نقد و بررسی
نقد بدبختها (The Wretched) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان واقعیت روزمره و افسانهٔ هولناک «The Wretched» فیلمی ترسناک است که از برخورد دو جهان نیرو میگیرد: یکی زندگی آشنای نوجوانی در تابستانی پر از تنشهای خانوادگی، و دیگری حضور شرّی کهنه و ناشناخته در خانهای همسایه. بن، نوجوانی سرکش که با جدایی قریبالوقوع والدینش کنار نمیآید، در اقامت نزد پدرش با اتفاقاتی روبهرو میشود که بهتدریج از حد سوءظن و کنجکاوی فراتر میروند.
زنی در همسایگی رفتارهایی غیرعادی دارد و بن باور میکند کودکی در معرض خطری جدی است؛ اما اطرافیانش چندان آمادهٔ پذیرفتن این احتمال نیستند. این چارچوب، زمینهای مناسب برای قصهای دربارهٔ بیاعتمادی و فراموشی فراهم میکند: وقتی چیزی نگرانکننده رخ میدهد، چه کسی آن را به یاد میآورد و چه کسی باورش میکند؟
فیلم پاسخ را از همان ابتدا آشکار نمیکند و میکوشد تماشاگر را در همان موقعیت ناپایدار بن قرار دهد؛ موقعیتی که در آن، حقیقت همیشه از پشت دیوارهای خانهٔ کناری و از لابهلای نشانههای ناقص دیده میشود. نوجوانی در حاشیهٔ فروپاشی خانواده یکی از انتخابهای هوشمندانهٔ فیلم آن است که ترس ماورایی را از بحران عاطفی بن جدا نمیکند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جدایی والدین او صرفاً اطلاعاتی برای معرفی شخصیت نیست؛ شکافی است که رابطهٔ او با بزرگسالان را شکل میدهد. بن نهفقط با تهدیدی بیرونی روبهروست، بلکه در خانه نیز با نظمی روبهروست که از پیش ترک برداشته است. پدرش زندگی تازهای برای خود میسازد و بن باید جایگاهش را در این وضعیت پیدا کند.
بااینحال، فیلم این زمینهٔ خانوادگی را بیشتر بهعنوان نیروی محرک ماجرا به کار میگیرد تا موضوعی که تا پایان بهطور عمیق کاویده شود. گاهی انتظار میرود تنش میان پدر و پسر، یا تنهایی بن در میان بزرگسالانی که حرفش را جدی نمیگیرند، وزن عاطفی بیشتری پیدا کند. اما روایت با شتاب به سوی راز همسایه حرکت میکند و فرصت چندانی برای مکث در پیچیدگیهای رابطهٔ خانوادگی باقی نمیگذارد.
در نتیجه، درام نوجوانانه به فیلم هویت میبخشد، اما همیشه با بخش ترسناک آن بهطور کامل درهم نمیآمیزد. جادوگر؛ حضوری جسمانی و وهمآلود موفقترین دستاورد «The Wretched» در طراحی جادوگر و کیفیت حضور اوست. این موجود بیش از آنکه شخصیتی با انگیزههای روشن باشد، نیرویی بدوی و شکارگر است؛ تهدیدی که از شکل آشنای جادوگر افسانهای فاصله میگیرد و به چیزی نزدیکتر به کابوسهای جسمانی بدل میشود.
« جدایی والدین او صرفاً اطلاعاتی برای معرفی شخصیت نیست؛ شکافی است که رابطهٔ او با بزرگسالان را شکل میدهد. »
شخصیتها و اجرا
حرکات نامتعارف، تغییر حالت بدن و نشانههایی که از حضورش باقی میماند، حس بیگانگی و انزجار را بهخوبی منتقل میکنند. فیلم در این زمینه به توضیح بیش از اندازه متوسل نمیشود و بخشی از هراس را از نادانی تماشاگر میسازد. این رویکرد، بهویژه در نیمهٔ نخست، مؤثر است: هر نشانه میتواند معنایی داشته باشد، اما هیچکدام بهتنهایی تصویر کامل را آشکار نمیکند.
بااینهمه، رازآلودگی همواره به غنا نمیانجامد. پیشینهٔ جادوگر و قواعدی که رفتار او را تعیین میکنند، بهاندازهای روشن نمیشوند که جهان داستان انسجامی اسطورهای و کامل پیدا کند. ابهام گاه بهجای آنکه کنجکاوی را گسترش دهد، جای خالی توضیح را به یاد میآورد. تعلیق، قاببندی و صدای تهدید ساختن هراس در این فیلم فقط بر چهرهٔ موجود یا لحظههای ناگهانی تکیه ندارد.
صداگذاری و موسیقی سهم مهمی در شکلدادن به اضطراب دارند. صداهای تیز و خشدار، سکوتهای کوتاه و تغییرات نامنتظر در بافت صوتی، محیط را از آرامش معمول تابستانی بیرون میکشند. گاهی خودِ صدا پیش از آنکه تصویر چیزی را نشان دهد، خبر از خطر میدهد؛ همین فاصله میان شنیدن و دیدن، تعلیق را تقویت میکند.
« فیلم در این زمینه به توضیح بیش از اندازه متوسل نمیشود و بخشی از هراس را از نادانی تماشاگر میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
قاببندیها نیز در خلق حس مراقبت و محاصره مؤثرند. نگاه از گوشهها، از پشت موانع یا از زاویههایی که جایگاه شخصیتها را ناآرام میکنند، خانه و محوطهٔ پیرامون را به فضایی مشکوک بدل میسازد. فیلم در این لحظهها میفهمد که ترس الزاماً در آشکارکردن هیولا نیست؛ گاهی کافی است تماشاگر احساس کند چیزی در قاب حضور دارد، بیآنکه بتواند آن را با اطمینان تشخیص دهد.
باوجود این، شیوهٔ ایجاد ترس همیشه یکدست نیست. برخی غافلگیریها به الگوهای آشنای سینمای وحشت نزدیک میشوند و بهجای آنکه از منطق ویژهٔ جهان فیلم برخیزند، بیشتر بر واکنش لحظهای تماشاگر حساب میکنند. این لحظهها ممکن است هیجان کوتاهمدتی بسازند، اما کمتر در ذهن میمانند. روایت پرشخصیت و شروع ناآرام آغاز فیلم با مجموعهای از شخصیتها و مکانها پیش میرود و برای مدتی روشن نیست کدام چهرهها در مرکز ماجرا قرار خواهند گرفت.
این پراکندگی میتواند بازتابی از آشفتگی بن در محیط تازهاش باشد؛ او نیز باید میان آدمهایی که هنوز بهدرستی نمیشناسد، جای خود را پیدا کند. اما چنین توجیهی، سردرگمی عملی تماشاگر را کاملاً برطرف نمیکند. معرفی همسایهها، نوجوانان محل کار و اعضای خانواده گاه چنان سریع است که پیوند عاطفی با بعضی از آنان شکل نمیگیرد.
« قاببندیها نیز در خلق حس مراقبت و محاصره مؤثرند. »
قوتها و کاستیها
پس از آنکه محور اصلی داستان تثبیت میشود، روایت روانتر و متمرکزتر پیش میرود. بن و مالوری در پی سرنخها حرکت میکنند و فیلم به ساختار معمایی قابلفهمتری میرسد. بااینحال، شتاب روایت گاهی به بهای عمق شخصیتها تمام میشود. بعضی آدمها بیشتر کارکردی داستانی دارند تا حضوری مستقل؛ آنها برای پیشبردن خطر، ایجاد مانع یا رساندن اطلاعات وارد قصه میشوند، اما فرصت کافی برای تبدیلشدن به شخصیتهایی چندوجهی پیدا نمیکنند.
ایدههای پرظرفیت و فرصتهای ازدسترفته «The Wretched» چند ایدهٔ جذاب در اختیار دارد: نوجوانی که حرفش جدی گرفته نمیشود، خطری که در پوشش زندگی عادی پنهان شده و هراسی که با ناپایداری حافظه و ادراک پیوند میخورد. این عناصر میتوانستند فیلم را از یک قصهٔ تعقیبوگریز ماورایی فراتر ببرند و به تأملی دربارهٔ اعتماد، انکار و شکنندگی پیوندهای انسانی تبدیل کنند.
فیلم گاه به این قلمرو نزدیک میشود، بهخصوص وقتی بن میکوشد دیگران را قانع کند که چیزی ناممکن در خانهٔ کناری جریان دارد. اما ایدهها همیشه به اندازهٔ ظرفیتشان بسط نمییابند. جزئیات مربوط به موجود باستانی و حدود تواناییهایش محدود باقی میمانند و برخی پیامدهای اخلاقی و عاطفی خطر نیز تنها بهطور گذرا لمس میشوند.
« پس از آنکه محور اصلی داستان تثبیت میشود، روایت روانتر و متمرکزتر پیش میرود. »
جمعبندی
از سوی دیگر، رابطهٔ بن و مالوری خطی آشنا دارد و بهندرت از قواعد معمول داستانهای نوجوانانه فاصله میگیرد. فیلم بهجای آنکه همهٔ عناصرش را در یک جهان منسجم و عمیق به هم پیوند دهد، بیشتر بر کارآمدی ماجراجویی و حرکت پیوستهٔ قصه تکیه میکند. جمعبندی «The Wretched» اثری سرگرمکننده و خوشفضاسازی است که جادوگری هولناک را با اضطرابهای نوجوانی و بحران خانوادگی درهم میآمیزد.
طراحی موجود، کاربرد صدا و قاببندیهای ناآرام، به فیلم هویتی دیداری و شنیداری میبخشند و تعلیق آن را، بهویژه در بخشهایی که تهدید هنوز بهطور کامل آشکار نشده، مؤثر میسازند. در مقابل، شروع نسبتاً پراکنده، شخصیتهای کمپرداخت و توضیح ناکافی دربارهٔ قواعد شرّ مرکزی، مانع از آن میشوند که فیلم به اثری کاملاً منسجم و ماندگار تبدیل شود.
بااینهمه، فیلم در ساختن فضای سوءظن و در پیوندزدن تهدیدی افسانهای با نگرانیهای روزمره توفیق دارد. این اثر بیش از آنکه بر پیچیدگی روانشناختی یا اسطورهپردازی گسترده تکیه کند، بر حالوهوای وهمآلود و کنجکاوی روایی خود متکی است؛ و برای تماشاگرانی که از وحشت رازآلود با رگههایی از داستان نوجوانانه لذت میبرند، تجربهای خوشساخت، هرچند نه بینقص، فراهم میآورد.
« از سوی دیگر، رابطهٔ بن و مالوری خطی آشنا دارد و بهندرت از قواعد معمول داستانهای نوجوانانه فاصله میگیرد. »



ثبت دیدگاه