نقد و بررسی
نقد A Savage Christmas | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کریسمس بهمثابه میدانِ بازگشت «A Savage Christmas» از موقعیتی آشنا آغاز میکند: بازگشت به خانه برای تعطیلات، دیدار با خانوادهای که سالها از آن فاصله گرفتهایم، و امیدی محتاطانه به آنکه این بار شاید همهچیز بهتر پیش برود. اما فیلم بهسرعت این نوستالژی را کنار میزند. داوینا سیویج، زن ترنسی که پس از مدتها دوری همراه با دوستپسر تازهاش به خانه بازمیگردد، تصور میکند هویت و زندگی جدیدش مرکز توجه خانواده خواهد بود؛ بااینحال، رازها و دروغهای قدیمی رشتهی دورهمی را به دست میگیرند.
نتیجه، کمدی ـ درامی استرالیایی است که کریسمس را نه تصویری آرام و براق، بلکه صحنهای برای رویارویی، سوءتفاهم و آشفتگی میبیند. فیلم به کارگردانی مادلین دایر ساخته شده و در قالبی جمعوجور، فضای یک مهمانی خانوادگی را به موتور اصلی روایت بدل میکند. خانواده؛ جایی برای نقشهای ازپیشنوشتهشده مهمترین ایدهی فیلم در تنش میان آدمهای واقعی و تصویرهایی نهفته است که خانواده از آنان ساخته است.
داوینا با زندگی تازهاش بازمیگردد، اما آنچه خانواده از او میخواهد لزوماً دیدن او بهعنوان انسانی مستقل نیست؛ هرکس انگار نسخهای را طلب میکند که با خاطرهها، توقعها و خواستههای خودش سازگار باشد. همین فاصله میان شناختن و پذیرفتن، به موقعیتهای خجالتآور و گاه تلخ فیلم جان میدهد.
فیلم در این زمینه ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد. بازگشت داوینا میتوانست بهتنهایی مبنای روایتی صمیمی دربارهی آشتی یا طردشدگی باشد، اما «A Savage Christmas» ترجیح میدهد آن را درون منظومهای از مشکلات و پنهانکاریهای خانوادگی قرار دهد. این انتخاب، از یک سو مانع محدودشدن فیلم به یک مسئلهی واحد میشود و به جمع شخصیتها گستردگی میبخشد؛ از سوی دیگر، گاهی اجازه نمیدهد تجربهی عاطفی داوینا با تمام وزن و ظرافتش در مرکز بماند.
« اما فیلم بهسرعت این نوستالژی را کنار میزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هویت ترنس؛ حضور، نه تمامِ قصه یکی از امتیازهای اثر آن است که شخصیت ترنس را صرفاً به موضوعی برای شرح و توضیح تبدیل نمیکند. داوینا وارد جمع میشود، با دیگران رابطه برقرار میکند و در برابر موقعیتهای گوناگون واکنش نشان میدهد؛ هویت او بخشی مهم از تجربهاش هست، اما تمام شخصیتش را نمیبلعد.
این رویکرد، بهویژه در ژانری که گاه از شخصیتهای حاشیهمانده فقط برای انتقال پیامی مستقیم استفاده میکند، قابلتوجه است. بااینحال، حضور معنادار بهتنهایی تضمین نمیکند که شخصیتپردازی به اندازهی کافی عمیق باشد. داوینا در بخشهایی از فیلم بیشتر نیرویی آرامکننده در میان هیاهوی دیگران به نظر میرسد تا شخصیتی که تضادهای درونیاش بهتدریج کشف میشود.
بازی تیا رونو در این نقش، به شخصیت متانت و خونسردی میبخشد و تضاد او با محیط پرتنش را برجسته میکند؛ اما فیلمنامه همیشه فرصت نمییابد این آرامش را به پیچیدگی عاطفی بیشتری پیوند بزند. فیلم در گشودن فضایی برای حضور او موفقتر است تا در کاوش کامل جهان درونیاش. کمدیِ معذبکننده و لحن استرالیایی طنز فیلم بیش از آنکه بر ظرافت کلامی یا شوخیهای صیقلی تکیه کند، از برخورد آدمها و مکثهای ناخوشایند نیرو میگیرد.
تعارفهای ناموفق، واکنشهای نابجا و لحظاتی که مهمانان نمیدانند چه باید بگویند، فضای کمدیای میسازند که گاهی خندهدار و گاهی عمداً ناراحتکننده است. شوخیهای استرالیایی و حالوهوای آفتابی کریسمس در این سوی جهان نیز به فیلم رنگی متفاوت میدهند؛ دورهمی، بیش از آنکه کارتپستالی زمستانی باشد، جمعی گرم و پرسروصداست که در آن تنشها زیر نور روز هم پنهان نمیمانند.
« بااینحال، حضور معنادار بهتنهایی تضمین نمیکند که شخصیتپردازی به اندازهی کافی عمیق باشد. »
شخصیتها و اجرا
این جنس طنز برای همه یکسان کار نمیکند. بعضی موقعیتها از معذببودن شخصیتها بهخوبی بهره میبرند، اما بعضی دیگر چنان بر اغراق تکیه میکنند که شوخی بهجای آنکه از دل شخصیت بیرون بیاید، تحمیلشده به نظر میرسد. فیلم گاهی از مخاطب میخواهد بهصرف عجیببودن موقعیت بخندد، بیآنکه زمینهی کافی برای آن فراهم کرده باشد.
این نوسان میان شوخطبعی اصیل و کمدی زورکی، یکی از تعیینکنندهترین ویژگیهای لحن اثر است. شلوغی روایت؛ ریتم و آشفتگی «A Savage Christmas» از آن فیلمهایی است که میخواهد در زمانی محدود، تعداد زیادی اتفاق و راز را به حرکت درآورد. هرچه جمع خانوادگی بیشتر درگیر میشود، روایت نیز پیچوخمهای تازهای پیش میکشد و مخاطب را به حدسزدن وامیدارد.
این شتاب، برای تماشای گروهی و واکنشهای جمعی مناسب است: هر افشاگری یا چرخش میتواند بهانهای برای تعجب، خنده یا بحث میان تماشاگران باشد. اما پراتفاقبودن همیشه به معنای پرقدرتبودن نیست. گاهی پیچیدگی داستان بهجای آنکه روابط را عمیقتر کند، صرفاً لایههای بیشتری از آشوب روی آنها میافزاید.
بعضی چرخشها نیز از پیش قابلحدساند و وقتی رخ میدهند، بیش از آنکه معنای تازهای به روایت بدهند، فقط مسیر شلوغ آن را ادامه میدهند. فیلم در حفظ حرکت و سرگرمکنندگی تواناست، اما در ایجاد تعادل میان غافلگیری و انسجام کمتر موفق میشود. بخشی از تماشاگران احتمالاً از همین سیل اتفاقات لذت خواهند برد؛ برای گروهی دیگر، همین ویژگی به پراکندگی و خستگی میانجامد.
« فیلم گاهی از مخاطب میخواهد بهصرف عجیببودن موقعیت بخندد، بیآنکه زمینهی کافی برای آن فراهم کرده باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گروه بازیگران و انرژی جمعی ساختار فیلم بهشدت به بازی گروهی وابسته است. چندین شخصیت با خلقوخو و خواستههای متفاوت در فضای مشترکی قرار میگیرند و بخش مهمی از جذابیت اثر از تقابل آنها پدید میآید. هلن تامسون و دیوید رابرتس در نقش والدین، مرکز بخشی از تنشهای خانوادگیاند؛ Darren Gilshenan نیز با حضور پررنگ خود به آشفتگی جمع میافزاید.
در سوی دیگر، مکس جاهوفر در نقش شریک داوینا، عنصری بیرونی در این جمع است که حضورش میتواند واکنشهای اعضای خانواده را آشکارتر کند. این گروهبازی، در لحظات کامیاب، حس یک دورهمی واقعی و ازکنترلخارجشده را منتقل میکند. نقطهضعف همین ساختار آن است که همهی شخصیتها فرصت برابر برای شکلگرفتن پیدا نمیکنند.
بعضی چهرهها بیشتر کارکردی موقعیتی دارند: ورودشان تنش را بالا میبرد، شوخیای میسازد یا راز دیگری را فعال میکند، اما شخصیت مستقل و مسیر عاطفی روشنی به دست نمیآورند. در نتیجه، جمعیت فیلم بهخوبی حس میشود، ولی اعضای آن همیشه به همان اندازه به یاد نمیمانند. انرژی بازیگران میتواند لحظات پراکنده را سرپا نگه دارد، اما جای انسجامی را که فیلمنامه گاه از دست میدهد، بهطور کامل پر نمیکند.
آشوب خانوادگی و محدودیت تأثیر عاطفی در زیر لایهی کمدی، فیلم دربارهی خانوادهای است که اختلافهایش را با شوخی، انکار و پنهانکاری میپوشاند. این بستر، امکان پرداختن به رنجِ دیدهنشدن و فاصلهای را فراهم میکند که میان اعضای یک خانواده شکل میگیرد، حتی وقتی همه در یک اتاق جمع شدهاند.
« گروه بازیگران و انرژی جمعی ساختار فیلم بهشدت به بازی گروهی وابسته است. »
قوتها و کاستیها
گاهی خندهی فیلم از همین شناخت تلخ میآید: از اینکه آدمها میتوانند به هم نزدیک باشند و در عین حال، دربارهی مهمترین چیزها چیزی ندانند یا نخواهند بدانند. بااینحال، شدت و تعداد درگیریها مجال مکث را محدود میکند. فیلم بیشتر به جلو راندن بحرانها علاقهمند است تا ایستادن کنار پیامدهای عاطفی آنها.
به همین دلیل، بعضی برخوردها بهسرعت از یک انفجار به موقعیتی تازه منتقل میشوند، بیآنکه اثرشان در رابطهها کاملاً رسوب کند. این انتخاب با لحن کمدی پرجنبوجوش فیلم سازگار است، اما قدرت عاطفی بالقوهی داستان را کاهش میدهد. «A Savage Christmas» بیش از آنکه زخمی ماندگار بر جای بگذارد، مخاطب را در میان موجی از موقعیتهای آشفته حرکت میدهد.
جمعبندی «A Savage Christmas» کمدی ـ درامی خانوادگی است که نیروی اصلیاش را از برخورد شخصیتهای ناهمگون، شوخیهای معذبکننده و رازهایی میگیرد که آرامش ظاهری مهمانی را بههم میریزند. فضای کریسمس استرالیایی و حضور داوینا به اثر هویتی متمایز میبخشند و نگاه فیلم به خانواده، با همهی ناتمامیهایش، گاه به نکتهای آشنا و دردناک میرسد: نزدیکان ممکن است بیش از آنکه ما را ببینند، نسخهای را دوست داشته باشند که برایمان ساختهاند.
در مقابل، روایت پرپیچوخم گاهی از کنترل خارج میشود، برخی شوخیها بیشازحد اغراقآمیزند و انبوه درگیریها نمیگذارد فیلم به اندازهی ظرفیتش اثر عاطفی بگذارد. بااینهمه، برای تماشاگرانی که از کمدیهای خانوادگی پرهیاهو و کمی نامتعارف لذت میبرند، فیلم میتواند تجربهای سرگرمکننده باشد؛ بهخصوص در جمعی که از حدسزدن مسیر داستان و خندیدن به آشفتگی شخصیتها لذت میبرد.
« بااینحال، شدت و تعداد درگیریها مجال مکث را محدود میکند. »



ثبت دیدگاه