نقد و بررسی
نقد وایکینگها: والهالا (Vikings: Valhalla) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میراثی سنگین، جهانی تازه «Vikings: Valhalla» با فاصلهای بیش از صد سال از رویدادهای «وایکینگها» آغاز میشود؛ زمانی که جهان اسکاندیناوی و انگلستان در آستانه دگرگونیهای سیاسی و مذهبی قرار دارد. این مجموعه نه بازگشتی مستقیم به قهرمانان پیشین است و نه صرفاً تکرار همان روایت در لباسی تازه؛ بیشتر میکوشد نسلی دیگر را در برابر میراثی بزرگ بگذارد و نشان دهد نامهای افسانهای چگونه از دل جاهطلبی، ایمان، خشونت و انتخابهای فردی شکل میگیرند.
همین فاصله زمانی به سازندگان امکان میدهد قلمرویی مستقل بسازند، اما سایه سری پیشین همچنان بر اثر افتاده است: هر تصمیمی که مجموعه میگیرد، خواهناخواه با خاطره «وایکینگها» سنجیده میشود. داستان بر چهرههایی چون Leif Eriksson، Freydis و Harald Sigurdsson تمرکز دارد؛ شخصیتهایی که هر یک از مسیر متفاوتی به قدرت، تعلق و سرنوشت نزدیک میشوند.
در پس ماجراهای جنگی و رقابتهای سیاسی، شکاف میان باورهای مسیحی و آیینهای کهن نورس نیز حضوری محوری دارد. این تضاد، ظرفیت دراماتیک فراوانی فراهم میکند: اختلافی که فقط بر سر مذهب نیست، بلکه با هویت، وفاداری و شکل قدرت گره خورده است. مجموعه در بهترین لحظههایش درمییابد که تاریخ را صرفاً پادشاهان و نبردها نمیسازند؛ باورهایی که مردم برایشان میجنگند نیز میتوانند مسیر یک جامعه را تغییر دهند.
« در پس ماجراهای جنگی و رقابتهای سیاسی، شکاف میان باورهای مسیحی و آیینهای کهن نورس نیز حضوری محوری دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
چهرههای اصلی و بازیها یکی از امتیازهای مهم «Valhalla» بازیهای باورپذیر آن است، بهویژه در نقشهای محوری. Sam Corlett، Frida Gustavsson و Leo Suter به شخصیتهای خود تمایز میبخشند و کمک میکنند قهرمانان صرفاً نامهایی پرطمطراق در دل روایتی تاریخی نباشند. بازیها در صحنههای آرام، جایی که شخصیتها باید تردید، اندوه یا کشمکش درونی را منتقل کنند، اغلب مؤثرتر از لحظههایی هستند که داستان به نمایش مستقیم قدرت و قهرمانی رو میآورد.
Leif در میان وفاداری به همراهان و تمنای کشف راهی تازه، شخصیتی است که آرامآرام امکان دگرگونیاش آشکار میشود. Freydis نیز صرفاً در حاشیه روایت برادر یا دیگر مردان قرار نمیگیرد؛ باور و ارادهاش او را به نیرویی مستقل بدل میکند. Harald، با جاهطلبی و جذابیت سیاسیاش، وجه دیگری از رهبری را نمایندگی میکند: رهبریای که نه فقط در میدان نبرد، بلکه در توانایی خواندن مناسبات قدرت سنجیده میشود.
این تفاوتها به مجموعه تنوعی خوشایند میدهند، هرچند همه شخصیتها به یک اندازه فرصت نمییابند که پیچیدگی خود را به تمامی آشکار کنند. سیاست، ایمان و هویت درام سیاسی مجموعه از رقابت بر سر تاجوتخت فراتر میرود. «Valhalla» جهانی را تصویر میکند که در آن اتحادها میتوانند با تغییر موازنه قدرت سست شوند و پیوندهای فرهنگی یا دینی بهآسانی به مرزهای دشمنی بدل گردند.
« چهرههای اصلی و بازیها یکی از امتیازهای مهم «Valhalla» بازیهای باورپذیر آن است، بهویژه در نقشهای محوری. »
شخصیتها و اجرا
در چنین فضایی، وفاداری چیزی ثابت و بیچونوچرا نیست؛ گاه از ضرورت بقا میآید و گاه از اعتقادی که شخصیت حاضر نیست بهآسانی از آن دست بکشد. تقابل مسیحیت و باورهای نورس، هنگامی بیشترین اثر را دارد که در تجربه روزمره آدمها دیده میشود: در آیینها، مناسبات اجتماعی و تصمیمهایی که پیامدهای سیاسی دارند.
بااینحال، مجموعه گاهی این کشمکش را با شتاب به محرکی برای درگیری بعدی تبدیل میکند و فرصت نمیدهد لایههای فکری و عاطفی آن بهخوبی بنشینند. نتیجه، دوگانهای پرکشش اما نه همیشه بهاندازه کافی ژرف است؛ مخاطب اهمیت تضاد را درمییابد، ولی گاه کمتر از آنچه انتظار میرود در پیچیدگیاش مکث میکند.
چشمانداز بصری و صحنههای نبرد از نظر بصری، مجموعه بهخوبی جهان پرخطر و پرتحرک خود را میسازد. لباسها، طراحی محیطها و لوکیشنها به فضای تاریخی رنگ و بافت میدهند و صحنهها اغلب چشمنوازند، بیآنکه صرفاً به نمایش تزئینات بدل شوند. دریا، سکونتگاهها و تالارهای قدرت هر یک به ساختن حس مکانی کمک میکنند؛ جهانی که در آن سفر، جنگ و سیاست اجزای جداییناپذیر زندگیاند.
« چشمانداز بصری و صحنههای نبرد از نظر بصری، مجموعه بهخوبی جهان پرخطر و پرتحرک خود را میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صحنههای اکشن نیز از جذابیتهای اثرند. نبردها انرژی لازم را دارند و خشونت را با فضایی متناسب با جهان سریال پیوند میزنند. بااینهمه، تأثیر یک نبرد تنها به گستردگی تصویر یا شدت برخوردها وابسته نیست؛ مخاطب باید بداند برای چه کسانی و چه چیزی خطر میکند. هرجا رابطه شخصیتها با پیامدهای جنگ روشن است، اکشن معنا پیدا میکند؛ اما وقتی روایت با شتاب از رویدادی به رویداد دیگر میپرد، نبرد ممکن است بیش از آنکه نقطه اوج درام باشد، قطعهای تماشایی در میان چند قطعه دیگر به نظر برسد.
ریتم ناهموار و پراکندگی روایت ضعف اصلی «Valhalla» را باید در ریتم ناهموارش جستوجو کرد. برخی قسمتها کشدار میشوند و صحنههایی که قرار است تنش بسازند، گاه بیش از اندازه در یک وضعیت باقی میمانند. در سوی دیگر، روایت بعضی رخدادها و دگرگونیها را چنان سریع پیش میبرد که فرصت درک و هضمشان از مخاطب گرفته میشود.
این نوسان میان مکثهای طولانی و جهشهای شتابزده، ضرباهنگ کلی را ناپایدار میکند. پراکندگی خطهای داستانی نیز گاهی مانع تمرکز میشود. مجموعه میخواهد همزمان به چند جبهه سیاسی، چند رابطه شخصی و چند کشمکش اعتقادی بپردازد. این گستردگی در اصل میتواند تصویری زنده از جهانی پیچیده بسازد، اما زمانی که پیوند میان خطها بهاندازه کافی محکم نباشد، هر کدام بخشی از توجه را به سوی خود میکشند و هیچکدام مجال نمییابند به عمق کامل برسند.
« نبردها انرژی لازم را دارند و خشونت را با فضایی متناسب با جهان سریال پیوند میزنند. »
قوتها و کاستیها
ازاینرو، بعضی اتفاقها حالتی عجولانه پیدا میکنند و برخی مسیرها پیش از آنکه به نتیجهای رضایتبخش برسند، کمرنگ یا ناتمام میمانند. شخصیتپردازی و میراث سری پیشین «Valhalla» از داشتن گروهی از شخصیتهای جذاب بهره میبرد، اما جذابیت اولیه همیشه به شخصیتپردازی کامل منتهی نمیشود. بعضی چهرهها با انگیزهها و تناقضهایشان بهیادماندنی میشوند؛ برخی دیگر بیشتر کارکردی روایی دارند و برای پیش بردن نقشه یا ایجاد مانع وارد داستان میشوند.
کمبود فرصت برای پرداخت شماری از شخصیتها، پیوند عاطفی مخاطب با همه خطوط را دشوار میسازد. این مسئله بهویژه در مجموعهای مهم است که میخواهد گسترهای از قهرمانان و رقیبان را در زمان محدود معرفی کند. مقایسه با «وایکینگها» نیز اجتنابناپذیر است، اما بهترین راه تماشای این مجموعه آن است که آن را نه نسخهای همسنگ یا جانشین مستقیم اثر پیشین، بلکه روایتی مستقل با دغدغههای خودش بدانیم.
«Valhalla» از جهان آشنا، افسانهها و فضای حماسی بهره میگیرد، اما قهرمانان و مسیرهای تازهای پیش میکشد. اگر انتظار تکرار همان کیفیت، همان عمق یا همان پیوندهای بلندمدت را داشته باشیم، فاصله میان دو اثر بیشتر به چشم میآید. بااینحال، مجموعه در لحظههایی که بر شخصیتهای اصلی و تعارضهای ویژه خود تمرکز میکند، هویت مستقلش را پیدا میکند.
« کمبود فرصت برای پرداخت شماری از شخصیتها، پیوند عاطفی مخاطب با همه خطوط را دشوار میسازد. »
جمعبندی
جمعبندی «Vikings: Valhalla» اثری سرگرمکننده و خوشساخت در چارچوب درام تاریخی و حماسی است؛ بازیهای خوب، بهویژه در نقشهای اصلی، فضای بصری چشمگیر و نبردهای پرتحرک، آن را برای علاقهمندان این گونه جذاب میکنند. در کنار این امتیازها، روایت گاهی میان کشآمدن و شتابزدگی نوسان دارد، خطهای داستانی پراکنده میشوند و شماری از شخصیتها فرصت کافی برای تثبیت و تحول پیدا نمیکنند.
نزدیکی مجموعه به رخدادها و شخصیتهای تاریخی نیز برای برخی مخاطبان اهمیت دارد، اما اثر بیش از آنکه بازسازی دقیق تاریخ باشد، درامی الهامگرفته از تاریخ و افسانه است. تماشاگرانی که به جهان وایکینگی، رقابتهای سیاسی، نبردها و قهرمانان جاهطلب علاقه دارند، احتمالاً از بخش بزرگی از مجموعه لذت خواهند برد.
اما کسانی که از روایت پیوسته، پرداخت عمیق همه شخصیتها و ریتمی یکنواخت انتظار دارند، ممکن است با کاستیهایش روبهرو شوند. در نهایت، «Valhalla» در بهترین لحظاتش نوید روایتی پرشور از نسلی تازه را میدهد؛ روایتی که هرچند همیشه فرصت نمییابد همه ظرفیتهایش را شکوفا کند، همچنان تماشایی و کنجکاویبرانگیز باقی میماند.



ثبت دیدگاه