نقد و بررسی
نقد Underwater | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
محاصره در دل تاریکی «Underwater» از همان آغاز، تماشاگر را در فضایی میاندازد که راه گریزی از آن بهسادگی پیدا نمیشود. زلزلهای ویرانگر به ایستگاه زیرآبی آسیب میزند و گروهی از پژوهشگران و کارکنان، در محاصرهٔ آب، فلزهای فروریخته و خطرهایی ناشناخته، ناچار میشوند راهی برای رسیدن به جای امن پیدا کنند.
این پیشدرآمد کوتاه و پرشتاب، بهجای آنکه زمان زیادی را صرف معرفی آدمها و توضیح سازوکار ایستگاه کند، مستقیماً بحران را به صحنه میآورد؛ تصمیمی که هم به فیلم انرژی میدهد و هم یکی از کاستیهای اساسی آن را شکل میدهد: ما پیش از آنکه فرصت کنیم گروه را بشناسیم، باید نگران زندهماندنش باشیم.
فیلم به کارگردانی ویلیام یوبنک و با حضور کریستن استوارت و وینسنت کسل، در ژانر وحشت و علمیتخیلی، بر همین کشمکش میان بقا و ناشناخته بنا شده است. اقیانوس بهمثابه نیروی تهدید نیرومندترین دستاورد فیلم، استفاده از محیط زیر آب بهعنوان چیزی فراتر از پسزمینهٔ ماجراست. اقیانوس در اینجا نیرویی بیاعتنا و بیچهره است: فشاری که بدن و سازه را تهدید میکند، تاریکیای که فاصلهها را میبلعد و سکوتی که هر صدای ناگهانی را هولناکتر میسازد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در بسیاری از آثار ترسناک، خطر را میتوان در یک موجود یا چهرهٔ مشخص خلاصه کرد؛ اما «Underwater» پیش از آنکه موجوداتش را به رخ بکشد، از خودِ موقعیت ترس میسازد. لباسهای سنگین غواصی، راهروهای تنگ، خرابی تجهیزات و محدودیت زمان، حس شکنندگی آدمها را پیوسته یادآوری میکنند. این کیفیت محیطی، فیلم را به تجربهای بدنی نزدیک میکند.
تماشاگر فقط نمیبیند که شخصیتها در خطرند؛ با هر عبور دشوار و هر مکث پراضطراب، محدودیت حرکت و نفسکشیدن را نیز احساس میکند. البته این شیوه زمانی بیشترین اثر را دارد که تصویر و صدا بهروشنی اطلاعات لازم را منتقل کنند. هرگاه این تعادل برهم میخورد، آنچه باید تعلیق باشد به سردرگمی دیداری تبدیل میشود.
تاریکی؛ امتیاز و مانع تاریکی یکی از ابزارهای اصلی فیلم برای ساختن وحشت است. قابها اغلب بخش بزرگی از محیط را پنهان میکنند و همین نادانستن، انتظار تماشاگر را برمیانگیزد: چیزی در آن سوی کادر هست یا نه؟ حرکت بعدی از کجا خواهد آمد؟ چنین انتخابی برای داستانی در اعماق اقیانوس کاملاً بهجا به نظر میرسد؛ زیرا فضای روشن و آشکار، با تجربهٔ ناآشنای مواجهه با کف دریا تناقض میداشت.
« لباسهای سنگین غواصی، راهروهای تنگ، خرابی تجهیزات و محدودیت زمان، حس شکنندگی آدمها را پیوسته یادآوری میکنند. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، فیلم گاه بیش از اندازه به همین راهحل تکیه میکند. در لحظههایی که باید مسیر حرکت شخصیتها، جایگاه تهدید یا پیامد یک کنش را بفهمیم، تصویر چنان تاریک و پرآشوب است که تشخیص آنها دشوار میشود. پنهانکردن خطر میتواند اضطراب بیافریند، اما اگر تماشاگر نتواند اتفاق را دنبال کند، تعلیق جای خود را به ابهام ناخواسته میدهد.
مسئله فقط کمبود نور نیست؛ تدوین سریع و آشفتگی بصری نیز گاهی فرصت خواندن فضا را از بین میبرد. فیلم در بهترین لحظههایش از تاریکی بهعنوان زبان استفاده میکند و در ضعیفترین لحظهها پشت آن پنهان میشود. موجودات و میراث هیولای سینمایی طراحی موجودات دریایی از بخشهای جذاب اثر است. فیلم از این مزیت بهره میبرد که اقیانوس محیطی آشنا و درعینحال ناشناخته است: هر شکل مبهمی میتواند به موجودی واقعی یا کابوسی خیالی تعلق داشته باشد.
مخلوقات، بهویژه هنگامی که تمام بدنشان آشکار نیست، با مقیاس عظیم محیط و آسیبپذیری شخصیتها پیوند میخورند. تماشاگر همزمان با آنها روبهرو میشود و دربارهٔ آنچه هنوز نمیبیند خیالپردازی میکند. در این معنا، فیلم فهم درستی از یکی از قواعد ترس دارد: گاهی ندیدن، از دیدنِ کامل مؤثرتر است.
« بااینحال، فیلم گاه بیش از اندازه به همین راهحل تکیه میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در عین حال، حضور هیولاها برای همه الزاماً جذابترین وجه فیلم نخواهد بود. کسانی که تهدید اصلی را خودِ محیط، تنهایی و ناتوانی انسان در برابر طبیعت میدانند، ممکن است ورود موجودات را افزودهای بیش از نیاز احساس کنند. فیلم بهتدریج از فاجعهٔ صنعتی و خطرهای ملموس به وحشتی هیولایی حرکت میکند؛ این گذار برای علاقهمندان به فیلمهای هیولاپردازانه هیجانانگیز است، اما اندکی از واقعگرایی هراسآور بخش نخست میکاهد.
با وجود این، طراحی مخلوقات به فیلم هویتی دیداری میبخشد و از تقلید صرفِ فضای زیرآبی جلوگیری میکند. شخصیتها و بازیها کریستن استوارت در نقش نورا، نیروی محوری فیلم است. بازی او بیشتر بر تمرکز، واکنش و تلاش برای ادامهدادن تکیه دارد تا بر نمایشهای عاطفی پررنگ. این رویکرد با شخصیتی که در میانهٔ بحرانی ناگهانی قرار گرفته سازگار است: او باید پیش از آنکه زمان کافی برای اندیشیدن داشته باشد، عمل کند.
استوارت با کمگویی و زبان بدن، خستگی و اضطراب را منتقل میکند و از نورا چهرهای مقاوم میسازد، بیآنکه او را به قهرمانی بینقص تبدیل کند. بازیگران دیگر نیز به گروه، تفاوتهایی در لحن و حضور میبخشند. وینسنت کسل وقار و اقتدار لازم را به نقش ناخدا میدهد و جسیکا هنویک و جان گلگر جونیور در ساختن حس گروهی گرفتار در بحران سهم دارند.
« در عین حال، حضور هیولاها برای همه الزاماً جذابترین وجه فیلم نخواهد بود. »
قوتها و کاستیها
مشکل آن است که فیلمنامه مجال چندانی برای تبدیل این تفاوتها به شخصیتهایی عمیق و بهیادماندنی فراهم نمیکند. اعضای گروه غالباً بیش از آنکه گذشته، انگیزه یا رابطههایشان را بشناسیم، در مقام همراهان یک مأموریت بقا ظاهر میشوند. بنابراین، خطر از دستدادنشان میتواند هیجانانگیز باشد، اما همیشه بار عاطفی لازم را پیدا نمیکند.
ریتم، شوخی و پرداخت داستان سرعت بالای فیلم هم نقطهٔ قوت آن است و هم محدودیتش. حادثه زود آغاز میشود و روایت مدت زیادی در مقدمه نمیماند؛ از این رو، «Underwater» به فیلمی فشرده و تماشایی تبدیل میشود که هدفش تعلیق و پیشبرد مداوم موقعیتهاست. این انتخاب برای مخاطبی که انتظار ماجرایی پرتنش و کمدرنگ دارد مناسب است.
در عوض، فیلم فرصت اندکی برای ساختن پیوند میان شخصیتها، توضیح جهان داستان یا پروراندن تدریجی اضطراب دارد. بحران چنان زود همهچیز را دربرمیگیرد که بخشی از ظرفیت دراماتیک گروه از دست میرود. شوخیها نیز گاه با فضای سنگین اثر همخوان نیستند. طنز میتواند در داستانی پرتنش نقش مکثی کوتاه و انسانی داشته باشد، اما وقتی لحن شوخی ناگهان از دل اضطراب بیرون میزند، ممکن است توجه را از خطر منحرف کند.
« مشکل آن است که فیلمنامه مجال چندانی برای تبدیل این تفاوتها به شخصیتهایی عمیق و بهیادماندنی فراهم نمیکند. »
جمعبندی
مسئله این نیست که فیلم باید یکسره عبوس باشد؛ مسئله، ناهماهنگی میان شوخی و لحظهای است که باید ترس را انباشته کند. اگر شوخیها دقیقتر و کمشمارتر جای میگرفتند، میتوانستند به شخصیتپردازی کمک کنند، بیآنکه از نیروی تعلیق بکاهند. جمعبندی «Underwater» فیلمی استوار بر تجربه و فضاست، نه بر پیچیدگی داستان یا پرداخت مفصل شخصیتها.
بهترین لحظههایش زمانی شکل میگیرند که تاریکی، فشار آب، محدودیت تجهیزات و طراحی موجودات دست به دست هم میدهند تا تماشاگر را در وضعیتی از بیپناهی قرار دهند. کریستن استوارت حضوری باورپذیر و متمرکز دارد و ریتم تند، فیلم را برای دوستداران داستانهای بقا سرگرمکننده میکند. در مقابل، تصویر بیش از اندازه تاریک، شوخیهای گاه ناهماهنگ و شتاب در معرفی گروه، مانع از آن میشوند که اثر تمام ظرفیت خود را به کار گیرد.
این فیلم برای تماشاگرانی که از وحشتِ محیطهای بسته، اعماق دریا و مواجهه با موجودات ناشناخته لذت میبرند، تجربهای پرکشش فراهم میکند؛ اما اگر انتظار داستانی عمیق، شخصیتهایی با مسیرهای عاطفی پرورده یا تعلیقی کاملاً روشن و سنجیده داشته باشند، ممکن است از محدودیتهایش آگاه شوند. حاصل، اثری جمعوجور و پرتنش است که بیش از آنکه با ظرافت روایی در ذهن بماند، با فضای تهدیدآمیز و تصویر اقیانوسی بیرحم اثر میگذارد.
« جمعبندی «Underwater» فیلمی استوار بر تجربه و فضاست، نه بر پیچیدگی داستان یا پرداخت مفصل شخصیتها. »



ثبت دیدگاه