نقد و بررسی
نقد A Pure Place | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جزیرهای میان پاکی و تباهی «A Pure Place» فیلمی از نیکياس خریسوس است که هراس را نه از راه تعقیبوگریز و شوکهای ناگهانی، بلکه از دل نظمی آرام، آیینی و بهظاهر معنوی میسازد. ماجرا در جزیرهای دورافتاده در یونان میگذرد؛ جایی که پاول و خواهرش ایرینا در جماعتی بسته زندگی میکنند و مرشدی به نام فوست بر آن فرمان میراند.
در این جهان، صابون و پاکیزگی تنها ابزارهای روزمره نیستند؛ به نشانههایی از باور، منزلت و سلطه بدل شدهاند. هرچه داستان پیش میرود، معنای «پاکی» نیز از یک فضیلت ساده فاصله میگیرد و صورتِ هولناکتری پیدا میکند. فیلم از همان آغاز، تماشاگر را با فضایی نامتعارف روبهرو میسازد؛ فضایی که آشناییزداییاش هم جذاب است و هم گاه گیجکننده.
روایت ترجیح میدهد قواعد جماعت را بهتدریج و از خلال رفتارها، مناسک و رابطههای قدرت آشکار کند. این انتخاب به شکلگیری حس کنجکاوی کمک میکند، اما گاهی نیز مانع از آن میشود که جهان داستان عمق و انسجام لازم را بیابد. پاکی بهمثابه ابزار سلطه یکی از ایدههای محوری فیلم، وارونهکردن معنای پاکیزگی است.
آنچه در زبان معمول نشانه سلامت و آراستگی است، اینجا به معیاری برای سنجیدن ارزش انسانها تبدیل میشود. جماعت، افراد را در طبقههایی نابرابر جای میدهد و با تکیه بر این تقسیمبندی، سلسلهمراتبی میسازد که در آن قدرت خود را طبیعی و حتی مقدس جلوه میدهد. صابون نیز در همین نظام معنایی قرار میگیرد: کالایی ساده که بهواسطه آیین و باور، بار نمادین پیدا میکند.
« در این جهان، صابون و پاکیزگی تنها ابزارهای روزمره نیستند؛ به نشانههایی از باور، منزلت و سلطه بدل شدهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در ترسیم این منطق، بیش از آنکه به توضیح مستقیم تکیه کند، از تصویر و مناسک بهره میبرد. این رویکرد با حالوهوای رازآلود اثر سازگار است؛ بااینحال، نمادپردازی گاهی چنان پیشزمینه میگیرد که مضمون از تجربه ملموس شخصیتها جدا میماند. ایدهها قابلتوجهاند، اما هر ایده الزاماً به شخصیتپردازی یا درامی به همان اندازه پرمایه نمیانجامد.
در نتیجه، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه با زندگی درونی اعضای جماعت درگیر شود، سرگرم رمزگشایی از نشانههای آن باشد. دوگانگی خواهر و برادر در قلب داستان، رابطه پاول و ایرینا قرار دارد؛ رابطهای که با پیوند خانوادگی آغاز میشود، اما زیر فشار ساختار فرقهای معنای دیگری مییابد. نزدیکشدن ایرینا به فوست، پاول را با ترس از ازدستدادن خواهرش روبهرو میکند.
از این نقطه، کوشش او برای نجات ایرینا به نیروی پیشبرنده روایت بدل میشود، بیآنکه فیلم از همان ابتدا همه پیامدهای این تقابل را آشکار کند. این پیوند عاطفی، زمینهای مناسب برای نشاندادن اثر فرقه بر صمیمیت و اعتماد فراهم میکند. جماعت تنها افراد را از جهان بیرون جدا نمیسازد؛ رابطههای خصوصی را نیز به قلمرو اقتدار خود میکشاند.
بااینحال، روایت در پرداخت عاطفی این رابطه همیشه به یک اندازه موفق نیست. گاه فاصله میان آنچه شخصیتها تجربه میکنند و آنچه تماشاگر از آنان میفهمد، بیش از حد باقی میماند. همین فاصله از ابهام هنری فیلم پشتیبانی میکند، اما در بعضی لحظهها از شدت همدلی میکاهد. قابهایی که قصه را پیش میبرند مهمترین سرمایه «A Pure Place» زبان بصری آن است.
« فیلم در ترسیم این منطق، بیش از آنکه به توضیح مستقیم تکیه کند، از تصویر و مناسک بهره میبرد. »
شخصیتها و اجرا
جزیره با قابهایی چشمنواز و رنگهایی حسابشده تصویر میشود؛ زیبایی محیط در برابر خشونت پنهان نظم حاکم، تضادی مؤثر میسازد. آفتاب و چشماندازهای مدیترانهای نوید آرامش میدهند، اما این آرامش مدام با احساس محصوربودن و ناامنی نقض میشود. فیلم از این تقابل بهره میگیرد تا نشان دهد مکانی زیبا هم میتواند به زندانی بسته بدل شود.
ترکیببندیها و فضاهای معماری نیز به ساختن این حس کمک میکنند. جهان جماعت صرفاً پسزمینهای برای حوادث نیست؛ شکل دیداری آن بخشی از نظام قدرت است. جایگاه افراد در فضا، مرزهای میان گروهها و تفاوت میان نواحی مختلف، بهتدریج حسی از نظم تحمیلی میسازند. در این زمینه، تصویر گاهی بیش از دیالوگها سخن میگوید.
بااینهمه، قدرت بصری فیلم هم محدودیتی دارد: زیبایی قابها همیشه با نیروی دراماتیک همراه نمیشود و ممکن است تماشاگر احساس کند تصاویر از قصه پیشی گرفتهاند. کارگردانی، لحن و فضای وهمآلود خریسوس لحن اثر را میان درام فرقهای، قصهای کابوسوار و هراس روانشناختی نگه میدارد. فیلم بهندرت به ترساندن صریح متوسل میشود؛ بهجای آن، محیطی میسازد که در آن رفتارهای عادی اندکاندک نامطمئن و تهدیدآمیز به نظر میرسند.
همین آرامش ناآرامکننده یکی از ویژگیهای شاخص فیلم است. جهان داستان نه کاملاً واقعگراست و نه بهتمامی از قواعد خیال پیروی میکند؛ گویی شخصیتها در فضایی میان افسانه و واقعیت گرفتار شدهاند. این انتخاب لحن، برای مخاطبی که از وحشت پرتحرک و حادثهمحور انتظار دارد، ممکن است کمرمق جلوه کند.
« فیلم از این تقابل بهره میگیرد تا نشان دهد مکانی زیبا هم میتواند به زندانی بسته بدل شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در بخشهایی با مکثهای طولانی و پیشروی کند خود، تعلیق را حفظ میکند، اما گاهی همان مکثها به کشآمدن روایت میانجامند. برخی مسیرها نیز آنقدر زود قابلحدس میشوند که رازآلودگی فیلم بهتنهایی برای نگهداشتن ضرباهنگ کافی نیست. اثر میخواهد تماشاگر در فضای خود غوطهور شود، ولی همیشه نمیتواند این غوطهوری را به پیشرفتی محسوس در داستان پیوند بزند.
بازیها و حضور فوست بازیها در شکلدادن به فضای باورپذیر و ناآرام فیلم سهم مهمی دارند. سم لوویک در نقش فوست، رهبر جماعت، حضوری پررنگ و چندوجهی میآفریند. او شخصیت را صرفاً به چهرهای خشن و یکبعدی تقلیل نمیدهد؛ در رفتار و گفتارش آمیزهای از اقتدار، نمایشگری و اطمینان به خویش دیده میشود.
همین کیفیت، او را به مرکز ثقل جمع تبدیل میکند و توضیح میدهد که چرا دیگران ممکن است به نظم او تن بدهند، بیآنکه فیلم نیازمند شرحوتفسیر فراوان باشد. گرتا بوهاچک و کلود هاینریش نیز در نقش ایرینا و پاول، دو قطب عاطفی داستان را شکل میدهند. بازیهای آنان با فضای کنترلشده و غیرواقعگرایانه اثر تناسب دارد و از اغراق بیمورد پرهیز میکند.
گاه همین خویشتنداری به سود ابهام شخصیتهاست؛ گاه نیز سبب میشود عواطفشان کمتر از آنچه موقعیت اقتضا میکند به سطح بیاید. بااینحال، مجموعه بازیها به فیلم کمک میکند تا آیینهای غریب جماعت را جدی بگیرد و آنها را صرفاً وسیلهای برای ساختن جلوههای عجیبوغریب نکند. ریتم و محدودیتهای روایت «A Pure Place» در مسیر خود همواره میان رازآلودگی و شفافیت در نوسان است.
« برخی مسیرها نیز آنقدر زود قابلحدس میشوند که رازآلودگی فیلم بهتنهایی برای نگهداشتن ضرباهنگ کافی نیست. »
قوتها و کاستیها
پنهانگویی فیلم در آغاز جذابیت دارد، زیرا تماشاگر را به مشاهده دقیق جزئیات وادار میکند. اما هرچه زمان میگذرد، بخشی از این ابهام به جای آنکه به پیچیدگی معنادار بدل شود، به کمبود اطلاعات یا کمتوسعهماندن جهان داستان نزدیک میشود. فرقه، با همه ظرفیتش برای کاوش در ایمان، انضباط و سوءاستفاده از قدرت، گاه بیشتر همچون طرحی نمادین باقی میماند تا جامعهای با تاریخ و منطق درونی روشن.
از سوی دیگر، کندی ریتم نه همیشه به تعلیق میانجامد و نه در همه صحنهها فرصت تأملی ثمربخش فراهم میکند. بعضی بخشها کشدارند و پیشرفت داستان در آنها اندک است. در سوی مقابل، ایده اولیه و فضای تصویری فیلم بهاندازهای متمایزند که اثر را از یک روایت معمولی درباره فرقهها جدا میکنند.
مشکل اصلی آن است که این ظرفیتها بهطور کامل در خدمت یک درام پرقدرت قرار نمیگیرند؛ فیلم بیش از آنکه کمبود ایده داشته باشد، در تبدیل ایدههایش به تجربهای پیوسته و ماندگار ناتمام میماند. جمعبندی «A Pure Place» اثری نامتعارف و دیداری است که از تقابل پاکی و آلودگی، زیبایی و تهدید، و پیوند خانوادگی و سلطه فرقهای فضایی وهمآلود میسازد.
قابهای چشمنواز جزیره، طراحی تصویری سنجیده و حضور تأثیرگذار فوست، از امتیازهای برجسته فیلماند. در عوض، ریتم آرام و گاه فرساینده، پیشبینیپذیری برخی مسیرها و پرداخت نهچندان عمیق جماعت، مانع از آن میشوند که همه ظرفیتهای ایده مرکزی به ثمر برسند. این فیلم بیش از آنکه با هیجان پیوسته یا پاسخهای روشن پیش برود، بر حس ناخوشایندِ تماشای جهانی بسته تکیه دارد؛ جهانی که در آن زبان رستگاری میتواند پوششی برای قدرت باشد.
« پنهانگویی فیلم در آغاز جذابیت دارد، زیرا تماشاگر را به مشاهده دقیق جزئیات وادار میکند. »
جمعبندی
مخاطبی که از وحشت آرام، تصویرپردازی برجسته و روایتهای اندکی نامتعارف لذت میبرد، احتمالاً با آن ارتباط برقرار میکند. اما برای کسی که درام پرشتاب و شخصیتپردازی مفصل میخواهد، زیبایی بصری اثر شاید نتواند جای خالی کشش روایی را کاملاً پر کند.



ثبت دیدگاه