نقد و بررسی
نقد توده سیاه (Black Mass) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان اقتدار و خشونت «Black Mass» فیلمی جنایی است که نه افسانهای باشکوه دربارهٔ دنیای تبهکاران میسازد و نه صرفاً زندگینامهای خطی از یک مجرم را بازگو میکند. در مرکز آن جیمز «وایتی» بولگر قرار دارد؛ مردی که خشونت را نه طغیانی لحظهای، بلکه ابزاری برای ادارهٔ قلمرو و تثبیت اقتدار خود میبیند.
همکاری او با افبیآی علیه مافیای ایتالیایی، در ظاهر معاملهای میان یک خبرچین و دستگاه قانون است؛ اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که این رابطه چگونه میتواند مرز میان تعقیب مجرم و بهرهبرداری از او را تیره کند. داستان از همین تناقض نیرو میگیرد: نهادی که باید نظم را برقرار کند، در تماس با قدرت مجرمانه ممکن است به بخشی از سازوکار فساد بدل شود.
فیلم بهجای آنکه تماشاگر را با مقدمهای طولانی وارد گذشتهٔ شخصیتها کند، در دل رابطهها و پیامدهای آنها پیش میرود. این انتخاب، فضای قصه را فشرده و بیقرار میکند، اما گاه نیز فهم پیوند میان آدمها و انگیزههایشان را دشوارتر میسازد. «Black Mass» از مخاطب میخواهد به جزئیات رفتاری، نگاهها و مکثها توجه کند؛ زیرا بسیاری از تهدیدها پیش از آنکه به خشونت آشکار برسند، در سکوت شکل میگیرند.
بازی جانی دپ و سیمای وایتی بولگر مهمترین دستاورد فیلم، بازی جانی دپ در نقش بولگر است. او شخصیت را با حرکات محدود، صدایی مهارشده و چهرهای دشوارخوان میسازد؛ مردی که حتی در لحظههای آرام نیز حضورش تهدیدآمیز است. ترسناکی این تصویر از فریاد و فوران خشم نمیآید، بلکه از احساس کنترلناپذیریای برمیخیزد که زیر سطح رفتار روزمره پنهان مانده است.
« بازی جانی دپ و سیمای وایتی بولگر مهمترین دستاورد فیلم، بازی جانی دپ در نقش بولگر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بولگر در گفتوگوها گاه شوخطبع و صمیمی جلوه میکند، اما صمیمیت او امنیت نمیآورد؛ برعکس، مانند دری است که هر لحظه ممکن است به فضایی خطرناک باز شود. این بازی، شخصیت را بهیادماندنی میکند و به فیلم نیرویی میدهد که گاه روایت از آن کم میآورد. با اینحال، همان سردی و خویشتنداری که امتیاز اصلی اجراست، در بعضی لحظهها به تختی نزدیک میشود.
دپ چنان بر سکون و بیواکنشی تکیه میکند که گاه امکان دسترسی به لایههای درونی بولگر محدود میماند. ابهام شخصیت، البته بخشی از طراحی اوست؛ اما فیلم همیشه میان ابهام ثمربخش و فاصلهگذاری عاطفی تعادل برقرار نمیکند. نتیجه اجرایی است که هم از نظر حضور فیزیکی اثرگذار است و هم ممکن است برای برخی مخاطبان بیش از اندازه یکنواخت به نظر برسد.
جان کانلی و لغزش دستگاه قانون در کنار بولگر، جان کانلی، مأمور افبیآی با بازی جوئل اجرتون، ستون مهمی از درام را شکل میدهد. رابطهٔ او با بولگر صرفاً رابطهای کاری نیست؛ پیوندی قدیمی و عاطفی در آن حضور دارد که داوری حرفهای کانلی را آلوده میکند. فیلم از مسیر او نشان میدهد که فساد الزاماً با رشوهای آشکار یا تصمیمی ناگهانی آغاز نمیشود؛ گاهی از وفاداری شخصی، توجیههای کوچک و باور به اینکه «هدف» میتواند وسیله را پاک جلوه دهد، ریشه میگیرد.
اجرتون در نقش مردی که میان جاهطلبی، وفاداری و مسئولیت شغلی گرفتار است، بازی حسابشدهای ارائه میدهد. بااینحال، نسبت فیلم به دو شخصیت اصلی یکسان نیست. بولگر از نظر حضور سینمایی همهچیز را بهسوی خود میکشد و کانلی بیشتر در مقام نیرویی قرار میگیرد که این حضور را ممکن میکند یا در برابرش عقب مینشیند.
« این بازی، شخصیت را بهیادماندنی میکند و به فیلم نیرویی میدهد که گاه روایت از آن کم میآورد. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، کشمکش اخلاقی کانلی ظرفیت آن را دارد که پررنگتر و پیچیدهتر شود. فیلم زمینهٔ لازم را فراهم میکند، اما همیشه به اندازهٔ کافی در پیامدهای روانی انتخابهای او مکث نمیکند. فضاسازی؛ بوستونی سرد و خشن فضای بصری فیلم با جهان قصه هماهنگ است: محیطی تیره، زمخت و کمزرقوبرق که خشونت را نه حادثهای استثنایی، بلکه بخشی از نظم روزانه نشان میدهد.
«Black Mass» در ساختن حس ناامنی موفق است؛ حتی صحنههای گفتوگو نیز غالباً زیر سایهٔ تهدید قرار دارند. خشونت در این جهان کارکردی نمایشی صرف ندارد، بلکه زبان قدرت است؛ زبانی که شخصیتها با آن مرز میکشند، اطاعت میطلبند و سکوت میخرند. فیلم از این فضا برای پرهیز از رمانتیککردن زندگی تبهکارانه بهره میگیرد.
اقتدار بولگر ممکن است در ظاهر با نظم و نفوذ همراه باشد، اما زیر آن، ترس و آسیبپذیری دائمی جریان دارد. این انتخاب، فیلم را از تصویری پرزرقوبرق از مافیا دور میکند؛ هرچند گاهی تیرگی فراگیر آن به یکنواختی میانجامد. وقتی تقریباً همهٔ صحنهها در یک تُن عاطفی باقی میمانند، تفاوت میان لحظات آرام، خطرناک و تعیینکننده کمرنگ میشود.
ریتم و ساختار روایت روایت فیلم از مجموعهای از مواجههها، گفتوگوها و رخدادهای مرتبط ساخته شده است. صحنههای تنشآلود اغلب بهخوبی طراحی شدهاند و گفتوگوها در بهترین لحظهها نه اطلاعاتی ساده، بلکه آزمونی برای سنجیدن قدرت و وفاداریاند. مکثها اهمیت دارند؛ شخصیتها چیزی را آشکار نمیکنند، اما تماشاگر درمییابد که هر جمله میتواند پیامدی فراتر از ظاهرش داشته باشد.
« در نتیجه، کشمکش اخلاقی کانلی ظرفیت آن را دارد که پررنگتر و پیچیدهتر شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شیوه به فیلم کششی زیرپوستی میبخشد و بعضی صحنههای دونفره را به میدان نبردی خاموش تبدیل میکند. بااینهمه، ریتم در بخشهایی کند و یکنواخت میشود. فیلم از وقایع پرشمار و شخصیتهای متعدد استفاده میکند، اما همیشه آنها را در یک مسیر روایی روشن و فشرده به هم نمیدوزد. گاه صحنهای مهم از نظر اطلاعاتی، وزن دراماتیک کافی پیدا نمیکند؛ گاه نیز تکرار حالوهوای سرد و تهدیدآمیز، اثرگذاری صحنهها را کاهش میدهد.
این کندی الزاماً به معنای بیحادثهبودن نیست؛ مسئله آن است که همهٔ رخدادها با نیروی یکسانی به تجربهٔ تماشاگر تبدیل نمیشوند. شخصیتهای فرعی و ظرفیتهای استفادهنشده فیلم از گروهی بازیگر توانمند بهره میبرد و حضور چهرههای مختلف، به جهان داستان وسعت میدهد؛ اما این وسعت همیشه به عمق نمیرسد.
شماری از شخصیتهای فرعی بیشتر نقش کارکردی دارند: یکی نمایندهٔ قانون است، دیگری پیوند خانوادگی یا سیاسی را نشان میدهد و فردی دیگر در شبکهٔ خشونت جای میگیرد. آنان به پیشبرد داستان کمک میکنند، اما کمتر مجال مییابند بهعنوان انسانهایی مستقل و چندوجهی در ذهن بمانند. این کمعمقی، بهویژه در داستانی که دربارهٔ شبکهای از وفاداریها و معاملههای پنهان است، محسوس میشود.
هرچه روابط انسانی محدودتر پرداخت شوند، جهان فیلم بیش از آنکه جامعهای زنده به نظر برسد، به صحنهای برای رویارویی بولگر با دیگران تبدیل میشود. البته تمرکز بر شخصیت مرکزی آگاهانه است؛ مسئله این نیست که فیلم باید برای هر چهره داستانی جداگانه بسازد، بلکه برخی پیوندها میتوانستند از راه جزئیات بیشتر، نیروی عاطفی و معنایی افزونتری پیدا کنند.
« این شیوه به فیلم کششی زیرپوستی میبخشد و بعضی صحنههای دونفره را به میدان نبردی خاموش تبدیل میکند. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Black Mass» پرترهای تیره از پیوند میان قدرت مجرمانه و سازوکار قانون است؛ فیلمی که در بهترین لحظههایش، خطر را در سکوت و عادیترین گفتوگوها پنهان میکند. بازی جانی دپ به شخصیت وایتی بولگر حضوری سنگین و ناآرام میبخشد و فضاسازی سرد، جهان داستان را از هرگونه شکوهنمایی دور نگه میدارد.
در سوی دیگر، ریتم نابرابر، پرداخت محدود بعضی شخصیتهای فرعی و تکیهٔ گاهبهگاه بر سردی بیش از اندازه، مانع از آن میشود که همهٔ اجزای فیلم با قدرتی یکسان عمل کنند. با وجود این کاستیها، فیلم در طرح پرسش محوری خود موفق است: وقتی قانون برای رسیدن به هدفی فوری با مجرم معامله میکند، چه کسی برنده میشود و چه کسی بهای آن را میپردازد؟
پاسخ فیلم نه در خطابه، بلکه در فضای مشکوک و رابطههای آلودهاش شکل میگیرد؛ فضایی که در آن اعتماد، ابزار نفوذ است و هرگونه نزدیکی میتواند به تهدید بدل شود.



ثبت دیدگاه