نقد و بررسی
نقد لیلی با من است (Leily is with Me) | 1996
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدی در آستانهٔ خطر «لیلی با من است» از آن فیلمهایی است که طنز را نه بهعنوان گریز از واقعیت، بلکه راهی برای نزدیکشدن به آن به کار میگیرد. جنگ ایران و عراق در این اثر پسزمینهای دور و تزئینی نیست؛ نیرویی است که زندگی روزمره را مختل میکند، ترس را به سطح میآورد و شخصیتها را در موقعیتهایی میگذارد که ناچارند میان تصویر مطلوب خود از خویش و واکنش واقعیشان انتخاب کنند.
امتیاز مهم فیلم آن است که برای رسیدن به خنده، جنگ را بیاهمیت نمیکند؛ بلکه فاصلهٔ میان زبان رسمیِ شجاعت و تجربهٔ ملموسِ هراس را به سرچشمهٔ کمدی بدل میسازد. کمال تبریزی با انتخاب یک فیلمبردار تلویزیونی بهعنوان قهرمان، از همان ابتدا راهی متفاوت از روایت قهرمانمحور رایج میگشاید.
شخصیت اصلی نه سربازی ورزیده است و نه انسانی که از ابتدا با اشتیاق به استقبال خطر برود. او مردی گرفتار مسائل مالی و ملاحظات شخصی است که برای رسیدن به وام، قدم به مسیری میگذارد که تصور میکند میتواند آن را کنترل کند. همین فاصله میان قصد کوچک و پیامد بزرگ، موتور اصلی طنز فیلم میشود.
قهرمانی که از ترس پنهان نمیشود سادقِ «لیلی با من است» جذابیتش را از نقصهای آشکارش میگیرد. او مضطرب است، حسابگرانه رفتار میکند و پیوسته در تلاش است خود را شجاعتر از آنچه هست نشان دهد. فیلم او را نه بهخاطر ترسش تحقیر میکند و نه از همان آغاز جامهٔ قهرمانی بر تنش میپوشاند. در عوض، ترس را واکنشی انسانی میداند؛ واکنشی که زیر فشار موقعیت، به شکلهای خندهدار و گاه متناقض بروز میکند.
« شخصیت اصلی نه سربازی ورزیده است و نه انسانی که از ابتدا با اشتیاق به استقبال خطر برود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازی پرویز پرستویی ستون اصلی این شخصیتپردازی است. او دستپاچگی سادق را صرفاً با چهرهپردازی یا حرکات اغراقشده نمایش نمیدهد؛ مکثها، نگاههای گریزپا و تلاش برای حفظ ظاهر نیز بخشی از کمدی بازی او هستند. پرستویی میتواند در یک لحظه هم مضحک باشد و هم برانگیزانندهٔ همدلی، زیرا رفتار شخصیت را از درون میسازد.
مخاطب به جای آنکه فقط به سادق بخندد، میتواند اضطرابش را بفهمد و حتی در بخشی از آن خود را بازشناسد. فیلمنامه و سازوکار سوءتفاهم طرح داستان بر پایهٔ زنجیرهای از محاسبات نادرست و برداشتهای متقابل بنا شده است. سادق میخواهد در محدودهای امن بماند، اما سفر کاریاش پیوسته او را به وضعیتی دشوارتر میکشاند.
همزمان، تصویری که دیگران از او دارند با انگیزههای واقعیاش یکسان نیست. این شکاف میان ظاهر و باطن، هم موقعیتهای کمیک میآفریند و هم به فیلم امکان میدهد دربارهٔ نمایشِ باور و شجاعت پرسش کند. فیلمنامهٔ تبریزی و رضا مقصودی، حرکت روایی را با سوءتفاهم پیش میبرد؛ هرکس دیگری را بر اساس نشانههایی ناقص قضاوت میکند و همین قضاوتها تصمیمهای تازهای میسازند.
این شگرد در بخشهایی بسیار مؤثر است: یک رفتار ساده میتواند در چشم دیگری معنایی کاملاً متفاوت پیدا کند و شخصیت را بیش از پیش در موقعیت دشوار گرفتار سازد. با این حال، فیلم گاهی به تکرار الگوهای کمیک خود متکی میشود. برخی موقعیتها بیش از اندازه ادامه مییابند و تأکید دوباره بر شوخی، از ضرباهنگ میکاهد؛ گویی فیلم به جای اعتماد به اثر یک لحظه، میخواهد آن را چند بار برای تماشاگر توضیح دهد.
« بازی پرویز پرستویی ستون اصلی این شخصیتپردازی است. »
شخصیتها و اجرا
طنز و نگاه به جنگ اهمیت فیلم در زمانهٔ خود، تنها به سرگرمکنندگیاش محدود نمیشود. «لیلی با من است» به سراغ عرصهای میرود که در بخش مهمی از سینمای جنگی با احترامآمیزی جدی و زبان قهرمانانه بازنمایی میشد، اما آن را از زاویهٔ یک آدم معمولی و نگران میبیند. این تغییر زاویه، امکان میدهد که ترس، خودنمایی، مصلحتجویی و آشفتگی نیز در کنار ایثار و باور حضور داشته باشند.
جنگ از نگاه فیلم تنها مجموعهای از شعارها نیست؛ تجربهای است که بدن و ذهن آدمها را درگیر میکند. طنز اینجا کارکردی دوگانه دارد. از یک سو، فاصلهٔ میان ادعا و واقعیت را آشکار میکند؛ از سوی دیگر، تماشاگر را از سنگینی موضوع دور نگه نمیدارد. خنده اغلب از اضطراب زاده میشود و به همین سبب، لحظات کمیک میتوانند زیرپوستی ناآرام باشند.
فیلم با این روش به کلیشهٔ قهرمان بیهراس خلل وارد میکند، بیآنکه تمام نظام ارزشی روایت جنگ را به پرسشی بیپاسخ بدل سازد. این احتیاط، هم نقطهٔ قوت اثر است و هم محدودیتش: فیلم جسارت دارد از زاویهای نامتعارف نگاه کند، اما همیشه تا پایان پیامدهای انتقادی این زاویه را پی نمیگیرد. میزانسن و ریتم موقعیتها فضای فیلم بر حرکت و مواجهه استوار است.
شخصیتها در مسیرند، از موقعیتی به موقعیت دیگر رانده میشوند و هر توقف میتواند مقدمهٔ گرفتاری تازهای باشد. این جابهجایی مداوم، به کمدی کیفیتی زنده و حادثهمحور میدهد. حضور دوربین در جهان داستان نیز معنای فرعی اما مهمی دارد: سادق فیلمبردار است، اما خود او نیز در موقعیتی قرار میگیرد که نمیتواند صرفاً ناظر بماند.
« طنز و نگاه به جنگ اهمیت فیلم در زمانهٔ خود، تنها به سرگرمکنندگیاش محدود نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حرفهاش با ثبت واقعیت پیوند دارد، در حالی که انگیزهٔ آغازینش تلاشی برای دوری از واقعیت دشوار است. در صحنههای پرتنش، کمدی و خطر بهخوبی در کنار هم قرار میگیرند. مخاطب میداند که رفتارهای سادق پیامد دارند، اما در عین حال از تناقض میان نقشههای محتاطانهٔ او و مسیر پیشبینیناپذیر حوادث خندهاش میگیرد.
بااینحال، توازن میان این دو وجه همواره یکسان نیست. هرگاه شوخی بیش از حد کش پیدا میکند، حس خطر موقتاً عقب مینشیند و ریتم کند میشود. اگر تدوین در چنین لحظاتی فشردهتر بود، احتمالاً ضرباهنگ کلی فیلم یکدستتر میشد. دگرگونی شخصیت و مرزهای پیام سفر سادق تنها جابهجایی در جغرافیا نیست؛ فرصتی است برای مواجهه با تصویری که از آدمهای درگیر جنگ ساخته است.
او در آغاز بیش از آنکه با انسانهای واقعی روبهرو شود، با تصورات خود دربارهٔ آنان سروکار دارد. مواجهههای تازه این فاصله را کم میکنند و نگاهش را تغییر میدهند. فیلم در این مسیر به دگرگونی شخصیتی علاقهمند است، اما آن را از راه موعظهٔ مستقیم پیش نمیبرد؛ تجربه، ترس و تماس با دیگران نیروی تغییرند.
بااینهمه، همین مسیر گاه به نتیجهای بیش از اندازه روشن و سادهسازانه میرسد. بخشی از تماشاگران ممکن است احساس کنند جمعبندی اثر بیش از آنکه از پیچیدگی موقعیتهای پیشین برآید، در خدمت تأکید بر پیامی از پیش تعیینشده است. چنین رویکردی از ظرافتی که فیلم در نمایش تردید و خودفریبی نشان میدهد میکاهد.
« حرفهاش با ثبت واقعیت پیوند دارد، در حالی که انگیزهٔ آغازینش تلاشی برای دوری از واقعیت دشوار است. »
قوتها و کاستیها
همچنین نگاه اثر به فضای جنگی، با وجود تازگی نقطهٔ عزیمت، در برخی جنبهها محتاط میماند و فرصت چندانی برای واکاوی عمیقتر ساختارها و تناقضهای پیرامون شخصیتها پیدا نمیکند. جایگاه فیلم در کمدی جنگی ایران «لیلی با من است» در سینمای ایران جایگاهی متمایز دارد، زیرا کمدی را وارد قلمرویی میکند که معمولاً با لحنی کاملاً جدی بازنمایی میشد.
اهمیتش نه در آن است که همهٔ پیچیدگیهای جنگ را توضیح دهد و نه در اینکه طنزش همواره بینقص باشد؛ اهمیتش در تغییر نقطهٔ دید است. فیلم میپرسد چه میشود اگر دوربین را به دست کسی بدهیم که نه قهرمان است و نه مشتاق خطر، و بگذاریم ترسها و حسابگریهایش نیز بخشی از روایت باشند؟ پاسخ فیلم، آمیزهای از سرگرمی، نقد و تأمل اخلاقی است.
این آمیزه گاهی بهسبب کشآمدن شوخیها یا احتیاط در نتیجهگیری از توازن خارج میشود، اما همچنان نیروی اصلی اثر را حفظ میکند. بازی پرستویی نیز باعث میشود سادق از یک ابزار کمدی فراتر برود و به شخصیتی ماندگار بدل شود؛ انسانی که مسیرش نه با شجاعت بینقص، بلکه با مواجههٔ تدریجی با ترس معنا پیدا میکند.
جمعبندی «لیلی با من است» کمدی جنگیای است که با انتخاب قهرمانی نامتعارف، کلیشهٔ شجاعت بیتردید را به پرسش میکشد. تبریزی از ترس و ریاکاری موقعیتهای خندهدار میسازد، اما در بهترین لحظات اجازه نمیدهد خنده، انسانیت شخصیتها را محو کند. فیلمنامه در ساختن سوءتفاهم و گسترش موقعیتهای کمیک تواناست، هرچند گاه در تکرار شوخیها و سادهکردن مسیر معنایی خود زیادهروی میکند.
« پاسخ فیلم، آمیزهای از سرگرمی، نقد و تأمل اخلاقی است. »
جمعبندی
فیلم در نهایت بیش از آنکه تصویری جامع از جنگ عرضه کند، دربارهٔ آدمی است که با انگیزهای کوچک وارد موقعیتی بزرگ میشود و ناچار است باورهایش را در برابر تجربهٔ واقعی بیازماید؛ همین تضاد، آن را به اثری سرگرمکننده و در عین حال قابلتأمل تبدیل میکند.


ثبت دیدگاه