نقد و بررسی
نقد آفرینش خدایان ۱: پادشاهی طوفانها (Creation of the Gods I: Kingdom of Storms) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حماسهای که جهان میسازد، اما هنوز راه خود را نمییابد «آفرینش خدایان ۱: پادشاهی توفانها» اثری بلندپروازانه است که میخواهد افسانه، تاریخ، سیاست و نبردهای فراطبیعی را در مقیاسی عظیم به هم پیوند بزند. فیلم از رمان کلاسیک چینی «فِنگشِنیانی» الهام میگیرد و به جای آنکه روایت را به یک ماجرای جنگی سرراست محدود کند، جهانی چندلایه از فرمانروایان، شاهزادگان، ایزدان، نیروهای اهریمنی و پیوندهای خانوادگی بنا میکند.
این انتخاب به فیلم هویتی متمایز میبخشد؛ اما همان گستردگی که به آن شکوه میدهد، گاه انسجام و نیروی دراماتیکش را نیز پراکنده میسازد. داستان در دورهٔ دودمان شانگ میگذرد و از کشمکش بر سر قدرت آغاز میشود؛ کشمکشی که با حضور ارواح و نیروهای آسمانی ابعادی اسطورهای پیدا میکند. فیلم بخش نخست یک سهگانه است و به همین دلیل، بیش از آنکه به مقصدی قطعی برسد، جهان و میدان نبردی را برای ادامهٔ روایت آماده میکند.
این ویژگی، بدون آنکه پایان یا گرههای مهم داستان را آشکار کند، توضیح میدهد چرا برخی مسیرها نیمهگشوده باقی میمانند و چرا فیلم گاهی بیشتر به مقدمهای پرهزینه و مفصل شباهت پیدا میکند تا اثری کاملاً خودبسنده. اسطوره بهمثابه سیاست یکی از جذابترین وجوه فیلم، پیوند میان نبردهای ماورایی و مناسبات زمینی قدرت است.
خدایان در این جهان صرفاً موجوداتی دور از دسترس نیستند؛ تصمیمهایشان در سرنوشت انسانها دخالت میکند و جنگی که بر پرده شکل میگیرد، همزمان نبردی برای قلمرو، وفاداری و حق فرمانروایی است. در سوی دیگر، پادشاهی که قدرت را در قبضه دارد، تنها با دشمنان بیرونی روبهرو نیست؛ فساد و خودکامگیاش بنیان نظم سیاسی را از درون فرسوده میکند.
« اسطوره بهمثابه سیاست یکی از جذابترین وجوه فیلم، پیوند میان نبردهای ماورایی و مناسبات زمینی قدرت است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم با این ترکیب، حالوهوایی میآفریند که نه کاملاً تاریخنگارانه است و نه صرفاً فانتزیِ گریز از واقعیت. اسطوره، زبان اغراقآمیزی میشود برای بیان مسئلههایی ملموس: اطاعت تا کجا فضیلت است؟ وفاداری به یک فرمانروا چه زمانی به همدستی با ستم بدل میشود؟ و آیا تبار و جایگاه اجتماعی میتوانند هویت فرد را تعیین کنند؟
این پرسشها در سراسر فیلم حضور دارند، هرچند همیشه به عمق و تمرکز لازم نمیرسند. مضمون هویت و وفاداری، بهویژه در نسبت میان پدران و پسران و در تردید سربازان دربارهٔ سوگندهایشان، زمینهای انسانی برای این حماسه فراهم میکند. شکوه بصری و جهانسازی مهمترین امتیاز فیلم، توانایی آن در ساختن تصویری باشکوه از جهانی خیالپردازانه است.
لباسها، زرهها، آرایش صحنه و معماری، هر یک در تثبیت سلسلهمراتب و فضای فرهنگی جهان فیلم نقش دارند. جزئیات پوششها صرفاً تزئینی نیستند؛ تفاوت جایگاهها و وابستگیهای سیاسی را به چشم میآورند و به صحنهها وزن و هویت میبخشند. دکورها نیز با تأکید بر عظمت دربارها و پهناوری میدانهای جنگ، حس حضور در حماسهای کهن را تقویت میکنند.
فیلم در طراحی جهان، به الگوی خیالپردازیهای غربی بسنده نمیکند و نشانههای بصری و اسطورهای خود را به میان میآورد. همین تفاوت، تماشای آن را تازه و کنجکاویبرانگیز میکند؛ بهویژه برای مخاطبی که کمتر با افسانههای چینی آشناست. با این حال، عظمت بصری همیشه با پرداخت یکدست همراه نیست.
« فیلم با این ترکیب، حالوهوایی میآفریند که نه کاملاً تاریخنگارانه است و نه صرفاً فانتزیِ گریز از واقعیت. »
شخصیتها و اجرا
در بعضی لحظهها جلوههای ویژه به اندازهٔ لباس و دکور قانعکننده نیستند و پیوند میان بازیگران و عناصر رایانهای کمی مصنوعی جلوه میکند. همچنین تاریکی برخی صحنهها، بهجای افزایش ابهت یا تعلیق، جزئیات تصویر را میپوشاند و تماشای نبردها را دشوار میکند. نبردهایی پرتحرک، گاه بیش از اندازه متراکم اکشن فیلم از نقاط قوت آشکار آن است.
نبردها در مقیاسی گسترده طراحی شدهاند و از شمشیرزنی و رویاروییهای تنبهتن تا دخالت نیروهای جادویی را در بر میگیرند. در بهترین لحظهها، حرکت دوربین، طراحی صحنه و ضرباهنگ تدوین به تماشاگر امکان میدهد عظمت درگیری را حس کند، بیآنکه صحنه به مجموعهای بیمعنا از انفجارها و حرکتهای پراکنده تقلیل یابد.
فانتزی فیلم در این بخشها از روایت جدا نمیماند: تواناییهای فراطبیعی شخصیتها بخشی از منطق جهان و ابزار تعیینکنندهٔ موازنهٔ نیروهاست. اما فیلم گاه به این گمان میافتد که هر لحظهٔ مهم باید با صحنهای عظیم همراه شود. آغاز طولانی و بخشهایی از نبردها بیش از نیاز روایت امتداد مییابند و تکرار اوجهای پرهیاهو میتواند از شدت تأثیرشان بکاهد.
تاریکی تصویر نیز در بعضی رویاروییها مانع از آن میشود که طراحی مبارزه و جزئیات صحنه بهخوبی دیده شوند. در نتیجه، اکشن همزمان چشمگیر و ناهمگون است: لحظههایی بسیار گیرا دارد، اما همیشه به اندازهٔ کافی موجز یا خوانا نیست. شخصیتها زیر بار انبوه روایت فیلم با مجموعهای پرشمار از شخصیتها و پیوندهای سیاسی و خانوادگی پیش میرود.
« نبردهایی پرتحرک، گاه بیش از اندازه متراکم اکشن فیلم از نقاط قوت آشکار آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تراکم به جهان داستان وسعت میدهد، اما شناخت و بهخاطر سپردن افراد را دشوار میکند؛ بهخصوص هنگامی که شخصیت تازهای وارد میشود یا روایت ناگهان از یک جبهه به جبههای دیگر میرود. برخی خطوط داستانی برای مدتی طولانی از نظر دور میمانند و سپس دوباره به متن بازمیگردند. تماشاگر در چنین لحظههایی ممکن است بهجای دنبالکردن کشمکش عاطفی، سرگرم مرتبکردن نامها، نسبتها و وفاداریها شود.
میان بازیگران، چهرههایی چون پادشاه ژو و جی چانگ ظرفیت عاطفی و نمایشی بیشتری پیدا میکنند. تقابل میان خشونتِ اقتدارگرایانه و رنج انسانی، به فیلم لحظاتی میدهد که از نمایش صرف عظمت فراتر میروند. در مقابل، شماری از قهرمانان جوان بیشتر حامل وظیفهٔ رواییاند تا شخصیتهایی با تحول درونی کامل.
تصمیمها و تردیدهایشان مهم است، اما فیلم فرصت کافی نمیدهد تا همهٔ این دگرگونیها بهتدریج و با وضوح شکل بگیرند. گروه ایزدان و همراهانشان نیز گاهی با لحن شوخ و سبکتر وارد میشوند؛ این فاصلهٔ لحنی میتواند دلپذیر باشد، ولی همیشه با جدیت فضای سیاسی و تراژیک هماهنگ نیست. ریتم و مسئلهٔ انسجام با زمان اجرایی نزدیک به دو ساعت و نیم، فیلم از مخاطب صبر و تمرکز میطلبد.
مسئله صرفاً طولانیبودن آن نیست؛ بلکه نحوهٔ توزیع اطلاعات و جابهجایی میان خطهای داستانی است. گاهی یک موقعیت درست در آستانهٔ اوج رها میشود تا روایت به شاخهای دیگر بپرد؛ گاهی نیز توضیحهای فراوان جای پیشروی نمایشی را میگیرند. حاصل، ریتمی موجدار است: بخشهایی با انرژی و تعلیق مناسب در کنار قسمتهایی که بیش از حد کش میآیند.
« برخی خطوط داستانی برای مدتی طولانی از نظر دور میمانند و سپس دوباره به متن بازمیگردند. »
قوتها و کاستیها
این ساختار را میتوان تا اندازهای نتیجهٔ انتخاب آگاهانهٔ سازندگان دانست. فیلم قرار است آغاز یک مجموعه باشد و باید هم جهان را معرفی کند و هم زمینهٔ ادامهٔ آن را بچیند. بااینحال، این توجیه همهٔ مشکلات را برطرف نمیکند. آغاز یک سهگانه میتواند پرسشهای زیادی طرح کند، اما بهتر است در همان حال، کشمکشی مرکزی داشته باشد که تماشاگر را تا پایان این بخش با خود همراه نگه دارد.
«پادشاهی توفانها» در ساختن این بستر موفق است، ولی در متمرکزکردن همهٔ عناصر حول یک مسیر واحد، به نتیجهای یکدست نمیرسد. جایگاه فیلم در فانتزی معاصر ارزش فیلم تنها در مقیاس تولید یا شمارش صحنههای نبرد نیست؛ اهمیتش در تلاش برای عرضهٔ حماسهای برخاسته از سنت روایی چین به مخاطبان گستردهتر است.
اساطیر این اثر، برخلاف بسیاری از فانتزیهای جهانیشده، صرفاً با تغییر نامها در قالبی آشنا بازسازی نمیشوند. جهان فیلم ریشه در مجموعهای از باورها، نمادها و روابط فرهنگی ویژه دارد و همین امر به آن طعم و رنگی مستقل میبخشد. تماشاگر ناآشنا ممکن است در ابتدا با انبوه نامها و مفاهیم روبهرو شود، اما همین دشواری بخشی از تجربهٔ مواجهه با جهانی تازه است.
در عین حال، فیلم میان وفاداری به مادهٔ اسطورهای و نیازهای روایت سینمایی در رفتوآمد است. گاه بار اطلاعاتی و گستردگی شخصیتها، داستان را سنگین میکند؛ گاه نمایش پرزرقوبرق و اکشن پرحجم، از ظرافت شخصیتپردازی پیشی میگیرد. این کشمکش، هم محدودیت اثر است و هم بخشی از جذابیتش: «پادشاهی توفانها» فیلمی است که آشکارا میخواهد بزرگ باشد، حتی وقتی هنوز نتوانسته همهٔ اجزای بزرگی خود را کاملاً مهار کند.
« این ساختار را میتوان تا اندازهای نتیجهٔ انتخاب آگاهانهٔ سازندگان دانست. »
جمعبندی
جمعبندی «آفرینش خدایان ۱: پادشاهی توفانها» حماسهای پرتصویر و جاهطلبانه است که در جهانسازی، طراحی لباس و دکور و خلق نبردهای تماشایی توانایی چشمگیری نشان میدهد. آمیختن اسطوره با سیاست، قدرت و وفاداری نیز به آن چیزی بیش از یک نمایش فانتزیِ پرهزینه میبخشد. در برابر این امتیازها، ریتم کند و نابرابر، پرش میان خطهای داستانی، دشواری دنبالکردن شخصیتهای متعدد و جلوههای ویژهای که همیشه همپای طراحی صحنه نیستند، مانع از آن میشوند که فیلم به اثری کاملاً منسجم بدل شود.
با وجود این کاستیها، فیلم در خلق حس ورود به جهانی متفاوت موفق است. بهترین لحظههایش زمانی شکل میگیرند که شکوه بصری، نبرد و پرسش اخلاقی در یک قاب جمع میشوند؛ ضعیفترین بخشهایش نیز زمانی پدیدار میشوند که انبوه جزئیات، فرصت نفسکشیدن را از داستان میگیرد. نتیجه، آغازی پُرابهت و گاه پراکنده برای یک حماسهٔ بلندتر است: تجربهای که ممکن است بیش از آنکه با صیقل رواییاش در خاطر بماند، با مقیاس و تخیل شرقیاش ماندگار شود.
« آمیختن اسطوره با سیاست، قدرت و وفاداری نیز به آن چیزی بیش از یک نمایش فانتزیِ پرهزینه میبخشد. »



ثبت دیدگاه