نقد و بررسی
نقد Ronnie's | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
باشگاهی بهمثابه شخصیت اصلی مستند «Ronnie’s» ساختهٔ الیور موری، در ظاهر روایت زندگی ساکسوفونیستی به نام رانی اسکات و باشگاه جَزی است که نام او را بر خود دارد؛ اما فیلم بهتدریج نشان میدهد این دو موضوع را نمیتوان از یکدیگر جدا کرد. باشگاه صرفاً پسزمینهٔ زندگی اسکات نیست، بلکه امتداد رؤیای او و فضایی است که شخصیت، سلیقه و مناسباتش را شکل میدهد.
از همین رو، فیلم میان زندگینامهٔ فردی و تاریخ یک نهاد فرهنگی رفتوآمد میکند و میکوشد نشان دهد چگونه یک مکان کوچک میتواند به بخشی از حافظهٔ موسیقایی یک شهر بدل شود. باشگاه در سال ۱۹۵۹، در سوهو، آغاز به کار کرد؛ محلهای که در روایت فیلم با تصویر لندن امروز تفاوتی چشمگیر دارد. این گذشته نه با توضیحی خشک و تاریخنگارانه، بلکه از خلال عکسها، فیلمهای قدیمی و گفتههای کسانی بازسازی میشود که با آن فضا پیوند داشتهاند.
«Ronnie’s» به این ترتیب قصهٔ موفقیت یک کسبوکار را تعریف نمیکند، بلکه نشان میدهد پایداری یک مکان هنری چگونه به سلیقه، سماجت و رابطهٔ نزدیک با موسیقیدانان وابسته است. از رؤیای شخصی تا تاریخ جَز بریتانیا یکی از امتیازهای مهم فیلم، پیوند دادن مسیر رانی اسکات با تحولات جَز در بریتانیاست.
« باشگاه در سال ۱۹۵۹، در سوهو، آغاز به کار کرد؛ محلهای که در روایت فیلم با تصویر لندن امروز تفاوتی چشمگیر دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
علاقهٔ او به جَز مدرن و بیباپ، و تأثیر تجربهٔ حضور در باشگاههای نیویورک، در روایت به انگیزهای برای تأسیس مکانی بدل میشود که مخاطبان این موسیقی را گرد هم آورد. باشگاه قرار نبود فقط محلی برای اجرای نامهای شناختهشده باشد؛ باید فضایی میشد که موسیقیای کممخاطب در بریتانیا امکان شنیدهشدن و رشد پیدا کند.
فیلم این وجه را بدون تبدیل شدن به سخنرانی دربارهٔ تاریخ موسیقی پیش میبرد. روایت از بنیانگذاری باشگاه به گسترش شهرت آن میرسد و، در این مسیر، به اهمیت حضور هنرمندان برجسته اشاره میکند. اجراهای آرشیوی و خاطرات شاهدان کمک میکنند تا مخاطب دریابد اعتبار باشگاه صرفاً حاصل نامهای بزرگی نبود که روی صحنه رفتند؛ بلکه به کیفیت رابطهٔ میان صحنه، نوازندگان و شنوندگان نیز وابسته بود.
در این تصویر، باشگاه همچون نقطهای برای برخورد فرهنگها و نسلها عمل میکند. رانی اسکات؛ مهربانی، شوخطبعی و اندوه پرترهای که مستند از اسکات میسازد، بر پایهٔ تضادهای انسانی شکل میگیرد. او در خاطرات اطرافیان، شخصیتی بخشنده و دوستداشتنی است؛ کسی که شوخطبعی و صمیمیتش در روایتهای پراکنده زنده میماند.
« فیلم این وجه را بدون تبدیل شدن به سخنرانی دربارهٔ تاریخ موسیقی پیش میبرد. »
شخصیتها و اجرا
در عین حال، فیلم نمیکوشد او را به چهرهای بینقص یا قهرمانی اسطورهای بدل کند. اشاره به افسردگی و دشواریهای زندگی شخصیاش، تصویری پیچیدهتر میسازد و یادآور میشود که بنیانگذاری یک مکان شاد و پرجنبوجوش لزوماً به معنای آسودگی در زندگی خصوصی نیست. با این همه، پرداختن به این سویهٔ زندگی اسکات نسبتاً دیرهنگام است.
بخش بزرگی از فیلم ابتدا صرف تاریخ باشگاه و نمایش میراث موسیقایی آن میشود؛ بنابراین وقتی مسائل شخصی او سرانجام برجسته میشوند، ممکن است مخاطب احساس کند این لایه دیر به روایت افزوده شده است. با وجود این تأخیر، لحن فیلم در مواجهه با رنج روانی او سنجیده و محترمانه باقی میماند. مستند از افسردگی برای ساختن هیجان ارزان بهره نمیگیرد و از فروکاستن شخصیت اسکات به یک تراژدی پرهیز میکند.
آرشیو؛ حافظهای زنده و شنیدنی تصاویر آرشیوی قلب تپندهٔ «Ronnie’s» هستند. فیلمهای قدیمی، عکسها، پوسترها و قطعههای تصویری از لندن گذشته، تنها مدارکی برای اثبات اطلاعات نیستند؛ خودشان کیفیت حسی اثر را میسازند. با تماشای آنها، باشگاه از یک نام تاریخی به مکانی ملموس تبدیل میشود: اتاقی پر از آدم، سازهایی که در نور کم میدرخشند و صحنهای که بزرگان موسیقی بر آن ظاهر شدهاند.
« در عین حال، فیلم نمیکوشد او را به چهرهای بینقص یا قهرمانی اسطورهای بدل کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این مواد آرشیوی به فیلم امکان میدهند گذشته را نه فقط شرح دهد، بلکه تا اندازهای بازآفرینی کند. اجراهای موسیقی نیز از جذابترین بخشهای مستندند. حضور نامهایی چون الا فیتزجرالد، مایلز دیویس و چت بیکر، شکوه و تنوع برنامههای باشگاه را آشکار میکند. فیلم با گزینش اجراها و خاطرهها، حالوهوای شبهای آن مکان را به مخاطب منتقل میکند و موسیقی را به نیرویی روایی بدل میسازد.
با این حال، قطعهها غالباً کوتاهاند. این انتخاب از نظر ریتم فیلم قابلفهم است، اما برای تماشاگرانی که مایلاند اجرای کاملتری بشنوند، میتواند اندکی ناکافی باشد؛ گویی هر بار که موسیقی مجال گسترش مییابد، تدوین آن را به مسیر داستان بازمیگرداند. تدوین و روایت چندصدایی الیور موری ساختار مستند را بر ترکیب صداها و مواد گوناگون بنا میکند: گفتوگوهای تازه، صداهای آرشیوی، روایتهای نزدیکان و موسیقی.
حاصل، روایتی چندصدایی است که بهجای تکیه بر یک راوی توضیحدهنده، اجازه میدهد خاطرهها و تصاویر کنار هم معنا بسازند. این تصمیم با روح فیلم تناسب دارد؛ تاریخ باشگاه از زبان کسانی روایت میشود که با آن زندگی کردهاند، نه از موضع صدایی بیرونی و همهچیزدان. تدوین سنجیده، مانع از آن میشود که حجم فراوان مواد آرشیوی به انبوهی پراکنده بدل شود.
« این مواد آرشیوی به فیلم امکان میدهند گذشته را نه فقط شرح دهد، بلکه تا اندازهای بازآفرینی کند. »
قوتها و کاستیها
فیلم میان روایت تاریخی و لذت تماشای اجراها تعادل نسبتاً خوبی برقرار میکند و فضای صمیمی باشگاه را در مرکز توجه نگه میدارد. با این حال، پرهیز از روایت توضیحی گاهی هزینه دارد. بعضی رخدادها یا پیوندهای تاریخی بهقدر کافی روشن نمیشوند و مخاطب باید از کنار هم گذاشتن گفتهها و تصاویر، معنای آنها را حدس بزند.
این ابهام برای بینندهٔ آشنا با جَز احتمالاً کماهمیتتر است، اما ممکن است برای تماشاگر تازهوارد مانعی جزئی ایجاد کند. گذشته، نوستالژی و تغییر «Ronnie’s» آشکارا به دوران اوج باشگاه دلبستگی دارد و از همین رو رنگی از نوستالژی در آن جاری است. اما فیلم صرفاً حسرت گذشته را نمیخورد؛ در پس تصویر باشگاهی که زمانی محل گردهمایی هنرمندان و شیفتگان جَز بود، پرسشی دربارهٔ دوام نهادهای فرهنگی نیز نهفته است.
چگونه یک مکان میتواند با تغییر شهر و سلیقهٔ مخاطبان، همچنان هویت خود را حفظ کند؟ فیلم پاسخ قطعی نمیدهد، اما نشان میدهد تاریخ باشگاه از تاریخ سوهو جدا نیست؛ محله تغییر کرده و خود باشگاه نیز در گذر زمان دگرگون شده است. این نگاه، مستند را از یک آلبوم یادگاری ساده فراتر میبرد. شکوه گذشته در فیلم حاضر است، اما در کنار آن آگاهی از تغییر و فاصله نیز وجود دارد.
« با این حال، پرهیز از روایت توضیحی گاهی هزینه دارد. »
جمعبندی
همین دوگانگی به اثر عمق میدهد: باشگاه هم مکانی تاریخی است و هم فضایی که باید در زمان حال به حیات خود ادامه دهد. فیلم در بیان این گذار گاهی محتاط میماند و همهٔ پیامدهای تغییر را نمیکاود، اما دستکم از تبدیل خاطره به ستایش بیچونوچرا فاصله میگیرد. جمعبندی «Ronnie’s» مستندی گرم، خوشساخت و آکنده از موسیقی است که زندگی رانی اسکات را در پیوند با باشگاه نامدارش بررسی میکند.
ارزش اصلی فیلم در آن است که تاریخ یک مکان را از خلال چهرهها، صداها و اجراها زنده میسازد و همزمان اجازه میدهد وجه آسیبپذیر بنیانگذار آن نیز دیده شود. تصاویر آرشیوی و تدوین سنجیده، فضای باشگاه را به تجربهای حسی بدل میکنند؛ در برابر، تأخیر در پرداختن به مشکلات شخصی اسکات، برخی ابهامهای ناشی از نبود راوی توضیحدهنده و کوتاهی اجراها از محدودیتهای اثرند.
با این همه، فیلم در هدف اصلی خود موفق است: نشان میدهد میراث موسیقایی تنها در نام هنرمندان یا ضبطهای باقیمانده خلاصه نمیشود، بلکه به مکانهایی نیز وابسته است که امکان گردهمایی، شنیدن و تجربهٔ مشترک را فراهم میکنند. «Ronnie’s» هم ادای احترامی به آن مکان است و هم پرترهای انسانی از مردی که رؤیایش را به واقعیتی ماندگار بدل کرد.

ثبت دیدگاه