نقد و بررسی
نقد شوالیه های گاتهام (Gotham Knights) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی میان میراث و گسست «Gotham Knights» محصول سال ۲۰۲۳ مجموعهای تلویزیونی در جهان بتمن است؛ نه اقتباس مستقیم از بازی ویدئویی همنام. داستان با مرگ بروس وین آغاز میشود و ترنر هیز، پسرخواندهٔ او، در کنار گروهی از جوانانِ مطرود و متهم قرار میگیرد. آنان باید از اتهامی که بر دوششان گذاشتهاند رهایی یابند و ردّ توطئهای بزرگتر را دنبال کنند؛ توطئهای که به «دادگاه جغدها» میرسد.
سریال در یک فصل سیزدهقسمتی پخش شد و شخصیتهایی چون ترنر هیز، دوئلا، کری کلی، هارپر و کولن رو را در مرکز روایت قرار داد. این انتخاب، از همان ابتدا هم امتیاز اثر است و هم سرچشمهٔ تردیدهایش. کنار گذاشتن بتمن از مرکز قاب به سریال امکان میدهد دربارهٔ خلأیی حرف بزند که پس از غیبت یک قهرمان نمادین پدید میآید: چه کسی حق دارد میراث او را ادامه دهد و آیا آن میراث اصلاً قابل تملک است؟
در عین حال، نام بتمن چنان سنگین است که غیبتش گاه بیش از آنکه راهی برای تمرکز بر نسل تازه باشد، یادآور جای خالی قهرمانی میشود که داستان نمیتواند از سایهاش بیرون بیاید. معمایی با جذابیت تدریجی نقطهٔ اتکای روایی سریال، معمای قتل و اتهامزنی است. شخصیتها از موضعی مشترک آغاز نمیکنند: هر کدام پیشینه، انگیزه و رابطهای متفاوت با گاتهام دارند و همین اختلافها راه رسیدن به حقیقت را ناهموار میکند.
« این انتخاب، از همان ابتدا هم امتیاز اثر است و هم سرچشمهٔ تردیدهایش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مسیر کشف توطئه، بهویژه با ورود دادگاه جغدها، به روایت حس رازآلودگی میدهد و تماشاگر را به بازنگری در دانستههایش وامیدارد. سریال در بهترین لحظاتش از پرسش «چه کسی این کار را کرده؟» فراتر میرود و میپرسد چه شبکهای از قدرت میتواند چهرهٔ شهر را از پشت پرده شکل دهد. بااینحال، رازپردازی همیشه به تعلیقی همسنگ ظرفیت ایدهاش نمیانجامد.
گاهی اطلاعات تازه بیش از آنکه از دل تصمیمهای پیچیدهٔ شخصیتها بیرون بیایند، نقش وسیلهای برای ادامهدادن داستان را دارند. از این رو، برخی گرهها نیروی لازم را برای دگرگونکردن برداشت ما از ماجرا پیدا نمیکنند. با وجود این نابرابری، خط اصلی توطئه یکی از بخشهای پُرکشش سریال است و به آن هویتی فراتر از یک درام نوجوانانهٔ معمول میبخشد.
گروهی نامتجانس، صمیمیتی واقعی جذابیت انسانی اثر بیش از همه در مواجههٔ شخصیتها با یکدیگر شکل میگیرد. ترنر، که میان امتیازهای زندگی در خانوادهٔ وین و بدگمانی دیگران نسبت به او گرفتار است، نمایندهٔ میراثی است که هنوز معنای آن را نمیداند. در سوی دیگر، دوئلا با سرکشی و پیشینهٔ خانوادگی سنگینش، حضوری ناپایدار و غیرقابلپیشبینی دارد؛ هارپر و کولن نیز تجربهٔ زیسته و نگاه متفاوت خود را به گروه میآورند.
« بااینحال، رازپردازی همیشه به تعلیقی همسنگ ظرفیت ایدهاش نمیانجامد. »
شخصیتها و اجرا
کری کلی، با پیوندش به هویت رابین، مسئلهٔ جانشینی و انتخاب را به شکل دیگری پیش میکشد. این تفاوتها گاه به برخوردهایی زنده و گرم منجر میشوند. اعضای گروه بهسرعت به خانوادهای بینقص بدل نمیشوند؛ اعتماد میانشان باید در کشمکش، سوءظن و همکاریهای ناخواسته شکل بگیرد. همین روند به روایت حس همبستگی میبخشد و مانع میشود قهرمانان صرفاً مجموعهای از پیشینههای ابرقهرمانی باشند.
در عین حال، رشد بعضی شخصیتها شتابزده است و سریال همیشه فرصت کافی برای پرورش پیوندهای عاطفی یا کاوش در زخمهای فردی آنان فراهم نمیکند. نتیجه، گروهی دوستداشتنی اما نه در همهٔ لحظات کاملاً پرداختشده است. گاتهام؛ شهرِ خاطره و تهدید گاتهام در این مجموعه صرفاً پسزمینهای برای تعقیبوگریزها نیست؛ شهری است که هم میراث بتمن را در خود نگه میدارد و هم از فساد و ترس تغذیه میکند.
تصویر مهآلود و شبانهٔ آن، همراه با نورهای نئونی و فضاهای تیره، به اثر حالوهوایی متناسب با جهان داستان میبخشد. شهر در این قاب، بهظاهر پرجنبوجوش است، اما امنیت و آرامش در آن بهآسانی دستیافتنی نیست. این تضاد با وضعیت قهرمانان جوان همخوانی دارد: آنان میکوشند آیندهای برای خود بسازند، درحالیکه هر کوچه به گذشتهای ناتمام اشاره میکند.
« کری کلی، با پیوندش به هویت رابین، مسئلهٔ جانشینی و انتخاب را به شکل دیگری پیش میکشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، گاتهام گاهی بیشتر به تصویرِ آشنای یک شهر تاریک نزدیک میشود تا مکانی با بافت اجتماعی مستقل. سریال نشانههایی از نابرابری، خشونت و قدرت پنهان ارائه میکند، اما همیشه آنها را به اندازهای بسط نمیدهد که شهر به نیرویی دراماتیک و چندلایه بدل شود. فضای بصری، در عوض، پیوسته جذابیت خود را حفظ میکند و به روایت هویتی دیداری میدهد که با رازآلودگی قصه سازگار است.
لحن، بازیها و دامِ تقلید «Gotham Knights» میکوشد میان درام جنایی، قصهٔ ابرقهرمانی و روایت بلوغ تعادل برقرار کند. این آمیزه در لحظاتی که شخصیتها با گذشته و هویت خود درگیرند، نتیجه میدهد؛ اما گاه لحن اثر میان جدیتِ توطئه و انرژیِ درام جوانانه نوسان میکند. در چنین بخشهایی، خطر آن وجود دارد که جهان تاریک گاتهام به آرایهای تزئینی تبدیل شود و بحرانها نیز بهجای آنکه ریشه در تجربهٔ شخصیتها داشته باشند، صرفاً قدم بعدی در مسیر معما به نظر برسند.
بازیگران جوان در مجموع برای ایجاد رابطهٔ گروهی تلاش مؤثری میکنند و تفاوتهای میان شخصیتها را قابلتشخیص نگه میدارند. حضور میشا کالینز در نقش هاروی دنت نیز پیوند اثر با تاریخ آشنای شهر را پررنگ میکند، بیآنکه تمام توجه را از نسل تازه برباید. با این حال، بعضی شخصیتها بیش از آنکه از طریق سکوت، رفتار یا تصمیمهای پیچیده شناخته شوند، به توضیح مستقیم انگیزههای خود متکیاند.
« بااینهمه، گاتهام گاهی بیشتر به تصویرِ آشنای یک شهر تاریک نزدیک میشود تا مکانی با بافت اجتماعی مستقل. »
قوتها و کاستیها
سریال در بهترین لحظاتش به تماشاگر اجازه میدهد فاصلهها و اعتمادهای تازه را مشاهده کند؛ در لحظات ضعیفتر، همان معنا را با گفتوگوهای آشکار تکرار میکند. محدودیتهای ساختاری از آنجا که این اثر مجموعهای تلویزیونی است، توصیفهایی مانند تکراریشدن مبارزهها، یکنواختی مأموریتهای جانبی یا کندشدن پیشرفت بهسبب جمعآوری تجهیزات، به بازی ویدئویی «Gotham Knights» مربوط میشوند و دربارهٔ سریال کاربرد ندارند.
وجه مشترک میان دو اثر، جهان و نام آنهاست؛ اما شکل روایت و معیار ارزیابیشان متفاوت است. در نسخهٔ تلویزیونی، مسئلهٔ اصلی نه چرخهٔ مبارزه و ارتقای تجهیزات، بلکه ریتم روایت و چگونگی تقسیم توجه میان شخصیتهای متعدد است. در این زمینه، سریال با محدودیت زمان و تراکم خطوط داستانی روبهرو است.
یکسو معمای قتل و توطئهٔ دادگاه جغدها قرار دارد و سوی دیگر، پیوندهای خانوادگی، هویت قهرمانی و بحران اعتماد. همهٔ این شاخهها ظرفیت گسترش دارند، اما گاه مجال کافی برای رسیدن به عمق موردنیازشان پیدا نمیکنند. نتیجه، اثری است که ایدههای جذاب فراوان دارد، اما تحقق همهٔ آنها به یک اندازه متوازن نیست.
« وجه مشترک میان دو اثر، جهان و نام آنهاست؛ اما شکل روایت و معیار ارزیابیشان متفاوت است. »
جمعبندی
جمعبندی «Gotham Knights» نه بازآفرینی قطعی و بیرقیب جهان بتمن است و نه اثری بیجاذبه که تنها به نامهای آشنا تکیه کند. بهترین داراییاش گروهی از جوانان متفاوت است که زیر فشار اتهام و میراث، ناچارند امکان اعتماد و همکاری را بیازمایند. معمای دادگاه جغدها کشش روایی ایجاد میکند و گاتهامِ تاریک، فضای مناسبی برای قصهای دربارهٔ قدرت و جانشینی میسازد؛ اما نوسان لحن، شتاب در پرداخت بعضی شخصیتها و کمعمقی مقطعی جهان داستان، مانع از آن میشود که همهٔ ظرفیتهای اثر به ثمر برسند.
این مجموعه برای مخاطبی که میخواهد شاهد روایتی از نسل تازهٔ محافظان گاتهام باشد، لحظات دلنشین و پرسشهای جذابی فراهم میکند. بااینحال، چون داستان در فصل نخست خود متوقف ماند، ظرفیت گسترش جهان و تعمیق روابط شخصیتها به سرانجامی کامل نمیرسد؛ سریال پس از یک فصل لغو شد. «Gotham Knights» در نهایت اثری نابرابر اما صاحب هویت است: بیش از آنکه دربارهٔ جایگزینی بتمن باشد، دربارهٔ کسانی است که باید بیاموزند میراث او را نه با تقلید، بلکه با انتخابهای خود معنا کنند.



ثبت دیدگاه