فرد، بلکه نامی است که ترس و کنجکاوی را در میان دیگران برمیانگیزد. آدمکشان در پی یافتن شخصی هستند که شاید بیش از آنکه در واقعیت بشناسند، در ذهن خود ساختهاند. این ایده، ظرفیت تعلیق و بازی با هویت را دارد و روایت با حفظ بخشی از راز، از آن بهره میگیرد؛ بیآنکه در این نقد جزئیاتی از گرهگشایی آن آشکار شود.
جمعبندی «Contract Killer» اثری بینقص یا کاملاً منسجم نیست، اما ترکیب جت لی، اریک تسانگ، فضای جنایی هنگکنگ و طنزی نامتعارف به آن هویتی خاص میبخشد. فیلم در ایجاد موقعیتهای سرگرمکننده و حفظ حرکت روایی موفقتر از پرداخت عمیق شخصیتها یا ساختن اکشنی پیوسته و نفسگیر است. نوسان میان کمدی، احساس و خشونت گاهی به انسجام لطمه میزند، اما همین آشفتگی بخشی از شمایل پرهیاهوی آن نیز هست.
« فو برای پذیرفتهشدن در جایگاهی تلاش میکند که با ارزشهای شخصیاش ناسازگار است. »
جمعبندی
تماشای فیلم برای علاقهمندان به سینمای اکشن هنگکنگ و نقشآفرینیهای رزمی جت لی، تجربهای ارزشمند و گاه دلپذیر خواهد بود؛ بهویژه اگر از آن انتظار تریلری جدی و واقعگرا نداشته باشند. این اثر بیش از آنکه با ظرافت فیلمنامه یا ژرفای شخصیتپردازی در خاطر بماند، با تضاد میان قهرمان کمآزار و دنیای خشن پیرامونش، و با انرژی نامنظم اما آشنای سینمای عامهپسند هنگکنگ شناخته میشود.



ثبت دیدگاه