نقد و بررسی
نقد وایکینگ (Viking) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حماسهای میان تاریخ و اسطوره «Viking» ساختهٔ آندری کراوچوک، درامی تاریخی و پرخرج است که به جهان روسِ کییفی در سدهٔ دهم بازمیگردد؛ دورانی که در آن فرمانروایی، پیوندهای خونی، آیینهای کهن و خشونت سیاسی درهم تنیدهاند. فیلم از کشمکش در خاندان حاکم آغاز میکند و ما را با ولادیمیر، شاهزادهای جوان و نامشروع، همراه میسازد؛ مردی که در میانهٔ خونخواهی و رقابت قدرت، به انتخابی اخلاقی و دشوار میرسد.
روایت از تاریخ و سالنامههای کهن الهام میگیرد، اما بیش از آنکه بازسازی مستند گذشته باشد، حماسهای سینمایی است که مصالح تاریخی را برای ساختن درامی پرحادثه به کار میگیرد. جهان داستان و قانون خون نیروی محرک فیلم، برخورد میان قانون نانوشتهٔ خونخواهی و میل به گسستن از چرخهٔ انتقام است.
در جهان «Viking»، سرپیچی از عرف نه نشانهٔ فضیلتِ بیهزینه، بلکه اقدامی است که بهای اجتماعی و سیاسی سنگینی دارد. همین تنش، داستان را از یک سلسله نبرد و دسیسه فراتر میبرد: مسئله فقط آن نیست که چه کسی بر تخت مینشیند، بلکه این است که قدرت چگونه میتواند خود را از گذشتهای خشونتبار جدا کند.
بااینحال، فیلم گاهی در شرح منازعات و پیوند میان اشخاص شتاب میکند. رخدادهای مهم پشت سر هم میآیند، اما همهٔ آنها فرصت نمییابند بهدرستی در ذهن مخاطب رسوب کنند. ازاینرو، تماشاگر ممکن است در بخشهایی بیش از آنکه درگیر انگیزههای عاطفی شخصیتها شود، بکوشد نسبت میان جناحها، خویشاوندیها و تصمیمهای سیاسی را دنبال کند.
« بااینحال، فیلم گاهی در شرح منازعات و پیوند میان اشخاص شتاب میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این پراکندگی، از قدرت دراماتیک روایتی میکاهد که در بنیان خود ظرفیت یک تراژدی خانوادگی نیرومند را دارد. ولادیمیر و دشواری تحول دانیلا کوزلوفسکی در نقش ولادیمیر، حضوری متمرکز و متناسب با مقیاس حماسی فیلم دارد. او شخصیتی را تصویر میکند که میان خشم، بیم، میل به بقا و جستوجوی نوعی نظم تازه گرفتار است.
بازی او بهویژه در لحظاتی که ولادیمیر باید میان اقتضای قدرت و خواست درونیاش تصمیم بگیرد، وزن و جدیت لازم را دارد. بازیگران دیگر نیز در ساخت فضای پرتنش خاندان و دربار سهم دارند؛ جهان فیلم از چهرههایی ساخته شده که هر یک به شکلی با خشونت و مصلحت کنار آمدهاند. ضعف اصلی، نه در اجرای بازیگر، بلکه در نحوهٔ پرداخت شخصیت است.
فیلم گذشتهٔ خشن ولادیمیر را بهگونهای در مسیر دگرگونی او مینشاند که گاه بیش از اندازه توجیهگر به نظر میرسد. تحول شخصیت، بهجای آنکه از کشمکش درونی و مواجههٔ پیوسته با پیامدهای اعمالش زاده شود، در بخشهایی به نتیجهای سریع و کمعمق نزدیک میشود. در نتیجه، فاصلهٔ میان مردی که از جهان بیرحم اطرافش شکل گرفته و فرمانروایی که مدعی نظمی متفاوت است، به اندازهٔ کافی کاویده نمیشود.
فیلم ایدهٔ رستگاری را پیش میکشد، اما کمتر درنگ میکند تا نشان دهد این دگرگونی چه هزینهٔ روانی و اخلاقیای دارد. شکوه بصری و خشونت ملموس یکی از دستاوردهای روشن «Viking»، ساختن فضایی زمخت و باشکوه است. دشتها، آبهای سرد، سکونتگاهها و تالارهای قدرت، جهانی را میسازند که در آن آسایش و امنیت نادر است.
« این پراکندگی، از قدرت دراماتیک روایتی میکاهد که در بنیان خود ظرفیت یک تراژدی خانوادگی نیرومند را دارد. »
شخصیتها و اجرا
تصویرپردازی بر وسعت محیط و کوچکی آدمی در برابر سرزمین و جنگ تأکید میکند؛ انتخابی که حس حماسی فیلم را تقویت میکند. طراحی لباس و چهرهپردازی نیز به این جهان، بافتی خشن و جسمانی میبخشد. نبردها از مهمترین ابزارهای فیلم برای انتقال همین حساند. خشونت در اینجا صرفاً زینتی برای هیجان نیست؛ بیانگر نظمی سیاسی است که در آن تصمیمها با شمشیر تثبیت میشوند و هر پیمان ممکن است زیر فشار قدرت از هم بگسلد.
در بهترین لحظات، آشوب میدان نبرد و سنگینی برخوردها تماشاگر را در دل واقعه قرار میدهد. اما کیفیت جلوههای رایانهای یکدست نیست و برخی نماها از واقعنمایی بیرون میزنند. هرگاه تصویر به پسزمینههای دیجیتال یا مقیاسهایی متکی میشود که با صحنهٔ زنده هماهنگ نیستند، شکوه موردنظر فیلم جای خود را به نوعی تصنع میدهد.
تاریخ بهمثابه مادهٔ دراماتیک «Viking» را بهتر است نه بهعنوان درس تاریخ، بلکه بهمنزلهٔ روایتی آزاد از گذشته تماشا کرد. فیلم از شخصیتها و زمینههای تاریخی بهره میگیرد، اما منطق درام را بر بازسازی دقیق همهٔ جزئیات مقدم میداند. این انتخاب به خودی خود ایرادی ندارد؛ مسئله زمانی پدیدار میشود که فیلم میان ادعای واقعگرایی و آزادیهای دراماتیکش تعادل روشنی برقرار نمیکند.
برخی رخدادها و نبردها بیش از آنکه از ضرورت تاریخی یا روانی پیروی کنند، در خدمت شتاب روایت قرار میگیرند. همین دوگانگی در تصویر آیینها و مناسبات سیاسی نیز دیده میشود. اثر میخواهد جهانی از باورهای ریشهدار و قدرتهای پراکنده بسازد، اما همهٔ تفاوتهای فرهنگی و تاریخی را به یک منظرهٔ واحد و تیره فرومیکاهد.
« طراحی لباس و چهرهپردازی نیز به این جهان، بافتی خشن و جسمانی میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، گذشته گاه بیشتر شبیه صحنهای برای حماسهسازی است تا جامعهای پیچیده با قواعد، تضادها و باورهای گوناگون. بااینهمه، فیلم در انتقال احساس بیثباتی و خطرِ جهان خود موفق است؛ جهانی که در آن هیچ تصمیم شخصی از پیامد عمومی جدا نمیماند. روایت، ریتم و پیوند رویدادها ساختار روایی فیلم در عین پرحادثهبودن، از انسجام کامل برخوردار نیست.
حوادث و جابهجاییهای سیاسی فراواناند، اما گاه پیوند علّی میان آنها فشرده یا کمرنگ میشود. نتیجه آن است که بعضی بخشها بیشتر به ایستگاههایی در مسیر حماسه شباهت دارند تا فصلهایی که بهتدریج شخصیتها و مضمون را گسترش دهند. فیلم در پی ساختن تصویری بزرگ از سرنوشت یک فرمانرواست، ولی گاه وسعت جهان داستان را با عمق تجربهٔ فردی او اشتباه میگیرد.
این ناهماهنگی بر ریتم نیز اثر میگذارد. صحنههای پرتحرک و پرهیاهو، انرژی قابلتوجهی به اثر میدهند، اما لحظات آرامتر همیشه به اندازهٔ کافی مجال نمییابند تا تنش را به تأمل تبدیل کنند. اگر روایت زمان بیشتری به پیامد تصمیمها، سوگ و تردید شخصیتها اختصاص میداد، تقابل میان انتقام و صلح تأثیری ماندگارتر مییافت.
فیلم ایدههای خود را بهروشنی مطرح میکند، اما در پرورش تدریجی آنها همیشه به همان اندازه توفیق ندارد. مضمون صلح و بهای قدرت در مرکز فیلم، پرسشی اخلاقی قرار دارد: آیا میتوان نظمی تازه بنا کرد، بیآنکه ابزارهای همان نظم کهنه را به کار گرفت؟ صلح در «Viking» آشتی ساده و بیهزینه نیست؛ بیشتر شبیه پروژهای دشوار است که باید در دل رقابت، ترس و حافظهٔ جمعی پیش برده شود.
« روایت، ریتم و پیوند رویدادها ساختار روایی فیلم در عین پرحادثهبودن، از انسجام کامل برخوردار نیست. »
قوتها و کاستیها
از این منظر، شمشیرها فقط نشانهٔ جنگ نیستند؛ آنها نمایندهٔ زبانیاند که جامعه به کمکش اقتدار را میشناسد. ترک این زبان، برای فرمانروا به معنای خطرکردن در برابر کسانی است که هنوز آن را تنها زبان معتبر میدانند. بااینحال، اثر گاهی میان ستایش قدرت و نقد خشونت مردد میماند. تصاویر حماسی، پیروزی و استواری را باشکوه جلوه میدهند، حال آنکه مضمون اخلاقی فیلم خواهان فاصلهگرفتن از چرخهٔ خون است.
این تناقض میتوانست به غنای اثر بیفزاید، اما به دلیل پرداخت ناکافی شخصیت مرکزی، همیشه به پرسشی عمیق بدل نمیشود. فیلم بیش از آنکه تناقض را بهطور کامل بکاود، گاه از کنار آن میگذرد. جمعبندی «Viking» اثری بلندپروازانه است که در فضاسازی، مقیاس بصری و آفرینش لحظات حماسی توانایی چشمگیری دارد.
بازی کوزلوفسکی و حضور گروه بازیگران، جهان پرآشوب داستان را باورپذیرتر میکند و تقابل میان خونخواهی و صلح، هستهای دراماتیک و جذاب در اختیار فیلم میگذارد. در سوی دیگر، روایت پراکنده، پیوندهای گاه کمرنگ میان رویدادها، تحول ناکافی ولادیمیر و نوسان کیفیت جلوههای بصری از انسجام نهایی آن میکاهند.
حاصل، فیلمی است تماشایی اما ناهموار؛ اثری که بیش از آنکه در ظرافت روانشناختی یا دقت تاریخی بدرخشد، بر شکوه، خشونت و وسعت جهان خود تکیه میکند. برای مخاطبی که حماسههای تاریخی را با نبردهای بزرگ و کشمکش قدرت میپسندد، «Viking» تجربهای گیرا فراهم میآورد؛ اما کسی که انتظار روایتی منسجم و تحول شخصیتی عمیق دارد، ممکن است احساس کند فیلم به ظرفیتهای اصلی داستانش بهتمامی دست نمییابد.
« از این منظر، شمشیرها فقط نشانهٔ جنگ نیستند؛ آنها نمایندهٔ زبانیاند که جامعه به کمکش اقتدار را میشناسد. »



ثبت دیدگاه