نقد و بررسی
نقد Across 110th Street | 1972
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهری که خود به شخصیت بدل میشود «Across 110th Street» ساختهٔ بری شیِر، فیلمی جنایی از دل نیویورک اوایل دههٔ هفتاد است؛ اثری که هارلم را نه پسزمینهای تزئینی، بلکه نیرویی زنده و اثرگذار در سرنوشت شخصیتها میسازد. عنوان فیلم به خیابانی اشاره دارد که مرزی جغرافیایی و نمادی میان محلهٔ هارلم و بخشهای دیگر شهر به شمار میرفت؛ مرزی که در فیلم معنای طبقاتی و نژادی نیز پیدا میکند.
ماجرا با سرقتی خونین آغاز میشود و پلیس، مافیا و دزدان را در مسیری مشترک اما با انگیزههایی متفاوت قرار میدهد. بااینحال، فیلم علاقهای ندارد همهچیز را به معمای «چه کسی زودتر میرسد؟» تقلیل دهد؛ اهمیت اصلی در فضایی است که آدمها را در آن گرفتار میکند و انتخابهایی که از دل آن بیرون میآیند.
تعقیبی چندوجهی ساختار روایت از چند خط داستانی تشکیل میشود: تحقیقات پلیسی، جستوجوی مافیا برای یافتن دزدان و کوشش خلافکاران برای گریختن از پیامدهای سرقت. این مسیرهای موازی، تعلیق را بهتدریج میسازند و اجازه نمیدهند تماشاگر فقط از یک زاویه به ماجرا نگاه کند. در این جهان، قانون و جنایت دو قطب ساده و بیابهام نیستند؛ هر گروه منطق، مناسبات و شیوهٔ اعمال قدرت خود را دارد و هیچکس از خشونت پیرامونش بیرون نمیماند.
« این مسیرهای موازی، تعلیق را بهتدریج میسازند و اجازه نمیدهند تماشاگر فقط از یک زاویه به ماجرا نگاه کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب روایی به فیلم وسعت میدهد، اما گاهی هم ریتمش را ناموزون میکند. بخشهایی از میانهٔ فیلم، بهویژه هنگامی که جابهجایی میان خطوط داستانی بیشتر از پیشبرد مستقیم ماجرا اهمیت پیدا میکند، کشدار به نظر میرسند. اثر بهجای آنکه پیوسته شتاب بگیرد، مکثهایی دارد که بعضیشان به ساختن فضا و شناخت شخصیتها کمک میکنند و بعضی دیگر از نیروی تعلیق میکاهند.
بنابراین، انتظار یک فیلم اکشن پرشتاب از ابتدا تا انتها میتواند به برداشت نادرست بینجامد؛ «Across 110th Street» بیش از هر چیز یک درام پلیسی آرامسوز است. دو پلیس، دو جهانبینی یکی از محورهای اصلی فیلم، همکاری پرتنش ستوان ویلیام پوپ و سروان فرانک ماتلی است. پوپ، با بازی یاپت کوتّو، مأموری جوانتر و کمتجربهتر است که به اصول حرفهای و شیوهٔ منظم تحقیق پایبند میماند.
ماتلی، با بازی آنتونی کویین، مأموری باسابقه است که شناخت میدانیاش از هارلم با تعصبهای ریشهدار و رفتار خشن درهم آمیخته است. تفاوت این دو فقط اختلاف سنی یا سبک کاری نیست؛ فیلم از خلال رابطهشان به شکاف میان نسلی و به تبعیض نژادی در نهاد پلیس و جامعه میپردازد. کوتّو نقش پوپ را با خویشتنداری بازی میکند.
« این انتخاب روایی به فیلم وسعت میدهد، اما گاهی هم ریتمش را ناموزون میکند. »
شخصیتها و اجرا
حضور او پرهیاهو نیست، اما همین کنترل و دقت، شخصیتی را میسازد که ناچار است در محیطی آکنده از خشونت، هم پرونده را پیش ببرد و هم جایگاه خود را تثبیت کند. کویین در سوی دیگر، به ماتلی سنگینی و تناقض میبخشد: او میتواند آمرانه و بیرحم باشد، اما چهرهاش در لحظههایی از فرسودگی و تردید نیز خبر میدهد.
تقابل این دو بازیگر به فیلم نیرویی انسانی میدهد که از تعقیب و درگیری فراتر میرود؛ رابطهشان تنشی اخلاقی و اجتماعی ایجاد میکند، بیآنکه به گفتوگوهای توضیحی و شعارزده وابسته شود. هارلم، واقعیت و مرزهای قدرت بزرگترین دستاورد بصری فیلم، حس حضور در مکان است. فیلمبرداری در لوکیشنهای واقعی هارلم به خیابانها، ساختمانها و فضاهای داخلی بافتی ملموس میدهد؛ تصویر بهجای آنکه محله را به منظرهای زیبا و بیخطر بدل کند، زبری و فرسودگی محیط را حفظ میکند.
بخش عمدهٔ فیلم در مکانهای واقعی این محله ساخته شده و این انتخاب به حس مستندگونهٔ اثر کمک میکند. اما این واقعگرایی با تصویری تلخ از جامعه همراه است. نژاد، طبقه و قدرت در اینجا موضوعاتی حاشیهای نیستند؛ در مسیر تحقیق و شیوهٔ برخورد پلیس با مردم حضور دارند. بااینحال، فیلم همیشه در پرداخت این موضوعات یکدست نیست.
« هارلم، واقعیت و مرزهای قدرت بزرگترین دستاورد بصری فیلم، حس حضور در مکان است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاهی نگاهش به روابط نژادی تند و روشنگرانه است، اما گاهی خشونت و بدبینی چنان بر تصویر مسلط میشوند که امکان دیدن زندگی روزمره و پیچیدگیهای بیشتر جامعه محدود میماند. اثر از جهانی سخن میگوید که در آن بیاعتمادی به پلیس، فساد و سلطهٔ باندها همزمان عمل میکنند، بیآنکه برای این بنبست راهحلی ساده عرضه کند.
خشونت بهمثابه زبان روایت خشونت در «Across 110th Street» صرفاً وسیلهای برای افزودن هیجان نیست؛ بخشی از منطق جهان فیلم است. آدمها برای ترساندن، وادارکردن یا خلاصشدن از رقیب به زور متوسل میشوند و پیامدهای این رفتار در بافت داستان باقی میماند. فیلم تصویری ملایمشده از جرم و تعقیب ارائه نمیکند و در بعضی لحظات، بیپرده و سنگین است.
همین خشونت به تعلیق وزن میدهد، هرچند همیشه به یک اندازه قانعکننده از کار درنمیآید. در چند صحنهٔ زدوخورد، اجرای فیزیکی و طراحی حرکتها چنان خام یا ناموزون است که بهجای هراس، اندکی تصنع یا حتی خنده ایجاد میکند. این لغزشها از جدیت کلی فیلم کم میکنند، بهخصوص وقتی فضای اطراف صحنهها تا آن اندازه واقعگرا ساخته شده است.
« فیلم تصویری ملایمشده از جرم و تعقیب ارائه نمیکند و در بعضی لحظات، بیپرده و سنگین است. »
قوتها و کاستیها
همچنین، نورپردازی بعضی موقعیتها برای دنبالکردن حرکت یا تشخیص دقیق افراد کافی نیست. ابهام تصویری میتواند در تریلرها به تعلیق کمک کند، اما اینجا گاهی بیش از آنکه عمدی به نظر برسد، مانعی برای خواندن صحنه است. موسیقی؛ ضربان زیرپوستی فیلم موسیقی ساختهٔ بابی وومک و جی. جی. جانسن، از ماندگارترین عناصر اثر است.
قطعهٔ آغازین با ضربآهنگ پرانرژی و حالوهوای تلخش، از همان ابتدا فضای فیلم را اعلام میکند: شهری که در آن حرکت و هیجان با فرسودگی و تهدید درهم تنیدهاند. این موسیقی فقط همراه تصویر نیست؛ به آن لحن میدهد و میان صحنههای پراکنده پیوندی عاطفی برقرار میکند. قدرت موسیقی در این است که هم ضرباهنگی مستقل دارد و هم با فضای داستان همنشین میشود.
گاهی انرژی آن در برابر کندی بعضی بخشها قرار میگیرد و به فیلم نیرویی تازه میبخشد؛ گاهی نیز تلخیاش بر صحنههایی مینشیند که تصویر بهتنهایی نمیتواند تمام بار عاطفیشان را منتقل کند. برای تماشاگرانی که نخست با قطعهٔ مشهور آغازین به سراغ فیلم میآیند، موسیقی احتمالاً نخستین دریچهٔ ورود خواهد بود؛ اما ارزش اثر به آن محدود نمیشود.
« همچنین، نورپردازی بعضی موقعیتها برای دنبالکردن حرکت یا تشخیص دقیق افراد کافی نیست. »
جمعبندی
جمعبندی «Across 110th Street» فیلمی بینقص نیست: روایتش در میانه گاه از شتاب میافتد، برخی صحنههای خشونتآمیز باورپذیری خود را از دست میدهند و نورپردازی نامتوازن در لحظاتی به فهم تصویر لطمه میزند. بااینهمه، فضای زنده و خشن هارلم، تقابل پربار دو پلیس، بازیهای نیرومند یاپت کوتّو و آنتونی کویین و موسیقی بهیادماندنی بابی وومک، اثر را از یک داستان جنایی معمولی فراتر میبرند.
این فیلم برای مخاطبی مناسب است که از ریتم آرامتر، شخصیتمحوری و تصویری بیپرده از نیویورک دههٔ هفتاد استقبال میکند؛ نه برای کسی که انتظار دارد هر صحنه با تعقیب و انفجار، داستان را به جلو براند. پایانبندی را میتوان بدون افشای جزئیات چنین توصیف کرد: فیلم فشار انباشتهشدهٔ روایت را به نقطهای خشن و پرتنش میرساند، اما آنچه در ذهن میماند فقط سرنوشت پرونده نیست؛ حس شهری است که مرزهایش، چه در نقشه و چه در زندگی آدمهایش، بهآسانی پشت سر گذاشته نمیشوند.



ثبت دیدگاه