نقد و بررسی
نقد هری پاتر و زندانی آزکابان (Harry Potter and the Prisoner of Azkaban) | 2004
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دگرگونی در جهان جادویی «هری پاتر و زندانی آزکابان» سومین فیلم مجموعه است و نقطهای است که جهان آشنای هاگوارتز را از قصهای عمدتاً کودکانه به قلمرویی تیرهتر، ناآرامتر و از نظر عاطفی پیچیدهتر میبرد. آلفونسو کوارون، کارگردان فیلم، بهجای آنکه صرفاً الگوی بصری دو قسمت پیشین را ادامه دهد، به جهان داستان کیفیتی تازه میبخشد: جادو دیگر فقط جلوهای دلانگیز و سرگرمکننده نیست، بلکه با ترس، حافظه، خشم و فقدان پیوند میخورد.
این تغییر، هم با سن شخصیتها سازگار است و هم زمینهای برای بلوغ تدریجی مجموعه فراهم میکند. داستانی درباره ترس و حقیقت هری در سال سوم حضورش در هاگوارتز با تهدیدی روبهرو میشود که گذشتهی خانوادگی او را بهطرزی مستقیم به خطرهای اکنون پیوند میزند. فرار سیریوس بلک از آزکابان، محور تعلیق فیلم است؛ اما داستان فقط درباره یافتن یک مجرم یا دفع خطری بیرونی نیست.
هری میکوشد بفهمد چه کسی بوده، به چه کسی باید اعتماد کند و روایتهایی که بزرگترها از گذشته نقل میکنند تا چه اندازه حقیقت دارند. همین پرسشها، بار دراماتیک ماجرا را از سطح حادثههای جادویی فراتر میبرند. فیلم در چیدن اطلاعات، اغلب هوشمندانه عمل میکند: نشانهها را بهتدریج عرضه میکند و معنای برخی موقعیتها را تا زمانی مناسب در ابهام نگه میدارد.
« این تغییر، هم با سن شخصیتها سازگار است و هم زمینهای برای بلوغ تدریجی مجموعه فراهم میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، تماشاگر همراه هری در مسیر کشف قرار میگیرد، نه آنکه صرفاً شاهد ماجراهایی از پیش توضیحدادهشده باشد. البته فشردگی روایت در بخش پایانی میتواند بخشی از این وضوح را کاهش دهد؛ فیلم چند پیوند روایی و زمانی را نزدیک به هم پیش میبرد و از مخاطب میخواهد با دقت جزئیات را کنار هم بگذارد.
این پیچیدگی برای برخی جذاب و برای برخی دیگر گیجکننده است، بهویژه اگر انتظار داشته باشند هر نکته بلافاصله توضیح داده شود. کارگردانی و زبان تصویر مهمترین دستاورد کوارون، ساختن فضایی است که تغییرات داستان را در خودِ تصویر بازتاب میدهد. قابها اغلب متحرک و پرانرژیاند؛ دوربین فقط ثبتکنندهی رخدادها نیست، بلکه نگاه تماشاگر را در محیط میگرداند و به مکانها حس زندگی میدهد.
هاگوارتز در این فیلم کمتر شبیه مجموعهای از تالارهای افسانهایِ ثابت و بیشتر مانند محیطی واقعی و در حال تغییر جلوه میکند؛ مکانی که دانشآموزان در آن راه میروند، میدوند، شوخی میکنند و از خطر میگریزند. طراحی بصری فیلم نیز از تقابل روشنایی و تاریکی بهره میگیرد، بیآنکه همهچیز را به تیرگی یکنواخت تقلیل دهد.
« طراحی بصری فیلم نیز از تقابل روشنایی و تاریکی بهره میگیرد، بیآنکه همهچیز را به تیرگی یکنواخت تقلیل دهد. »
شخصیتها و اجرا
هوای سرد، رنگهای خاموش و حضور دمانتورها حس تهدید را تقویت میکنند؛ در سوی دیگر، لحظههای طنز و شگفتی هنوز فرصت نفسکشیدن به روایت میدهند. این تعادل اهمیت دارد: فیلم نه در پی آن است که جهان جادویی خود را از دست بدهد و نه میخواهد خطر را صرفاً با جلوههای پرزرقوبرق بیاثر کند. حاصل، فضایی است که هم تماشایی است و هم با حال روانی شخصیتها تناسب دارد.
شخصیتها و اجراها یکی از وجوه دلنشین فیلم، نمایش ملموسترِ بزرگشدن سه شخصیت اصلی است. هری، رون و هرماینی دیگر صرفاً کودکانی کنجکاو در دنیایی خارقالعاده نیستند؛ در رفتارشان نشانههای نوجوانی، استقلالطلبی، رنجش و گاه بیاحتیاطی دیده میشود. دانیل ردکلیف خشم و آسیبپذیری هری را برجسته میکند، بیآنکه شخصیت را به قهرمانی بیخطا بدل سازد.
روپرت گرینت نیز با واکنشهای طنزآمیز و طبیعی خود، به صمیمیت دوستی سهنفره کمک میکند؛ در حالیکه هرماینیِ اما واتسون همچنان تیزهوش و مصمم است، اما گاهی از قاعدهمندی همیشگیاش فاصله میگیرد. ورود ریموس لوپین و سیریوس بلک، جهان عاطفی داستان را گسترش میدهد. لوپین آموزگاری آرام و همدل است که در برابر خطر، دانشی عملی و انسانی عرضه میکند؛ حضورش برای هری تنها یک درس تازه نیست، بلکه فرصتی است برای نزدیکشدن به میراث پدر و مادرش.
« حاصل، فضایی است که هم تماشایی است و هم با حال روانی شخصیتها تناسب دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
سیریوس، در سوی دیگر، شخصیتی با نیروی عاطفی نیرومند دارد؛ حتی زمانی که روایت هنوز اطلاعات کاملی درباره او نمیدهد، کیفیت بازی گری اولدمن به او جذابیتی آمیخته به زخم و سرسختی میبخشد. این دو شخصیت به فیلم گرمایی میدهند که در کنار فضای تهدیدآمیز آن، مانع از سرد و بیروحشدن داستان میشود.
موسیقی، صدا و لحظههای جادویی موسیقی جان ویلیامز از عناصر مهم هویت فیلم است. تمهای آشنا همچنان حس پیوستگی با دو قسمت پیشین را حفظ میکنند، اما همراه با فضای جدید، رنگی رازآمیزتر میگیرند. صداگذاری نیز در لحظههای حضور دمانتورها نقشی اساسی دارد: تهدید فقط در آنچه دیده میشود خلاصه نیست، بلکه از طریق سکوت، افتوخیز صدا و تغییر حالوهوای محیط به تماشاگر منتقل میشود.
در کنار این لحظههای هراسانگیز، فیلم چند صحنهی سرشار از شگفتی دارد که نشان میدهند چرا هاگوارتز همچنان مکانی افسونکننده است. پرواز و حرکت در فضای باز، بازیگوشیهای دانشآموزان و بعضی درسهای جادویی، به روایت انرژی دیداری میبخشند. طنز نیز در موقعیتهایی چون برخورد با خانوادهی دورسلی یا شوخیهای میان دانشآموزان از دل شخصیتها بیرون میآید، نه آنکه صرفاً برای سبککردن فضای فیلم به آن الصاق شده باشد.
« این دو شخصیت به فیلم گرمایی میدهند که در کنار فضای تهدیدآمیز آن، مانع از سرد و بیروحشدن داستان میشود. »
قوتها و کاستیها
ریتم و محدودیتهای روایت با وجود جذابیت کلی، ریتم فیلم در همهی بخشها یکدست نیست. بعضی فصلها با مکث و توجه به فضا پیش میروند؛ این انتخاب در ساختن حس مدرسه و زندگی روزمره مؤثر است، اما گاهی از شتاب ماجرا میکاهد. در بخش پایانی نیز فیلم چند بار اطلاعات تازهای را وارد میکند و سپس از مخاطب میخواهد برداشت خود را از رویدادها بازتنظیم کند.
چنین ساختاری از نظر موضوعی با مضمون حافظه و بازنگری در گذشته تناسب دارد، اما ممکن است برای تماشاگرانی که روایت خطی و روشنتری میپسندند، بیش از اندازه پیچیده به نظر برسد. این پیچیدگی را نباید صرفاً نقص دانست؛ بخشی از لذت فیلم در بازبینی آن نهفته است، زیرا سرنخها و ارتباطهایی که در تماشای نخست کماهمیت به نظر میرسند، بعدتر معنای بیشتری پیدا میکنند.
بااینحال، ایجاز بیشتر در توضیح برخی پیوندها میتوانست از احساس کشآمدن یا آشفتگی در پایان بکاهد، بیآنکه رازآلودگی داستان را از میان ببرد. جمعبندی «هری پاتر و زندانی آزکابان» فیلمی است که با حفظ جاذبهی جهان جادویی، به شخصیتها و فضای خود عمق تازهای میبخشد. کارگردانی آلفونسو کوارون، تصویرپردازی پرتحرک، موسیقی مؤثر و حضور شخصیتهایی چون لوپین و سیریوس، آن را به اثری خوشساخت و دیدنی بدل میکند؛ اثری که در بازبینی نیز ظرفیت کشف جزئیات و لذتبردن از لحظههایش را حفظ میکند.
« ریتم و محدودیتهای روایت با وجود جذابیت کلی، ریتم فیلم در همهی بخشها یکدست نیست. »
جمعبندی
ضعفهایی مانند افتوخیز ریتم و پیچیدگی رواییِ بخش پایانی واقعیاند، اما از نیروی کلی فیلم نمیکاهند. این قسمت نه فقط پلی میان دو مرحله از مجموعه، بلکه داستانی درباره ترس، اعتماد و رشد است؛ فیلمی که از تماشاگر میخواهد در دل جادو، با گذشته نیز روبهرو شود.
« ضعفهایی مانند افتوخیز ریتم و پیچیدگی رواییِ بخش پایانی واقعیاند، اما از نیروی کلی فیلم نمیکاهند. »
ثبت دیدگاه