نقد و بررسی
نقد راهبه و شیطان (The Nun and the Devil) | 1973
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
صومعه بهمثابه میدان قدرت «راهبه و شیطان» که عنوان اصلیاش «راهبههای سنت آرکانجلو» است، در ظاهر به جهانی بسته و آیینی قدم میگذارد: صومعهای در ایتالیا، در واپسین دهههای سدهٔ شانزدهم، جایی که بیماریِ مادر روحانی خلأ قدرتی پدید میآورد و رقابت برای جانشینی او آغاز میشود. اما فیلم خیلی زود روشن میکند که این خلوتگاه از سیاست بیرون نمانده است.
مناسبات قدرت، جاهطلبی، میل و ترس، پشت دیوارهایی جریان دارند که قرار بوده پناهگاه ایمان باشند. نقطهٔ قوت طرح همین تضاد است. صومعه نه صرفاً فضایی برای رازآلودگی، بلکه نمونهای فشرده از جامعهای سلسلهمراتبی است: مقامها و امتیازها در آن ارزش دارند، پیوندهای خانوادگی و نفوذ بیرونی در تصمیمها اثر میگذارند و تعهدهای مذهبی با خواستههای انسانی اصطکاک پیدا میکنند.
فیلم از این موقعیت برای ساختن تعلیقی پیوسته بهره میگیرد؛ تعلیقی که سرچشمهاش بیش از آنکه حادثهای بیرونی باشد، بیاعتمادی میان ساکنان صومعه است. جاهطلبی در جامهٔ تقوا مادر جولیا در مرکز این کشمکش قرار دارد؛ زنی مصمم و حسابگر که جایگاه آیندهٔ خود را نه به امید بخت، بلکه با برنامهریزی و سنجیدن ضعفهای دیگران دنبال میکند.
جذابیت شخصیت او در آن است که جاهطلبیاش صرفاً یک صفت منفی و ساده نیست. او در محیطی محدود و مردسالارانه عمل میکند؛ جایی که قدرت رسمی زنان اندک است و دستیابی به مقام مذهبی، هم امکان نفوذ میدهد و هم آنها را در معرض نظارت و مجازات قرار میدهد. همین تناقض، شخصیت را به چیزی فراتر از یک توطئهگر معمولی نزدیک میکند.
« اما فیلم خیلی زود روشن میکند که این خلوتگاه از سیاست بیرون نمانده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در برابر او، خواهر کیارا و خواهر کارملا دو صورت متفاوت از نیروی مخالف را نمایندگی میکنند: یکی درگیر رنج عاطفی و کشاکش میان احساس و سوگندهایش است، و دیگری با حضوری جسورانه و میلمحور، نظم اخلاقی صومعه را به چالش میکشد. با این همه، فیلم گاه بیش از آنکه این سه زن را به شخصیتهایی پیچیده و مستقل بدل کند، از آنها بهعنوان قطبهای دراماتیک استفاده میکند: جاهطلبی، عشق و شهوت.
این سادهسازی به پیشبرد قصه کمک میکند، اما از عمق روانشناختی آن میکاهد. عشق، میل و ریاکاری نهادی یکی از محورهای اصلی فیلم، فاصلهٔ میان آموزههای رسمی و رفتار واقعی آدمهاست. نذرهای مذهبی در برابر میلهای خصوصی قرار میگیرند، اما اثر علاقهای ندارد که این تضاد را تنها به خطای فردی راهبهها تقلیل دهد.
نهاد کلیسا نیز در بازی قدرت حضور دارد و گاه منافع مالی و سیاسی را پشت زبان ایمان پنهان میکند. بنابراین، عنوان فیلم را میتوان اشارهای به شیطانی بیرونی دانست، اما نیروی تاریکتر در خود مناسبات انسانی و ساختارهایی نهفته است که از تقدس برای حفظ اقتدار بهره میبرند. با این حال، پرداخت فیلم همیشه به تیزی ایدهاش نیست.
در لحظاتی که میتوانست ریاکاری را از راه رفتارهای روزمره، سکوتها و تصمیمهای کوچک نشان دهد، گاه به ملودرام و تقابلهای آشکار روی میآورد. نتیجه آن است که مضمون فساد نهادی قابلفهم میماند، اما همیشه به تجربهای پیچیده و تأملبرانگیز تبدیل نمیشود. فیلم بیش از آنکه به واکاوی آرام قدرت بپردازد، اغلب آن را در قالب نقشه، رقابت و بحرانهای پیدرپی به نمایش میگذارد.
« این سادهسازی به پیشبرد قصه کمک میکند، اما از عمق روانشناختی آن میکاهد. »
شخصیتها و اجرا
فضای بصری و حس محصورشدگی فضای صومعه از عناصر مؤثر فیلم است. راهروها، حجرهها و فضاهای آیینی، حس محصورشدگی و نظارت را تقویت میکنند؛ گویی شخصیتها حتی در خلوت نیز از نگاه دیگران در امان نیستند. این محیط برای داستانی دربارهٔ راز و رقابت مناسب است، زیرا هر در بسته میتواند وعدهٔ پنهانکاری بدهد و هر فضای مشترک به صحنهای برای نمایش قدرت بدل شود.
فیلمبرداری روان و چشمنواز نیز به این جهان جلوهای دیدنی میبخشد و از یکنواختی بصری میکاهد. تصاویر، در بهترین لحظات، میان شکوه آیینی و اضطراب پنهان تعادل برقرار میکنند. با اینحال، زیبایی قابها همیشه به معنای انسجام کامل در فضاسازی نیست. گاه صحنهها بیشتر در خدمت جذابیت ظاهری و آرایش تاریخیاند تا ساختن حسی عمیق از زمان و مکان.
از همین رو، فیلم را میتوان اثری خوشنما دانست که برخی فرصتهای بصریاش را برای ایجاد معنایی فراتر از تزئین به کار میگیرد، اما نه همیشه با موفقیت یکسان. بازیگری و ترسیم شخصیتها Anne Heywood در نقش مادر جولیا، وقار و محاسبهگری را در کنار هم قرار میدهد. حضور او به رقابت مرکزی وزن میدهد و کمک میکند جاهطلبی شخصیت، صرفاً به چند حرکت آشکار و نمایشی فروکاسته نشود.
Martine Brochard و Claudia Gravy نیز در نقشهایی که هر یک با گونهای متفاوت از عاطفه و میل تعریف شدهاند، به فضای پرتنش گروه شکل میدهند. حضور Ornella Muti در نقش ایزابلا بخشی از جوانی و شکنندگی را به جمع میافزاید؛ هرچند نقش او در ساختار کلی روایت به اندازهٔ محورهای اصلی گسترش نمییابد.
« فضای بصری و حس محصورشدگی فضای صومعه از عناصر مؤثر فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیها عموماً در خدمت لحن پرکشش و نمایشی فیلماند، اما کیفیت شخصیتپردازی محدودیتهایی بر آنها تحمیل میکند. برخی زنان بیشتر بر پایهٔ موقعیتشان در رقابت تعریف میشوند تا گذشته، باورها و تناقضهای درونیشان. اگر فیلم زمان بیشتری را به رابطههای پیچیده و دگرگونیهای تدریجی اختصاص میداد، تقابلها میتوانستند از سطح نقشهکشی و حسادت فراتر بروند.
با وجود این، بازیگران اصلی در حفظ کشش روایی نقش مهمی دارند. ریتم و وعدهٔ اروتیک «راهبه و شیطان» در بخشی از مسیر خود کشش خوبی دارد؛ جانشینیِ قریبالوقوع، اتحادهای ناپایدار و رازهایی که بهتدریج آشکار میشوند، مخاطب را به دنبالکردن مناسبات صومعه ترغیب میکنند. اما ریتم فیلم همیشه به یک اندازه منضبط نیست.
بعضی بخشها طولانیتر از نیاز دراماتیک خود ادامه مییابند و تکرار تنشها از نیروی آنها میکاهد. کشمکشهایی که در آغاز ظرفیت یک درام سیاسی فشرده را دارند، گاهی به ملودرامی پرهیاهو نزدیک میشوند. از سوی دیگر، فیلم با تکیه بر پیوند میان مذهب و اروتیسم، انتظاری مشخص ایجاد میکند؛ انتظاری که در عمل چندان برآورده نمیشود.
صحنههای جنسی محدودند و با احتیاط اجرا شدهاند. این انتخاب میتوانست به سود تأکید بر سرکوب و پیامدهای میل باشد، اما فیلم همیشه این کمبود را به فرصتی معنایی بدل نمیکند. در نتیجه، میان تصویری که از خود بهعنوان اثری جسور و تحریکآمیز ارائه میدهد و آنچه واقعاً روی پرده میآورد، فاصلهای محسوس باقی میماند.
« بازیها عموماً در خدمت لحن پرکشش و نمایشی فیلماند، اما کیفیت شخصیتپردازی محدودیتهایی بر آنها تحمیل میکند. »
قوتها و کاستیها
نسبت با ژانر و نگاه تاریخی اثر در قلمرو درام تاریخی و سینمای بهرهبردار از تصویر راهبهها و فساد صومعه حرکت میکند؛ ژانری که از تقابل میان نظم مقدس و میل سرکوبشده برای تولید شوک و تعلیق بهره میبرد. «راهبه و شیطان» به این قراردادها وفادار است، اما در کنار آن، رگهای انتقادی نیز دارد: اقتدار مذهبی را مصون از فساد نمیبیند و نشان میدهد که چگونه زبان اخلاق میتواند به پوششی برای منفعتطلبی تبدیل شود.
این نگاه، فیلم را از یک نمایش صرفاً رسواگرانه دور میکند، هرچند کاملاً از جذابیتهای جنجالی ژانر فاصله نمیگیرد. ادعای پیوند با اسناد سدهٔ شانزدهم و داستانی از Stendhal نیز به اثر هالهای تاریخی میبخشد، اما آنچه بیش از دقت مستند در خاطر میماند، جهان بسته و نمایشی آن است. فیلم تاریخ را نه از راه بازسازی جامع یک دوره، بلکه بهعنوان بستری برای رویارویی ایمان، قدرت و میل به کار میگیرد.
برای همین، ارزش آن بیشتر در فضای ژانری و تناقضهای موضوعیاش است تا در ادعای ارائهٔ تصویری کامل از زندگی مذهبی آن عصر. جمعبندی «راهبه و شیطان» در بهترین لحظات، درامی دربارهٔ قدرت در لباسی مذهبی است: داستان زنی جاهطلب در محیطی محدود، رقیبانی با انگیزههای متفاوت و نهادی که تقدسش با منافع انسانی درهمآمیخته است.
فضای صومعه، فیلمبرداری چشمنواز و کشمکش بر سر جانشینی، به اثر نیرویی دیدنی و رازآلود میبخشند. در مقابل، ریتم نابرابر، شخصیتپردازی گاه سطحی و ملودراماتیکشدن برخی تقابلها، مانع از آن میشود که ایدههایش به عمق کامل برسند. این فیلم بیش از آنکه اثری یکدست و دقیق باشد، تجربهای پر از تضاد است: میان ایمان و میل، انضباط و فساد، شکوه بصری و درامی که گاه از حرکت بازمیماند.
« فضای صومعه، فیلمبرداری چشمنواز و کشمکش بر سر جانشینی، به اثر نیرویی دیدنی و رازآلود میبخشند. »
جمعبندی
برای مخاطبی که به درامهای تاریخیِ رازآلود و نقد مناسبات قدرت علاقه دارد، اثری قابلتوجه است؛ اما نباید انتظار داشت که وعدهٔ اروتیک آن بر داستان غلبه کند یا پیچیدگیهای اخلاقیاش همیشه با ظرافت کاویده شوند.



ثبت دیدگاه