نقد و بررسی
نقد The Beauty of Love | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی آرامش در برابر پویایی امروز فیلم «The Beauty of Love» با محور قراردادن اما رینولدز و وبسایت سبک زندگیاش، از همان آغاز به سراغ مسئلهای آشنا میرود: چه باید کرد وقتی کاری که با عشق و پشتکار ساختهایم، دیگر پاسخگوی زمانه نیست؟ وبسایت «اما به سبک کلاسیک» حاصل سلیقه، تجربه و تلاش شخصی اماست، اما افت بازدید نشان میدهد که حتی دستاوردی موفق نیز از تغییر ذائقهٔ مخاطبان مصون نیست.
ورود جیل، کارآفرینی جوان با محصولات گیاهی و رؤیای گسترش کسبوکارش، راهی تازه پیش پای اما میگذارد؛ راهی که هم به همکاری حرفهای میانجامد و هم او را با جسی، برادر محتاط و محافظهکار جیل، روبهرو میکند. فیلم این موقعیت را نه بهعنوان بحرانی دشوار و پیچیده، بلکه در قالب کمدی رمانتیک خانوادگی و ملایم پیش میبرد.
مسئلهٔ کسبوکار، تفاوت نسلها و شکلگیری رابطهٔ عاشقانه در یک مسیر روایی واحد به هم پیوند میخورند؛ مسیری که مقصدش بیش از تعلیق یا غافلگیری، رسیدن به احساس آسودگی و امید است. کار، رؤیا و معنای موفقیت یکی از ایدههای دلپذیر فیلم، پیوندزدن عشق با جهان کار و آفرینندگی است. اما تنها به دنبال رابطهای عاطفی نیست؛ او باید دربارهٔ شیوهٔ ادامهدادن فعالیتش نیز تصمیم بگیرد.
در سوی دیگر، جیل میخواهد محصولی را که با پشتوانهٔ خانوادگی و تلاش شخصی ساخته، از مقیاس محلی فراتر ببرد. همکاری این دو زن میتوانست بستری برای طرح پرسشهایی جدیتر دربارهٔ استقلال اقتصادی، بازاریابی، اصالت محصول و دشواری رشد یک کسبوکار کوچک باشد. فیلم به این موضوعات اشاره میکند، اما معمولاً از کنار پیچیدگیهایشان میگذرد.
« فیلم این موقعیت را نه بهعنوان بحرانی دشوار و پیچیده، بلکه در قالب کمدی رمانتیک خانوادگی و ملایم پیش میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دشواریهای توسعهٔ کسبوکار بیشتر نقش محرک داستان را دارند تا مسئلهای که واقعاً واکاوی شود. به همین دلیل، موفقیت حرفهای در روایت بیشتر حالتی نمادین پیدا میکند: نشان میدهد که اعتماد، همکاری و پذیرش ایدههای تازه میتوانند راهگشا باشند، بیآنکه پیامدهای عملی این انتخابها بهطور عمیق بررسی شوند.
با این همه، نگاه خوشبینانهٔ اثر برای مخاطبی که به داستانهای آرام و دلگرمکننده علاقه دارد، کارکرد خود را حفظ میکند. فیلم یادآور میشود که رؤیاها فقط با ارادهٔ فردی پیش نمیروند؛ گاهی به همراهی دیگران و آمادگی برای تغییر نیز نیاز دارند. اما و جسی؛ کشش آشنا، اجرای محتاط رابطهٔ اما و جسی بر تضادی ساده اما مؤثر بنا شده است.
اما در جایگاه چهرهای شناختهشده و فعال در فضای سبک زندگی، با اعتمادبهنفس و مهارت حرفهای وارد محیط جیل میشود. جسی، در مقابل، نسبت به انگیزههای او بدگمان است و میخواهد از خواهرش محافظت کند. همین فاصله، امکان شکلگیری برخوردهای طنزآمیز و لحظههای نزدیکشدن تدریجی را فراهم میآورد.
سوءتفاهمها نیز در مسیر این رابطه نقش مهمی دارند؛ سوءبرداشتهایی که میان نیت واقعی شخصیتها و آنچه دیگری از رفتارشان میفهمد فاصله میاندازند. فیلم از این فاصله برای ساختن کشمکش استفاده میکند، اما چون نشانهها و الگوی کلی داستان آشنا هستند، تماشاگر معمولاً زودتر از شخصیتها مسیر احتمالی رابطه را حدس میزند.
« دشواریهای توسعهٔ کسبوکار بیشتر نقش محرک داستان را دارند تا مسئلهای که واقعاً واکاوی شود. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، جذابیت رابطه کمتر از کشف یک تحول پیشبینیناپذیر میآید و بیشتر به لحظههای نرم و صمیمانهاش وابسته است. نقطهٔ قوت این خط داستانی، پرهیز از تلخی و تندی است؛ فیلم میخواهد نزدیکی عاطفی را در فضایی امن و دوستانه نشان دهد. اما همین احتیاط گاهی از شدت احساس میکاهد. رابطه فرصت چندانی نمییابد تا از سطح جاذبه و سوءتفاهم فراتر برود و به شناختی چندلایه از ترسها، ضعفها و آرزوهای دو شخصیت تبدیل شود.
جیل؛ پیوند میان دو جهان جیل در ساختار داستان نقشی فراتر از شریک کاری احتمالی اما دارد. او حلقهٔ اتصال میان دنیای حرفهای اما و زندگی خانوادگی خودش است؛ شخصیتی که آرزوی استقلال و گسترش کارش را دنبال میکند، اما در عین حال از حمایت و نگرانی اطرافیان نیز تأثیر میپذیرد. حضور او به فیلم اجازه میدهد همکاری را در کنار عاشقانهٔ مرکزی قرار دهد و نشان دهد که رابطهٔ اما و جسی در خلأ شکل نمیگیرد.
بااینحال، شخصیتپردازی جیل به اندازهای پیش نمیرود که او به محور مستقل و کاملاً بسطیافتهای تبدیل شود. آرزوهایش روشناند، اما تماشاگر کمتر با کشمکش درونی یا بهای شخصی دنبالکردن آن آرزوها روبهرو میشود. در نتیجه، جیل گاهی بیش از آنکه فردی با مسیری ویژه باشد، وسیلهای برای به حرکت درآوردن داستان و کنار هم قرار دادن دو شخصیت اصلی به نظر میرسد.
این کاستی، از اهمیت ایدهٔ مرکزی فیلم نمیکاهد، اما ظرفیت آن را محدود میکند. داستان میتوانست دربارهٔ حمایت خانوادگی و استقلال جیل، تعارضهای بیشتری بسازد و از این راه، رابطهٔ میان سه شخصیت را پیچیدهتر و باورپذیرتر کند. لحن بصری و فضای دلنشین فیلم از نظر فضا بر گرما، آرامش و آسایش تکیه میکند.
« اما همین احتیاط گاهی از شدت احساس میکاهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
محیط کاری اما و فضای مرتبط با فعالیت جیل، تضادی نرم میان جهان تجاری و جهان محلی و خانوادگی ایجاد میکنند. این جابهجایی به داستان امکان میدهد از رقابت و نگرانیهای شغلی فاصله بگیرد و به تجربهای دوستانهتر و آرامتر تبدیل شود. فیلم از آن دسته آثار عاشقانه است که بیش از هر چیز میخواهد تماشاگر را در حالوهوایی مطبوع نگه دارد.
این لحن هم امتیاز اثر است و هم محدودیتش. فضای گرم، برای مخاطبی که به دنبال سرگرمی سبک و بیتنش است، مناسب خواهد بود؛ اما وقتی تنشها بهسرعت نرم میشوند و پیامدهای تصمیمها چندان سنگین نیستند، روایت نیروی دراماتیک خود را از دست میدهد. آرامش فیلم در لحظاتی به یکنواختی نزدیک میشود و تغییر مکان یا موقعیت نیز همیشه به تغییری واقعی در ضرباهنگ نمیانجامد.
بازیها و دیالوگها بازیها در خدمت لحن ملایم فیلم قرار دارند، اما همواره به طبیعیبودن کامل نمیرسند. برخی لحظهها به دلیل تأکید زیاد بر انتقال پیام یا پیشبرد سریع داستان، خشک و تصنعی جلوه میکنند. گاه به نظر میرسد شخصیتها بیش از آنکه از تجربهٔ جاری خود سخن بگویند، در حال توضیحدادن موقعیت یا بیان نکتهای هستند که روایت برای حرکت بعدی به آن نیاز دارد.
این مسئله بهویژه در دیالوگها محسوس است. گفتوگوها اطلاعات لازم را منتقل میکنند، اما همیشه از زیرمتن و ظرافت کافی برخوردار نیستند. در یک کمدی رمانتیک، شیمی میان بازیگران میتواند حتی قصهای آشنا را تازه جلوه دهد؛ اینجا لحظههای صمیمیت وجود دارند، ولی پیوستگی و نیروی آنها گاه زیر بار گفتوگوهای توضیحی و واکنشهای کمجان قرار میگیرد.
« محیط کاری اما و فضای مرتبط با فعالیت جیل، تضادی نرم میان جهان تجاری و جهان محلی و خانوادگی ایجاد میکنند. »
قوتها و کاستیها
با این حال، ضعفهای اجرایی مانع از آن نمیشود که فیلم در بخشهایی حس همدلی ایجاد کند. شخصیتها عموماً نیتهای خیرخواهانه دارند و جهان داستان نیز با لحنی مهربان به آنها مینگرد. همین سازگاری میان بازیها و فضای کلی، اثر را برای تماشای سبک و خانوادگی قابلقبول نگه میدارد. سوءتفاهم و پیشبینیپذیری سوءتفاهم، موتور اصلی بخش مهمی از کشمکش داستان است.
این ابزار در آثار عاشقانه میتواند تنش را بهتدریج افزایش دهد، به شرط آنکه از تصمیمها و شخصیتپردازی برخاسته باشد. در این فیلم، سوءبرداشتها بیش از آنکه حاصل لایههای پیچیدهٔ رابطه باشند، اغلب بهانهای برای به تأخیرانداختن روشنشدن نیتها میشوند. از همین رو، کشمکشها چندان عمیق یا ماندگار احساس نمیشوند.
پیشبینیپذیری نیز از دل همین ساختار بیرون میآید. فیلم از نشانهها و الگوهای آشنای کمدی رمانتیک بهره میگیرد و کمتر میکوشد انتظار مخاطب را برهم بزند. اگر تماشاگر با چنین آثاری آشنا باشد، احتمالاً مسیر کلی رابطه و سازش میان شخصیتها را حدس میزند. ارزش فیلم، بنابراین، نه در تازگی طرح، بلکه در نحوهٔ عرضهٔ لحظات کوچک، لحن صمیمانه و پیام مثبت آن قرار دارد.
جمعبندی «The Beauty of Love» اثری گرم و امیدبخش دربارهٔ تغییر، همکاری و جستوجوی خوشبختی است؛ فیلمی که میکوشد رؤیای حرفهای اما و جیل را با شکلگیری رابطهٔ عاطفی میان اما و جسی در هم بیامیزد. جذابیت آن بیشتر در فضای آرام و نیت مهربانانهاش نهفته است تا در پیچیدگی داستان یا تازگی شخصیتها.
« با این حال، ضعفهای اجرایی مانع از آن نمیشود که فیلم در بخشهایی حس همدلی ایجاد کند. »
جمعبندی
در سوی دیگر، قصهٔ قابلپیشبینی، کشمکش کمرمق، شخصیتپردازی محدود و لحظاتی از بازی و دیالوگ تصنعی، مانع از آن میشوند که فیلم به تجربهای ماندگار یا عمیق تبدیل شود. بااینهمه، برای تماشاگرانی که داستان عاشقانهای ساده، خانوادگی و خوشحالوهوا میخواهند، اثر میتواند همراهی دلپذیر باشد؛ بهخصوص اگر انتظارشان نه غافلگیری بزرگ، بلکه چند لحظهٔ دلنشین و یادآوری این باشد که گاهی راه تازهٔ خوشبختی از دل تغییر و اعتماد میگذرد.



ثبت دیدگاه