نقد و بررسی
نقد Romance in the Wilds | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جسورانه، اجرایی نامتوازن «Romance in the Wilds» از همان فرض مرکزی خود وعدهی تجربهای غیرمعمول میدهد: صاعقه به یک محوطهی معدنی در کوههای راکی برخورد میکند و آتشسوزی، جنگلبان و زمینشناسی را در مسیر فرار به هم میرساند؛ در دل خطر نیز رابطهای عاشقانه شکل میگیرد. فیلم به کارگردانی Justin G.
Dyck و با بازی Kaitlyn Leeb و Victor Zinck Jr. ساخته شده است. این ترکیب، در ظاهر، هم ظرفیت یک داستان بقا را دارد و هم امکان ساختن عاشقانهای دربارهی نزدیکی دو آدم زیر فشار. مشکل این است که فیلم میان این دو قطب و چند خط داستانی دیگر، تعادل پایداری پیدا نمیکند. با این حال، همین بیقاعدگی بخشی از جذابیت ویژهی اثر است.
فیلم از قالب آشنای عاشقانهی تلویزیونی فاصله میگیرد و به موقعیتی میرود که انتظار میرود اضطراب و فوریت بر همهچیز سایه بیندازد. نتیجه نه یک فیلم فاجعهمحور منسجم است و نه عاشقانهای آرام و خوشساخت؛ بلکه اثری است که مدام حالوهوایش را عوض میکند و گاهی از همین تغییرهای ناگهانی، سرگرمی نامنتظرهای میسازد.
« Dyck و با بازی Kaitlyn Leeb و Victor Zinck Jr. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قصهای میان بقا و دلدادگی در مرکز روایت، Jessica Alaway، زمینشناس، و Buck Thompson، جنگلبان، قرار دارند. برای گریختن از آتش، آنها ناچارند اختلافنظرهایشان را کنار بگذارند و به یکدیگر اعتماد کنند؛ موقعیتی که بهطور طبیعی میتواند هم تنش داستانی بسازد و هم زمینهی نزدیکی عاطفی فراهم کند.
قصه، دستکم در طرح اولیه، از همین پیوند میان خطر بیرونی و تحول رابطه نیرو میگیرد. اما فیلم بهجای آنکه یکی از این دو مسیر را ستون اصلی خود کند، پیوسته میانشان جابهجا میشود. فرار از آتش، ماجرای عاشقانه و فلشبکهای جنگی هرکدام لحن و ضرباهنگ خاصی میطلبند؛ کنار هم قرار گرفتنشان گاه از حد تنوع فراتر میرود و به پراکندگی میرسد.
بعضی صحنهها چنان ناگهانی از بحران فاصله میگیرند که رشتهی عاطفی یا روایی پیشین کمرنگ میشود. در نتیجه، تماشاگر ممکن است بهجای آنکه درگیر یک داستان واحد شود، احساس کند چند فیلم متفاوت در حال رقابت برای جلب توجه او هستند. بازی و مرکز عاطفی فیلم بازی Kaitlyn Leeb از نقاط قوت اثر است.
« قصهای میان بقا و دلدادگی در مرکز روایت، Jessica Alaway، زمینشناس، و Buck Thompson، جنگلبان، قرار دارند. »
شخصیتها و اجرا
او به Jessica حضوری ملموس میبخشد و در میان آشفتگیهای پیرامون، نوعی ثبات عاطفی ایجاد میکند. حتی زمانی که فیلمنامه به شخصیت فرصت کافی برای پرداختن به واکنشهایش نمیدهد، بازیگر میکوشد او را از یک نقش صرفاً کارکردی فراتر ببرد. این تلاش، بهویژه در لحظاتی که باید هم ترس و هم ارادهی بقا را منتقل کند، به فیلم گرمایی انسانی میدهد.
رابطهی Jessica و Buck نیز بیش از آنکه از گفتوگوهای ظریف یا کشمکشهای عمیق ساخته شود، بر موقعیت مشترکشان تکیه دارد. فیلم انتظار دارد خطر، آن دو را به هم نزدیک کند؛ اما نزدیکیای که از دل چنین وضعیتی پدید میآید، نیازمند مکث و پرورش تدریجی است. هرجا اثر برای این تحول مجال میدهد، وجه عاشقانهاش قابلقبولتر میشود؛ هرجا با شتاب از مرحلهای به مرحلهی دیگر میپرد، پیوند میان شخصیتها بیشتر به ضرورت ژانری شباهت پیدا میکند تا تجربهای عاطفی.
آتش، خطر و مسئلهی باورپذیری آتشسوزی باید نیروی محرک اصلی فیلم باشد: تهدیدی که مسیر حرکت شخصیتها را تعیین کند، زمان را به عاملی حیاتی بدل سازد و احساس خطر را در هر صحنه زنده نگه دارد. بااینهمه، جلوههای آتش و دود در بخشهایی مصنوعی به نظر میرسند و همین امر از وزن بصری بحران میکاهد.
« او به Jessica حضوری ملموس میبخشد و در میان آشفتگیهای پیرامون، نوعی ثبات عاطفی ایجاد میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
وقتی تصویر نتواند خطر را متقاعدکننده کند، بازیگران و موسیقی ناچار میشوند بار بیشتری بر دوش بکشند؛ اما آنها نیز همیشه نمیتوانند فاصلهی میان ادعای روایت و کیفیت تصویر را پر کنند. این کاستی صرفاً مسئلهای فنی نیست. ضعف جلوهها بر ریتم و تعلیق هم اثر میگذارد: اگر آتش در چشم تماشاگر تهدیدی واقعی جلوه نکند، تصمیمهای عجولانه، تأخیرها یا مکثهای شخصیتها فوریت لازم را پیدا نمیکنند.
از همینجا شکافی میان آنچه فیلم میگوید و آنچه نشان میدهد پدید میآید. خطر اعلام میشود، اما همیشه احساس نمیشود؛ و این، برای داستانی که بقا را در مرکز خود قرار داده، محدودیتی اساسی است. خرس و دیگر لحظههای پرحادثه فیلم به آتشسوزی بسنده نمیکند و با مواجههی شخصیتها با خرس، مانعی دیگر بر سر راهشان میگذارد.
این انتخاب میتوانست تنش را افزایش دهد و جهان طبیعی را به نیرویی مستقل و پیشبینیناپذیر تبدیل کند. در اجرا، اما، صحنهی حمله چندان باورپذیر یا دقیق از کار درنمیآید. بهجای آنکه برخورد با حیوان حس خطری ناگهانی و غریزی داشته باشد، لحظه گاه ناشیانه و کماثر جلوه میکند. چنین صحنههایی نمونهی روشنی از دوگانگی فیلماند: ایدههایی پرهیجان که بهخوبی به تصویر درنمیآیند، اما همین غرابتشان ممکن است برای تماشاگرانی که از روایتهای معمول خستهاند، وجهی سرگرمکننده داشته باشد.
« از همینجا شکافی میان آنچه فیلم میگوید و آنچه نشان میدهد پدید میآید. »
قوتها و کاستیها
در این فیلم، همیشه نمیتوان مرز میان تعلیق، ناخواسته خندهدار شدن و شگفتی را روشن نگه داشت. گاهی دقیقاً همین مرز مبهم است که تجربه را عجیب میکند؛ گاهی نیز صرفاً مانع شکلگیری هیجان میشود. آشفتگی روایی و جذابیتِ بیقاعدگی یکی از دشواریهای اصلی فیلم، روشن نبودن نقش و کارکرد برخی شخصیتها و خطهای فرعی است.
روایت چندین بار توجه را از زوج اصلی به اطرافیان، خاطرات و موقعیتهای جانبی منتقل میکند، بیآنکه همهی این اجزا به یک مسیر محکم پیوند بخورند. فلشبکهای جنگی نیز، با آنکه میتوانند عمق روانی یا زمینهی تازهای برای شخصیتها فراهم کنند، در کلیت داستان گاه چنان ناگهانی ظاهر میشوند که بیشتر به انقطاع شباهت دارند تا گسترش معنا.
بااینحال، «شلوغوپلوغ» بودن فیلم برای همه نقطهضعف نیست. برخی تماشاگران ممکن است از همین انباشت حادثه و تغییر لحن لذت ببرند؛ اثری که در یک لحظه میخواهد فیلم بقا باشد، لحظهای بعد عاشقانهای کموبیش آشنا و سپس روایتی متأثر از خاطرهی جنگ. این بیثباتی شاید مانع انسجام شود، اما به فیلم هویتی نامتعارف میدهد.
« در این فیلم، همیشه نمیتوان مرز میان تعلیق، ناخواسته خندهدار شدن و شگفتی را روشن نگه داشت. »
جمعبندی
لذت تماشای آن، برای مخاطبی که با انتظار واقعگرایی سختگیرانه سراغش نمیرود، میتواند از پیشبینیناپذیری و جدیگرفتنِ ایدههای عجیبش حاصل شود. جمعبندی «Romance in the Wilds» بیش از آنکه فیلمی موفق در ساخت تعلیق یا پرداخت رابطه باشد، اثری کنجکاویبرانگیز با ترکیبی نامعمول است. بازی Kaitlyn Leeb به آن نیروی عاطفی میدهد و ایدهی پیوند دادن یک عاشقانه به فرار از آتش، دستکم در سطح طرح، ظرفیت سرگرمکنندهای دارد.
در مقابل، جلوههای آتش، اجرای ضعیف صحنهی خرس و پراکندگی میان عاشقانه، بقا و فلشبکهای جنگی، مانع از آن میشوند که فیلم به تجربهای یکدست و قانعکننده بدل شود. این اثر برای تماشاگرانی مناسبتر است که از فیلمهای پرحادثه و نامتعارف لذت میبرند و لازم نمیدانند هر عنصر روایی کاملاً به جای خود بنشیند.
اگر انتظار داستانی دقیق، تعلیقی باورپذیر و عاشقانهای آرامآرامپرداختهشده وجود داشته باشد، آشفتگی فیلم احتمالاً آزاردهنده خواهد بود. اما اگر جذابیت را در ترکیبهای غریب و لحظات پیشبینیناپذیر بجوییم، همین ناهماهنگیها میتوانند بخشی از تجربهی آن باشند.



ثبت دیدگاه