نقد و بررسی
نقد نه جان فریتز گربه (The Nine Lives of Fritz the Cat) | 1974
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
گریز از خانه، گریز از خویشتن «The Nine Lives of Fritz the Cat» دنبالهای است که از همان آغاز، بیش از آنکه بخواهد ماجرایی پیوسته تعریف کند، بهانهای برای پرتابکردن شخصیت اصلی به موقعیتهای گوناگون میسازد. فریتز که اکنون همسر و فرزند دارد، در خانهای آکنده از تنش و ملال گرفتار است.
او با کشیدن ماریجوانا از روزمرگی میگریزد و به خیال زندگیهای دیگرش پناه میبرد: گاهی فضانورد است، گاهی در پیرامون هیتلر قرار میگیرد و گاه در جهانی خیالی گرفتار مناسبات نژادی و سیاسی میشود. فیلم با این چارچوب، وعدهی سفرهایی آزاد و نامتعارف را میدهد؛ اما آزادیِ روایی آن همیشه به کشف یا معنایی تازه نمیانجامد.
خانه در این فیلم صرفاً پسزمینهی زندگی زناشویی نیست؛ نقطهی عزیمتی است برای نمایش خستگی فریتز از مسئولیت و ناتوانیاش در مواجهه با آن. بااینحال، اثر بهندرت این گریز را به موضوعی جدی بدل میکند. رؤیاها بیشتر رشتهای از موقعیتهای شوکآور و هزلآمیزند تا بازتابی منسجم از ترسها یا امیال شخصیت.
از همینرو، شکاف میان زندگی واقعی و خیال، که میتوانست موتور درام باشد، غالباً تنها وسیلهای برای عوضکردن صحنه است. ساختار اپیزودیک و مسئلهی انسجام ساختار فیلم بر پایهی قسمتهایی جدا از هم شکل میگیرد که با بازگشت به قاب زندگی خانگی به یکدیگر متصل میشوند. این قالب، دست سازندگان را برای تغییر فضا، لحن و نوع شوخی باز میگذارد و به فیلم امکان میدهد در مدتی کوتاه چندین جهان خیالی را تجربه کند.
« فریتز که اکنون همسر و فرزند دارد، در خانهای آکنده از تنش و ملال گرفتار است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در برخی بخشها، دگرگونی ناگهانی فریتز از یک نقش به نقشی دیگر، نوعی سرزندگی بصری ایجاد میکند؛ گویی فیلم میخواهد با هر زندگی تازه، قواعد تازهای وضع کند. اما گوناگونی بهتنهایی جای انسجام را نمیگیرد. اپیزودها اغلب چنان مستقل و پراکندهاند که پیوندشان با وضعیت اصلی فریتز کمرنگ میشود.
فیلم نه آنقدر به شخصیتپردازی در چارچوب خانه وفادار میماند که بحران زناشویی او را گسترش دهد، نه آنقدر از آن فاصله میگیرد که مجموعهای از قطعات کوتاه و کامل بسازد. حاصل، روایتی است که حرکت میکند، اما کمتر پیش میرود. تکرار ایدهی «زندگی دیگر» نیز پس از مدتی از غافلگیری آغازین فاصله میگیرد و اثر برای حفظ توجه مخاطب به اغراق و شوک متوسل میشود.
فریتز؛ قهرمانی که از مسئولیت میگریزد فریتز همچنان شخصیتی خودخواه، شهوتمحور و فرصتطلب است؛ اما تغییر موقعیت او از دانشجوی بیقید به همسر و پدر، پرسشی تازه پیش میکشد: آیا بلوغ و مسئولیتپذیری برای چنین شخصیتی ممکن است؟ فیلم ظاهراً از تضاد میان نقش خانوادگی و میل او به فرار بهره میگیرد، ولی بهجای کاوش عمیقتر این تضاد، بیشتر به نمایش بیمسئولیتیاش بسنده میکند.
فریتز در رؤیاها نیز چندان دگرگون نمیشود؛ لباسها و موقعیتها عوض میشوند، اما منش او غالباً همان میماند. این انتخاب میتوانست به طنزی تلخ دربارهی خودفریبی و ناتوانی در تغییر بینجامد. بااینهمه، اثر فاصلهی انتقادی روشنی از رفتار شخصیت ایجاد نمیکند. مخاطب گاه باید فریتز را موضوع تمسخر بداند و گاه او را وسیلهی شوخیهایی بپذیرد که خودشان نیز از همان نگاه مبتذل و آشفته تغذیه میکنند.
« اما گوناگونی بهتنهایی جای انسجام را نمیگیرد. »
شخصیتها و اجرا
این دوگانگی، طنز را کماثر میسازد: فیلم نه شخصیتش را به اندازهی کافی پیچیده میکند و نه همواره میداند از چه چیزی انتقاد میکند. طنز، هجو و عبور از مرز شوک «نه زندگی فریتز گربه» به عمد از زبان و موقعیتهای رکیک، جنسی و خشن استفاده میکند. بخشی از هویت آن بر شکستن مرزهای انیمیشن خانوادگی استوار است؛ رسانهای که در اینجا نه برای لطافت و معصومیت، بلکه برای نمایش امیال زمخت و آشفتگی اجتماعی به کار میرود.
در بهترین لحظات، همین تضاد میان شکل کارتونی و محتوای بزرگسالانه، کیفیتی نامأنوس و گزنده میسازد. مشکل آن است که فیلم بارها تحریککنندگی را با تیزیِ نقد اشتباه میگیرد. شوخیهای جنسی و نژادی، وقتی نه در خدمت ساختن شخصیتی چندوجهیاند و نه زمینهی روشنی برای هجو دارند، بیشتر به توهین یا ابتذال نزدیک میشوند.
بهخصوص در بخشهایی که به نژاد و سیاست میپردازند، اثر گاه به جای آنکه سازوکار تبعیض را آشکار کند، از تصویرها و کلیشههایی استفاده میکند که خود نیازمند نقدند. قصد هجو، بهتنهایی، تضمین نمیکند که نتیجه نیز انتقادی باشد. همین فاصله میان نیت احتمالی و اثر واقعی شوخیها، تماشای فیلم را برای مخاطب امروز دشوارتر میکند.
تخیل سوررئال و جهانهای گوناگون قدرت اصلی فیلم در آمادگیاش برای جهش میان فضاهای نامتعارف است. رؤیاهای فریتز میتوانند از یک ماجرای فضایی به بازنمایی تاریخی یا جهانی سیاسی و خیالی بپرند، بیآنکه به منطق واقعگرایانه پایبند بمانند. این جابهجاییها به فیلم هویتی متمایز میدهند و اجازه میدهند که انیمیشن، محدود به بازنمایی روزمره نباشد.
« طنز، هجو و عبور از مرز شوک «نه زندگی فریتز گربه» به عمد از زبان و موقعیتهای رکیک، جنسی و خشن استفاده میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تغییر ناگهانی مقیاس و محیط، گاهی حس آشوب ذهنی شخصیت را نیز منتقل میکند. بااینحال، سوررئالیسم فیلم همیشه به معنای غنای خیال نیست. برخی موقعیتها صرفاً عجیباند، بیآنکه از عجیببودن خود چیزی بسازند. در نبود رشتهای معنایی که تصاویر را به هم پیوند دهد، تماشاگر ممکن است بهجای کشف لایههای پنهان، فقط منتظر موقعیت بعدی بماند.
فیلم از امکان رویا برای شکستن قواعد بهره میبرد، اما کمتر آن را به زبانی منسجم برای بیان اضطراب، هوس یا شکست تبدیل میکند. طراحی و انیمیشن؛ دستاوردی در دل آشفتگی در سطح بصری، فیلم از نقاط قوت چشمگیری برخوردار است. طراحیها پرجزئیاتاند و جهانهای متفاوت، از فضای شهری تا محیطهای خیالی، با دقت و تخیل بصری شکل میگیرند.
انیمیشن در انتقال اغراقهای بدنی و تغییر حالوهوای صحنهها دستودلباز است؛ گاهی حتی جزئیات پسزمینه و حرکتهای فرعی، بیش از خود شوخیها به تماشای فیلم جذابیت میبخشند. رنگ، حرکت و ترکیببندی در خدمت ساختن فضایی قرار میگیرند که عمداً از واقعگرایی فاصله دارد. موسیقی نیز به حفظ انرژی بخشهایی از فیلم کمک میکند، بهویژه هنگامی که روایت از یک فضا به فضای دیگر میپرد.
اما توانایی فنی و بصری نمیتواند ضعفهای ساختاری یا محتوایی را جبران کند. گاه احساس میشود تصویرها برای فیلمی پرانرژیتر و سنجیدهتر ساخته شدهاند؛ فیلمی که میتوانست از همین جهانهای بصری برای ساختن طنزی دقیقتر بهره ببرد. در این اثر، مهارت طراحی بیش از آنکه به انسجام کلی یاری رساند، یادآور فاصلهی میان ظرفیت هنری و نتیجهی روایی است.
« تغییر ناگهانی مقیاس و محیط، گاهی حس آشوب ذهنی شخصیت را نیز منتقل میکند. »
قوتها و کاستیها
جایگاه اثر در برابر دنبالهسازی این فیلم در پی ادامهدادن ماجراهای فریتز است، اما بیشتر از آنکه جهان شخصیت را بسط دهد، از نام و موقعیت شناختهشدهی او برای چیدن اپیزودهای تازه استفاده میکند. در نتیجه، دنبالهبودن اثر هم امتیاز است و هم محدودیت: مخاطب از پیش با بیپروایی و ابتذال شخصیت آشناست، اما فیلم برای فراتررفتن از تکرار به ایدهای محوری و پرداختی دقیقتر نیاز دارد.
ماجراهای پراکنده بهتنهایی نمیتوانند جای آن تحول را بگیرند. نگاه امروزی به فیلم نیز ناگزیر با حساسیت بیشتری نسبت به بازنمایی نژاد، جنسیت و خشونت همراه است. این تغییر معیارها به معنای نفی ارزش تاریخی یا بصری اثر نیست؛ بلکه امکان میدهد میان جسارت در شکستن قواعد و توانایی در نقد اجتماعی تمایز بگذاریم.
«نه زندگی فریتز گربه» از نظر تخیل تصویری و تجربهی شکل بزرگسالانهی انیمیشن قابل توجه است، اما در بسیاری از شوخیهایش از همان دقتی که برای طراحی جهانها به کار میگیرد، خبری نیست. جمعبندی «The Nine Lives of Fritz the Cat» اثری نامتعارف، پرتحرک و گاه چشمنواز است که ساختار اپیزودیکش فرصت میدهد فریتز را در نقشها و جهانهای گوناگون تصور کنیم.
طراحی و انیمیشن پرجزئیات، فضای سوررئال و جسارت در عبور از قالب انیمیشن خانوادگی، از امتیازهای روشن آناند. در مقابل، روایت پراکنده، کشدارشدن بخشهایی از فیلم و شوخیهایی که بیش از آنکه نقدی روشن بسازند، به ابتذال یا توهین نزدیک میشوند، مانع از آناند که این ظرفیتها به تجربهای یکدست بدل شوند.
« ماجراهای پراکنده بهتنهایی نمیتوانند جای آن تحول را بگیرند. »
جمعبندی
فیلم بیش از آنکه دربارهی زندگیهای متعدد فریتز باشد، دربارهی تکرار گریزهای اوست؛ گریز از خانه، از مسئولیت و شاید از مواجهه با خود. اما این ایده در میان اپیزودهای نامتوازن و هزلهای کمرمق پراکنده میشود. حاصل، اثری است که ارزش تماشایش بیشتر در طراحی بصری و جایگاهش در تاریخ انیمیشن بزرگسالانه نهفته است تا در انسجام روایت یا قدرت طنزش.
« اما این ایده در میان اپیزودهای نامتوازن و هزلهای کمرمق پراکنده میشود. »



ثبت دیدگاه