نقد و بررسی
نقد Alfredo, Alfredo | 1972
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نگاهی به جایگاه فیلم «آلفردو، آلفردو» ساختهٔ پیترو جرمی، کمدیای ایتالیایی دربارهٔ عشق، ازدواج و دشواری رهایی از رابطهای فرساینده است؛ فیلمی که ظاهر سبکبالش را بهانهای برای نگاهکردن به نهادهای اجتماعی و نقشهای جنسیتی میکند. ماجرا در شهری ایتالیایی میگذرد و حول آلفردو، کارمند خجالتی بانک، شکل میگیرد؛ مردی که گمان میکند ازدواج با ماریا روزا پایان تنهایی و آغاز خوشبختی است، اما بهتدریج درمییابد خیال عاشقانهاش با واقعیت زندگی مشترک فاصلهای چشمگیر دارد.
در دورهای که طلاق در ایتالیا هنوز ممنوع بود، این فاصله صرفاً یک ناکامی شخصی نمیماند و به مسئلهای حقوقی و اجتماعی بدل میشود. جرمی از مصالح آشنای کمدی ایتالیایی بهره میگیرد: مردی گرفتار تناقضهای خودش، میل به رهایی از قواعد اخلاقی و جامعهای که زندگی خصوصی را زیر نگاه خانواده و قانون قرار داده است.
بااینحال، فیلم بیش از آنکه بر شورش قهرمانانه تکیه کند، از ناتوانی آلفردو در تصمیمگیری نیرو میگیرد. او نه قهرمانی است که با ارادهای استوار مسیرش را تغییر دهد و نه قربانیای کاملاً بیاختیار؛ بیشتر مردی است که هم از خواستههایش میترسد و هم از پیامدهای پیروی از آنها. روایت؛ از شور عاشقانه تا گرفتاری روزمره روایت عمدتاً در قالب بازگشت به گذشته پیش میرود و از همان ابتدا حالوهوایی اعترافگونه دارد.
« بااینحال، فیلم بیش از آنکه بر شورش قهرمانانه تکیه کند، از ناتوانی آلفردو در تصمیمگیری نیرو میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب، فاصلهای طنزآمیز میان آلفردوی روایتگر و آلفردوی گرفتار در رویدادها ایجاد میکند: مردی که اکنون میکوشد تجربهاش را توضیح دهد، اما در بازگویی نیز از خامی و درماندگی گذشتهاش جدا نشده است. چنین ساختاری برای فیلم سودمند است، زیرا ماجرا را همچون پروندهای عاطفی پیش چشم میگذارد؛ رابطهای که هرچه بیشتر شرح داده میشود، پیچیدگی و تناقضهایش آشکارتر میگردد.
بااینحال، صدای راوی گاهی بیش از اندازه بر فیلم مسلط میشود. توضیحهای مکرر میتوانند از فرصت تصویر برای ساختن موقعیت و انتقال حس بکاهند و ریتم را اندکی فشرده و خفهکننده سازند. طنز فیلم در بهترین لحظهها از کنش، مکث و واکنش شخصیتها پدید میآید؛ هرگاه روایت شفاهی بیش از حد راهنمای تماشاگر میشود، ظرافت این موقعیتها کمرنگتر به نظر میرسد.
فیلم میان قصهگویی پرتحرک و توضیحدادنِ بیش از نیاز در نوسان است. آلفردو؛ مردی میان خواستن و گریختن جذابیت اصلی شخصیت آلفردو در دوگانگی اوست. او در آغاز، مردی کمرو و متزلزل به نظر میرسد که زیبایی ماریا روزا را با وعدهٔ نجات از تنهایی اشتباه میگیرد. اما فیلم او را صرفاً عاشقی سادهدل تصویر نمیکند: میل به رابطه در او با هراس از تعهد و توقعهای روزمره همراه است.
« بااینحال، صدای راوی گاهی بیش از اندازه بر فیلم مسلط میشود. »
شخصیتها و اجرا
همین ناسازگاری، سرچشمهٔ بخش مهمی از طنز تلخ اثر میشود. آلفردو میخواهد زندگی عاطفیاش را به سود خود تغییر دهد، ولی در عمل بارها از پذیرش مسئولیت خواستههایش میگریزد. داستین هافمن با بهرهگیری از دستپاچگی، مکثها و چهرهٔ نگرانش، به این مرد جذابیتی کمیک میبخشد. او میتواند آسیبپذیری و خودفریبی آلفردو را در یک لحظه کنار هم نگه دارد؛ چنانکه تماشاگر هم به بیچارگیاش میخندد و هم محدودیتهایش را میبیند.
بااینهمه، انتخاب هافمن برای نقش مردی ایتالیایی مسئلهساز است. حضور او گاه بیش از آنکه در جهان فیلم حل شود، توجه را به تفاوت میان بازیگر و محیط جلب میکند. این ناهمخوانی بر باورپذیری شخصیت لطمه میزند و مانع از آن میشود که بازی مؤثر او در تمام لحظهها به تصویری یکپارچه بدل شود.
کمدی، ازدواج و قانون طنز فیلم از شکاف میان تصویر آرمانی عشق و زندگی ملموس زوجها زاده میشود. آلفردو ابتدا ازدواج را همچون مقصدی رمانتیک میبیند؛ اما پس از رسیدن به آن، درمییابد که پیوند زناشویی مجموعهای از عادتها، توقعها و قدرتورزیهای کوچک نیز هست. فیلم این دگرگونی را با موقعیتهای اغراقآمیز و گاه پرپیچوخم پیش میبرد، بیآنکه همهٔ شوخیها را به هجو صریح تبدیل کند.
« همین ناسازگاری، سرچشمهٔ بخش مهمی از طنز تلخ اثر میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
خنده، غالباً با نگرانی همراه است: تماشاگر میبیند که یک پیوند ناسازگار چگونه میتواند زیر فشار عرف و قانون به بنبست تبدیل شود. پسزمینهٔ ممنوعیت طلاق، اهمیت ویژهای دارد. در این جهان، خروج از ازدواج صرفاً مسئلهٔ تصمیم شخصی نیست و سازوکار قانونی نیز راه را دشوار میکند. از همینرو، فیلم کمدی رابطه را به نقدی بر قواعد اجتماعی بدل میسازد؛ قواعدی که بهنام حفظ نهاد خانواده، امکان انتخاب و بازنگری را محدود میکنند.
این نگاه با سنت کمدی ایتالیاییِ پیترو جرمی همخوان است؛ سنتی که از مناسبات زناشویی و اخلاق عمومی برای آشکارکردن ریاکاریها و تناقضهای جامعه بهره میبرد. زنان در قاب نگاه فیلم یکی از دشوارترین جنبههای فیلم، تصویرکردن زنان است. ماریا روزا و کارولینا در ساختار داستان نقشهای مهمی دارند، اما فیلم غالباً آنها را از دریچهٔ نیازها و ناکامیهای آلفردو میبیند.
ماریا روزا بهتدریج به همسری سلطهگر تبدیل میشود و کارولینا در مقام زنی سازگارتر و مناسبتر برای آلفردو ظاهر میگردد. این تقابل برای پیشبرد کمدی کارآمد است، اما شخصیتها را به تیپهایی سادهشده نزدیک میکند: یکی مایهٔ گرفتاری، دیگری امکان آسایش. این محدودیت بهویژه هنگامی اهمیت مییابد که فیلم قصد دارد مناسبات قدرت در ازدواج را نقد کند.
« پسزمینهٔ ممنوعیت طلاق، اهمیت ویژهای دارد. »
قوتها و کاستیها
اگر رفتار آلفردو با موشکافی بیشتری سنجیده میشد، کمدی میتوانست از نگاه مردانهٔ او فاصله بگیرد و پیچیدگی تجربهٔ هر دو سوی رابطه را بهتر نشان دهد. در شکل کنونی، گاهی چنین به نظر میرسد که فیلم از مردی گرفتار دفاع میکند، بیآنکه به همان اندازه از خودفریبی یا حقبهجانببودن او پرسش کند.
بنابراین، اثر همزمان ظرفیت نقد عرفهای زناشویی را دارد و از کلیشههایی بهره میبرد که دامنهٔ آن نقد را محدود میکنند. لحن و اجرای سینمایی فضای فیلم صمیمی و روزمره است؛ کمدی از زندگی عادی و برخوردهای اجتماعی بیرون میآید، نه از جهانی کاملاً ساختگی و دور از تجربه. این ویژگی با حالوهوای گرم کمدی ایتالیایی تناسب دارد و اجازه میدهد لحظات خندهآور در کنار تلخی موقعیتها بنشینند.
جرمی بهجای آنکه ازدواج را صرفاً موضوعی رمانتیک یا تراژیک ببیند، آن را عرصهای برای نمایش سازش، خودخواهی، میل و ناتوانی در گفتوگو قرار میدهد. بااینحال، لحن فیلم همیشه به تعادل کامل نمیرسد. روایت توضیحی، اجرای ناهمگون هافمن و اتکای داستان به تیپهای زنانه گاه از روانی اثر میکاهد.
« بااینحال، لحن فیلم همیشه به تعادل کامل نمیرسد. »
جمعبندی
همچنین، شوخیهای تکرارشونده ممکن است در بخشهایی نیروی نخستین خود را از دست بدهند. در مقابل، انرژی موقعیتها و توانایی فیلم در تبدیل کشمکش خصوصی به موضوعی اجتماعی، به آن سرزندگی میبخشد. فیلمی که در بعضی لحظهها ناهموار است، اما بیتفاوت و بیموضوع نیست. جمعبندی «آلفردو، آلفردو» کمدیای دربارهٔ مردی است که خیال میکند عشق راهحل تنهایی اوست، اما در عمل با پیچیدگی انتخاب، تعهد و آزادی روبهرو میشود.
فیلم با طنزی پرتحرک، محدودیتهای قانونی و اجتماعی ازدواج را به پرسش میکشد و از بازی ظریف و بامزهٔ داستین هافمن برای برجستهکردن دستپاچگی قهرمان بهره میبرد. در عین حال، روایت پرحرف، ناهمخوانی بازیگر با نقش و تصویر کلیشهای زنان، مانع از آن میشوند که اثر به نقدی کاملاً متوازن و ماندگار تبدیل شود.
ارزش فیلم بیش از هر چیز در همین تنش نهفته است: اثری که میخواهد از قفسهای زناشویی و اجتماعی انتقاد کند، اما گاهی ناخواسته از همان زاویهٔ محدود مردانه به آنها مینگرد.
« همچنین، شوخیهای تکرارشونده ممکن است در بخشهایی نیروی نخستین خود را از دست بدهند. »



ثبت دیدگاه