نقد و بررسی
نقد آزادکار 2023 (Freelance) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان وعدهٔ ماجراجویی و اجرای کمجان «Freelance» محصول سال ۲۰۲۳، ساختهٔ Pierre Morel، از آن فیلمهایی است که جرقهٔ آغازینش نوید سرگرمی پرتحرکی میدهد: محافظی با گذشتهٔ نظامی باید از خبرنگاری در جریان مصاحبه با حاکمی اقتدارگرا مراقبت کند؛ اما کودتایی ناگهانی گفتوگو را به فرار بدل میکند و سه شخصیت اصلی را به دل جنگل میکشاند.
این موقعیت ظرفیت یک ماجرای آمیخته به تعلیق، طنز و برخورد شخصیتها را دارد؛ بااینحال فیلم در مسیر تحقق این ظرفیت، بیش از آنکه جهان و آدمهایش را بپروراند، به پیشروی خطی حادثهها تکیه میکند. حاصل، اثری است که ایدهاش از اجرای نهاییاش جذابتر به نظر میرسد. داستانی با نقطهٔ شروع مناسب شخصیت محوری، میسون پتیتس با بازی John Cena، سربازی پیشین است که اکنون در کاری اداری و یکنواخت گرفتار شده و از زندگی خانوادگیاش نیز احساس فاصله میکند.
پیشنهاد محافظت از کلر ولینگتون، خبرنگاری که آلیسون بری نقشش را بازی میکند، او را به مأموریتی میکشاند که گذشتهٔ خشونتبارش را دوباره به زمان حال پیوند میدهد. ملاقات با رئیسجمهور ونگاس، با بازی Juan Pablo Raba، ظاهراً قرار است برای کلر فرصتی حرفهای باشد؛ اما آشفتگی سیاسی شرایط را تغییر میدهد و سفر کاری به نبردی برای بقا تبدیل میشود.
روایت تا همین نقطه، بیآنکه بیش از اندازه پیچیده باشد، مسیر روشنی پیش پای تماشاگر میگذارد. مشکل از آنجا آغاز میشود که فیلم بهجای آنکه موقعیت را بهانهای برای کشف مناسبات سیاسی، خبرنگاری و اخلاقِ حفاظت کند، آن را عمدتاً سکویی برای تعقیبوگریز میگیرد. کودتا و فرار به جنگل از نظر نمایشی امکانات فراوانی دارند، ولی پیامدهای سیاسی بحران بیشتر پسزمینهای برای ماجراجویی باقی میمانند.
« حاصل، اثری است که ایدهاش از اجرای نهاییاش جذابتر به نظر میرسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کشور خیالی پالدونیا نیز بهندرت به مکانی با تاریخ و زندگی مستقل بدل میشود؛ بیشتر به چشماندازی ناآشنا و خطرناک فروکاسته میشود که قهرمانان از آن میگذرند. تعلیق در برابر پیشبینیپذیری ساختار فیلم بر حرکت پیوسته بنا شده است: تهدیدی رخ میدهد، شخصیتها میگریزند، مانعی تازه پدیدار میشود و آنها راهی برای عبور از آن پیدا میکنند.
این الگو برای یک کمدی ماجراجویانه میتواند مؤثر باشد، بهشرط آنکه هر مرحله اطلاعاتی تازه دربارهٔ شخصیتها بدهد یا مسیر داستان را به شکلی غافلگیرکننده تغییر دهد. در «Freelance»، اما بسیاری از موقعیتها آشنا و قابلحدساند؛ تماشاگر معمولاً پیش از وقوع خطر بعدی، شکل کلی آن را تشخیص میدهد.
از همین رو، حرکت ظاهری فیلم همیشه با تعلیق واقعی همراه نیست. خطرها یکی پس از دیگری از راه میرسند، اما بهندرت فرصتی فراهم میشود تا احساس کنیم پیامد هر تصمیم واقعاً سنگین است. فیلم گاهی میخواهد هم جدی باشد و هم شوخطبع، هم دربارهٔ آشوب سیاسی حرف بزند و هم آن را بهانهای برای شوخی و زدوخورد کند.
این چندگانگی در اصل میتوانست سرچشمهٔ طراوت باشد، ولی چون لحن بهدرستی مهار نمیشود، به ناپیوستگی میانجامد. شیمی بازیگران و مسئلهٔ شخصیتپردازی John Cena برای نقش قهرمانی که میان انضباط نظامی و روزمرگی فرساینده گرفتار شده، انتخابی مناسب به نظر میرسد. حضور جسمانی و توانایی او در بازی با لحن کمدی، میسون را در لحظههای سبکتر قابلتماشا میکند.
« از همین رو، حرکت ظاهری فیلم همیشه با تعلیق واقعی همراه نیست. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، فیلم فرصت چندانی به او نمیدهد تا تناقضهای درونی شخصیت را از سطح اطلاعات اولیه فراتر ببرد. گذشتهٔ نظامی، نارضایتی از شغل و فاصله از خانواده، بیشتر مانند نشانههایی برای تعریف سریع قهرمان به کار میروند تا زخمهایی که در طول ماجرا بهتدریج آشکار شوند. آلیسون بری نیز توانایی و سرزندگی لازم را به کلر میآورد، اما شخصیت او غالباً در نسبت با مأموریت میسون تعریف میشود.
حرفهٔ خبرنگاریاش میتوانست کشمکش اخلاقی و روایی مهمی ایجاد کند: چگونه باید در موقعیتی تهدیدآمیز میان ثبت حقیقت و حفظ جان تصمیم گرفت؟ فیلم این پرسش را بهاندازهٔ کافی پی نمیگیرد. ارتباط میان کلر و میسون گاه لحظههایی سرگرمکننده میسازد، اما رابطه بهندرت از الگوی آشنای همراهی دو آدم ناسازگار فراتر میرود.
Juan Pablo Raba در نقش ونگاس حضور رنگینتری دارد و به جمع سهنفره انرژی میبخشد، ولی او نیز عمدتاً در خدمت تغییر حالوهوای صحنههاست. طنزهایی که به مقصد نمیرسند کمدی فیلم بر تضاد میان شخصیتها و موقعیتهای خطرناک بنا شده است: آدمهایی که در شرایطی نامتعارف گرفتار شدهاند و باید همزمان با تهدید بیرونی و اختلافهایشان کنار بیایند.
این چارچوب میتوانست شوخیهای باموقع و گفتوگوهای تیز بسازد، اما بسیاری از لحظههای طنز یا بیش از اندازه قابلحدساند یا از دل شخصیتها برنمیآیند. گاهی شوخی صرفاً برای شکستن تنش وارد میشود، بیآنکه به شناخت آدمها یا تقویت فضای ماجرا کمک کند. نتیجه آن است که فیلم در هیچیک از دو قطب خود کاملاً جا نمیافتد.
« بااینحال، فیلم فرصت چندانی به او نمیدهد تا تناقضهای درونی شخصیت را از سطح اطلاعات اولیه فراتر ببرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اگر شوخیها قویتر بودند، میتوانست به کمدی ماجراجویانهای سبک و سرزنده تبدیل شود؛ اگر جدیت بیشتری به خطرها میداد، امکان داشت تعلیقی مؤثرتر بسازد. اما طنز کمرمق و لحن ناپایدار، صحنههای پرخطر را نیز از نیروی لازم محروم میکنند. این ضعف بهویژه در بخشهایی آشکار است که فیلم پس از ساختن انتظار، بهجای پرداختن به نتیجهٔ احساسی آن، سریع به شوخی بعدی یا حادثهٔ تازه میپرد.
جنگل، اکشن و فضاسازی گریز به جنگل مهمترین فرصت فیلم برای تغییر ریتم و ساختن فضایی متفاوت است. محیط طبیعی میتواند شخصیتها را از نظم آشنا جدا کند، مهارتهایشان را به آزمون بگذارد و خطر را ملموستر سازد. در «Freelance» نیز صحنههای فرار و درگیری، تنوع بصری و جنبوجوشی به روایت میدهند و فیلم را از فضای اداری و گفتوگوهای آغازین دور میکنند.
این بخشها، در مقایسه با لحظههایی که روایت تنها بر توضیح موقعیتها تکیه دارد، ظرفیت سرگرمکنندهتری دارند. بااینحال، اکشن بهندرت به اوج هیجان میرسد. درگیریها اغلب بیشتر کارکردی دارند: راهی برای گذر از یک مرحله و رسیدن به مرحلهٔ بعد. میزانسن و تدوین نیز بهجای آنکه تنش را پلهپله افزایش دهند، گاهی صحنهها را به مجموعهای از ضربهها و فرارهای کوتاه تبدیل میکنند.
محیط جنگل هم بهطور کامل به نیروی دراماتیک بدل نمیشود؛ خطرهایش بیشتر در حد مانعهایی بیرونی باقی میمانند و کمتر بر تصمیمها و دگرگونی شخصیتها اثر میگذارند. بنابراین، فضای ماجراجویانهای که فیلم وعده میدهد حاضر است، اما شدت و غنای کافی پیدا نمیکند. فرصتهای ازدسترفته داستان فیلم چند مسیر جذاب در اختیار دارد: خبرنگاری که باید در دل بحران حقیقت را ثبت کند، محافظی که میان وظیفه و خانوادهاش گرفتار است، و حاکمی که حضورش در کنار آن دو میتواند روایت را از مرز یک فرار ساده فراتر ببرد.
« اما طنز کمرمق و لحن ناپایدار، صحنههای پرخطر را نیز از نیروی لازم محروم میکنند. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، «Freelance» این ایدهها را بیشتر معرفی میکند تا بسط دهد. کلر میتوانست عاملیت بیشتری در پیشبرد ماجرا داشته باشد؛ تعارض میسون میان گذشته و زندگی خانوادگیاش نیز میتوانست در موقعیتهای عملی آزموده شود، نه آنکه عمدتاً به پیشینهٔ شخصیت محدود بماند. به همین دلیل، فیلم گاه حس طرحی اولیه را دارد که بخشهای جذابش هنوز بهطور کامل به یکدیگر پیوند نخوردهاند.
بازیگران حضور دارند، موقعیت اصلی روشن است و عناصر لازم برای سرگرمی فراهم شدهاند؛ اما فیلمنامه کمتر از آنها بهره میگیرد تا داستانی با شخصیتهای بهیادماندنی یا کشمکشی واقعاً پیچیده بسازد. این کاستی بیش از آنکه ناشی از کمبود ایده باشد، حاصل استفادهٔ محتاطانه و کمعمق از ایدههاست.
جمعبندی «Freelance» ماجرایی با پیشفرضی پرتحرک است که میان اکشن و کمدی در جستوجوی هویتی روشن میماند. John Cena و آلیسون بری ترکیبی دیدنی و خوشحضور میسازند و Juan Pablo Raba نیز به گروه انرژی میدهد؛ صحنههای فرار در جنگل گاهی جان تازهای به روایت میبخشند. در مقابل، داستان به الگوهای آشنا متکی است، شوخیها اغلب اثرگذاری محدودی دارند و اکشن، با وجود موقعیتهای مناسب، هیجان پایداری ایجاد نمیکند.
این فیلم میتواند برای تماشاگرانی که از یک ماجرای سبک و کمتوقع استقبال میکنند، زمانی سرگرمکننده فراهم آورد؛ اما برای آنکه از یک محصول گذرا فراتر برود، به شخصیتپردازی دقیقتر، طنزی زندهتر و پیوندی محکمتر میان خطر، سیاست و انتخابهای انسانی نیاز داشت. «Freelance» بیش از آنکه ناکامِ یک ایدهٔ نامناسب باشد، نمونهٔ ایدهای مناسب است که پرداختش به اندازهٔ ظرفیتش پیش نمیرود.
« بااینهمه، «Freelance» این ایدهها را بیشتر معرفی میکند تا بسط دهد. »



ثبت دیدگاه