نقد و بررسی
نقد قصههای شهر (Tales of the City) | 1993
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهری که شخصیت اصلی است مینیسریال «Tales of the City» محصول ۱۹۹۳، بیش از آنکه تنها روایتی دربارهٔ ورود زنی جوان به شهری تازه باشد، تصویری از جامعهای در حال دگرگونی است؛ جامعهای که در آن آدمها میکوشند میان آزادی، تنهایی، میل و تعلق خاطر راهی برای زیستن پیدا کنند. سانفرانسیسکوی سریال پسزمینهای تزئینی نیست: شهر با خیابانها، محلهها و حالوهوای خاص خود به نیرویی شکلدهنده بدل میشود.
مری اَن سینگلتون، که از غرب میانه به این فضا قدم میگذارد، چشم بینندهای است که هم با شگفتی به شهر مینگرد و هم ناچار است باورهای پیشینش را دوباره بسنجد. این مینیسریال برآمده از جهان داستانی Armistead Maupin است و مجموعهٔ نخست آن در شش قسمت روایت میشود. اما اهمیتش فقط در اقتباس ادبی یا ساختار چندقسمتیاش خلاصه نمیشود.
اثر میکوشد زندگیهایی را به مرکز روایت بیاورد که در تلویزیون جریان اصلی آن دوره کمتر مجال دیدهشدن داشتند؛ زندگیهایی با شکلهای گوناگون عشق، خانواده و هویت. در نتیجه، شهر نه صرفاً مکانی برای ماجراجویی مری اَن، بلکه آزمایشگاهی اجتماعی است که در آن قواعد پذیرفتهشده مدام به پرسش کشیده میشوند.
ورود مری اَن و منطق کشف مری اَن در آغاز شخصیتی است که جهان را با چارچوبی نسبتاً ساده و آشنا میفهمد. مواجههٔ او با سانفرانسیسکو این چارچوب را یکباره فرو نمیریزد؛ بلکه بهتدریج در معرض موقعیتها و آدمهایی قرارش میدهد که هر یک تصویری تازه از زندگی پیش روی او میگذارند. همین تدریجیبودن، یکی از امتیازهای روایت است.
« این مینیسریال برآمده از جهان داستانی Armistead Maupin است و مجموعهٔ نخست آن در شش قسمت روایت میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دگرگونی شخصیت از راه تصمیمهای بزرگ و ناگهانی پیش نمیرود، بلکه از برخوردهای روزمره، دوستیهای نو و مشاهدهٔ شیوههای متفاوت زیستن شکل میگیرد. لورا لینی در نقش مری اَن، معصومیت و کنجکاوی را بدون تبدیلکردن شخصیت به کاریکاتوری از دختر شهرستانی به نمایش میگذارد. او هم ناآشنایی مری اَن با محیط را باورپذیر میکند و هم نشان میدهد که این ناآشنایی الزاماً نشانهٔ ناتوانی نیست؛ گاه همین نگاه تازه اجازه میدهد تناقضهای آدمهای اطرافش را ببیند.
مری اَن مرکز روایت است، اما سریال هوشمندانه از محصورکردن جهان در تجربهٔ او پرهیز میکند. شخصیتهای دیگر نیز زندگی و رازهای خود را دارند و از این رو، نگاه تازهوارد تنها یکی از پنجرههای ورود به داستان است. خانهای به نام باربری لین شمارهٔ ۲۸ در باربری لین، قلب تپندهٔ مینیسریال است.
این ساختمان قدیمی، با ساکنان متفاوت و فضای جمعیاش، میان خانهٔ خصوصی و صحنهٔ عمومی قرار میگیرد. زندگی شخصیتها از اتاقهایشان بیرون میزند و در راهروها، دیدارهای اتفاقی و گفتوگوهای کوتاه ادامه پیدا میکند. خانه در اینجا صرفاً پناهگاه نیست؛ سازوکاری برای برخورد آدمهایی است که شاید در شرایط دیگر هیچگاه به هم نزدیک نمیشدند.
آنا مدریگال، با بازی المپیا دوکاکیس، حضوری محوری و در عین حال رازآمیز دارد. او بهجای آنکه فقط صاحبخانهای ناظر باشد، در ساختن حس تعلق میان ساکنان نقش ایفا میکند. گرمای رفتارش با نوعی اقتدار نرم همراه است: آنا میتواند پذیرنده باشد، اما حضورش همیشه لایهای از دانستههای ناگفته را نیز با خود دارد.
« مری اَن مرکز روایت است، اما سریال هوشمندانه از محصورکردن جهان در تجربهٔ او پرهیز میکند. »
شخصیتها و اجرا
ساختمان زیر نگاه او به خانوادهای انتخابی تبدیل میشود؛ خانوادهای که پیوندهایش نه از خون، بلکه از همنشینی، مراقبت و پذیرش تفاوتها ساخته شده است. گروهی از آدمها، نه یک قهرمان تنها قدرت «Tales of the City» در گستردگی گروه شخصیتهایش نهفته است. روایت میان زندگی مری اَن و سرگذشت ساکنان دیگر رفتوآمد میکند و از این راه، تصویری چندصدایی از شهر میسازد.
روابط عاطفی، دوستیها، رقابتها و سوءتفاهمها به هم گره میخورند؛ گاهی با لحنی شوخ و سبک، و گاهی با جدیتی که نشان میدهد آزادی انتخاب نیز هزینهها و آسیبپذیریهای خود را دارد. مایکل و مونا از شخصیتهاییاند که حضورشان به جهان داستان رنگ و حرکت میدهد. مارکوس دامیکو به مایکل گرمایی صمیمانه میبخشد و کلویی وب در نقش مونا، تندی و بیقراری شخصیت را با جاذبهای پیچیده همراه میکند.
هیچیک صرفاً وسیلهای برای پیشبرد ماجرای مری اَن نیستند. آنها خواستهها و تناقضهای مستقل دارند و همین استقلال، روابط میان ساکنان را زنده نگه میدارد. از طرف دیگر، شخصیتهای فرعی نیز غالباً چنان طراحی شدهاند که حضور کوتاهشان ردّی از خود باقی میگذارد؛ هرچند تمرکز فراگیر داستان گاه به بهای پرداخت کمتر به برخی چهرهها تمام میشود.
لحن، ریتم و فضاسازی لحن سریال از مهمترین ابزارهای آن برای پیوندزدن امر روزمره با امر نمایشی است. داستان در جهانی پر از راز و کشش عاطفی میگذرد، اما اغلب از اغراق در ملودرام فاصله میگیرد. شوخیها و لحظههای سبک، تنش را از میان نمیبرند؛ بلکه امکان میدهند شخصیتها در کنار گرفتاریهایشان همچنان انسانی و خوشمعاشرت باقی بمانند.
« گروهی از آدمها، نه یک قهرمان تنها قدرت «Tales of the City» در گستردگی گروه شخصیتهایش نهفته است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تعادل بهویژه در روابط گروهی اهمیت دارد، زیرا بیننده فرصت مییابد پیش از آنکه دربارهٔ شخصیتها داوری کند، با آنها وقت بگذراند. ریتم سنجیدهٔ اثر نیز به همین حس معاشرت کمک میکند. مینیسریال برای ایجاد کشش به حادثههای پیدرپی وابسته نیست؛ بخش مهمی از جذابیتش در مکثها، گفتوگوها و تغییر تدریجی مناسبات است.
سانفرانسیسکو در تصویرپردازی سریال فضایی دلنشین و ملموس پیدا میکند، بیآنکه تماماً به کارتپستالی بینقص بدل شود. شهر هم وعدهٔ رهایی دارد و هم آشفتگی؛ هم امکان شروعی تازه میدهد و هم شخصیتها را با پیامدهای انتخابهایشان روبهرو میکند. جسارت تاریخی و محدودیتهای امروز یکی از مهمترین وجوه تاریخی این اثر، صراحتش در نمایش زندگی عاشقانهٔ شخصیتهای همجنسگرا و دگرجنسگراست؛ صراحتی که در زمان پخش آن برای تلویزیون جریان اصلی کمسابقه بود.
اقتباس در سال ۱۹۹۳ از سوی شبکهٔ چهار بریتانیا تولید شد و پخش آن در آمریکا با واکنشهای سیاسی و فرهنگی روبهرو شد. این سابقه، اهمیت اجتماعی سریال را روشن میکند: اثر صرفاً بازتابدهندهٔ تغییرات نبود، بلکه با آشکارکردن زندگیهایی که معمولاً به حاشیه رانده میشدند، در مناقشهٔ عمومی نیز حضور یافت.
بااینحال، جسارت تاریخی به معنای بیزمانبودن همهٔ انتخابهای روایی نیست. برخی شوخیها و نگاهها امروز میتوانند تاریخگذشته یا آزاردهنده به نظر برسند؛ گاه فاصلهای میان قصد بازیگوشانهٔ صحنه و اثر آن بر مخاطب معاصر پدید میآید. همچنین، همانگونه که در بسیاری از آثار آن دوره دیده میشود، حضور شخصیتهای رنگینپوست محدودتر از آن است که تصویری واقعاً فراگیر از تنوع شهر ارائه دهد و برخی بازنماییها به کلیشه نزدیک میشوند.
« ریتم سنجیدهٔ اثر نیز به همین حس معاشرت کمک میکند. »
قوتها و کاستیها
این کاستیها را باید همزمان با ارزش تاریخی اثر دید: فهم زمینهٔ تولید، آنها را توضیح میدهد، اما از نقدشان نمیکاهد. پرداخت صریح به روابط جنسی و مصرف مواد نیز بخشی از جهان داستانی است و ممکن است برای برخی بینندگان ناخوشایند یا بیش از اندازه بیپرده باشد. اهمیت این عناصر در آن است که سریال زندگی شخصیتها را با سانسور اخلاقیِ سادهسازانه عرضه نمیکند؛ اما گاهی تأکید بر شوک یا بیپروایی میتواند از پیچیدگی عاطفی موقعیت جلو بزند.
این همان نقطهای است که اثر برای مخاطب امروز هم جذاب و هم ناهموار میشود. جمعبندی «Tales of the City» مینیسریالی است که ماندگاریاش بیش از هر چیز از شخصیتهای بهیادماندنی، فضای جمعی باربری لین و نگاهی همدلانه به شکلهای متفاوت زندگی سرچشمه میگیرد. مری اَن مسیر ورود به داستان را میگشاید، اما در نهایت این شبکهٔ روابط است که اثر را به تصویری زنده از شهری در حال تغییر تبدیل میکند.
بازیهای گرم، ریتم آرام و فضاسازی صمیمی، جهان سریال را چنان میسازند که بیننده احساس میکند نه فقط تماشاگر، بلکه مهمانی موقت در آن خانه است. امروز میتوان هم به اهمیت تاریخی و عاطفی اثر ارج نهاد و هم محدودیتهایش را بیپرده دید. برخی شوخیها و بازنماییها به زمانهٔ خود تعلق دارند و برخی گروهها مجال کافی برای حضور و پیچیدگی نمییابند؛ بااینهمه، سریال همچنان در دعوت به پذیرش تفاوتها و ساختن خانوادهای بر پایهٔ انتخاب و مراقبت، نیرویی اثرگذار دارد.
«Tales of the City» بیش از آنکه دربارهٔ رسیدن به پاسخهای قطعی باشد، دربارهٔ گشودن درهاست: به روی شهر، به روی دیگران و به روی امکانِ زندگیکردن به شیوهای تازه.
« این همان نقطهای است که اثر برای مخاطب امروز هم جذاب و هم ناهموار میشود. »



ثبت دیدگاه