نقد و بررسی
نقد عشق فراموشنشدنی (Unforgettable Love) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی آشنا، با تکیه بر گرمای خانوادگی «Unforgettable Love» در ظاهر از همان مصالح آشنای عاشقانههای تلویزیونی ساخته شده است: مردی ثروتمند، منضبط و عاطفهگریز؛ زنی مهربان و خوشبین؛ کودکی که به حضور و امنیت عاطفی نیاز دارد؛ و رابطهای که ابتدا بر مصلحت استوار است و آرامآرام رنگی شخصی و عاشقانه میگیرد.
محور داستان، هه چیائویان، مدیرعاملی سرد و حسابگر، و چین یییوه، روانشناس کودک، است؛ آشنایی آنها از دل نیازهای خانوادگی و تلاش برای کمک به شیائوبائو شکل میگیرد. سریال در بیستوچهار قسمت روایت میشود و در قالب کمدی، درام خانوادگی و عاشقانه پیش میرود. این آشنایی قرار نیست معمایی پیچیده یا روایتی پر از چرخشهای غافلگیرکننده بسازد.
جذابیت اصلی در مشاهدهٔ تغییر تدریجی آدمهاست: خانهای که پیشتر با نظم و سکوت اداره میشد، بهمرور جای بیشتری برای بازی، گفتوگو و نزدیکی پیدا میکند. سریال از همان ابتدا روشن میکند که با قصهای آرامشبخش و احساسمحور روبهرو هستیم؛ قصهای که بیش از تازگیِ طرح، بر صمیمیتِ موقعیتها حساب میکند.
شیائوبائو؛ قلب تپندهٔ قصه بیتردید یکی از بزرگترین امتیازهای سریال، شیائوبائو است. حضور او فقط چاشنی بامزهای برای صحنههای عاشقانه نیست؛ کودک، نیرویی است که رابطهٔ بزرگسالان را از سطح کشش رمانتیک فراتر میبرد و آن را به تجربهای خانوادگی پیوند میزند. واکنشهای کوچک، نیازش به اطمینان و پیوندی که با یییوه برقرار میکند، به داستان لطافتی میبخشد که در خط عاشقانه بهتنهایی شاید به دست نمیآمد.
« سریال در بیستوچهار قسمت روایت میشود و در قالب کمدی، درام خانوادگی و عاشقانه پیش میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شیائوبائو گاه چنان دوستداشتنی است که تماشاگر ممکن است بیش از آنکه پیگیر سرنوشت رابطهٔ دو شخصیت اصلی باشد، منتظر لحظههای تازهٔ او بماند. این وابستگی عاطفی یکی از سازوکارهای مؤثر سریال است: کودک میان دو بزرگسال پلی میسازد، اما صرفاً ابزار پیشبرد رابطه نیست؛ خودش نیز شخصیتی است که حضورش به فضای خانه معنا میدهد.
بااینحال، همین مرکزیت گاهی ضعفهای دیگر روایت را میپوشاند. وقتی صحنههای خانوادگی کمرنگتر میشوند، قصه ناچار است بار بیشتری بر دوش الگوهای آشنای عاشقانه بگذارد؛ و آنجا تازگی چندانی برای عرضه ندارد. زوج اصلی و شیمی دلنشین رابطهٔ هه چیائویان و چین یییوه بر تضاد شخصیتها بنا شده است.
او به منطق، برنامه و کنترل تکیه دارد؛ او با همدلی، انعطاف و توجه به احساسات دیگران وارد موقعیتها میشود. این تقابل ظرفیت کمدی دارد و زمینهٔ مناسبی برای تغییر تدریجی فراهم میکند. یییوه بهجای آنکه صرفاً شیفتهٔ موقعیت یا ثروت مرد مقابل باشد، در زندگی روزمرهٔ او و شیائوبائو حضوری فعال پیدا میکند.
در مقابل، هه چیائویان نیز کمکم درمییابد که مراقبت و صمیمیت را نمیتوان مانند یک مسئلهٔ کاری با دستورالعملی دقیق حل کرد. شیمی بازیگران اصلی، بهویژه در مکثها، نگاهها و شوخیهای کوچک، به شیرینی رابطه کمک میکند. لحظههایی که این دو ناچارند کنار هم تصمیم بگیرند یا در برابر شیائوبائو نقش خانوادهای هماهنگ را ایفا کنند، معمولاً از بخشهای موفق سریالاند.
« بااینحال، همین مرکزیت گاهی ضعفهای دیگر روایت را میپوشاند. »
شخصیتها و اجرا
رابطهشان در بهترین لحظات، نه با اعترافهای پرطمطراق، بلکه با توجههای ساده و رفتارهای روزمره پیش میرود. همین جزئیات است که عاشقانه را گرم و تماشایی میکند. البته این شیمی بهتنهایی همهچیز را نجات نمیدهد. شخصیتپردازی مرد سرد و زن آفتابی، الگویی بسیار آشناست و سریال همیشه نمیتواند به آن لایهای تازه اضافه کند.
تغییر هه چیائویان گاه بیش از آنکه حاصل مواجههای دقیق با پیچیدگیهای درونی باشد، نتیجهٔ حضور مداوم یییوه و موقعیتهای شیرین پیرامون کودک به نظر میرسد. با وجود این، همراهی بازیگران باعث میشود تماشاگر از مسیر عاطفی آنها لذت ببرد، حتی اگر بتواند مقصد بسیاری از لحظهها را حدس بزند.
کلیشهها و محدودیتهای فیلمنامه اثر از قراردادهای شناختهشدهٔ عاشقانههای تلویزیونی بهره میگیرد: تفاوت طبقاتی و خلقوخو، نزدیکی اجباری، سوءتفاهم، مخالفت اطرافیان و بحرانهایی که رابطه را به آزمون میگذارند. آشنا بودن این عناصر فینفسه ایراد نیست؛ مسئله آن است که سریال کمتر میکوشد از آنها برداشتی تازه بسازد.
بسیاری از موقعیتها پیش از وقوع قابل حدساند و بعضی گرهها بیشتر به نیاز فیلمنامه برای ایجاد تنش شباهت دارند تا پیامد طبیعی تصمیمهای شخصیتها. این کمبود تازگی در بخشهایی از روایت پررنگتر میشود که شخصیتها بهجای گفتوگوی روشن، با سوءبرداشت یا پنهانکاری وارد بحران میشوند. در چنین لحظاتی، تماشاگر ممکن است احساس کند راهحل سادهتری پیش روی شخصیتها بوده است.
« رابطهشان در بهترین لحظات، نه با اعترافهای پرطمطراق، بلکه با توجههای ساده و رفتارهای روزمره پیش میرود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بنابراین، تعلیق عاطفی همیشه از منطق درونی قصه برنمیخیزد؛ گاهی داستان برای طولانیتر کردن مسیر عاشقانه، مانعی تازه سر راه آن میگذارد. از سوی دیگر، موضوع روانشناسی کودک وعدهٔ پرداختی جدیتر به نیازهای عاطفی و دشواریهای خانوادگی را میدهد، اما سریال اغلب ترجیح میدهد به فضای سبک و شیرین خود وفادار بماند.
این انتخاب با لحن کلی اثر سازگار است، ولی فرصت پرداخت عمیقتر به کارکرد حرفهای یییوه و پیچیدگی مسائل کودک را محدود میکند. در نتیجه، بخش روانشناختی گاه بیشتر نقش محرک داستان را دارد تا محوری که با دقت و تداوم کاویده شود. زوج فرعی و جهان پیرامونی در کنار زوج اصلی، چند رابطه و شخصیت فرعی تلاش میکنند جهان سریال را گستردهتر کنند.
این خطوط فرعی گاهی برای تنوع لحن مفیدند و امکان میدهند داستان از فضای خانه و محل کار شخصیتهای اصلی فاصله بگیرد. بااینحال، همهٔ آنها به یک اندازه جذاب نیستند. زوج فرعی برای برخی تماشاگران ممکن است کمرمقتر از رابطهٔ محوری باشد و کشمکشهایش آن پیوند عاطفی لازم را ایجاد نکند. ضعف دیگر آن است که تعداد موقعیتها و روابط جانبی همیشه با ریتم کلی هماهنگ نیست.
بعضی صحنهها به پیشبرد قصه یا شناخت شخصیتها کمک میکنند، اما برخی دیگر بیشتر حس پرکننده دارند. این ناهماهنگی بهویژه هنگامی به چشم میآید که سریال میان کمدی سبک، درام خانوادگی و تنش عاشقانه جابهجا میشود، بیآنکه همیشه گذار میان این لحنها نرم و طبیعی باشد. ریتم و کشآمدن تنش در بخشهای آغازین، حضور شیائوبائو و شکلگیری تدریجی نزدیکی میان شخصیتها به سریال نیروی حرکتی خوبی میدهد.
« در نتیجه، بخش روانشناختی گاه بیشتر نقش محرک داستان را دارد تا محوری که با دقت و تداوم کاویده شود. »
قوتها و کاستیها
تماشای سازگار شدن این افراد با یکدیگر سرگرمکننده است و لحظههای کوچک، ریتم را زنده نگه میدارند. اما با پیشروی قصه، فیلمنامه گاهی در تنظیم طول موقعیتها دچار نوسان میشود: برخی رخدادها سریع از کنارشان میگذرد، درحالیکه بعضی جداییها و تنشهای عاشقانه بیش از ظرفیت عاطفیشان ادامه پیدا میکنند.
این کشآمدن، بهخصوص نزدیک پایان، از اثرگذاری بحرانها میکاهد. وقتی جدایی یا دلخوری بارها تکرار میشود، بهجای آنکه نگرانی تازهای بسازد، ممکن است حس مصنوعی بودن پیدا کند. تماشاگر بهجای آنکه درگیر پرسش عاطفی شخصیتها بماند، متوجه سازوکار فیلمنامه میشود: مانعی که ظاهراً برای جلوگیری از حل زودهنگام رابطه وارد شده است.
از همین رو، ممکن است بعضی صحنهها برای مخاطبی که به ریتم تندتر علاقه دارد خستهکننده شوند. جمعبندی «Unforgettable Love» اثری است که قوتش را نه در نوآوری قصه، بلکه در لذتِ همراهی با شخصیتهای دوستداشتنی و فضای گرم خانوادگی پیدا میکند. شیائوبائو بهتنهایی سهم بزرگی در جذابیت سریال دارد و شیمی زوج اصلی نیز رابطهای شیرین و قابلدنبالکردن میسازد.
اگر مخاطب با کلیشههای عاشقانه کنار بیاید و از پیشبینیپذیری داستان آزرده نشود، احتمالاً از لحظههای صمیمی و بازیگوش آن لذت خواهد برد. در مقابل، فیلمنامه در پرداخت برخی شخصیتها و مسائل روانشناختی کمعمق میماند، خطوط فرعی همیشه جان نمیگیرند و تنشهای پایانی بیش از اندازه کش میآیند.
« تماشای سازگار شدن این افراد با یکدیگر سرگرمکننده است و لحظههای کوچک، ریتم را زنده نگه میدارند. »
جمعبندی
حاصل، سریالی بینقص یا پیشگام نیست، اما سرگرمکننده و دلنشین است؛ از آن دست عاشقانههایی که ممکن است قصهاش پس از مدتی در ذهن محو شود، ولی چهرهٔ شیرین کودک و گرمای لحظههای خانوادگیاش به یاد بماند.



ثبت دیدگاه