نقد و بررسی
نقد شرور (Wicked) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت عاشقانه در آستانهٔ خطر «Wicked» ساختهٔ Taryn O’Neill روایتی فانتزیـرمانتیک است که در نیواورلئان شکل میگیرد؛ شهری که فیلم از همان آغاز میکوشد آن را نه صرفاً پسزمینه، بلکه بخشی از حالوهوای داستان قرار دهد. آیوی مورگان، دانشجویی که زندگیاش بر نظمی سختگیرانه استوار است، با رن اونز روبهرو میشود؛ مردی که حضورش بهتدریج آن نظم را برهم میزند.
همزمان، جهانی پنهان از پریان خطرناک و تهدیدهای فراطبیعی، رابطهٔ تازهشکلگرفتهٔ آن دو را از یک دلباختگی معمولی فراتر میبرد. فیلم در پیوند دادن این دو مسیر، یعنی کشش عاطفی و خطر بیرونی، ظرفیت سرگرمکنندهای دارد. رابطهٔ آیوی و رن تنها در خلوت و گفتوگوهای عاشقانه پیش نمیرود؛ مخاطب میبیند که هر دو ناچارند در برابر موقعیتهایی واکنش نشان دهند که اعتماد، خویشتنداری و تواناییشان را میآزماید.
این آمیزش ژانری از نقاط قوت اثر است، هرچند گاه یکی از دو سوی ماجرا بر دیگری سایه میاندازد. شخصیتها و کشمکش عاطفی آیوی شخصیتی است که کنترل و انضباط در زندگیاش نقشی محوری دارد؛ ازاینرو ورود رن فقط آشنایی با فردی تازه نیست، بلکه مواجهه با چیزی است که عادتهای تثبیتشدهٔ او را به پرسش میکشد.
« فیلم در پیوند دادن این دو مسیر، یعنی کشش عاطفی و خطر بیرونی، ظرفیت سرگرمکنندهای دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم رابطهٔ این دو را بر پایهٔ تفاوت خلقوخو و اصطکاک میانشان بنا میکند. همین تنش، به صحنههای عاطفی نیرویی میدهد که در داستانهای عاشقانهٔ کمکشمکش کمتر دیده میشود. بازی Anna Maiche و Liam Hall برای باورپذیر کردن این رابطه اهمیت دارد. هر دو میکوشند میان جذابیت، احتیاط و آسیبپذیری تعادل برقرار کنند؛ بهخصوص زمانی که احساسات شخصیتها با خطرهای اطرافشان درهم میآمیزد.
بااینحال، شخصیتپردازی همیشه به اندازهٔ ایدهٔ مرکزی پرمایه نیست. برخی دگرگونیهای عاطفی بیش از آنکه از گفتوگوها و تصمیمهای شخصیتها برخیزند، به اقتضای پیشبرد داستان رخ میدهند. در نتیجه، رابطه گاهی قانعکننده و پرکشش است و گاهی شتابزده به نظر میرسد. جهان فانتزی و فضای نیواورلئان یکی از امتیازهای «Wicked» انتخاب نیواورلئان بهعنوان محل وقوع ماجراست.
شهری با هویت تاریخی و افسانههای فراوان، بستری مناسب برای روایتی دربارهٔ موجودات پنهان در میان انسانها فراهم میکند. فیلم از این ظرفیت برای ساختن حس راز و ناامنی بهره میگیرد: زندگی روزمره در کنار جهانی نادیدنی جریان دارد و مرز میان امر عادی و فراطبیعی پیوسته سست میشود. بااینهمه، جهانسازی اثر گاه بیشتر به معرفی قواعد و تهدیدها وابسته است تا کاوشی عمیق در پیامدهای آنها.
« فیلم رابطهٔ این دو را بر پایهٔ تفاوت خلقوخو و اصطکاک میانشان بنا میکند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم سرنخهایی از جامعهٔ پریان و خطرهایش ارائه میدهد، اما همهٔ این عناصر فرصت کافی برای گسترش پیدا نمیکنند. تماشاگر میتواند به فضای داستان جذب شود، ولی احتمال دارد خواهان جزئیات بیشتری دربارهٔ سازوکار این جهان و جایگاه شخصیتها در آن باشد. جذابیت فانتزی فیلم، بیش از آنکه از پیچیدگی اسطورهشناختی برخیزد، از حالوهوای رازآلود و پیوندش با داستان عاشقانه نیرو میگیرد.
کارگردانی و ریتم روایت کارگردانی Taryn O’Neill میکوشد میان لحظههای صمیمی، صحنههای پرخطر و بخشهای موزیکال تعادل برقرار کند. این تنوع به فیلم انرژی میدهد و مانع میشود که روایت تنها در یک لحن ثابت پیش برود. بااینحال، ریتم در همهٔ بخشها یکدست نیست. بعضی صحنهها برای ایجاد کشش بهسرعت از یک موقعیت به موقعیت دیگر میروند، درحالیکه برخی لحظههای عاطفی یا توضیحی مجال بیشتری میطلبند.
چنین نوسانی بر تأثیرگذاری درام اثر میگذارد. وقتی فیلم فرصت میدهد رابطهٔ آیوی و رن در بستر کنشها شکل بگیرد، کشش میان آنها بهتر احساس میشود؛ اما در بخشهایی که روایت اطلاعات یا خطرهای تازه را فشرده عرضه میکند، پیوند میان اتفاقها اندکی مکانیکی جلوه میکند. اثر برای مخاطبی که با داستانهای فانتزی عاشقانه آشناست، قواعد ژانر را بهخوبی میشناسد، ولی همیشه نمیتواند آنها را با تازگی یا انسجامی برابر به کار گیرد.
« فیلم سرنخهایی از جامعهٔ پریان و خطرهایش ارائه میدهد، اما همهٔ این عناصر فرصت کافی برای گسترش پیدا نمیکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جلوههای بصری، نور و میزانسن فضای بصری فیلم در خدمت رازآلودگی است، اما اجرای آن گاه ناهماهنگ میشود. رنگبندی کمجان و نورپردازی نامتوازن در بعضی صحنهها از غنای تصویری میکاهد؛ بهویژه آنجا که فیلم به فضایی وهمآلود یا پرتنش نیاز دارد. این انتخابها میتوانند حس سردی و انزوا ایجاد کنند، اما همیشه روشن نیست که نتیجه حاصل تصمیمی زیباییشناختی است یا محدودیت اجرایی.
صحنههای فانتزی و نبردها نیز از همین تفاوت کیفیت تأثیر میپذیرند. گاه حرکت بازیگران و طراحی کنشها به صحنهها جان میبخشد، اما میزانسن و تدوین پرشتاب مجال نمیدهد تا تصویر یا حرکت بهاندازهٔ کافی در ذهن بماند. بخشهای موزیکال، که میتوانستند وجهی نمایشی و متمایز به فیلم اضافه کنند، در بعضی لحظهها از این شتاب آسیب میبینند: برشهای سریع و چیدمان نهچندان گیرا، فرصت تماشای رقص و دریافت کامل فضای صحنه را محدود میکنند.
صدا، اجرا و جذابیت سرگرمکننده موسیقی و صداگذاری در ساختن لحن رمانتیک و فراطبیعی اثر نقش دارند، هرچند همیشه به عنصری تعیینکننده بدل نمیشوند. فیلم بیشتر بر جاذبهٔ شخصیتها و تغییر ناگهانی فضا از صمیمیت به خطر تکیه دارد تا بر طراحی صوتی پیچیده. همین رویکرد، برای داستانی که میخواهد مخاطب را هم با عشق و هم با تعلیق همراه کند، کارکردی قابلقبول دارد؛ اما برخی لحظهها میتوانستند با هماهنگی دقیقتر میان تصویر، موسیقی و تدوین، اثر عاطفی بیشتری پیدا کنند.
« جلوههای بصری، نور و میزانسن فضای بصری فیلم در خدمت رازآلودگی است، اما اجرای آن گاه ناهماهنگ میشود. »
قوتها و کاستیها
در کنار زوج اصلی، حضور شخصیتهای فرعی به سبکتر شدن فضای داستان کمک میکند و گاهی از شدت جدیت آن میکاهد. بااینحال، فرصت پرداخت به همهٔ آنها یکسان نیست. برخی از این چهرهها بیشتر برای افزودن انرژی یا پیشبرد موقعیتها به کار گرفته میشوند تا آنکه مسیر مستقل و کاملی داشته باشند.
نتیجه، فیلمی است که در لحظههای سرگرمکنندهاش صمیمی و پرتحرک میشود، اما در پرداخت اجزای جهان داستانی، گاه به شتابزدگی تن میدهد. پایانبندی و جایگاه فیلم در مجموعه «Wicked» از ابتدا خود را روایتی مستقل و بسته معرفی نمیکند؛ ساختارش به مجموعهای گستردهتر وابسته است و این وابستگی در پایان آشکار میشود.
بدون ورود به جزئیات داستان، میتوان گفت که جمعبندی فیلم بیش از آنکه همهٔ خطوط روایی را به فرجام برساند، بر ادامهٔ ماجرا تأکید میکند. چنین پایانی برای مخاطبی که مشتاق دنبال کردن جهان و شخصیتهاست، میتواند تعلیقبرانگیز باشد؛ اما برای تماشاگرانی که انتظار دارند فیلم بهتنهایی نیز قوس روایی کاملی داشته باشد، احساس ناتمامی بهجا میگذارد.
« در کنار زوج اصلی، حضور شخصیتهای فرعی به سبکتر شدن فضای داستان کمک میکند و گاهی از شدت جدیت آن میکاهد. »
جمعبندی
این انتخاب، هم نقطهٔ قوت است و هم ضعف. از یک سو، میل به ادامهٔ داستان را زنده نگه میدارد؛ از سوی دیگر، بخشی از بار رضایتبخشی را به اثری بعدی واگذار میکند. بنابراین ارزیابی فیلم تا اندازهای به انتظار مخاطب بستگی دارد: اگر آن را آغاز یک مجموعهٔ فانتزیـرمانتیک بدانیم، پایانش کارکرد روشنی دارد؛ اگر بهعنوان اثری مستقل بسنجیم، بسته نشدن برخی مسیرها محسوس است.
جمعبندی «Wicked» فیلمی است با هستهای جذاب: عاشقانهای پرتنش در شهری رازآلود، در میان جهانی که موجودات فراطبیعی در آن کنار انسانها زندگی میکنند. بازی Anna Maiche و Liam Hall به رابطهٔ مرکزی جان میدهد و فضای نیواورلئان به داستان رنگی از رمزآلودگی میبخشد. در مقابل، نوسان ریتم، محدودیتهای بصری، تدوین شتابزده در بعضی صحنههای موزیکال و پایان وابسته به ادامهٔ مجموعه، مانع از آن میشود که همهٔ ظرفیتهای اثر بهطور کامل شکوفا شوند.
فیلم بیش از هر چیز برای مخاطبی مناسب است که از پیوند رمانس و فانتزی لذت میبرد و با روایتهای دنبالهدار همراه است. «Wicked» تجربهای بینقص نیست، اما در ترکیب کشش عاطفی و تهدید فراطبیعی لحظههایی دارد که تماشاگر را به جهان خود میکشاند؛ جهانی که در آن عشق نه پناهگاهی جدا از خطر، بلکه بخشی از مواجهه با آن است.
« بازی Anna Maiche و Liam Hall به رابطهٔ مرکزی جان میدهد و فضای نیواورلئان به داستان رنگی از رمزآلودگی میبخشد. »



ثبت دیدگاه