نقد و بررسی
نقد Monster Party | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که از دل یک مهمانی بیرون میآید «Monster Party» ساختهٔ Chris von Hoffmann، فیلمی ترسناک و دلهرهآور است که از برخورد دو گروه نامتجانس نیرو میگیرد: سه جوان که برای سرقت وارد عمارتی مجلل میشوند و جمعی از میزبانان و مهمانانی که ظاهر آراستهشان چیزی از خشونت پنهانشان نمیگوید.
موقعیت مرکزی فیلم ساده و مؤثر است؛ دزدها گمان میکنند خطر اصلی، دوربینها و نگهبانان عمارت است، اما خیلی زود درمییابند که در مهمانیای پا گذاشتهاند که قواعد معمول جهان بیرون در آن کارایی ندارد. Chris von Hoffmann نویسندگی و کارگردانی اثر را بر عهده داشته است. این طرح ظرفیت طبیعی یک فیلم بقا را دارد: شخصیتها در فضایی محدود گرفتار میشوند و هر تصمیم میتواند راهی برای فرار یا قدمی به سوی فاجعه باشد.
با این حال، فیلم تنها به تعقیبوگریز و غافلگیری متکی نمیماند؛ از همان ابتدا فاصلهٔ طبقاتی میان دزدهای جوان و جمع مرفه را وارد معادله میکند. همین تقابل، به اثر رنگی اجتماعی میدهد، هرچند گاهی ایدههایش را بیش از آنکه بپروراند، بهسرعت به خدمت هیجان و خشونت میگیرد. مقدمهای برای شناختن قربانیان احتمالی یکی از امتیازهای آغاز فیلم آن است که پیش از تبدیلشدن ماجرا به آشوبی بیوقفه، فرصتی برای آشنایی با سه دزد فراهم میکند.
این مکث اولیه اهمیت دارد: اگر قرار است مخاطب نگران سرنوشت شخصیتهایی باشد که در دام افتادهاند، باید آنها را چیزی بیش از مهرههایی در یک بازی مرگبار ببیند. فیلم با ترسیم فشارهای زندگی و انگیزههای متفاوت این سه نفر، پایهای برای همدلی میسازد و ورودشان به مهمانی را به تصمیمی صرفاً خودسرانه و بیمقدمه تقلیل نمیدهد.
« Chris von Hoffmann نویسندگی و کارگردانی اثر را بر عهده داشته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
البته این بخش از روایت بینقص نیست. برخی اطلاعات و انگیزهها بیشتر برای پیشبردن داستان چیده شدهاند تا آنکه از دل رفتار شخصیتها بهتدریج آشکار شوند. با وجود این، شروع سنجیدهتر از آن چیزی است که شاید از یک فیلم وحشت کمخرج انتظار رود. بهجای آنکه فوراً تماشاگر را در میان خون و فریاد رها کند، ابتدا فضای تهدید را میسازد و اجازه میدهد موقعیت آدمها در ذهن جا بیفتد.
این انتخاب، هنگامی که خشونت فرا میرسد، اثر عاطفی بیشتری به آن میبخشد. سه دزد و بازیگران مهمانی سه شخصیت محوری، با همهٔ خطاها و انتخابهای نادرستشان، بهاندازهای قابلدرکاند که تماشاگر نسبت به سرنوشتشان بیتفاوت نماند. فیلم از آنها قهرمانان پاکدامن نمیسازد؛ جذابیتشان بیشتر از آسیبپذیری و پیوند میانشان میآید.
همین خاکستریبودن اخلاقی، در برابر مهمانانی که قدرت و ثروتشان را با حس مصونیت همراه کردهاند، تضادی پدید میآورد که به نفع شخصیتهای جوان تمام میشود. ما لزوماً همهٔ تصمیمهای آنها را تأیید نمیکنیم، اما میتوانیم بفهمیم چرا به این نقطه رسیدهاند و چرا میخواهند از آن بیرون بروند.
در سوی دیگر، گروه بازیگران باسابقه توجهبرانگیز است. Robin Tunney، Lance Reddick و Julian McMahon در میان چهرههایی هستند که حضورشان به جمع میزبانان وزن میدهد؛ نقشآفرینی آنها بهویژه در ساختن حس کنترل، تشخص و تهدید به کار میآید. با این حال، کیفیت بازیها یکدست نیست. بعضی بازیگران حضور مؤثری دارند و بعضی دیگر چنان به نظر میرسند که هنوز در حال یافتن لحن شخصیت خود هستند.
« با وجود این، شروع سنجیدهتر از آن چیزی است که شاید از یک فیلم وحشت کمخرج انتظار رود. »
شخصیتها و اجرا
این نابرابری گاهی تنش صحنه را کم میکند و یادآور میشود که فیلم، با وجود چند چهرهٔ آشنا، در تمام اجزایش به صلابت یکسانی نمیرسد. طنز سیاه و خشونت لحن فیلم بر مرزی باریک میان وحشت و کمدی سیاه حرکت میکند. شوخیها اغلب از نامعقولبودن موقعیت و بیاعتنایی آدمها به خط قرمزهای اخلاقی سرچشمه میگیرند؛ گاهی همین فاصلهٔ سرد میان رفتار مؤدبانه و خشونت عریان، خندهای ناخواسته میآفریند.
طنز اثر میتواند غافلگیرکننده باشد و مانع شود که فیلم به یک رشته صحنهٔ جدی و یکنواخت از تعقیب و تهدید تبدیل شود. برای تماشاگرانی که از شوخیهای تلخ و موقعیتهای زننده گریزان نیستند، این وجه از فیلم احتمالاً یکی از جذابترین ویژگیهای آن خواهد بود. اما همانجا که طنز به شوکسازی وابسته میشود، ظرافتش را از دست میدهد.
فیلم به کلیشههای آشنای وحشت، از مرگهای ناگهانی گرفته تا شوخیهای چندشآور، بارها تکیه میکند. برخی لحظات نه به شخصیتپردازی کمک میکنند و نه معنای تازهای به خشونت میدهند؛ کارکردشان بیشتر این است که واکنش جسمانی مخاطب را برانگیزند. نتیجه، اثری است که گاهی میان هجو آگاهانه و زیادهروی صرف سرگردان میماند.
طنز سیاه «Monster Party» در بهترین لحظاتش تیز و بازیگوش است، اما همیشه نمیتواند از دام ابتذال یا تکرار بگریزد. فضا، ریتم و تشدید تنش عمارت مجلل، با فاصلهاش از جهان عادی و نظم نمایشی مهمانی، زمینهای مناسب برای تعلیق فراهم میکند. چنین مکانی در ظاهر امن و مرتب است، اما هرچه شخصیتها بیشتر در آن گرفتار میشوند، همین شکوه به چیزی تهدیدکننده بدل میشود.
« طنز سیاه و خشونت لحن فیلم بر مرزی باریک میان وحشت و کمدی سیاه حرکت میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم از تقابل محیط آراسته و رفتارهای هولناک بهره میگیرد و از دل این تضاد، فضای ناآرامی میسازد. در عین حال، شروع نسبتاً آرام و فرصت آشنایی با شخصیتها، باعث میشود ورود به بخشهای خشنتر صرفاً یک تغییر ناگهانی در میزان خون نباشد؛ بلکه شکستن نظمی باشد که فیلم پیشتر بنا کرده است.
بااینهمه، ریتم در میانهٔ راه گاه افت میکند. برخی صحنهها بیش از اندازه میمانند و تعلیقی را که پیشتر شکل گرفته، به جای تشدید، فرسوده میکنند. فیلم چند بار به نقطهای میرسد که به نظر میآید میتواند ماجرا را جمع کند، اما دوباره آن را ادامه میدهد؛ در نتیجه، حس طولانیشدن روایت بر مخاطب غلبه میکند.
این مسئله بهویژه در فیلمی با چنین طرح فشردهای مهم است: وقتی فضای اصلی محدود و هدف داستان روشن است، هر دور اضافه باید اطلاعات یا تنش تازهای بیاورد. «Monster Party» همیشه از عهدهٔ این کار برنمیآید. آشوب پایانی و محدودیتهای فیلم هرچه داستان پیش میرود، فیلم بیش از پیش به سوی افراط و بیقاعدگی میرود.
این تشدید با وعدهٔ یک اثر وحشتآمیز و آشفته سازگار است و ممکن است برای تماشاگرانی که دنبال پایانی پرهیاهو و خونیناند، لذتبخش باشد. اما گذار به این مرحله ناگهانی است؛ گویی فیلم برای رسیدن به اوج، بخشی از انضباط روایی خود را کنار میگذارد. در نتیجه، آنچه میتوانست به انفجاری کاملاً سنجیده بدل شود، گاهی بیشتر به انباشتهشدن اتفاقهای پر سر و صدا شباهت پیدا میکند.
« فیلم از تقابل محیط آراسته و رفتارهای هولناک بهره میگیرد و از دل این تضاد، فضای ناآرامی میسازد. »
قوتها و کاستیها
بدون افشای جزئیات، میتوان گفت پایانبندی از نظر انرژی جسور است، اما از نظر کنترل، دوپاره و نامتوازن. این آشفتگی با همان مشکل ریتم پیوند دارد. وقتی روایت پیش از اوج بیش از حد مکث میکند و سپس بهسرعت همهچیز را تشدید میسازد، تغییر لحن ممکن است بهجای تکامل طبیعی، جهشی محسوس به نظر برسد.
بعضی مخاطبان همین بیپروایی را بخشی از جذابیت فیلم خواهند دانست؛ برای برخی دیگر، پایان بیش از آنکه رهاکننده باشد، پراکنده و اغراقآمیز جلوه میکند. فیلم در اینجا انتخاب روشنی نمیکند که آیا میخواهد طنزی تلخ دربارهٔ خشونت و امتیاز طبقاتی باشد یا صرفاً سرگرمیای بیمهار در قلمرو وحشت.
هر دو وجه حضور دارند، اما همیشه در یک مسیر واحد حرکت نمیکنند. جمعبندی «Monster Party» فیلمی استوار و بینقص نیست، اما ایدهٔ مرکزی پرکشش، آغاز نسبتاً سنجیده و طنز سیاه غافلگیرکنندهاش آن را از یک نمونهٔ کاملاً معمولی ژانر جدا میکند. سه دزد بهاندازهای دوستداشتنی و آسیبپذیر هستند که گرفتاریشان اهمیت پیدا کند، و حضور چند بازیگر آشنا نیز به جمع میزبانان جذابیت میبخشد.
در مقابل، تکیهٔ مکرر بر کلیشهها، شوخیهای زننده، افتوخیز ریتم و پایانبندی بیش از اندازه آشفته، از انسجام اثر میکاهد. این فیلم بیش از آنکه وحشتی روانشناختی و دقیق باشد، تجربهای پرتنش و گاه سیاهخندهآور است که از برخورد طبقهٔ مرفه با جوانانی در حاشیهٔ جامعه نیرو میگیرد. تماشاگرانی که از خشونت نمایشی، لحن گزنده و کمی بیقاعدگی استقبال میکنند، احتمالاً لحظات سرگرمکنندهای در آن خواهند یافت؛ کسانی که به روایت فشرده و پایانبندی کاملاً مهارشده اهمیت بیشتری میدهند، ممکن است از کشآمدن و آشفتگی آن دلزده شوند.
« بدون افشای جزئیات، میتوان گفت پایانبندی از نظر انرژی جسور است، اما از نظر کنترل، دوپاره و نامتوازن. »
جمعبندی
«Monster Party» در بهترین لحظاتش نوید فیلمی تند و جسور را میدهد، اما تمام ظرفیت ایدهٔ جذابش را به شکلی یکپارچه محقق نمیکند.



ثبت دیدگاه